بررسی امکان احیاء جبهه مقاومت ضدطالبان در صورت شکست مذاکرات صلح

دشمن مشترک، منافع مشترک و خطر مشترک عواملی است که می‌تواند دوباره جناح‌های پراکنده و متشتت را دور هم جمع کرده و زمینه ساز احیاء مجدد جبهه مقاومت ملی ضد طالبان گردد.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۲ قوس ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۳۰
بررسی امکان احیاء جبهه مقاومت ضدطالبان در صورت شکست مذاکرات صلح
افغانستان پس از ۴ دهه نا امنی نیاز مبرم به صلح دارد؛ صلح و امنیت سراسری اصلی‌ترین خواسته مردم این سرزمین است.
پس از سرنگونی حکومت طالبان و برگزاری کنفرانس بن در سال ۲۰۰۱ فصل نوینی در تاریخ افغانستان گشوده شد و نظام جدید براساس انتخابات و رأی مردم شکل گرفت، قانون اساسی جدید و مدرن به تصویب رسید و امنیت نسبی حاکم گردید و به تعقیب آن میلیارها دلار کمکهای خارجی برای بازسازی افغانستان سرازیر گشت، شرایط و امید به زندگی بهبود یافت و شهرکهای صنعتی و کارخانه‌های تولیدی تأسیس گردید، مکاتب و دانشگاه‌های خصوصی گسترش یافت.
اما متأسفانه حکومت از شرایط به وجود آمده به خوبی استفاده نکرده و موجب از دست رفتن سرمایه‌ها و فرصت‌های موجود گردید. طالبان در سایه مماشات دولت به دلیل تعلقات و ملاحظات قومی دو باره احیاء شده و به گسترش قلمرو خود پرداخت، فساد اداری به اوج خود رسیده و میلیاردها
در صورت شکست مذاکرات صلح اگر بازهم دولت مثل گذشته با طالبان مماشات کند و به دلیل تعلقات قومی به سرکوب آنها نپردازند و همچنان شاهد قربانی شدن مردم به دست این گروه باشند و تنها به صدور بیانیه و محکوم کردن اکتفا نمایند ضرورت احیاء جبهه مقاومت منطقی و عقلانی است
دلار کمک‌های جامعه جهانی برای افغانستان حیف و میل گردید نا امنی دوباره گسترش یافته و کار آفرینان و سرمایه گذاران سرمایه‌های خویش را بیرون کشیدند و برخی کارخانه‌های ایجاد شده نیز به دلیل کمبود برق و سود آور نبودن تولید دست از تولید کشیدند و در نتیجه فقر و بیکاری افزایش پیدا کرد و امید مردم به بهبود زندگی و آینده بهتر کمرنگ گردید.
احیاء مجدد طالبان در سایه مماشات دولت نا امنی را در اکثر ولایات افغانستان کشانده و در روند زندگی مردم اختلال ایجاد کرد. این مسئله موجب شد که دولت افغانستان خواستار صلح با طالبان گردیده و برای صلح با این گروه تلاش نماید و شورای عالی صلح را تشکیل داد که صبغت الله مجددی و سپس در رأس آن شهید برهان الدین ربانی رئیس‌جمهور اسبق افغانستان منصوب شده تا گفتگوهای صلح با طالبان را به پیش ببرد که تلاشهای وی به جایی نرسیده و خود وی نیز به دست این گروه ترور شده و جان باخت.
علیرغم تلاش‌های دولت برای صلح، طالبان هرگونه مذاکره و آشتی با دولت کابل را قاطعانه رد کرده و تلاش‌های دولت برای صلح را با افزایش حملات بر نیروهای دولتی و کشتار مردم پاسخ دادند.
بالاخره پس از سالها تلاش برای صلح و ورود کشورهای مثل روسیه، چین، جمهوری اسلامی ایران، آمریکا و قطر به پروسه صلح و برگزاری نشستهای متعدد در مسکو، ریاض، ابوظبی و دوحه، طالبان قانع گردید پای میز مذاکره حاضر شده و با نمایندگان دولت به مذاکره بپردازند. اما سرسختی طالبان بر مواضع غیر منطقی و تمامیت خواهانه خویش از یک سو و گسترش جنگ و تشدید حملات بر اهداف نظامی و غیرنظامی از سوی دیگر موجب به بن‌بست رسیدن پروسه صلح گردید و امید به صلح و راه حل مسالمت آمیز بحران افغانستان را کمرنگ نمود.
این مسائل موجب نگرانی مردم افغانستان شده و باعث گردید که دوتن از رهبران برجسته و سرشناس جهادی و جبهه مقاومت به طالبان هشدار بدهد که اگر آنها تن به صلح ندهند و همچنان بر راه حل نظامی اصرار ورزند و بخواهند از طریق جنگ و گسترش خشونت به قدرت بازگردند ما ساکت نمی‌مانیم و با احیاء دوباره جبهه مقاومت و با حمایت مردم و نسل جوان افغانستان
دفاع از مردم وظیفه دولت است وقتی دولت در حفاظت از مردم کوتاهی نماید راه دیگری جز احیاء دوباره جبهه مقاومت وجود ندارد.مصلحت مردم افغانستان اقتضا می‌کند که این نیرو دوباره احیا شده و وظیفه حمایت از مردم را به عهده بگیرد.
در مقابل جنگ طلبی و زیاده خواهی آنها خوهیم ایستاد.
اما سؤال این‌جاست که آیا ضرورت به تشکیل چنین نیرویی وجود دارد؟
و آیا در شرایط فعلی که افغانستان دولت قانونی، ارتش و پلیس ملی دارد احیاء دوبارهٔ جبهه مقاومت ضد طالبان امکان دارد و به مصلحت خواهد بود؟
در پاسخ به سؤال اول می‌توان گفت که در صورت شکست مذاکرات صلح اگر بازهم دولت مثل گذشته با طالبان مماشات کند و به دلیل تعلقات قومی به سرکوب آنها نپردازند و همچنان شاهد قربانی شدن مردم به دست این گروه باشند و تنها به صدور بیانیه و محکوم کردن اکتفا نمایند ضرورت احیاء جبهه مقاومت منطقی و عقلانی است و مردم باید خودشان تفنگ به دست گرفته و در مقابل هراس افکنان به مقابله برخیزند و آنها را سرکوب نمایند.
اما در پاسخ سؤال دوم باید گفت که دفاع از مردم وظیفه دولت است وقتی دولت در حفاظت از مردم کوتاهی نماید راه دیگری جز احیاء دوباره جبهه مقاومت وجود ندارد. مصلحت مردم افغانستان اقتضا می‌کند که این نیرو دوباره احیا شده و وظیفه حمایت از مردم را به عهده بگیرد.
اما اینکه امکان احیاء جبهه مقاومت با وجود ازهم پاکشیدگی متحدان و چند دستگی احزاب محور مقاومت مانند جمعیت اسلامی، جنبش ملی و حزب وحدت، تشکیل یک نیروی نظامی متحد و منسجم با دست و جیب خالی وجود دارد یا نه باید گفت که دشمن مشترک، منافع مشترک و خطر مشترک عواملی است که می‌تواند دوباره جناح‌های پراکنده و متشتت را دور هم جمع کرده و زمینه‌ساز احیاء مجدد جبهه مقاومت ملی ضد طالبان گردد.
از لحاظ تئوری چنین چیزی ممکن است و از لحاظ عملی هم چندان دشوار به نظر نمی‌رسد. وقتی این جبهه دوباره احیاء شود امکان تأمین منابع مالی و تسلیحاتی از سوی کشورهای حامی جبهه مقاومت ملی ضد طالبان وجود دارد زیرا قدرت گرفتن طالبان در افغانستان برای همه کشورهای دنیا بخصوص همسایگان افغانسان خطرناک است و این کشورها دوست ندارند دوباره درگیر تروریسم در کشورهای خود باشند.
کد مطلب: 94864
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل