​کالبدشکافی موافقان و مخالفان ثبت هویت سادات در تذکره‌های الکترونیکی

سید مهدی علوی‌

22 حوت 1397 ساعت 13:26

مولف : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب

در بحبوحه جنبش حق‌طلبانه سادات که از متن جامعه و بصورت خودجوش برخاسته بود، کسانی بودند که سودای رهبری و به دستگیری زعامت سادات را در سر می‌پرواندند و سعی کردند از این آب گل‌آلود به نام خود ماهی‌های کلان صید کنند. هر جریان و گروهی سعی کردند تا با سر دادند چند شعار و منتشر کردن چند عکس از جلسات تشریفاتی، خود را سردمدار و رهبر این حرکت معرفی کنند.


اعلام رسمی ریاست جمهوری افغانستان در به رسمیت شناختن سادات افغانستان به عنوان یک قوم و درج نام سادات در تذکره‌های الکترونیکی، قلوب جامعه بزرگ سادات را شاد ساخت و از سوی دیگر شعله خشم بسیاری دیگر از مخالفین این طرح را برافروخت. در یک نگاه کلی می‌توان موافقان و مخالفان این طرح را به شکل زیر دسته‌بندی نموده و انگیزه‌های آن‌ها را شناسایی نمود:
الف) موافقان و حامیان
1) سادات رنجیده خاطر
2) هزاره‌های منصف
3) سادات طمع‌کار
4) کینه‌توزان مفلس
ب) مخالفان و دلواپسان
1) سادات و هزاره‌های دلواپس
2) سادات وابسته
3) کینه‌توزان منزجر

 
الف) موافقان و حامیان
1) سادات رنجیده‌خاطر:
بزرگترین گروه حامیان طرح تثبیت هویت سادات در تذکره‌های الکترونیکی را ساداتی تشکیل می‌دهند که در طی چند دهه اخیر ناملایمات و نامهربانی‌های بسیاری را از سوی تندروترین گروه‌های نژادپرست در جامعه هزاره تجربه کردند. ساداتی که خود را از پیکره جامعه هزاره جدا نمی‌دانستند ولی هدف حملات ناجوانمردانه گروهی از فتنه‌گران قرار گرفتند و انواع تهمت‌ها و تحقیرها مانند انگل جامعه هزاره، خمس‌خور، شیعه درباری و... را شنیدند و صبوری کردند تا شاید این گروه فتنه‌گر بصورت اتومات توسط مردم متدین هزاره طرد و تضعیف شوند؛ ولی متاسفانه چرخ زمانه به گونه‌ای چرخید که این اقلیت پرهیاهو با حمایت‌های مادی و معنوی سران سازمان نصر توانستند در طول این سال‌ها با تولید ادبیات کینه و تبلیغات گسترده، بر ذهنیت عموم جامعه هزاره تاثیر گذاشته و هر روز بر پیروان تئوری تفرقه و تحقیر بیافزاند و متاسفانه در این میان سکوت علما و متدینان جامعه هزاره (که یگانه امید برون رفت از دوران فتنه دانسته می‌شد) راه را بر آن‌ها هموار نمود.
نتیجه این تحرکات مخرب بعد از چهار دهه صبوری، جامعه سادات را به این نتیجه رساند که دیگر امیدی به یگانگی در جامعه هزاره نیست و خود را همچون وصله‌ای ناجور بر پیکر جامعه هزاره احساس کردند لذا به دنبال راه نجاتی بودند تا از زیر فشارهای روانی و سیاسی ناشی از این سیاست خصمانه رهایی یابند.
آری! زخم‌خوردگان سادات نه به دنبال جدایی بودند و نه به دنبال دشمنی و نفرت پراکنی بلکه تنها به دنبال راهی بودند برای آسوده زیستن و رهایی از اتهامات و توهین و تحقیرها.
2) هزاره‌های منصف:
طیفی در جامعه هزاره بودند که شاهد مظلومیت و رنج‌های سادات بودند ولی در برابر حزب وند و وندیان نفاق‌افکن توان مبارزه را نداشتند. اینان هزاره‌هایی هستند که منصفانه به ماجرای تاسف‌بار تخریب رابطه سادات و هزاره نگاه کردند و به سادات حق دادند که به دنبال راه نجاتی برای خود باشند. این هزاره‌ها نه از سر کین بلکه از سر دوستی و حسن نیت با سادات همراهی کردند و حتی در امضاء طومارهای حق‌طلبانه سادات مشارکت داشتند.
3) سادات طمع‌کار:
در بحبوحه جنبش حق‌طلبانه سادات که از متن جامعه و بصورت خودجوش برخاسته بود، کسانی بودند که سودای رهبری و به دستگیری زعامت سادات را در سر می‌پرواندند و سعی کردند از این آب گل‌آلود به نام خود ماهی‌های کلان صید کنند. هر جریان و گروهی سعی کردند تا با سر دادند چند شعار و منتشر کردن چند عکس از جلسات تشریفاتی، خود را سردمدار و رهبر این حرکت معرفی کنند.
این‌ها همان‌هایی هستند که هیچ‌گاه درد ملت نداشتند و ندارند. این‌ها همان‌هایی هستند که در مراحل مختلف همواره مردم را معامله کردند تا خود را به نان و نوایی برسانند. صاحب اصلی این پیروزی تنها زنان و مردان، جوانان رشید و پیران فهیم و قلم به دستان و کنشگران اجتماعی سادات هستند و هیچ‌کس حق مصادره این حرکت را ندارد.
4) کینه‌توزان مفلس:
در این میان اندک افرادی هستند که چنان آتش بغض و کینه چشمانشان را کور کرده است و نسبت به سادات چنان عقده‌مندانه می‌نگرند که این حرکت سادات را مساوی با مرگ سیاسی و اجتماعی سادات تعبیر کرده و از آغاز این مرگ تدریجی بر طبل شادی می‌کوبند. کینه‌توزان مفلسی که این پیروزی را به جدا شدن انگل سادات از پیکر جامعه هزاره تعبیر نموده و سادات را بدون وابستگی سیاسی به سران هزاره، مرده متحرک می‌پندارند.
اینان هم بدانند که تا دنیا دنیاست، پرچم سادات در کشورهای اسلامی برافراشته خواهد ماند و آرزوی حذف تدریجی سادات را با خود به گور خواهند برد.

ب) مخالفان و دلواپسان
1) سادات و هزاره‌های دلواپس:
قشری از جامعه سادات که علی‌رغم مشاهده ناملایمات و نامهربانی‌های بسیار از سوی نئونصری‌ها و سران نفاق، هنوز عُلقه و وابستگی روحی و روانی خود به جامعه هزاره را از دست نداده و این حق سیاسی را مساوی با جدایی و دوری از جامعه دوست‌داشتنی و شرافت‌مند هزاره می‌دانند. همچنین هزاره‌های شریف و عزتمندی که راضی به این جدایی نیستند و این برنامه را نتیجه اعمال و برنامه‌های مخرب گروه‌های تندرو می‌دانند.
ضمن احترام به این گروه، باید بگوییم حس سادات و هزاره‌های دلواپس قابل قدر و احترام است ولی بدنه جامعه هزاره شریف‌ترین مردم افغانستان هستند که هیچ‌گاه پیوندشان با سادات جامعه گسسته نخواهد شد و گستره روابط اجتماعی و فرهنگی میان آن‌ها چنان درهم تنیده شده است که تا قرن‌ها از یکدیگر جدا نمی‌شوند. ثبت سادات در تذکره‌های الکترونیکی تنها جنبه سیاسی داشته و در آینده منبع مشخص شدن آمار نفوس قومیت‌های مختلف خواهد بود. این ثبت تمایز یافته در سیستم تذکره، به معنای تمایز، جدایی و یا دشمنی میان سادات و هزاره نخواهد بود. بلکه راهی برای پایان دادن به «جنگ سرد»ی خواهد بود که طی این چند دهه جامعه شیعه را به خود درگیر کرده و تمام توان و انرژی نخبگان هزاره و سادات را به ورطه نابودی کشانده بود.
تعیین نفوس و جدا نمودن مجرای کسب حقوق سیاسی در نظام اداری کشور بر بسیاری از مجادله‌های درونی جامعه شیعه نقطه پایان خواهد گذاشت دیگر سران هزاره بر سادات منت نخواهند گذاشت که با حاتم‌بخشی هزاره‌ها به شما فلان پست را اعطا کردیم و نه اینکه سادات ناله حق‌طلفی سرخواهند داد که فلان هزاره مانع رسیدن فلان سید به فلان مقام شد چراکه دیگر این دو بصورت طبیعی حقی بر گردن یکدیگر نخواهند داشت.
اگر روزی در اثر تعامل و رابطه برابر با یکدیگر بر سر یک میز نشستند و بر سر مسائل سیاسی به تفاهم و توافق رسیدند آن‌گاه به قدرتی تبدیل خواهند شد که توان چانه‌زنی در سطوح بسیار کلان را خواهند داشت در این صورت عزت و احترام طرفین نیز حفظ خواهد شد و در یک بازی برد ـ برد سهیم می‌شوند.
2) سادات وابسته:
سادات وابسته سیاسی و اقتصادی طیفی هستند که به نوعی با ارتزاق از جامعه هزاره به حیات خفت‌بار خود ادامه می‌دهند. اینان همان‌هایی هستند که مایه ننگ جامعه سادات بوده و هستند. کسانی که با تحمیق مردم هزاره منافع مادی و اقتصادی خود را تامین می‌کردند و همین‌ها بودند که باعث بدنامی جامعه سادات کشور شدند.
طیف دیگر این وابستگان ساداتی هستند که عزت و شرف خود را قربانی مطامع سیاسی کردند و برای به دست آوردن جایگاهی هرچند کوچک در سیستم سیاسی، کاسه گدایی در دست گرفته و پشت دروازه‌های محقق و خلیلی و امثالهم زانو زدند. ساداتی که نه به حال مردم هزاره دل می‌سوزانند و نه غم سرنوشت جامعه سادات را دارند. ساداتی که تنها و تنها به فکر پر نمودن کیسه‌های خود هستند. با این طیف سخنی نمی‌ماند و تنها باید گفت همچنان به دریوزگی خود ادامه دهید نه جامعه سادات و نه جامعه هزاره دیگر به شما احتیاجی ندارد...
3) کینه‌توزان منزجر:
این دسته همان‌هایی هستند که در طی این سال‌ها سردمدار کینه‌توزی و نفاق‌افکنی در جامعه شیعه بودند. کسانی که در پای آرمان‌های نژادی خود دین و مذهب را قربانی کردند ابایی هم از ذبح سادات در پای خواسته‌های فاشیستی خود نداشتند. این‌ها عاملان اصلی این جدایی و دل‌سیاهی در جامعه شیعه هستند. کسانی که بجز هزاره و آن هم نه تمام هزاره‌ها بلکه هزاره‌های همفکر و همسو با خود، دیگر هیچ قوم و مفکوره‌ای را تحمل نمی‌کردند و چنان خنجر از رو کشیدند که این پیکر واحد را صدپاره نمودند.
اربابان کینه و نفاق در طول این سال‌ها تعریف خودساخته‌ای از هزاره و منافع هزارگی ارائه دادند و خود را تریبون رسمی و تنها صدای برحق مردم هزاره معرفی نموند. آن‌ها با هدف حذف سادات و قزلباش و پشتون‌های شیعه از پیکره جامعه هزاره سعی در سکولاریزه کردن جامعه هزاره نمودند و با جداسازی مفاهیم مذهبی و همچنین تئوریزه کردن هزاره به عنوان یک نژاد بر استراتژی «هزاره‌ نژادی» به‌عنوان تنها راه رهایی جامعه هزاره از وضعیت ناعادلانه فعلی تاکید کردند و مردم هزاره را با شعارهای احساسی و دروغ‌های بزرگ نژادی فریفته و به سمت خود کشیدند.
سادات برای این طیف، به‌عنوان رقیبی سرسخت بود که باید از صحنه بازی حذف می‌شد ولی این حذف باید در عمل و در درون جامعه اتفاق می‌افتاد نه در ساختار سیاسی کلان کشور. به عبارت دیگر این‌ها از نفوس سادات ذیل عنوان هزاره می‌توانستند نفوس هزاره را بیشتر نشان داده و در چانه‌زنی‌های کلان سیاسی سهم بزرگتری را نصیب خود کنند و از سوی دیگر در سهم‌دهی درون جامعه هزاره با انکار نفوس و لیاقت سادات تمام امتیازات را در انحصار خود می‌گرفتند و اگر هم سیدی به مقامی می‌رسید آن مقام را صدقه سران هزاره به سادات می‌خواندند. لذا تثبیت هویت سادات در تذکره‌ها مساوی بود با کاهش قدرت طبیعی این گروه که با سیاست شترمرغی گاه سادات را جزء جامعه هزاره می‌خواندند و امتیاز می‌گرفتند و گاه با جدا دانستن سادات از هزاره‌ها، آن‌ها را از حقوق‌شان محروم می‌کردند.
در مسیر حق طلبی سادات این طیف با دستپاچگی دست به تولید ادبیات هزاره‌فرهنگی و امثالهم زدند تا بگویند که سادات در واقع از لحاظ قومی هزاره محسوب می‌شوند و سادات نبایند به دنبال جداسازی خود باشند. این‌ها حتی با ژست خیرخواهانه و دلسوزانه سادات را از عواقب خطرناک این عمل می‌ترساندند و تثبیت هویت سادات را به معنای جدایی و نابودی سادات تعبیر می‌کردند.
این‌ها علی‌رغم نفرتی که از سادات دارند ولی توان چشم‌پوشی از منافع کلان سادات برای‌شان را ندارند. سادات برای این‌ها علاوه بر کمایی کردن امتیازات سیاسی کاردکرد دیگری هم داشت و آن معرفی سادات به عنوان «دشمن درونی» مردم هزاره بود که در این میان خود را حامی مردم هزاره معرفی می‌کردند. با خلق دشمن خیالی تحت عنوان سادات، احساسات پاک مردم هزاره را تحریک نموده و از حس طبیعی قوم‌دوستی این مردم استفاده کرده و برای خود طرفدار جذب می‌کردند. ولی با جدا شدن نام سادات از تقسیمات قومی هزاره دیگر این چاقوی کینه‌توزان برش نخواهد داشت و درواقع دیگر خوراک رسانه‌ای برای پروپاگاندای هزاره‌گرایانه خود ندارند.
انزجار این کینه‌توزان از فرمان ریاست جمهوری نشأت گرفته از حس شکست در این میدان و بر آب شدن نقشه‌های پلید آن‌هاست که برای اولین‌بار خود را در صحنه تبلیغات و حرکات مدنی شکست خورده می‌دیدند.

نتیجه‌گیری
همانطور که در دسته‌بندی‌های پیش گفته مشاهده می‌شود در هر دو طیف موافقان و مخالفان، انسان‌های دلسوز و صادق حضور دارند که علی‌رغم نیت‌های خیرخواهانه‌شان به نتیجه‌ای متفاوت رسیده‌اند ولی این اختلاف عقیده دلیلی برای تاختن به یکدیگر نمی‌شود و می‌توان با یکدیگرپذیری و ارائه دلایل و مستندات به نتیجه مطلوب دست یافته و یا دیدگاه‌ها را به یکدیگر نزدیک نمود.
همچنین گروه‌های فتنه‌گر و نفاق افکن را هم در دو طیف موافقان و مخالفان می‌توان مشاهده کرد. هر یک ازین سودجویان به طریقی در پی گل‌آلود کردن این آب زلال می‌باشند. جامعه سادات باید هوشیار باشند و اسیر مکر و حیله‌های این طیف‌ها قرار نگیرند و با درایت و برنامه‌ریزی از این گردنه سرنوشت‌ساز عبور نمایند.

سید مهدی علوی‌


کد مطلب: 89375

آدرس مطلب: http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/89375/کالبدشکافی-موافقان-مخالفان-ثبت-هویت-سادات-تذکره-های-الکترونیکی

پیام آفتاب
  http://www.payam-aftab.com