کودک کشی داعش، و ایران ستیزی میراث شوم صهیونیست‌ها در افغانستان

امروزه شواهد و دلایل محکمی در رابطه با تبانی داعش و رژیم صهیونیستی اسرائیل برای کشتن مسلمانان و تخریب سرزمین‌های اسلامی وجود دارد که جز جیره خواران صهیونیسم بین‌الملل و برخی احمق‌ها کسی نمی‌تواند آن را نادیده گرفته یا انکار کند.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۸ ثور ۱۳۹۹ ساعت ۰۹:۰۴
کودک کشی داعش، و ایران ستیزی میراث شوم صهیونیست‌ها در افغانستان
امروزه شواهد و دلایل محکمی در رابطه با تبانی داعش و رژیم صهیونیستی اسرائیل برای کشتن مسلمانان و تخریب سرزمین‌های اسلامی وجود دارد که جز جیره خواران صهیونیسم بین‌الملل و برخی احمق‌ها کسی نمی‌تواند آن را نادیده گرفته یا انکار کند. کودک کشی صهیونیست‌ها در فلسطین یکی از جنایات وحشتناک ضد بشری است که داعش آن را در سوریه و عراق تجربه کرده و چند سال است که در افغانستان انجام می‌دهد.
در سال ۲۰۱۸ بر اساس گزارش آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل، دژخیمان صهیونیست در انتفاضه دوم فلسطینیان، از سپتامبر سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۳ میلادی، ۱۵۱۸ کودک فلسطینی را به شهادت رسانده بیش از ۶ هزار کودک را زخمی و بیش از ۹ هزار کودک دیگر را زندانی نمودند.
 داعشیان و تکفیریان هم در تبانی با فاشیست‌های خونخوار انحصار طلب، صدها کودک و نوجوان شیعه را در کابل، هرات، مزارشریف و مناطق دیگر طی سه سال گذشته به شهادت رسانده‌است. در کابل بیشتر کودکان دانش آموز در مسجد باقرالعلوم، مرکز آموزشی کوثر، مرکز فرهنگی تبیان، مسجد صاحب الزمان و … به خاک و خون غلتیدند. در حالی که بر اساس گزارش کمیسیون حقوق بشر افغانستان، از سال ۱۳۹۳ تا سال ۱۳۹۷ خورشیدی (۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸) بیش از ۵۴۴ شیعهٔ هزاره کشته و حدود هزار نفز دیگر در عملیات‌های انتحاری و غیر انتحاری زخمی شدند.
 اخیراً جنایت فجیع و دردناکی در دشت برچی در غرب کابل اتفاق افتاد که به داعش نسبت داده می‌شود. در این جنایت افراد ملبس به لباس نظامی رسمی با ماشین و سلاح دولتی وارد بیمارستان یکصد تخت‌خوابی برچی شده و به صورت اختصاصی بخش زنان و زایمان آن را مورد حمله قرار دادند. در این حمله ددمنشانه کودکان نوزاد و مادرانشان در آغوش یکدیگر به گلوله بسته شدند که در نتیجه تاکنون ۲۴ نوزاد و مادر شهید و بیش از ۱۵ تن دیگر زخمی شدند.
در افغانستان قبل از تکفیری‌های داعش، ۸۰ یا ۹۰ سال پیش یهودیانی که بعداً به اسرائیل مهاجرت کردند کودکان مسلمان را ربوده و سلاخی می‌کردند. این کار بیشتر در شهر کابل صورت می‌گرفت که ریش سفیدان کابل آن را به خاطر داشته و حکایت می‌کردند. در فاجعه افشار در سال 1371 نیز صهیونیستی تباران مجاهد نما نوجوانان کودک شیعه را به جای تیرباران با راکت آر پی جی هفت هدف قرار می دانند تا قطعه قطعه شده و اثری از آنها باقی نماند. این کار را به منظور قطع نسل انجام می دادند و اعلام هم می کردند.
و اما چرا کودک کشی در شرایط کنونی آن هم در افغانستان؟
دلایل مختلفی برای این جنایت می‌توان برشمرد که اهم آنها عبارتند از:
1- کودک کشی شیوه مبارزه صهیونیست‌ها با دشمنان شان در طول تاریخ بوده‌است و از این طریق دشمن را به شدت آسیب‌پذیر می‌سازند. تکفیری‌ها هم به پیروی از رژیم کودک کش اسراءیل به این حربه متوسل شده‌اند.
2-  انتحار، انفجار و کودک کشی بعد از ظهورداعش، به راهکنشی برای ایجاد رعب و وحشت در جهت اسلام‌ستیزی و بخصوص شیعه ستیزی و از پا درآوردن مقاومت ضد صهیونیستی و استکباری و هسته‌های تقویتی و حمایتی آن، تبدیل شده‌است. داعش و حامیانش از یک سو و فاشیست‌های انحصار طلب افغانی از سوی دیگر جامعهٔ هزاره که اکثریت جامعهٔ شیعه افغانستان را به خود اختصاص داده، مانعی در راه اهداف شوم شان می دانند و برای ضربه زدن به آن از هیچ جنایتی خود داری نمی‌ورزند.
3- به صورت اختصاصی اگر به حوادث هفته‌های گذشته افغانستان نگریسته شود، حمله به بیمارستان در دشت برچی کابل و کشتار نوزادان و مادران، بخشی از پازل کلان تری است که جامعه شیعه به عنوان حامی بالقوه مقاومت ضد استکباری و اشغالگری را از درون و بیرون هدف قرار داده‌است.
 قبل از فاجعه دشت برچی و کودک کشی، رسانه‌ها و تلویزیونهای وابسته به صهیونیسم بین‌الملل در افغانستان بخصوص تلویزیون طلوع، با انتشار آرم فاطمیون در کنار آرم سیاه داعش، تبلیغات وسیع، دروغ، تحریک کننده و گمراه کننده ای را علیه فاطمیون و جمهوری اسلامی ایران به راه انداختند و وانمود کردند که فاطمیون با حمایت ایران در افغانستان جنگ مذهبی راه می‌اندازد و از آن سو عربستان هم برای مقابله با ایران از داعش و گروه‌های وابسته به خود حمایت می‌کند. هیچ دلیل و مدرکی برای این توطئه ارائه نشد و بدون سند ایران ستیزی را تشویق کردند. دولت افغانستان و ارگانهای سیاسی و امنیتی با سکوت و حتی حمایت ضمنی با این توطئه همراهی کردند.
بعد از توطئه ایران ستیزی رسانه ای، فاجعه رود هیرمند در دهنه ذوالفقار واقع در مرز افغانستان با ایران، در ولایت هرات سازمان داده شد. در ابتدا رسانه‌های افغانستان و رسانه‌های معلوم‌الحال انگلیسی و آمریکایی  با پخش تصویرها و گفتگوهای ساختگی ادعا کردند که ۵۶ تن از اتباع افغانستان که غیرقانونی وارد ایران شده بودند توسط نیروهای مرزی ایران شکنجه شده و به رودخانه انداخته شده‌اند. بلافاصله تبلیغات خصمانهٔ وسیعی علیه جمهوری اسلامی ایران بار دیگر آغاز شد و با متهم کردن این کشور به جنایاتی که حامیان و سازمان دهندگان اصلی این جنایت مرتکب می‌شوند، فضای سیاسی و اجتماعی را مسموم و آلوده ساختند. افراد معلوم‌الحال به عنوان نمایندگان پارلمان افغانستان مانند مریم سما و بلقیس روشن و برخی از به اصطلاح تحلیل گران سیاسی در تلویزیون‌های وابسته به منابع غربی و عربی به لجن پراکنی علیه ایران و تهدید این کشور پرداختند. حتی والی هرات نیز در ابتدا غیر مسئولانه سخن گفت. در پی این تبلیغات دروغین یک کامیون باربری ایران را در هرات آتش زدند و پناهندگان افغانی در یونان را تحریک کردن که به پناهندگان ایرانی در اردوگاه شان حمله کنند، در برلین در مقابل سفارت ایران تظاهرات راه انداختند. جانب جمهوری اسلامی در قبال این همه رفتار خصمانه صبورانه برای روشن شدن حقایق تلاش کرد تا این دروغ را ثابت و توطئه را برملا سازد که متأسفانه جانب دولت افغانستان همکاری لازم و به موقع نکرد و برای تبلیغات سوء علیه ایران فرصت داد.



 در جریان تبلیغات خصمانه علیه ایران و شاخ و شانه کشیدن برخی مقامات افغانی، فاجعه کودک کشی در برچی اتفاق افتاد که هدف آن به‌طور عمده جامعه شیعه بود. این حادثه از بس دردناک و ضد انسانی بود که حتی عاملان آن هم مجبور شدند آن را محکوم و به گردن هم بازی‌های دیگری شان بیندازند. بدون شک در این فاجعه و فجایع قبل از آن علیه شیعیان هزاره چه داعش انجام داده باشد چه طالب، نهادهای امنیتی دولت افغانستان به‌طور مستقیم و غیرمستقیم دست داشتند و دارند و اشرف غنی با مداری گری- میمون بازی- نمی‌تواند خود را تبرئه کند.
تجربه نشان می‌دهد در فاجعه کودک کشی و فجایع دیگر از این دست که عناصری از دولت و حامیان خارجی شان دست دارند و مجبور می‌شوند آن را محکوم کنند، مزدوران دیگری از دورن جامعه هزاره وارد بازی می‌شوند و جای خالی تبلیغات سوء قاتلان مردم هزاره و محکوم کردن شیعیان را پر می‌کنند. آن‌ها در چنین شرایطی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به مسائل اختلافی مذهبی پرداخته و با دامن زدن به تفرقه سعی می‌کنند که مذهب تشیع و باورهای شیعی را عامل این فجایع نشان داده و انتحاری‌ها و تروریست‌ها را تبرئه کنند. کاری که قبل از فاجعه دشت برچی، تلویزیون طلوع در رابطه با ایران ستیزی انجام داد.
به‌طور نمونه طلبه نمایی به نام محمدحسین فیاض، بجای مرهم گذاشتن بر زخم مردم در فاجعه کودک کشی تلاش کرد که این جنایت را توجیه کند و علامه مجلسی مجتهد و فقیه نامدار شیعه که بیش از سه قرن از رحلتش می‌گذرد، عامل این جنایت معرفی کند. او در فیس بوک و تلگرام مطلبی تحت عنوان «رد پای شیخ مجلسی در قتل‌عام هزاره‌ها» نوشت و کاربران شبکه‌های اجتماعی را به جای پرداختن به فاجعه دشت برچی به اهانت به علامه مجلسی سرگرم ساخت.
در پست دیگری با مقایسه خلیفه دوم با حضرت علی (ع) شیعیان را مقصر جلوه داد که چرا علی را شهید و عمر را که در هنگام نماز کشته شد شهید نمی‌گویند، و به این ترتیب توجیهی برای کشتار شیعیان توسط تکفیری‌ها جستجو می‌کند. در فجایع سال‌های قبل نیز به انتقاد از امام علی (ع) و امام جعفر صادق (ع) پرداخته و کاربران را به کفر گویی خود مشغول کرد تا جنایت تکفیری‌ها را شستشو دهد.
کد مطلب: 92788
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل