​لمپنیسم دینی و پنجه کشیدن به سیمای دین (بخش دوم)

در پاسخ به این پرسش چرا برخی از طلبه‌ها، دائماً دست به یخن دین می‌برند، باید به عوامل روانی - شخصیتی، سطح دانش، شرایط سیاسی اجتماعی اشاره نمود و از این زاویه نگریست.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۳۰ ثور ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۰۴
​لمپنیسم دینی و پنجه کشیدن به سیمای دین (بخش دوم)
همان طوری که در بخش نخست اشاره شد، در پاسخ به این پرسش چرا برخی از طلبه‌ها، دائماً دست به یخن دین می‌برند، باید به عوامل روانی - شخصیتی، سطح دانش، شرایط سیاسی اجتماعی اشاره نمود و از این زاویه نگریست.

پیش از همه برخود لازم می‌دانم که به عنوان یک جوان مسلمان، مراتب احترام و ارادت خود را نسبت به دانش آموختگان دینی، عالمان عزتمندی که دین را عمیقاً فهمیده‌اند و متعهدانه برای نشر و تبلیغ آموزه‌های آن و دفاع از دین می‌کوشند و چراغ معارف دین اند و شکوه مسجد و منبر مدیون آنهاست، اعلام می‌دارم و دستان شان را با نهایت اخلاص می‌بوسم و عوامل ذیل را مؤثر در لمپنیسم دینی و حرکت‌های ظاهراً دینی اما دین ستیزانه می‌دانم و امیدوارم با سعه صدر، تأمل به خوانش گرفته شود.

۱- روانی: در دو دهه اخیر و به خصوص در میان تشیع، بیشترین هجمه به دین صورت گرفته و روحانیت به شکل بی‌سابقه ای تخریب و تحقیر شده‌است. در چنین شرایطی عده ای که جایگاه فاخر روحانیت را درک نکرده و به لحاظ روانی و شخصیتی از ثبات لازم برخوردار نبودند، یا سواد دینی لازم را نداشته و نمی‌توانستند، عرض اندام کنند، به عقده حقارت مبتلا شدند. برخی عبا و قبا را دور انداختند، برخی ریش تراشیدند و نیکتایی آویختند تا هویت طلبگی خود را پنهان کنند و کمی احساس راحتی کنند.

۲- شخصیتی: بررسی این افراد نشان می‌دهد که به لحاظ تیپ شخصیتی، کم سواد، کم ظرفیت، شهرت طلب، طمع ورز، نا پرهیزگار، بی‌ثبات، متملق و بازاری اند و نان به نرخ روز می‌خورند. حال در شرایط که فضای غالب رسانه ای (دیداری، شنیداری، مکتوب، حقیقی و مجازی) دین غریب و مسجد کم رونق و بازار لائیسم و سکولاریسم پر رونق است و هجمه‌های سنگین علیه دین وجود دارد و دیگر برای شان ارتزاق از راه دین ممکن نیست، نعل وارونه زده‌اند می‌خواهند با هجمه علیه دین، اظهار وجود کنند، نامی برای خود دست و پا کنند و نانی به کف آرند و به رفاه برسند.

۳- روشن فکر مآبی: چنان‌که اشاره شد از یک سو این لمپن‌ها از سواد دینی عمیق برخوردار نبوده و جزوه پاس هستند و از سوی دیگر به برکت حضور کشورهای غربی روشنفکر مآبی با جان مایه دین ستیزی و ترویج ارزشهای اومانیستی، مود شده و حسابی بازار لائیزم و سکولاریسم گرم است و از سوی دیگر برای دین ستیزی و دین گریزی آزادی بیان مطلق وجود دارد و هیچ قید و بندی دربارهٔ اظهار نظر نسبت به دین، وجود ندارد؛ لذا این جماعت عقده ای و جاه طلب پنجه به سیمای دین می‌برند و به پای بزرگان می‌پیچند و به مجتهدین حمله می‌کنند، آموزه‌های دین را زیر سؤال می‌برند تا روشنفکر نمایی کنند و به چشم بیایند و سکولارها و لائیک‌های داخلی و دول فخیمه غربی نسبت به آنها طور دیگر ببینند و بگویند، درست است که ملا و آخوند است اما معترض است (بخوانید لائیک عمامه به سر است).

۴- فرار از قید و بندهای دینی: روحانی بودن و روحانی ماندن تقید و محدودیت‌های خود را دارد و کسانی که دنبال دنیا و ارضای لذایذ مادی خود هستند، دین گرا بودن / ماندن مانع جدی است؛ لذا دست به هنجارشکنی‌های بی شرمانه می‌زنند تا رفع مانع کنند و به امیال خود برسند. شرمک خود را بزدایند و بی بند و باری‌های خود و خانواده شان را توجیه کنند.

۵- اخذ پناهندگی: همه اذعان داریم که افغانستان از شمار فقیرترین کشورهای جهان است؛ رفاه اقتصادی وجود ندارد، این جماعت رفاه طلب کم سواد که ستاره ای در آسمان و بوریایی در زمین ندارند، تلاش می‌کنند تا به بهشت دنیای خویش که رفاه لازم وجود دارد و بساط عیش و نوش و تلذذ فراهم است، برسند. به این منظور برای خود کیس سازی می‌کنند. مثل محقق نسب، اسد بودا، تقی بختیاری و… اولی حکم ارتداد را زیر سؤال برد، دومی حتی مرتکب سب النبی شد و واقعه کربلا را جنگ برادران ناراضی و برای تصاحب قدرت خواند، سومی خود را با رمان گمنامی مفعول یک روحانی عنوان کرد و… طبیعی بود که متدینان علیه آنها بایستد؛ کیسی برای شان جور شد و پناهندگی گرفتند و به بهشت خود رسیدند. دیگری پایچه یکی از بزرگ دانشمندان دینی این ملک و مؤلف کتاب فاخر المعجم الاحادیث را گرفت، ببینیم که چه وقت نان حزبی اش قطع می‌شود و راهی بهشت شداد می‌شود. کودن‌ترهای شان نو از خواب بیدار شده با طرح مسئله تاریخی رحلت یا شهادت حضرت زهرا شروع کرده و دیگری با زیر سؤال بردن سن تکلیف دختران پای در این وادی گذارده، باید منتظر ماند که کارشان به کجا می‌کشد و به آرمان خود می‌رسند یا خیر.

فشرده اینکه این جماعت حقیر و دنیا زده به دنبال دیده شدن اند. با سواد سطحی و کم عمق دینی که دارند در حوزه‌های علمیه و مجامع علمی، توشه و توان عرض اندام ندارند اما دوست دارند که شهرتی بیابند و به نام و نان و رفاهی برسند یا به بهشت غرب پناهنده شوند، در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی جولان می‌دهند و تز کیس سازی و بزرگ کردن خود را با هجو و همجمه به دین و احکام دینی و بزرگان دینی دنبال می‌کنند.

تزویر و تظاهر این افراد حقیر، مصداق این آیه شریفه قرآن است: «وَ مِنَ النَّاسِ مَن یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فیِ الْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَ یُشْهِدُ اللَّهَ عَلیَ مَا فیِ قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ» (بقره/۲۰۴)

«برخی از مردم وقتی با تو سخن می‌گویند، طوری وانمود می‌کنند که افرادی حق‌پرستند، جانب حق را رعایت می‌کنند، و به صلاح خلق عنایت دارند، و پیشرفت دین و امت را می‌خواهند، در حالی که دشمن‌ترین مردم نسبت به حقند، و دشمنی شان با حق از هر دشمن دیگر شدیدتر است.» (تفسیرالمیزان، جلد ۲، ص۱۴۳)

ادامه دارد…

-حسام تقابی
کد مطلب: 92811
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل