تئوری ولایت فقیه پیوند دین دولت و دموکراسی

از نقطه نظر امام خمینی سیاست و پرداختن به امور سیاسی نه تنها امر مذموم بلکه ممدوح و لازم برای علما و روحانیت است. زیرا دین اسلام تنها به امور فردی و عبادی خلاصه نمی شود و امور اقتصادی و اجتماعی را هم در برمی گیرد از این رو برای عملی شدن امور اجتماعی و اقتصادی دین اسلام نیاز به حکومت دینی است تا این امور معطل مانده را به اجرا بگذارد.
تاریخ انتشار : شنبه ۱۸ دلو ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۰۱
تئوری ولایت فقیه پیوند دین دولت و دموکراسی
یکی از مباحثی که در یکی دو قرن اخیر مورد توجه روشنفکران و اندیشمندان قرار گرفته است و در مورد آن صدها کتاب و مقاله نوشته اند مسأله رابطه یا جدایی دین و سیاست است. مسأله جدایی دین و سیاست پس از قرون وسطی و نهضت رنساس در اروپا آغاز و در قرن بیستم به اوج خود رسید و اندیشمندان در اروپا معتقد به جدایی نهاد دولت از نهاد دین بوده و این اندیشه را ترویج می‌کردند تا نهاد دین از صدمات سیاست محفوظ بماند.
 در جهان اسلام و
امام خمینی(ره) معقتد بود که پیامبر(ص) پس از مهاجرت به یثرب و استقرار در مدینه اولین اقدامش تأسیس حکومت بود و پیامبر عملا اداره امور سیاسی و اجتماعی را به عهده گرفت به همین دلیل نظریه جدایی دین از حکومت نظر بی‌اساس و فاقد اعتبار است.
تشیع نیز در بحث رابطه دین و سیاست در بین اندیشمندان و روشنفکران مسلمان مناقشه و نزاع جدی وجود دارد. برخی با انکار هرگونه رابطه میان دین و سیاست، تداخل یکی از آن دو را در امور دیگری موجب ناکارایی طرف مقابل دانسته‌اند و لذا به جدایی کامل آن دین و سیاست توصیه می‌کنند. برخی دیگر نیز با بیان استدلال‌های گوناگون و مستند معتقد به وجود رابطه‌ای عمیق بین دین و سیاست می‌باشند. هر چند این گروه در کیفیت و نوع رابطه دین و سیاست با هم اختلاف‌نظر دارند ولی در این اصل یعنی وجود رابطه متقابل میان دین و سیاست، اتفاق نظر دارند. 
دو عاملی که در جامعه تشیع تفکر جدایی دین از سیاست را تقویت نموده بود یکی دور بودن حوزه های علمیه شیعه بویژه حوزۀ علمیه نجف از دولت و قدرت بود و نهاد دولت در اکثر کشورهای اسلامی در اخیتار اهل سنت بود از این رو فقهای شیعه به مباحث رابطه دین و سیاست اهتمام نمی ورزیدند. و این مسأله به گونۀ غیر رسمی در حوزه‌های علمیه شیعه نهادینه شده بود. بنابراین در حوزه های علمیه شیعه مباحث مربوط به مسائل اعتقادی و کلامی و مباحث مربوط به تکالیف فردی افراد مورد بحث و تحقیق قرار می‌گرفت و از پرداختن به مسائل اجتماعی و سیاسی احتراز می‌کرد.
این اعتقاد که جای علما مدرسه و مسجد است و سیاست امر مذموم و کثیفی است که با آموزه‌های دینی سازگار ندارد و در تضاد است در حوزه های علمیه پذیرفته و نهادینه شده بود.
عامل دوم تقویت اندیشه جدایی دین و سیاست عقب ماندگی علمی، اقتصادی و صنعتی  جوامع اسلامی و پیشرفت جوامع
تئوری ولایت فقیه خط مشی عملی و راهکار مناسب تز ارتباط دین و سیاست را ترسیم نموده و آن را به عنوان یک نظریه نوین و مهم حکومت داری در عصری که جهان به دو قطب شرق و غرب با نظام‌های حکومتی سوسیالیسم و کاپیتالیسم تقسیم شده بود مطرح نمود.
اروپایی پس از نهضت رنسانس و کنار گذاشتن نهاد دین از نهاد حکومت و سیاست است.
پیشرفت سریع اروپا و کشورهای غربی پس از رنسانس و عصر مدرن پس از جدا شدن نهاد دین و نهاد حکومت، این گمان را در میان بخشی از تحصیل کرده های مسلمان تقویت کرد که گویی عامل عقب ماندگی کشورهای اسلامی پیوند دین و سیاست و عامل پیشرفت علمی، اقتصادی و صنعتی اروپا جدا شدن دین از سیاست و اجتماع است. لذا این دسته از روشنفکران مسلمان که عمدتا تحصیل یافتگان فرنگ برگشته بودند برای پیشرفت و بهبود وضعیت سیاسی، اقتصادی و علمی کشورهای اسلامی تئوری جدای دین از سیاست را تبلیغ و ترویج می‌نمودند.
اما زمانی که امام خمینی(ره) قیام علیه حکومت پهلوی را شروع نمود و نظریه حکومت اسلامی و تئوری ولایت فقیه را مطرح نمودند توجه دوباره به مسأله رابطه یا جدایی دین از سیاست مورد توجه قرار گرفت و اندیشمندان مسلمان به تحقیق و مطالعه در این زمینه پرداختند.
از نقطه نظر امام خمینی سیاست و پرداختن به امور سیاسی نه تنها امر مذموم بلکه ممدوح و لازم برای علما و روحانیت است. زیرا دین اسلام تنها به امور فردی و عبادی خلاصه نمی شود و امور اقتصادی و اجتماعی را هم در برمی گیرد از این رو برای عملی شدن امور اجتماعی و اقتصادی دین اسلام نیاز به حکومت دینی است تا این امور معطل مانده را به اجرا بگذارد.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی درست زمانی اتفاق افتاد که به لحاظ اندیشه‌ای، دوران پست مدرن، آغاز شده بود. اندیشوران غربی پس از پایان دوران سیاه و تاریک قرون وسطی باورشان
استقرار جمهوری اسلامی بر مبنای تئوری ولایت فقیه و رأی مردم در ایران نهاد دین، دولت و دموکراسی را بهم پیوند داده و آن را عملی ساخته و با اجرایی کردن آن کارآمدی نظام دینی را به اثبات رسانده و به نظریه جدایی دین و سیاست خط بطلان کشید.
نمی شد که دین بتواند در دنیای جدید، کارایی داشته باشد و بتواند اداره جامعه را بر عهده بگیرد. در چنین فضایی، امام خمینی(ره) با تئوری ولایت فقیه و مطرح کردن شعار جمهوری اسلامی، جمهوریت و اسلامیت را به هم پیوند داده و با دخالت مستقیم مردم در تعیین سرنوشت خود با برگزاری رفراندوم و ایجاد نهاهای انتخابی و برگزاری انتخابات آزاد و انتخاب شدن رئیس جمهور و نمایندگان مجلس توسط مردم و با رأی مردم کار آمدی نظام‌های برخاسته از دین را به باور عمومی بدل ساخته و به اثبات رساند
اما امام خمینی(ره) که با نگاه دینی به سیاست و قدرت می‌نگریست، اهداف میانی و نهایی سیاست را به گونه ای دیگر ترسیم کرد. امام خمینی(ره) معقتد بود که پیامبر(ص) پس از مهاجرت به یثرب و استقرار در مدینه اولین اقدامش تأسیس حکومت بود و پیامبر عملا اداره امور سیاسی و اجتماعی را به عهده گرفت به همین دلیل نظریه جدایی دین از حکومت نظر بی‌اساس و فاقد اعتبار است.
تئوری ولایت فقیه خط مشی عملی و راهکار مناسب تز ارتباط دین و سیاست را ترسیم نموده و آن را به عنوان یک نظریه نوین و مهم حکومت داری در عصری که جهان به دو قطب شرق و غرب  با نظام‌های حکومتی سوسیالیسم و کاپیتالیسم تقسیم شده بود مطرح نمود.
پیروزی انقلا اسلامی ایران در 22بهمن/دلو 1357 و سقوط حکومت پهلوی و استقرار جمهوری اسلامی بر مبنای تئوری ولایت فقیه و رأی مردم در ایران نهاد دین، دولت و دموکراسی را بهم پیوند داده و آن را عملی ساخته و با اجرایی کردن آن کارآمدی نظام دینی را به اثبات رسانده و به نظریه جدایی دین و سیاست خط بطلان کشید.
کد مطلب: 95467
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل