تداوم گفتگو با طالبان فرصت سوزی و ساده لوحانه است

کشورهای منطقه و جهان که فکر می‌کردند گفتگوهای صلح افغانستان نتیجه می‌دهد و معتقد بودند که طالبان تغییر کرده و به مذاکرات و گفتگوهای صلح خوشبین بودند نیز کم کم خوشبینی خود را از دست می‌دهند و به ماهیت غیر قابل انعطاف و خشن طالبان پی‌می برند.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۹ سرطان ۱۴۰۰ ساعت ۱۴:۵۲
تداوم گفتگو با طالبان فرصت سوزی و ساده لوحانه است
با
واقعیت این است که میان شعار و عمل طالبان تناقض آشکار وجود دارد و طالبان هیچ گاه به شعارها و وعده‌های خود پایبند نبوده است. طالبان با اینکه بارها اعلام کرده است که متعهد به گفتگو است و به راه حل نظامی اعتقاد ندارد و به زیرساخت‌ها و زیر بناها و تأسیسات عمومی آسیب نمی زند و به غیر نظامیان حمله نمی کند اما در عمل خلاف آن را ثابت کرده است.
اینکه 20 سال از عمر نظام جدید افغانستان می‌گذرد و در این 20 سال تلاش‌های زیادی برای آوردن صلح در افغانستان از جوانب مختلف انجام شده است و دولت افغانستان شورای صلح تشکیل داد تا با گروه طالبان وارد گفتگو شود اما این تلاش‌ها ره به جایی نبرد و حتی طالبان رئیس شورای عالی صلح را هم ترور کرد.
در یک سال اخیر که این گفتگوها شتاب بیشتری گرفته و به صورت جدی تر دنبال می‌گردد بازهم هیچ نتیجه ملموسی نداشته است و هنوز هم در نقطه صفر قرار داریم. پس از اینکه جوبایدن اعلام کرد که نیروهای آمریکایی را تا ماه سنبله/شهریور سال جاری از افغانستان خارج می کند و در پی اعلام خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان ناتو هم تصمیم گرفت که نیروهای خود را از افغانستان خارج کند.
این مسأله باعث شد که گروه طالبان روحیه گرفته و دست به حملات غافلگیرانه علیه مواضع نیروهای دولتی انجام دادند و ولسوالی‌های زیادی را به تصرف خود درآورند. تشدید جنگ موجب شد که بازهم تلاش‌ها برای صلح بیشتر شود تا بتواند از شدت خشونت‌ها بکاهد و گره کور صلح را بگشاید. در نتیجه این تلاش‌ها یک نشست صلح دو روزه در تهران برگزار گردید و همچنین نشست دو روزۀ دیگر با اشتراک هیأت عالی رتبۀ دولت در قطر برگزار شد که هیچ کدام نتیجه ملموس و دستاورد قابل توجهی نداشت و حتی منجر به آتش بس موقت هم نگردید.
طالبان در این مذاکرات هم ذره‌ای از مواضع سرسختانه خود عقب نشینی نکرد و هیچ انعطافی از خود نشان نداد و کماکان بر استقرار نظام اسلامی آن هم بر مبنای قرائت طالبانی از دین تأکید و
طالبان یک گروه تروریستی ایدئولوژیک است و جریان شناسی این نوع گروه‌ها نشان می‌دهد که آنها سازش ناپذیر اند و گفتگو با این گروها بی‌ثمر است. طالبان، داعش، القاعده، جیش محمد، لشکر جنگوی، بوکوحرام، سپاه صحابه و ...همه از یک جنس و قماش اند و جز زبان تفنگ زبان دیگری را نمی‌فهمند.
اصرار ورزید.
همزمان با گفتگوهای قطر ملا هیبت الله رهبر طالبان پیامی به مناسبت عید قربان منتشر نمود که در این پیام بر خلاف ادعای صلح طلبی و اعتقاد به راه حل سیاسی هیچ نشانه‌ای از تغییر در موضع طالبان دیده نشد و در این پیام به نحوی از دیگران خواست که به طالبان تسلیم شوند و امارت اسلامی طالبان را بر افغانستان بپذیرند.
واقعیت این است که میان شعار و عمل طالبان تناقض آشکار وجود دارد و طالبان هیچ گاه به شعارها و وعده‌های خود پایبند نبوده است.
طالبان با اینکه بارها اعلام کرده است که متعهد به گفتگو است و به راه حل نظامی اعتقاد ندارد و به زیرساخت‌ها و زیر بناها و تأسیسات عمومی آسیب نمی زند و به غیر نظامیان حمله نمی کند اما در عمل خلاف آن را ثابت کرده است. طالبان هم با صلح بازی می‌کند و تمرکز دولت و مجامع بین المللی را به گفتگوهای صلح جلب می‌کند تا بتواند با غافلگیری در میدان نبرد امتیاز بگیرد و پیشروی نماید که البته این سیاست طالبان برای آنها نتیجه هم داده است و زمانی که تمام توجه دولت افغانستان بر صلح متمرکز بود طالبان با گسترش جنگ و تشدید خشونت‌ها اقدام به تصرف ولسوالی‌ها نمودند. هم زیر بناها و تأسیسات عام المنفعه را ویران می‌سازد و هم به غیر نظامیان حمله کرده و آسیب
برخلاف خوش‌بینی‌های ساده لوحانه بر تداوم مذاکرات صلح و تأکید بر این مسأله که جنگ راه حل نیست در مورد افغانستان جنگ تنها راه حل است و همانگونه که در سوریه و عراق سرکوب تروریست‌ها نتیجه بخش بود در افغانستان نیز طالبان باید از طریق نظامی و با قوۀ قهریه سرکوب شود زیرا طالبان اراده‌ای برای صلح از طریق گفتگو ندارد و باید با زبان تفنگ با آنها سخن گفت و مانند داعش سرکوب نماید همانگونه که خوارج را در صدر اسلام سرکوب کرد.
می‌زند. با این وجود انتظار صلح از طالبان و تداوم گفتگوها با این گروه فرصت سوزی بیهوده و ساده لوحانه است.
دلیل آن هم این است که اولا طالبان یک گروه تروریستی ایدئولوژیک است و جریان شناسی این نوع گروه‌ها نشان می‌دهد که آنها سازش ناپذیر اند و گفتگو با این گروها بی‌ثمر است. طالبان، داعش، القاعده، جیش محمد، لشکر جنگوی، بوکوحرام، سپاه صحابه و ...همه از یک جنس و قماش اند و جز زبان تفنگ زبان دیگری را نمی‌فهمند.
ثانیا گروه طالبان یک گروه نیابتی است و از خود استقلال ندارد و رهبران این گروه دیکته‌های اسلام آباد را تکرار می‌کنند و پاکستان هم تا زمانی که برخی مسائل کلیدی مانند خط دیورند میان کابل و اسلام حل و فصل نشوند از دخالت در افغانستان و حمایت از گروه‌های تروریستی دست بر نخواهد داشت. از این رو دولت افغانستان به جای تضییع وقت در گفتگو با طالبان و فرصت سوزی‌های بی ثمر بهتر است مستقیما با اسلام آباد وارد گفتگوهای جدی شوند و اختلافات موجود و بی‌هوده را با اسلام آباد برای همیشه حل و فصل نماید.
برخلاف خوش‌بینی‌های ساده لوحانه بر تداوم مذاکرات صلح و تأکید بر این مسأله که جنگ راه حل نیست در مورد افغانستان جنگ تنها راه حل است و همانگونه که در سوریه و عراق سرکوب تروریست‌ها نتیجه بخش بود در افغانستان نیز طالبان باید از طریق نظامی و با قوۀ قهریه سرکوب شود زیرا طالبان اراده‌ای برای صلح از طریق گفتگو ندارد و باید با زبان تفنگ با آنها سخن گفت و مانند داعش سرکوب نماید همانگونه که خوارج را در صدر اسلام سرکوب کرد.
کشورهای منطقه و جهان که فکر می‌کردند گفتگوهای صلح افغانستان نتیجه می‌دهد و معتقد بودند که طالبان تغییر کرده و به مذاکرات و گفتگوهای صلح خوشبین بودند نیز کم کم خوشبینی خود را از دست می‌دهند و به ماهیت غیر قابل انعطاف و خشن طالبان پی‌می برند.
کد مطلب: 97093
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل