​خانواده و سبک زندگی خانوادگی از منظر امام صادق (ع)

مهدی جبرائیلی تبریزی

27 جوزا 1399 ساعت 9:09

خانواده نهادی است مقدس و بی‌بدیل که شخصیت هرکسی پیشتر و بیشتر از هر جای دیگر در آن شکل می‌گیرد و بستری است که سرشت و سرنوشت فرد به مقدار زیادی در آن رقم می‌خورد. از این منظر اسلام خانواده را در جایگاهی غیرقابل قیاس با جایگاه دیگر دانسته و با تشریع احکام و آداب کاربردی و تأثیرگذار، تمام ظرفیت‌های اعتقادی – دینی را درجهت بالندگی و پایندگی آن به‌کار گرفته‌است. در هیچ مذهب و مکتبی به اندازه اسلام خانه و خانواده محترم شمرده نشده‌است.


در مطلب پیش رو اهمیت سبک زندگی خانوادگی و برخی بایدها و نبایدهای مطرح در کیان خانواده از نگاه امام صادق (ع) بررسی شده‌است.

***

خانواده نهادی است مقدس و بی‌بدیل که شخصیت هرکسی پیشتر و بیشتر از هر جای دیگر در آن شکل می‌گیرد و بستری است که سرشت و سرنوشت فرد به مقدار زیادی در آن رقم می‌خورد. از این منظر اسلام خانواده را در جایگاهی غیرقابل قیاس با جایگاه دیگر دانسته و با تشریع احکام و آداب کاربردی و تأثیرگذار، تمام ظرفیت‌های اعتقادی – دینی را درجهت بالندگی و پایندگی آن به‌کار گرفته‌است. در هیچ مذهب و مکتبی به اندازه اسلام خانه و خانواده محترم شمرده نشده‌است. چه توجیهی می‌توان یافت وقتی اسلام برجزئی‌ترین و خصوصی‌ترین روابط زناشویی، رنگ و بوdی معنوی داده و آن را سبب مغفرت و غفران الهی قلمداد کرده، غیر از اینکه داعیه حفظ نظام خانواده را داشته باشد.
به عنوان نمونه امام صادق (ع) می‌فرماید: «هر زنی که به شوهرش بگوید: من از تو هرگز خیری ندیدم، (ثواب) کارش از بین می‌رود». (۱)
یعنی این آثار وحشتناک بر یک کلمه مترتب می‌شود، اگر زنی عملاً به‌خاطر نارضایتی از زندگی آن را دچار تشنج و ازهم‌گسیختگی کند، چه اتفاقی می‌افتد؟ به بیانی دیگر اسلام با نگاه پیشگیرانه، آفت را در نطفه خفه می‌کند. این تاکتیک در خیلی از معارف و آموزه‌های دینی به‌کار گرفته شده‌است. درگیری‌های خانوادگی از همین‌جا نشأت می‌گیرد. پس این نباید یک توصیه اخلاقی صرف تلقی شود.
پیامبراسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هر زنی که در خانه شوهرش چیزی را برای سامان دادن وضع خانه جابه‌جا کند، خداوند نظر رحمت به او می‌کند؛ و هرکس مورد نظر (رحمت) خدا قرارگیرد، خداوند عذابش نمی‌کند. (۲)
براساس این روایت، زن خانواده چون با نظر رحمت و عطوفت در خانه کار می‌کند و این رفتار او موجب نظم و زیبایی خانه می‌شود، همین نظم، آرامش را در فضای خانه و در اعضای آن به وجود می آورد. نتیجه آن هم بر اساس قاعده کلی خلقت «ارحم ترحم» (رحم کن تا رحم و رحمت دریابی) رحمت الهی را نصیب زن خانواده می‌گرداند.
این منظرچقدر می‌تواند ما را در دفع و رفع گرفتاریها یاری رساند. به تعبیر استاد حکیم‌مان علامه جوادی آملی (سلّمه الله) ما اگر به الفبای دین عمل کنیم؛ خیلی از این مشکلات اصلاً بوجود نمی‌آیند.
کاش بازنگری عمیقی نسبت به نگرش اسلام به انسان و رفتارهای او داشته باشیم، آن وقت زیبائی را با همه وجود درک می‌کنیم.
اسلام تشکیلات خانواده را مایه آرامش و سکون می‌داند و از این حیث به چاردیواری زندگی خانوادگی، مسکن نام می‌نهد. مسکن یعنی محل آرامش.
امام صادق (ع) همسر انیس و موافق (همراهِ هم‌رأی) در زندگی را مایه آرامش مرد معرفی می‌کند. (۳)
اما این هدف تحقق یافتنی نیست مگر اینکه پایه آن طوری نهاده شود که پاینده باشد.
دوری از فرهنگ و مرام دین در امر خانواده امروزه خسارتهای جبران‌ناپذیری به فرد و جامعه ما وارد کرده‌است. ارائه آمار و ارقام میدانی این ادعا مقال و مجالی دیگر می‌طلبد.
آنچه در نوشتار حاضر درصدد آن هستیم اینکه زندگی خود را براساس آموزه‌های مکتب امام صادق (ع) به چه سبک و سیاقی پایه‌ریزی کنیم.

تشکیل خانواده

ازدواج در اسلام رابطه مقدسی است که بین زن و مرد ارتباط، وحدت، محبت و مودت قلبی برقرار می‌کند تا زن و مرد در سایه آن، با هم زندگی رضایت‌بخشی را در شادی‌ها و غم‌ها داشته باشند و مسئولیت‌های اجتماعی خود را تا رسیدن به تعالی فردی و محافظت بر کیان بشری انجام دهند.
نگرش قرآن در این مورد، نگرش انسان شناختی و فطری است. قرآن کریم براساس واقعیات خلقت انسان تشکیل خانواده و ازدواج را امری درجهت کمال و تأمین نیازهای بشری در ابعاد وجودی انسان مطرح می‌کند.
آیات قرآن پیرامون اصل امر ازدواج شاهد این سخن می‌باشد:
{وَخَلَقْناکُمْ أزْواجاً}(۴)علامه طباطبائی در ذیل این آیه می‌فرماید: «یعنی ما شما را جفت جفت از نر و ماده آفریدیم، تا سنت ازدواج و تناسل در بین‌تان جریان یابد، در نتیجه نوع بشر تا روزی که خدا خواسته باشد باقی بماند». (۵)

وساطت و تلاش در ازدواج

وساطت در ازدواج رفتاری شایسته و نشانگر روحیه خیرخواهی و بزرگ‌منشی انسان است. خداوند چنین نیت نوعدوستی را ارجمند دانسته و برای آن پاداش بس سترگی قرار داده‌است.
امام صادق (ع) فرمود: «کسی که مجردی را تزویج کند و امکان ازدواج او را فراهم نماید از کسانی است که در قیامت خداوند به آنان نظر لطف می‌کند». (۶)
همچنین فرمودند: «چهار کس در قیامت مورد نظر پروردگارند: آنکه در دادوستد چون طرف معامله پشیمان شود، معامله را برگرداند، غم کسی را بزداید، کسی که برده‌ای را آزاد کند، کسی که بی‌همسران را به ازدواج درآورد». (۷)

جایگاه استخاره در ازدواج

استخاره در لغت به معنای بهترین‌خواهی و خیرخواهی از خدا است و در اصطلاح دینی، واگذاردن انتخاب به خداوند در کاری است که انسان در انجام دادن آن دودل مانده‌است. پس استخاره دارای دو معناست:
اول: طلب خیر نمودن از خداوند متعال در تمامی کارها. در روایات نیز بیشتر از این نوع استخاره یاد شده‌است؛ بنابراین، این نوع از استخاره برای رفع تحیر و سرگردانی نمی‌باشد.
امام صادق (ع) فرمودند: «دو رکعت نماز بخوان و از خدا طلب خیر کن. سوگند به خدا هیچ مسلمانی از درگاه خدا طلب خیر نکرد مگر اینکه قطعاً خداوند خیر او را فراهم سازد». (۸)
نیز در حدیثی از قول خداوند متعال فرمودند: «خداوند عز و جل فرمود: از بدبختی بنده من آن است که کاری از کارهایش را بدون استخاره (طلب خیر) از من انجام دهد». (۹)
دوم: طلب خیر نمودن از خداوند متعال برای رفع تحیر، سرگردانی و دودلی است و مخصوص مواقعی است که انسان دچار شک و تردید است. انسان وقتی می‌خواهد کاری را انجام دهد، ابتدا باید از قوه تفکر وتعقل خود بهره‌مند شود. اگر چنانچه این نیروی درونی نتوانست او را یاری دهد باید از افرادی که صلاحیت مشورت دارند، کمک بگیرد و صلاح خود را از آنان جویا شود و اگر مشورت به نتیجه نرسید، می‌تواند استخاره کند که روش‌های مختلفی برای آن در روایات بیان شده‌است.
در ازدواج، بدون تحقیق و تصمیم‌گیری بر اساس کفویت فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی و… و صرفاً با استخاره تصمیم گرفتن، نه معقول است ونه مورد تأیید شرع مقدس.

انتخاب زن صالح

انتخاب شریک زندگی از مراحل حساس تشکیل خانواده است که اگر با چشم‌باز و براساس واقعیات انجام نگیرد؛ چه‌بسا خسارت‌های جبران‌ناپذیری به بار آورد. امام صادق (ع) در این مورد فرمودند: زن بسان گردنبندی است، نیک بنگر که چه گردنبندی را به گردنت آویزان می‌کنی. (۱۰)

مهریه

مهریه یکی از واجباتی است برعهده شوهر و به‌عنوان دین باید پرداخت شود. به همین خاطرکسی که مهریه‌ای (برای زن قرار دهد) و قصدش این باشد که به او ندهد؛ همانند دزد است. (۱۱) نوع و میزان مهریه باید قبل از عقد ازدواج معلوم و بصورت توافقی بین زن وشوهر معین شود. (۱۲) البته مهریه کم نشانه خیر و برکت زن بیان شده‌است.(۱۳)

شاخصه‌های سبک زندگی مشترک

زندگی مشترک صرفاً بیتوته در زیر یک سقف نیست. یک زندگی آرام و آرامش بخش مستلزم درک متقابل و از روی عقلانیت عطوفت‌بار است. مدیریت خانواده با قانون‌های عرفی و سلیقه‌ای و تحکمی باعث بروز آسیب‌های فردی و اجتماعی شده و فضای خانواده را با چالش‌های ارتباطی مواجه می‌سازد و از بین رفتن خلاقیت‌ها و استعدادها یکی از عوارض آن به‌شمار می‌آید.
از این رو برخی از این شاخصه‌ها را از منظر امام صادق (ع) بررسی می‌کنیم:

حسن خلق
«حُسن» را در لغت زیبا معنی می‌کنند. خلق و خوی زیبا هم، حسن خلق نامیده می‌شود. ملاک درک زیبائی هم عقل انسانی است. یعنی اگر عقل به زیبابودن چیزی حکم کرد، آن زیباست. دلیل آن واکنش‌های مختلف در زندگی روزمره است که در برابر کنش و رفتار غیرمعقول و ناصواب کسی گفته می‌شود که «زشت است». این زشتی را او با عقل خویش درک می‌کند.
تاثیرحسن خلق در معاشرت‌های اجتماعی همواره مورد تأکید اسلام بوده و آثار و برکات زیادی بر آن بیان شده‌است. این حسن معاشرت در خانواده از اهمیت و شأنیت ضروری برخوردار است.
امام صادق (ع) در اهمیت و ضرورت حسن خلق در زندگی می‌فرمایند: «هیچ زندگی‌ای گواراتر از نیکخوئی نیست». (۱۴)
انسان‌های بزرگ و باکرامت با رفتارهای کریمانه شناخته می‌شوند: «سه چیز نشانه بزرگواری انسان است: خوش‌اخلاقی، فرو بردن خشم و فرو پوشیدن چشم». (۱۵)
کرامت اجتناب از پستی‌ها، پلیدی‌ها و پلشتی‌هاست. امیرالمؤمنین (ع) در وصیتی به فرزند بزرگوارشان امام حسن مجتبی (ع) می‌فرمایند: «کرامت و شرافت خویش را با اجتناب از زشتی‌ها حفظ کن». (۱۶) ایشان ضمن توصیه به حفظ کرامت و دوری از پلیدی، کرامت را نقطه مقابل دنائت و پستی بیان فرمودند.
اگر پیامبراکرم (ص) بعثت خویش را در جهت اتمام مکارم اخلاقی توصیف می‌کنند، (۱۷) نشان از جایگاه آن در نظان آفرینش است. چراکه اگر انسان از کرامت به‌دور باشد، شرور و بی‌مبالاتی جامعه بشری را به جهنمی مهلک تبدیل می‌کند. امام هادی (ع) فرمودند: «کسی که نزد خودش احساس شخصیت نکند از شر او ایمن مباش». (۱۸)
حسن خلق از اوصاف انبیاء است. (۱۹)
آن حضرت در مورد علائم اهل بهشت فرمود: «اهل بهشت چهار نشانه دارند: سیمای گشاده، زبان نرم و مهربان، قلب مهربان و دست بخشنده». (۲۰)
راز اینکه صاحب اخلاق زیبا اهل بهشت است، این است که او با اخلاق خویش محیط زیست خود را برای دیگران به بهشتی دنیوی تبدیل کرده‌است و آن بهشت ثمره این بهشت است. از طرف دیگرجایگاهی غیر از بهشت برای صاحبان زیبائی‌ها وجود ندارد.
درنتیجه می‌توان با اخلاق خوش در زندگی، هم خوش زیست و هم عمری طولانی داشت و هم برای دیگران محیطی آرام و لذت‌بخش فراهم کرد.

آثار حسن خلق
افزایش رزق و روزی:
آن حضرت فرمود: «خوی نیکو باعث فراوانی روزی می‌شود». (۲۱)
آبادانی و افزایش طول عمر:
«براستی نیکی و خوش‌خلقی باعث آبادی سرزمین‌ها و افزایش [و طولانی شدن] عمرها می‌شود». (۲۲)
پاک شدن گناهان:
آن حضرت فرمود: «خوی نیکو گناهان را ذوب می‌کند؛ چنان‌که خورشید یخ را آب می‌کند». (۲۳)
اجر مجاهد راه خدا:
«خداوند بر نیک خویی بنده، پاداشی را عطا می‌کند که به مجاهد در راه خودش که در هر صبح و شب می‌جنگد [و همیشه در جهاد است] می‌بخشد». (۲۴)

احترام
احترام یعنی حفظ حرمت و حریم‌های شخصی در روابط و معاشرت اجتماعی. اسلام نقض حریم‌ها را حتی در مورد نزدیکترین علقه‌ها و نسب‌ها نمی‌پذیرد. همچنین هیچ بهانه و مستمسکی نمی‌تواند مجوز تعدّی به حقوق و حدود دیگران قرارگیرد، روابط زناشوئی هم از این اصل اساسی مستثنی نیست. اگر جایگاه زن و مرد در خانه حفظ نشود؛ اداره آن به هیچ عنوان قابل کنترل نخواهد بود و اثرمستقیمی بر روابط همسران و نیز فرزندان خواهد گذاشت. از این رو امام صادق (ع) زن خوشبخت را چنین معرفی می‌فرماید: «خوشبخت است، خوشبخت است؛ آن زنی که شوهرش را احترام کند و آزارش ندهد و درتمام مراحل زندگی از وی اطاعت کند». (۲۵)
از طرف دیگر هم به مردان سفارش می‌کنند که کرامت زن را در رفتارها مورد عنایت قرار دهد:
«وقتی کسی همسری را برای خود انتخاب کرد او را تکریم کند». (۲۶) تکریم به معنی حفظ عزت و اجتناب از رفتارهای توهین‌آمیز و تحقیرکننده است. تکریم او در تمام زمینه‌ها از جمله خوراک و پوشاک و مسکن و نیز مسائل اخلاقی است. این موارد بعنوان نفقه واجب در فقه اسلامی، جزو وظائف مردان به‌شمار می‌آیند.

اظهار محبت
اسلام هیچ کنش و واکنشی را در نظام آفرینش منقطع از عالم ملکوت قبول ندارد. تمام رفتارهای انسانی دارای صورتی ملکوتی هستند. در ابتدای مقاله گفته شد که اسلام خانواده را صرفاً محل بیتوته قلمداد نکرده وجایگاه والائی برای آن قائل شده‌است، ارتباطات درون خانوادگی هم بر اساس این قاعده کلی مد نظر قرار می‌گیرند. تکامل فرد مؤمن و کمال ایمان او با ذکر و دستورات عبادی صرف نیست. اخلاقیات و عواطف چه بسا درمرتبه‌ای از سببیت بالاتر و والاتری در جهت تکامل قرار گیرند و مهم‌تر از آن اینکه براساس دلائل بسیاری از متون دینی، عبادات بدون حسن خلق، نتیجه‌بخش نباشند. قضیه معاذ در تاریخ اسلام را می‌توان مصداق و نمونه بارزی نام برد. با این شرح یکی از مولفه‌های ترقی و تکامل در اسلام، محبت به همنوع و در مبحث مورد بحث، همسر است.
امام صادق (ع) فرمود: «هرچه محبت مرد بر زن بیشتر شود، بر فضیلت ایمانش افزوده می‌شود». (۲۷)
جای بسی تأسف است گاهی ادعا می‌شود که زن، مظلوم اسلام واقع شده‌است. مگر غیر از این است که اسلام را باید با این آموزه‌ها و آداب شناخت؟!
امام محبت به همسر را از معیارهای محبت به اهل بیت (ع) بیان می‌کنند: «هرکس بیشتر دوستدار ما (خاندان عصمت و طهارت) باشد، به زن‌ها (همسرش) نیز بیشتر دوستی می‌کند». (۲۸)
امام صادق (ع) در روایتی به مواردی از واجبات مرد خانواده در زندگی‌اشاره می‌کند: «شوهر در رابطه خود با همسرش از سه چیز بی‌نیاز نیست؛ سازگاری با او تا به این وسیله سازگاری و محبت و عشق او را به خود جلب کند و خوش خویی با او و دلبری از او با آراستن خود برای وی و فراهم آوردن امکانات رفاهی او». (۲۹)
از طرف دیگر زنان خانواده را مژده می‌دهد: «هر زنی که به شوهرش مقداری آب دهد، برای او بهتر از عبادت یکسال است که روزهایش روزه باشد و شبهایش عبادت کند. خداوند به جای هر مقدار آبی که به شوهرش بنوشاند، شهری در بهشت برایش می‌سازد و شصت گناهش را می‌آمرزد». (۳۰)

اظهار قدردانی
امام صادق (ع) در مورد وظیفه اخلاقی زن در برابر بخشش‌های مرد می‌فرمایند: «بهترین زنان شما آن زنی است که چون به او چیزی داده شود، سپاسگزاری کند و اگر به او چیزی داده نشود راضی باشد». (۳۱)
اظهار احساسات مثبت به طرف مقابل، باعث تحکیم روابط و دلگرمی می‌شود، چرا که اگر این ابرازهای زبانی و ملموس و محسوس وجود نداشته باشند، دوستان بطور عام و شریک زندگی بطور خاص تلقی بی‌ملاحظه بودن و ناسپاسی از همدیگر خواهند داشت؛ و این به رابطه آنها لطمه می‌زند. از طرف دیگر قدردانی نشانه رضایتمندی و قانع بودن به دارایی‌های شوهر و درنتیجه باعث تحکیم بنیان خانواده می‌شود.

عفت
به‌طور کلی از نظر اسلام، شوهر، شوهر زن خویش و زن، زن شوهرخود می‌باشد. در فرهنگ اخلاقی اسلام پاکی و خویشتنداری ارزش بوده و نقش تعیین‌کننده در روابط و وفاداری همسران دارد. تنوع‌طلبی جنسی و بی‌عفتی آتشی در بوستان خانواده برمی‌افروزد که شراره آن تا شاخ و بن درخت زندگی را در برمی‌گیرد و به خاکستر تبدیل می‌کند.
اگر قرآن کریم دستور می‌دهد که به زنا نزدیک نشوید (نفرمود زنا نکنید)، به این دلیل است که نزدیک شدن و گام نهادن در وادی هلاکت بار بی‌عفتی همان و گرفتار شدن در مرداب گندیده آن همان.
قانون خلقت، قانون پژواک است، در متون دینی ما زیاد به این اصل‌اشاره شده‌است: «هرکس زنا کند، ناموسش مورد تجاوز قرار گیرد». (۳۲)
امام صادق (ع) فرمودند: «خود را از زنان و ناموس مردم حفظ کنید و چشم طمع به آنها ندوزید، تا زنها و ناموس شما از چشم طمع دیگران حفظ و مصون گردند». (۳۳)
ایشان حفظ عفت را برای زن هم مورد تأکید قرار داده‌است: «بهترین زنان شما آن زنی است که برای شوهرخود زینت می‌کند، اما از بیگانگان خود را می‌پوشاند». (۳۴)
چند نکته از این سخنان به نظر می‌رسد که کلیدی است:
اولا؛ زن با آرایش خود موجب سلب آرامش دیگران می‌شود و براساس قانون خداوند همسر و فرزندان او هم توسط زنان دیگر دچار بی‌قراری و آسیب‌های روانی خواهند شد.
ثانیاً؛ اعتماد همسر خود را از بین خواهد برد.
ثالثاً؛ احتمال تعرض از طرف مردان هوس‌باز وجود دارد.

مدارا کردن با همسر
مدارا و نرم‌خویی با خانواده، مهم‌ترین عنصراخلاقی است که هر مردی باید در منزل داشته باشد تا در سایه آن، بتواند یک زندگی با صفا داشته باشد.
مدارا کردن در روایات متعدد نشانه عقلانیت و ایمان دانسته شده‌است. یعنی انسان عاقل، سازگاری با مردمان و مخصوصاً در محیط خانواده را بهترین روش در مراودات روزمره می‌داند.
هرراهی غیر از مدارا و چشم‌پوشی، سبب تلخ‌کامی در زندگی خواهد شد. مگر عقل می‌پذیرد که انسان در برابر هر خطای دیگران واکنش منفی نشان داده و جبهه‌گیری کند؟!
امام صادق مدارا کردن را جزو حقوق زن دانسته‌است: «یکی از حقوق زن بر مرد این است که اگر کار جاهلانه‌ای انجام دهد او را ببخشد و از او درگذرد». (۳۵)

تربیت فرزند
از دیگر عناصرسبک زندگی، تربیت فرزند است. تربیت انسان اصلی‌ترین مسئولیت پیامبران الهی بوده‌است. اگر خداوند در طول تاریخ بشریت نسخه‌های تربیتی را از طریق پیامبران خویش ابلاغ کرده‌است و تمام عالم را بر محور این قرار داده، نمی‌توان نسبت به آن بی‌تفاوت بود. دفتر تاریخ در سطرسطر خود، خسارتهای سستی در تربیت انسان را ثبت کرده‌است. در همین زمانه خویش به چشم خود می‌بینیم که انسان بی‌نصیب از تربیت الهی، از هیچ جنایت و ناهنجاری فروگذار نمی‌کند.
از این روی با توجه به اهمیت تربیت فرزند مخصوصاً در زمان حاضر ضرورت دارد تا برای تربیت فرزندانی صالح از امام صادق (ع) راهنمایی طلب کنیم.
اهمیت تربیت را در این روایت می‌توان دید: «اگراز عمرت تنها به میزان دو روز مهلت داده شدی، یک روزش را برای ادب خود اختصاص بده تا برای روز مرگ از آن کمک بگیری». (۳۶)
ادب انسان را بهشتی می‌کند: «مؤمن همواره خانواده خود را از دانش و ادب شایسته بهره‌مند می‌سازد تا همه آنان را وارد بهشت کند». (۳۷)
خوشا به حال آنان‌که این سخن را از عمق جان باور کنند که:
«بهترین چیزی که پدران برای پسرانشان به ارث می‌گذارند، تربیت است، نه مال؛ چرا که مال می‌رود و تربیت می‌ماند». (۳۸)
در هیچ مکتب تربیتی نمی‌توان نمونه‌ای پیدا کرد که تربیت فرزند را با مسائل معنوی پیوند بزند. چه ارتباطی بین تربیت صحیح فرزند و بخشش گناهان والدین وجود دارد! این نگاه بلند اسلام به مفاهیم انسان شناختی، عقل را درتحیر قرار می‌دهد.
امام صادق (ع) فرمود: «فرزندان خود را احترام کنید و آنها را خوب تربیت کنید تا خداوند شما را بیامرزد». (۳۹)
همچنین فرمودند: «خداوند متعال نسبت به شخصی که نسبت به فرزند خود محبت بسیار دارد رحمت و عنایت می‌کند». (۴۰)

آموزش معارف دینی
کودکان براساس فطرت پاک خداوندی آفریده شده‌اند و صفحه وجودشان از هر گونه آلودگی و تاریکی پاک است؛ بنابراین استعداد پذیرش معرفت دینی در آنها راحت‌تر و سریعتر است. از سوی دیگر اگراین معارف نورانی به آنها آموزش داده نشوند، زمینه انحراف در آنها بوجود می‌آید.
امام صادق (ع) فرمود: «احادیث اسلامی را به نوجوانان خود بیاموزید (و در انجام این وظیفه تربیتی تسریع نمایید)، پیش از آنکه مخالفان بر شما پیشی گیرند و آنان را گمراه سازند». (۴۱)
ایشان درسخنی دیگر فرمودند: «وقتی کودک ۵ ساله شد، به او گفته شود: دست راست و چپت کدام است؟ وقتی این را دانست، صورت او را به قبله برگردان و به او بگو تا سجده کند، سپس رها شود تا به هفت سال برسد. وقتی هفت سال او تمام شد، به او گفته شود: صورت و دو کف را بشوی. وقتی شست، به او بگوی: نماز بخوان! بعد او را به حال خود واگذار تا ۹ سال او تمام شود. وقتی ۹ سال او تمام شد، وضو یادش بده و او را به نماز وادارکن. وقتی وضو و نماز را یادگرفت، خدا ان‌شاءالله او و پدر و مادرش را می‌آمرزد». (۴۲)
البته لازم است مسئلة نماز با روشهای متنوع مانند داستان، شعر، مسابقه و… به کودک آموزش داده شود.
نیز می‌فرمایند: «[پدرم] ما را جمع می‌کرد و دستور می‌داد تا زمان طلوع آفتاب ذکر بگوییم و دستور می‌داد هر کس می‌تواند قرآن بخواند و آنکه نمی‌تواند ذکر بگوید». (۴۳)
اسماعیل پسر امام صادق (ع) نزد او بود. امام به او فرمود: پسرم! قرآن بخوان. اسماعیل گفت: وضو ندارم. امام فرمود: [قرآن بخوان؛ امّا] به نوشتة قرآن دست نزن و به ورق آن دست بزن!»(۴۴)

وفای به عهد
 وفای به عهد وظیفه‌ای دینی و عقلی است که نسبت به دیگران، بویژه کودکان در سیرة امام صادق مورد توجه قرار گرفته‌است. عمل نکردن به وعده‌های خود سبب تحقیرشخصیت فرزندان و القای دروغگویی به آنان است. از بین رفتن اعتماد کودکان به والدین و بی‌اعتباری آنان نزد کودکان از دیگر عوارض این شاخصه تربیتی است. ایشان می‌فرمایند: «کودکان را دوست بدارید و به آنها محبت کنید، پس اگر به آنان وعده‌ای دادید، به آن وفا کنید؛ زیرا آنان روزی خود را در دست شما می‌بینند». (۴۵)

ــ

پی‌نوشت:
۱. من لا یحضره الفقیه؛ ج‏۳؛ ص۴۴۰. ۲. أمالی شیخ صدوق؛ ص۴۱۱. ۳. خصال ج۱، ص ۲۸۴. ۴. نبأ/ ۸. ۵. ترجمه المیزان، ج‏۲۰، ص ۲۶۱. ۶. وسائل الشیعه، ج۲۰، ص. ۴۵ ۷. وسائل الشیعه، ج۲۰، ص. ۴۶. ۸. کافی، ج۳، ص۴۷۰. ۹. مستدرک الوسائل، ج۶، ص۲۶۲. ۱۰. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۳. ۱۱. فروع کافی، ج ۵، ص ۳۸۳. ۱۲. الکافی (ط - الاسلامیه)؛ ج‏۵؛ ص۳۷۸. ۱۳. من لا یحضره الفقیه؛ ج‏۳؛ ص۲۵۴. ۱۴. الکافی (ط - الاسلامیه)؛ ج‏۸؛ ص۲۴۴. ۱۵. عوالم العلوم؛ ج‏۲۰؛ ص۷۵۷. ۱۶. غرر الحکم و درر الکلم؛ ص۱۴۴. ۱۷. الاختصاص؛ ص۳۳۵. ۱۸. تحف العقول؛ ص۴۸۳. ۱۹. الخصال؛ ج‏۱؛ ص۲۵۱. ۲۰. الإختصاص؛ ص۳۳۵. ۲۱. بحار الأنوار؛ ج‏۶۸؛ ص۳۹۶. ۲۲و ۲۳. الکافی (ط - الاسلامیه)؛ ج‏۲؛ ص۱۰۰. ۲۴. الکافی (ط - الاسلامیه)؛ ج‏۲؛ ص۱۰۱. ۲۵. بحار الانوار، ج ۷۳، ص ۳۵۴. ۲۶. بحار الانوار، ج ۷۳، ص ۸۵. ۲۷. من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص. ۲۵۱. ۲۸. بحار الأنوار؛ ج‏۶۳؛ ص۲۸۷. ۲۹. تحف العقول؛ ص۳۲۳. ۳۰. وسائل الشیعه؛ ج‏۲۰؛ ص۱۷۲. ۳۱. جامع أحادیث الشیعه (للبروجردی)؛ ج‏۲۵؛ ص۱۴۰. ۳۲. من لایحضره الفقیه؛ ج‏۴؛ ص۲۱. ۳۳. الکافی (ط - الاسلامیه)؛ ج‏۵؛ ص۵۵۴. ۳۴. بحارالأنوار (ط - بیروت)؛ ج‏۱۰۰؛ ص۲۳۵. ۳۵. جامع أحادیث الشیعه؛ ج‏۲۵؛ ص۵۳۶. ۳۶. کافی (ط-الاسلامیه)، ج ۸، ص ۱۵۰. ۳۷. مستدرک الوسایل؛ ج۱۲، ص۲۰۱. ۳۸. کافی (ط-الاسلامیه) ج ۸، ص ۱۵۰. ۳۹. مکارم الأخلاق؛ ص۲۲۲. ۴۰. همان؛ ص۲۱۹. ۴۱. روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه؛ ج‏۸؛ ص۶۵۱. ۴۲. من لا یحضره الفقیه؛ ج‏۱؛ ص۲۸۱. ۴۳. الکافی (ط - الاسلامیه)؛ ج‏۲؛ صص۴۹۹–۴۹۸. ۴۴. وسائل الشیعه؛ ج‏۱؛ ص۳۸۴. ۴۵. کافی (ط-الاسلامیه) ج ۶، ص ۴۹.


کد مطلب: 93074

آدرس مطلب: http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/93074/خانواده-سبک-زندگی-خانوادگی-منظر-امام-صادق-ع

پیام آفتاب
  http://www.payam-aftab.com