پندگیری و عبرت آموزی هدف و ضرروت پرداختن به مسائل تاریخی

وقتی مسایل تاریخی بازگو و یاد آوری می‌شوند برخی از دوستان موضع منفی اتخاذ کرده و برخی دیگر نیز از در خیرخواهی و مصلحت اندیشی پیش آمده و به نصیحت می‌پردازند که از پرداختن به مسائل تاریخی و حوادث گذشته دوری کنیم تا مبادا شعله‌های کینه و نفاق را روشن کند و موجب اختلاف بین مردم شود.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۴ سنبله ۱۴۰۰ ساعت ۱۶:۴۴
پندگیری و عبرت آموزی هدف و ضرروت پرداختن به مسائل تاریخی
اتفاقات تلخ و حوادث دردناک زیادی در تاریخ افغانستان
این نوع خیرخواهی و مصلحت اندیشی، خیرخواهی ساده لوحانه و جاهلانه است زیرا باعث می‌شود که انسان حقیقت را فدای مصلحت کند آنهم مصلحت‌های ساده لوحانه‌ای که در واقع مصلحت نیست. سکوت در برابر فجایع و حوادث دردناک تاریخی و بازگو نکردن آنها به این دلیل که ممکنن است موجب دلخوری و آزرده شدن خاطر عده‌ای بشود به هیچ عنوان مصلحت نیست.
به وقوع پیوسته است که یاد آوری آنها خاطرات تلخ و اندوهبار گذشته را زنده کرده و موجب تکدر خاطر می‌گردند. به همین دلیل وقتی مسایل تاریخی بازگو و یاد آوری می‌شوند برخی از دوستان موضع منفی اتخاذ کرده و برخی دیگر نیز  از در خیرخواهی و مصلحت اندیشی پیش آمده و به نصیحت می‌پردازند که از پرداختن به مسائل تاریخی و حوادث گذشته دوری کنیم تا مبادا شعله‌های کینه و نفاق را روشن کند و موجب اختلاف بین مردم شود.
برخی دیگر هم انسان را به نفاق افکنی در بین اقشار و اقوام مختلف متهم می‌کنند و می‌گویند حقایق را نگویید تا مبادا موجب بروز نفاق در جامعه شود.
این نوع خیرخواهی و مصلحت اندیشی، خیرخواهی ساده لوحانه و جاهلانه است زیرا باعث می‌شود که انسان حقیقت را فدای مصلحت کند آنهم مصلحت‌های ساده لوحانه‌ای که در واقع مصلحت نیست. سکوت در برابر فجایع و حوادث دردناک تاریخی و بازگو نکردن آنها به این دلیل که ممکنن است موجب دلخوری و آزرده شدن خاطر عده‌ای بشود به هیچ عنوان مصلحت نیست. اگر قرار باشد که به دلیل احتمال تنش‌های قومی، سیاسی، زبانی و مذهبی از بازگوکردن حوادث و اتفاقات تاریخی  خودداری شود دیگر نباید هیچ رویداد تاریخی را یاد آوری کرد و در کتابهای درسی گنجاند چون ممکن است عده‌ای از بازگوکردن آن ناراحت شوند.
به کرات پیش آمده است که هروقت ما مطلبی در مورد حوادث تاریخی بخصوص فجایع تاریخی در دوران معاصر پرداخته ایم عده‌ای به اصطلاح خیر اندیش و نصیحت گر پیدا می‌شوند و از ما انتقاد می‌کنند و نیش و طعن می‌زنند.
اگر همیشه به دلیل ناراحتی و دلخوری عده‌ای از بازگوکردن حقایق و حوادث تاریخی خود داری کنیم باید گلیم تاریخ را جمع کنیم و فاتحه آن را هم بخوانیم زیرا که گفتن حقایق تاریخی همیشه به ضرر گروه و جریانی خواهد بود و خاطر آن‌ها را مکدر خواهد کرد.
برخی می‌گویند کاه کهنه را باد نکشید! برخی هم می‌گویند دست از تفرقه بردارید و برخی دیگر می‌گویند مصلحت نیست!
در تاریخ 23 سنبله/شهریور به مناسبت سالروز آن فاجعه دردناک و اسفبار که ضربه سهمناک و جبران ناپذیری به جامعه شیعه وارد ساخت و موجب کشته وزخمی شدن حدود 30 هزار نفر انسان بی‌گناه گردید ما مطلبی تحت عنوان"23 سنبله زخم ناسوری بر پیکر جامعه شیعیان افغانستان و مردم غرب کابل" به نشر رساندیم بازهم سرو کله‌ای همین مصلحت اندیشان ساده لوح پیدا شدند و به انتقاد از ما و نصیحت ما پرداختند و همان حرف‌های تکراری و نصایح تکراری شان را بازگو نمودند که فعلا شرایط جامعه چنین است و بازگوکردن این مسائل چنان! برخی دیگر هم در انتقاد از ما نوشتند: «جامعه تشیع یک دست باشد به نفع همه است. لطفا چنین مسائل که بوی نفاق از آن بیرون میشود نشر نکنید. جامعه تشیع اکنون از هر زمانی بیشتر نیاز به هماهنگی و همبستگی دارد. بد ترین پست است که گذاشتید.»
خدمت این عده از نصیحت گران و مصلحت اندیشان عرض کنم که بازگو کردن مسائل تاریخی و یاد آوری فجایع گذشته به هدف پندگیری و عبرت اندوزی از خطاهای
جالب این جاست که همین عزیزان مصلحت اندیش و نصیحت گر- زمانی که عده‌ای با شدت تمام بر طبل قوم‌گرایی کوبیده و تعصبات لجام گسیخته قومی تباری را ترویج می‌کنند و تهمتای ناروا بر اقوام دیگر و رهبران آنها روا می‌دارند و یا بر ارزشهای دینی و ملی یورش می‌برند و آنها را به سخره می‌گیرند و بر پیشویان دینی می‌تازند و حرمت امامان و پیامبر را می‌شکنند- غایب اند و یا مهر سکوت برلب دارند!
گذشته است. برای اینکه در آینده چنین حوادثی تکرار نشود و از وقوع فجایع مشابه جلوگیری شود باید به تاریخ گذشته مراجعه نموده و آن‌ها را بازگو و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم و علل وعوامل آن را مورد بررسی قرار دهیم تا در آینده از وقوع آن پیش گیری شود نه اینکه به دلیل دلخوری و ناراحتی احتمالی عده‌ای سکوت کنیم و حقایق را یاد آوری نکنیم.
اگر همیشه به دلیل ناراحتی و دلخوری عده‌ای از بازگوکردن حقایق و حوادث تاریخی خود داری کنیم باید گلیم تاریخ را جمع کنیم و فاتحه آن را هم بخوانیم زیرا که گفتن حقایق تاریخی همیشه به ضرر گروه و جریانی خواهد بود و خاطر آن‌ها را مکدر خواهد کرد. بنابراین دیگر از جنگ‌های صدر اسلام مانند جنگ جمل، جنگ صفین، جنگ نهروان و حادثه عاشورا هم یاد آوری نکنیم زیرا که ممکن است موجب بروز اختلاف شود.
یا از حوادث تاریخ کشور خود هم مانند جنایاتی که عبدالرحمن خان حاکم جبار افغانستان مرتکب شد هم یاد نکنیم چون ممکن است موجب دلخوری عده‌ای شده و موجب شعله ور شدن نفاق قومی و زبانی بشود و از اقدامات و تلاش‌های یک عده در زمان حکومت مرحوم ظاهرشاه برای حذف و محدود کردن زبان فارسی هم حرف نزنیم چون ممکن است موجب اختلافات زبانی بشود. بنابراین بهتر است مهر سکوت برلب زده و خاموشی اختیار کنیم که آن راه صواب است!
جالب این جاست که همین عزیزان مصلحت اندیش و نصیحت گر- زمانی که عده‌ای با شدت تمام بر طبل قوم‌گرایی کوبیده و تعصبات لجام گسیخته قومی تباری را ترویج می‌کنند و تهمتای ناروا بر اقوام دیگر و رهبران آنها روا می‌دارند و یا بر ارزشهای دینی و ملی یورش می‌برند و آنها را به سخره می‌گیرند و بر پیشویان دینی می‌تازند و حرمت امامان و پیامبر را می‌شکنند- غایب اند و یا مهر سکوت برلب دارند و یا نصیحت‌های شان یادشان می‌ روند!
کد مطلب: 97643
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل