​سردرگمی دولت افغانستان در جاده پرپیچ و خم صلح!

متأسفانه دولت افغانستان استراتیژی مشخصی در قبال جنگ و صلح ندارد و شورای عالی صلح هم با تأثر از دولت کابل و به دلیل عدم هماهنگی واختیارات کافی نمی‌تواند گرهی افتاده در روند صلح را باز کند.
تاریخ انتشار : شنبه ۸ قوس ۱۳۹۹ ساعت ۰۹:۵۵
​سردرگمی دولت افغانستان در جاده پرپیچ و خم صلح!
بعد از ۴۰ سال جنگ ویران کننده و خونبار در افغانستان صلح امرضروری و غیرقابل انکار است و این مسئله به رؤیای مردم خسته افغانستان تبدیل شده‌است. اما متأسفانه مسیر صلح چندان هم هموار نیست و جاده پرپیچ و خم صلح پر از سنگلاخ است و این مسئله سوالاتی را در اذهان مردم ایجاد می‌کند که:
۱. آیا دولت افغانستان استراتیژی مشخصی برای صلح دارد؟
۲. آیا گروه طالبان تن به صلح خواهد داد یا همچنان بر طبل جنگ می‌کوبد و مثل گذشته با توسل به خشونت و دهشت افکنی و اعمال هراس افگنانه به دنبال سیطره بر افغانستان و برقراری مجدد امارت اسلامی است؟
۳. آیا طالبان می‌تواند مستقل از اسلام‌آباد عمل کرده و دربارهٔ مذاکره با دولت افغانستان و برقراری صلح تصمیم بگیرد یا اینکه راه صلح از اسلام‌آباد می‌گذرد؟
۴. نقش قدرتهای منطقه‌ای و فرا منطقه ای در روند صلح چه خواهد بود؟
۵. آیا در شرایط کنونی صلح امکان‌پذیر است؟
آنچه مسلم است این است متأسفانه دولت افغانستان استراتیژی مشخصی در قبال جنگ و صلح ندارد و شورای عالی صلح هم با تأثر از دولت کابل و به دلیل عدم هماهنگی واختیارات کافی نمی‌تواند گرهی افتاده در روند صلح را باز کند.
گروه طالبان علیرغم حضور در مذاکرات صلح دوحه تن به آتش‌بس نمی‌دهد و همچنان برطبل جنگ می‌کوبد و حملات کور کورانه بر اهداف نظامی و غیرنظامی را افزایش داده و هر روز در مناطق مختلف ده‌ها انسان بی گناه و غیرنظامی را به قتل می‌رسانند.
حمله به آموزشگاه کوثر و به خاک و خون کشیدن ده‌ها دانش آموز بی گناه، حمله بر دانشگاه کابل و قتل و عام دانشجویان، موشک باران شهرکابل پس از سفر عمران خان و نا امن کردن مناطق امنی چون بامیان و کشاندن حملات تروریستی در این ولایت و گسترش نا امنی در مناطق امن مرکزی همه و همه نشانگر این است که طالبان عزم جدی برای صلح ندارد و تغییری در رفتار و سیاست این گروه بوجود نیامده و همچنان می‌خواهد با توسل به جنگ و خشونت بر افغانستان تسلط یافته و زمام امور را در دست گیرند.
سیاست طالبان روشن است و آنها دولت کابل را به رسمیت نمی‌شناسد و حتی حاضر به مذاکره با دولت کابل نیست.
آنچه مایه تأسف است بلاتکلیفی دولت افغانستان است که نه اراده سیاسی برای جنگ دارد و نه پلان مشخص برای صلح!
طالبان در چند سال گذشته ثابت ساخته که حاضر به صلح نیست و فقط زبان تفنگ را می‌فهمد اما دولت افغانستان متأسفانه به دلایل تعلقات قومی با طالبان مماشات کرده و علیرغم برتری نظامی، پشتیبانی مردمی و حمایت جامعه جهانی اراده سیاسی برای جنگ ندارد و همین مسئله در سالیان گذشته باعث شده که طالبان دوباره زنده شده و قوت بگیرد و در سایه مماشات دولت هر روز قلمرو خود را گسترش دهد.
دولت کابل برای تأمین صلح و امنیت با توسل به قوه قهریه در داخل به سرکوب بدون ملاحظه طالبان پرداخته و با حمله بر مراکز تجمع و آموزشی این گروه ابتکار عمل را در دست گیرد و در خارج از کشور جامعه جهانی را قانع سازد تا فشار بیشتر برکشورهای حامی طالبان بخصوص پاکستان وارد ساخته و آنها را ودار به قطع حمایت مالی و تسلیحاتی از طالبان نماید.
مسئله دیگر این است که طالبان اهرم فشار پاکستان است و نمی‌تواند مستقل از اسلام‌آباد عمل کرده و بتواند پای میز مذاکره بنشیند.
سیاست خارجی پاکستان بخصوص در قبال افغانستان وهند تحت تأثیر ارتش قدرت مند این کشور بویژه سازمان استخبارت آن I,S,I است.
ارتش پاکستان از طرفی به افغانستان به عنوان عمق استراتیژیک خود نگاه کرده و می‌خواهد یک دولت دست نشانده یا حد اقل نزدیک به اسلام‌آباد در کابل حکم فرما باشد و دولتهایی را که با پاکستان زاویه داشته باشد تحمل نخواهد کرد.
از سوی دیگر دولت پاکستان می‌خواهد خیالش از بابت خط دیورند راحت باشد تا در آینده مشکلی برای این کشور ایجاد نکند.
هرچند که عملاً خط دیورند مرز رسمی افغانستان و پاکستان است و شرایط منطقه‌ای  و جهانی بگونه ای است که امکان الحاق آنسوی دیورند به افغانستان فراهم نیست و دولت افغانستان با اصرار بیهوده بر این مسئله فرصت سوزی کرده و زمینه نگرانی و دخالت اسلام‌آباد را در امور افغانستان فراهم می‌سازد.
پیش نیاز صلح دایمی در افغانستان سرکوب طالبان در داخل، حل مشکلات مرزی و سیاسی با پاکستان و ایجاد تعادل در روابط بین اسلام‌آباد و دهلی است. مذاکرات با طالبان بدون حل مشکلات ذکرشده با پاکستان بی فایده است و ار مغان صلح را در پی نخواهد داشت.
یکی از مشکلات فراه راه صلح افغانستان تضاد منافع کشورهای منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای مثل پاکستان، هند، چین، ایران کشورهای آسیای میانه و عربی و قدرتهای فرامنطقه ای مانند، آمریکا و متحدانش و روسیه در افغانستان است و هرکشوری از دریچه منافع ملی خود به افغانستان و مذاکرات صلح افغانستان نگاه می‌کند و این مسئله مسئله صلح را بغرنج تر می‌کند.
یکی دیگر از پیش نیازهای صلح در افغانستان اجماع منطقه‌ای و بین‌المللی در قبال مذاکرات صلح افغانستان است و تا اجماع منطقه‌ای و جهانی شکل نگیرد و قدرتهای منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای برای ضرورت صلح در افغانستان به اجماع نرسند بعید است مذاکرات صلح ثمر بدهد و در نتیجه با توجه عدم تغییر در رفتار خشونت‌آمیز طالبان و عدم استقلال این گروه از اسلام‌آباد و حل نشدن مشکلات مرزی و سیاسی با پاکستان و عدم اجماع بین‌المللی در شرایط فعلی صلح امکان‌پذیر نیست و باید قبل از مذاکرت صلح پیش نیازهای آن فراهم شود تا مذکرات صلح در آینده به نتیجه برسد.
/پیام آفتاب
کد مطلب: 94809
مولف : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل