فرصت صلح و خطر تجزیه در صورت شکست مذاکرات دوحه

در شرایط کنونی نیز مذاکرات صلح دوحه بهترین و شاید هم آخرین فرصت صلح برای مردم افغانستان باشد که باید به خوبی از آن استفاده شود که نتیجه آن یک نظام مبتنی بر عدالت و با مشارکت عادلانه همه اقوام ساکن افغانستان و عاری از هرگونه تبعیض قومی، زبانی و مذهبی باشد تا صلح پایدار در کشور حاکم گردد و زمینه بحران‌های بعدی را کاملا از بین ببرد.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲ دلو ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۲۴
فرصت صلح و خطر تجزیه در صورت شکست مذاکرات دوحه
بحران کنونی افغانستان که از 7 ثور/اردیبهشت 1357 آغاز گردید و تا کنون ادامه دارد یکی از طولانی‌ترین بحرانهای کشور در طول تاریخ تأسیس کشوری به نام افغانستان است و بیش از 40 سال از آن می‌گذرد و 4 دهه تلاش برای صلح از طرف دولتهای مختلف افغانستان، جامعه جهانی و سازمان ملل به جایی نرسیده است و هنوز هم امیدی به پایان آن نیست و چشم انداز روشنی برای خاتمه بحران افغانستان مشاهده نمی‌شود.
نخستین تلاشها برای صلح در دهه 60ش از جانب دکتر نجیب الله رئیس جمهور وقت افغانستان آغاز گردید و دکتر نجیب الله سیاست آشتی ملی را اعلام نمود که به هیچ وجه مورد پذیرش گروه‌های جهادی قبول نگرفت و تلاشهای بنین سیوان نماینده سازمان ملل در امور افغانستان و طرح 5 فقره‌ای او برای صلح هم ره به جایی نبرده و ناکام ماند. 
طرح 5 ماده ای بنین سیوان فرصت خوبی برای برقراری صلح در افغانستان بود که از دست رفت و از آن استفاده نگردید و نتیجه از دست دادن فرصت
مذاکرات صلح دوحه می‌تواند آخرین فرصت برای صلح باشد که باید به خوبی از آن استفاده شود وگرنه خطر تجزیه افغانستان را تهدید می‌کند. در صورت شکست مذاکرات صلح قطر جنگ داخلی تشدید خواهد شد و سراسر افغانستان را فرا خواهد گرفت که در آن صورت جامعه جهانی نیز چاره‌ای جز تجزیه افغانستان نمی‌بیند.
صلح تداوم جنگ، ویرانی کابل و گسترش جنگهای داخلی و تنظیمی و ظهور طالبان بود.
پس از آن بزرگترین فرصت صلح و ختم بحران افغانستان کنفرانس بن در دسامبر2001 بود که در صورت استفاده درست از آن می‌توانست مهر پایانی بر بحران طولانی مدت و مرهمی بر زخم چرکین افغانستان باشد که متأسفانه آنهم از دست رفت و مصالح قومی بر منافع ملی چربید و سنگ بنای نظام برآمده از کنفرانس بن کج گذاشته شد و مصلحت اندیشی کوته بینانه جای منافع ملی و واقعیت‌های موجود افغانستان را گرفت و به تعبیض و ستم تاریخی جنبۀ رسمی و قانونی داد که نتیجه‌اش تداوم بحران و احیای دوبارۀ طالبان بود.
در شرایط کنونی نیز مذاکرات صلح دوحه بهترین و شاید هم آخرین فرصت صلح برای مردم افغانستان باشد که باید به خوبی از آن استفاده شود که نتیجه آن یک نظام مبتنی بر عدالت و با مشارکت عادلانه همه اقوام ساکن افغانستان و عاری از هرگونه تبعیض قومی، زبانی و مذهبی باشد تا صلح پایدار در کشور حاکم گردد و زمینه بحران‌های بعدی را کاملا از بین ببرد. هرگونه مسامحه و مصلحت اندیشی غیر واقعی که حاکمیت تک قومی و تبعیض تاریخی را دوباره رسمیت ببخشد و بنای صلح را بر پایه آن استوار سازد موجب استقرار صلح دایمی و پایدار نخواهد شد و حتی در صورت توافق دولت و طالبان بر ختم جنگ و تقسیم قدرت باز هم صلح پایدار به وجود نخواهد آمد و زخم کهنه دوباره سرباز کرده و بحران تازه‌ای تولد می‌یابد.
بنا بر این طرفین درگیر در جنگ و هیأت گفتگو کننده صلح برای برقراری صلح دایمی در افغانستان تنها به تقسیم قدرت اکتفا نکرده و طرح صلح پایدار و جامع براساس مشارکت متوازن همه اقوام کشور پایه ریزی شود تا صلح پایدار تضمین گردد.
مذاکرات صلح دوحه می‌تواند آخرین فرصت برای صلح باشد که باید به خوبی از آن استفاده شود وگرنه خطر تجزیه افغانستان را تهدید می‌کند. در صورت شکست مذاکرات صلح قطر جنگ داخلی تشدید خواهد شد و سراسر افغانستان را فرا خواهد گرفت که در آن صورت جامعه جهانی نیز چاره‌ای جز تجزیه افغانستان نمی‌بیند زیرا آنها دیگر پول اضافی برای کمک به افغانستان و سرباز اضافی برای جنگ در افغانستان نخواهد داشت و از طرفی هم اجازه نخواهد داد که افغانستان بازهم جولانگاه گروه‌های تروریستی شود و بهترین راه را در تجزیه افغانستان می‌بینند.
با روی کار
با روی کار آمدن جوبایدن در امریکا و نشستن وی بر کرسی ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا در صورت شکست مذاکرات صلح تجزیه افغانستان به عنوان یک گزینه بررسی خواهد شد چنانکه آقای بایدن هم در زمان مبارزات انتخاباتی خود و هم قبل از آن به تجزیه افغانستان به عنوان تنها راه حل بحران افغانستان اشاره کرده بود.
آمدن جوبایدن در امریکا و نشستن وی بر کرسی ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا در صورت شکست مذاکرات صلح تجزیه افغانستان به عنوان یک گزینه بررسی خواهد شد چنانکه آقای بایدن هم در زمان مبارزات انتخاباتی خود و هم قبل از آن به تجزیه افغانستان به عنوان تنها راه حل بحران افغانستان اشاره کرده بود.
جو بایدن رئیس جمهور جدید امریکا در مناظره با رقیبان انتخاباتی خود گفته بود که افغانستان سه کشور جداگانه است که سه ولایت شرقی آن نیز از سوی پاکستان به واسطه شبکه حقانی کنترل می‌شود. آقای بایدن در یک مناظره تلویزیونی با سایر داوطلبان نامزدی حزب دموکرات گفته بود که : "درباره افغانستان باید بگویم، من کاملا مخالف ایده ملت‌سازی در این کشور بودم...ممکن نیست که آن کشور متحد شود، هیچ امکان ندارد که آن کشور یکپارچه شود." وی در همین خصوص اضافه کرد که اما شاید بتوان با اقداماتی از انجام حملات بیشتر از خاک افغانستان جلوگیری کرد.
آقای بایدن تصریح کرده بود که به دنبال سفرهایش به افغانستان، از شناختی که از این کشور دارد امریکا نمی‌تواند افغانستان را به یک واحد مبدل کند.
جو بایدن گفته است که نیروهای امریکایی باید از افغانستان بیرون شوند و پاکستان پایگاهی را برای این نیروها در خاکش فراهم کند تا نیروهای امریکایی بتوانند از آنجا عملیات‌های ضد هراس افگنی را انجام دهد.
آنتونی بلینکن نامزد وازرت امور خارجه در دولت بایدن هم گفته است که نیروهای امریکایی از افغانستان خارج می شود. آقای بلینکن که از سوی جو بایدن برای مقام وزارت خارجه نامزد شده است، در یک جلسه استماعیه مجلس سنا گفت: «ما می‌خواهیم که جنگ‌های به اصطلاح همیشگی را ختم کنیم. ما می‌خواهیم که سربازان خود را به خانه برگردانیم. 
از سوی دیگر شخصیت‌ها و فرماندهان نظامی مقتدر جهادی افغانستان همچون آقای یونس قانونی رئیس سابق مجلس نمایندگان، جنرال عطا محمد نور رئیس اجرایی جمعیت اسلامی افغانستان و اسماعیل خان والی سابق هرات نیز تهدید کرده بودند که در صورت شکست مذاکرات صلح دوباره جبهه مقاومت ضد طالبان را تشکیل داده و به مقابله نظامی با این گروه خواهد پرداخت.  که در این صورت جنگ تمام عیار افغانستان را فراخواهد گرفت که ممکن است کشور را به سوی تجزیه سوق دهد. بنابراین طرفین منازعه از این فرصت استفاده بهینه کرده و فرصت صلح را مغتنم شمرده و آن را از دست ندهند.
کد مطلب: 95330
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل