مذاکرات صلح دوحه، موانع و چالش‌های فرا روی آن

یکی از مهم ترین چالش‌های فرا روی روند صلح افغانستان انحصارطلبی و تمامیت خواهی قومی است. افغانستان یک کشور چند قومی با زبانها و مذاهب مختلف است و هیچ قومی از اکثریت مطلق برخوردار نیست. منافع و مصالح ملی و آموزه‌های دینی اقتضا می کند که برای صلح و ثبات دایمی در افغانستان همه اقوام از حقوق برابر نسبت به حضور خود برخوردار باشند.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۶ جدی ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۰۲
مذاکرات صلح دوحه، موانع و چالش‌های فرا روی آن
مذاکرات صلح افغانستان که با تلاشهای دولت افغانستان و زلمی خلیل زاد نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان در قطر آغاز گردیده با موانع و چالش‌های زیادی مواجه است.
موانع فراروی روند صلح هم عوامل داخلی دارند و هم عوامل
متأسفانه دو ویژگی منفی درگروه طالبان باعث کندی روند صلح شده است که این دو ویژگی زیاده خواهی و عدم استقلال طالبان از اسلام آباد است. طالبان از طرفی می‌خواهند کل قدرت را در اختیار داشته باشند و دیگران به حیث شرکای کوچک و مطیع طالبان باشند و از طرف دیگر آنها صلاحیت تصمیم گیری بزرگ به نفع کشور و منافع ملی ندارند و هرچیزی را که مقامات اسلام آباد دیکته می‌کنند مطرح کرده و براساس آن تصمیم می‌گیرند.
خارجی افغانستان عبارت اند از:
الف: موانع مربوط به عوامل داخلی.
1. انحصار طلبی و تمامیت خواهی قومی
یکی از مهم ترین چالش‌های فرا روی روند صلح افغانستان انحصارطلبی و تمامیت خواهی قومی است. افغانستان یک کشور چند قومی با زبانها و مذاهب مختلف است و هیچ قومی از اکثریت مطلق برخوردار نیست. منافع و مصالح ملی  و آموزه‌های دینی اقتضا می کند که برای صلح و ثبات دایمی در افغانستان همه اقوام از حقوق برابر نسبت به حضور خود برخوردار باشند اما متاسفانه طی صده های اخیر برخی اقوام با تکیه برقدرت سیاسی و نظامی خویش سعی کرده اند اقوام دیگر را به حاشیه برده و خود زمام تمام امور کشور را برعهده داشته باشند و در نتیجه منابع مالی و برنامه های توسعه‌ای نیز تنها در اختیار یک قوم بوده است و این مسأله موجب رشد نامتوازن کشور و باعث نارضایتی خیلی کثیری از شهروندان کشور گردیده است. نارضایتی عمومی از حکومت نیز مسبب نا آرامی‌ها و تنش‌های قومی در کشور می‌شود و زمینه صلح و ثبات دایمی را از بین می‌برد. بنا براین برای استقرار صلح و ثبات دایمی اول باید هرگونه تبعیض و برتری طلبی قومی مردود وحقوق شهروندی و برابری همه ساکنان این مرزو بوم به رسمیت شناخته شود. 
2. تقدم منافع قومی، شخصی و جناحی بر منافع ملی
یکی از مهم ترین مشکلات مردم افغانستان شکل نگرفتن هویت ملی و همچنین اهمیت نداشتن منافع ملی است. مقامات و رهبران سیاسی افغانستان در هرگونه معادله اول آن را با منافع شخصی و سپس با منافع قومی و جناحی خویش مورد ارزیابی قرار داده وانگهی راجع به آن تصمیم می‌گیرد و اگر آن معادله به نفع شخصی، قومی و جناحی وی باشد آن را پذیرفته وگرنه رد می کنند هرچند که آن معادله به سود منافع ملی کشور و شهروندان آن باشد. تقدم منافع شخصی، قومی و جناحی بر منافع ملی از زیانبار ترین مصایب مردم افغانستان است برای حل این معضل باید هویت ملی جایگزن هویت قومی و منافع ملی جایگزین منافع فردی، قومی و جناحی شود و همه تصمیم گیری‌ها و معادلات حول منافع ملی انجام بگیرد.  
3. زیاده خواهی و عدم استقلال طالبان
بزرگترین
تداوم جنگ و بی ثباتی در افغانستان منحصر در عوامل داخلی نیستند و عوامل خارجی متعدد نیز در آن نقش دارند از این رو برای برقراری ثبات هم عوامل داخلی و هم عوامل خارجی بحران افغانستان در روند صلح مد نظر قرار داده شود.
مشکل فرا روی روند صلح افغانستان زیاده خواهی و عدم استقلال طالبان است. متأسفانه دو ویژگی منفی درگروه طالبان باعث کندی روند صلح شده است که این دو ویژگی زیاده خواهی و عدم استقلال طالبان از اسلام آباد است. طالبان از طرفی می‌خواهند کل قدرت را در اختیار داشته باشند و دیگران به حیث شرکای کوچک و مطیع طالبان باشند و از طرف دیگر آنها صلاحیت تصمیم گیری بزرگ به نفع کشور و منافع ملی ندارند و هرچیزی را که مقامات اسلام آباد دیکته می‌کنند مطرح کرده و براساس آن تصمیم می‌گیرند. بنابراین اگر گروه طالبان خواهان صلح است باید به خاطر منافع ملی و استقرار صلح در کشور هم از زیاده خواهی دست بردارند و واقعیت‌های عینی جامعه را مدنظر قرار داده و هم باید استقلال خود را به اثبات رسانده و مستقلانه از اسلام آباد تصمیم بگیرند.
ب: موانع مربوط به عوامل خارجی.
تداوم جنگ و بی ثباتی در افغانستان منحصر در عوامل داخلی نیستند و عوامل خارجی متعدد نیز در آن نقش دارند از این رو برای برقراری ثبات هم عوامل داخلی و هم عوامل خارجی بحران افغانستان در روند صلح مد نظر قرار داده شود. عوامل خارجی بحران افغانستان عبارت اند از:
1. زیاده خواهی پاکستان
کشور پاکستان از بدو تأسیس همواره
برای استقرار صلح دایمی در افغانستان و حل بحران کشور ابتدا عوامل داخلی بحران مورد توجه قرار گرفته و مسائل داخلی حل و فصل گردد و سپس اجماع منطقه ای و جهانی برای حل این بحران شکل بگیرد تا صلح و ثبات در افغانستان برقرار شود.
سر ستیز با افغانستان داشته است و سعی کرده است تا جامعه و حکومت افغانستان را به هرنحوی تضعیف نماید. مقامات اسلام آباد از افغانستان قدرتمند و با ثبات در کنار خویش احساس خطر می‌نمایند و آن را به نفع ثبات و تمامیت ارضی کشور خود نمی‌دانند از این رو همیشه سعی می‌ورزند تا با سوء استفاده از مذهب و آموزه‌های دینی و با ایجاد گروه‌های شبه نظامی افراطی در امور داخلی افغانستان مداخله نموده و آن را بی‌ثبات سازند. پاکستان صلح و آرامش در افغانستان را در صورتی می‌خواهند که حکومت ضعیف و مطیع اسلام آباد در کابل حاکم باشد و گرنه در غیر این صورت تمام سعی خود را برای تضعیف حکومت و بی‌ثباتی افغانستان به کار می‌گیرد. 
از این رو برای استقرار صلح در افغانستان حکومت افغانستان و جامعه جهانی اسلام آباد را وادار سازند که دست از زیاده خواهی‌های خود بردارد و مانع صلح و ثبات در افغانستان نشود زیرا طولانی شدن بحران در افغانستان در داراز مدت به ضرر پاکستان و برعکس صلح و ثبات در افغانستان به نفع پاکستان خواهد بود و پاکستان از استقرار صلح در افغانستان نفع زیادی خواهد برد و از مسیر افغانستان تجارت خویش را با کشورهای آسیای میانه گسترش داده و منافع اقتصادی زیادی کسب نماید و همچنین از
مهم ترین نکته در حل بحران افغانستان حل مسائل درونی و مشکلات داخلی است. اگر افغانستانیها با هم پذیری و وحدت نظر و محوریت منافع ملی دور هم بیشینند و مشکلات را حل و فصل نمایند عوامل خارجی نمی‌توانند تأثیرات منفی قوی بگذارند؛ آنچه نقش عوامل بیرونی را در بحران افغانستان تقویت می‌کند عوامل داخلی بحران است.
منابقع برق و گاز کشورهای میانه برای رونق اقتصادی خود سود ببرد.
2. منافع متضاد کشورهای همسایه
یکی دیگر از موانع فراروی روند صلح افغانستان منافع متضاد کشورهای همسایه است. گاهی منافع برخی از کشورهای همسایه با منافع برخی دیگر از همسایگان افغانستان در تضاد واقع می‌شود و طبیعتا هرکشوری سعی می‌کند منافع خودش برآورده و منافع دیگری تأمین نشود و این کشورهای برای تأمین منافع خودشان در افغانستان مداخله و یارگیری می‌نمایند و در نتیجه بی‌ثباتی را برای افغانستان رقم می‌زنند.
3. منافع قدرتهای فرامنطقه‌ای
یکی دیگر از موانع فرا روی صلح افغانستان منافع متضاد قدرتهای جهانی و فرامنطقه‌ای است؛ افغانستان به دلیل قرار گرفتن در چهار راهی بزرگ و اهمیت ژئوپلیتیک خود از دیر باز مورد توجه جهانگشایان و ابرقدرتهای جهانی نیز بوده است و آنها هم نگاهی مداخلانه جویانه به افغانستان داشته اند و دارند و منافع قدرتهای خارجی با همدیگر در تضاد اند و هرکس می خواهد سهم بیشتر داشته باشد و قربانی این تضاد منافع مردم افغانستان است.
بنابراین برای استقرار صلح دایمی در افغانستان و حل بحران کشور ابتدا عوامل داخلی بحران مورد توجه قرار گرفته و مسائل داخلی حل و فصل گردد و سپس اجماع منطقه ای و جهانی برای حل این بحران شکل بگیرد تا صلح و ثبات در افغانستان برقرار شود.
مهم ترین نکته در حل بحران افغانستان حل مسائل درونی و مشکلات داخلی است. اگر افغانستانیها با هم پذیری و وحدت نظر و محوریت منافع ملی دور هم بیشینند و مشکلات را حل و فصل نمایند عوامل خارجی نمی‌توانند تأثیرات منفی قوی بگذارند؛ آنچه نقش عوامل بیرونی را در بحران افغانستان تقویت می‌کند عوامل داخلی بحران است.
کد مطلب: 95181
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل