۳
 

​تقابل و تعامل با دین در افغانستان

با فروپاشی حکومت کمونیست‌ها بر مبنای قومیت و آعاز جنگ‌های قدرت طلبانۀ قومی میان گروه‌های جهادی پوستۀ کاذب ملی‌گرایی از بین رفت و جغد شوم قوم‌گرایی بنام عدالت خواهی از یک جانب و دفاع از سلطۀ قومی و تباری از سوی دیگر سر برآورد.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۲ میزان ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۲۶
​تقابل و تعامل با دین در افغانستان
در گذشته و از ابتدای واردات کالایی به نام روشنفکری در افغانستان که آن را تجدد می‌نامند روشنفکران سکولار و بی‌خدا به جنگ دین و مذهب که آن را «سنت» و «ارتجاع» می دانستند رفتند. البته مبارزۀ سکولارها و بی خدایان با دین نظر به تفاوت‌های ایدئولوژیک شان متفاوت و دارای شدت و ضعف بود. در همان زمان هم گفتمان قومی پنهان و آشکار، هستۀ تلاشهای قدرت طلبانه آنها را تشکیل می‌داد، اما این هسته‌ها با پوسته‌های به‌ظاهر ملی پوشانیده شده و وجه مشترک همۀ آنها را نو آوری و مقابله با سنت های دینی و شریعت اسلامی تشکیل می‌داد. اندک بودند آنانی که با صراحت اهداف قومی شان را مطرح می‌کردند و بخاطر ناسازگاری این موضوع با عقاید دینی مردم و ایدئولوژی‌های مدعی وحدت ملی و جهان وطنی گرایی نمی‌توانستند قد برافرازند. 
با فروپاشی حکومت کمونیست‌ها بر مبنای قومیت و آعاز جنگ‌های قدرت طلبانۀ قومی میان گروه‌های جهادی پوستۀ کاذب ملی‌گرایی از بین رفت و جغد شوم قوم‌گرایی بنام عدالت خواهی از یک جانب و دفاع از سلطۀ قومی و تباری از سوی دیگر سر برآورد. این جنگ هنوز ادامه دارد و تغییراتی در اندیشه و رفتار روشنفکران سکولار و بی‌خدا در رابطه با دین بوجود آورده است. اما این رفتار بطور عجیبی یک سان نبوده و هیچ وجه مشترکی جز پناه بردن به ایالات متحدۀ امریکا و اروپایی‌ها برای ادامۀ حیات ذلت‌بارشان با هم ندارند.
به طور نمونه روشنفکران و بی خدایان پشتون و تاجیک برخلاف چند دهه قبل، دست از تقابل با مذهب، نمادهای مذهبی، علمای دینی و سنت ستیزی بر داشته و مذهب و سنتهای مذهبی را بخش اساسی هویت قومی و ملی خود قبول کرده و دست از تقابل با آن برداشته اند. به عبارت دیگر اغلب روشنفکران و بی خدایان این اقوام در کنار علمای مذهبی شان قرار گرفته اند. و اما در جامعۀ هزاره بر عکس، روشنفکران و  بی‌خدایان هزاره به تقابل با دین و مذهب پرداخته و به طور سیستماتیک با ارزشها، باورها و نمادهای مذهبی هزاره بنام دفاع از هزاره و خدمت به آنها مبارزه می‌کنند، و جالب آن است که عده‌ قابل توجهی از روحانیون و ملاها و مذهبی های هزاره یا ساکت اند و یا در کنار سکولارها و بی خدایان قرار گرفته و از آنان حمایت می کنند. 
علت این وضع ناهنجار در افغانستان و بخصوص جامعه هزاره باید توسط اندیشمندان مورد بر رسی قرار گیرد و همه باید بدانیم که  بی تفاوتی در برابر آن پیامدهای دردناکی دارد، چنان که تا کنون نیز داشته است.
کد مطلب: 84595
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/xXo6vU
مولف : سید محمدباقر مصباح‌زاده
 


 
نسیم
Germany
۱۳۹۷-۰۷-۱۶ ۱۳:۳۹:۳۷
این توهم شما بیچاره گان ابله است.نه هزاره ها دست از دین ومذهب شان برداشته اند نه دیگران بیشتر از هزاره دین دار تر شده اند.هزاره ها امروز رهبران خودی وبومی شان را دارند ودین دارتر ومعقول تر از هر ملتی دیگر دین ومذهب خودرا به کار میگیرند.اینکه چند اوهام زده خود بزرگ بین مانند تو وامثال تو دیگر بین جامعه هزاره جایگاهی ندارید دلیل کمرنگ بودن مذهب در جامعه مانیست.از توهمات قرن نوزده بیایید بیرون شما ها دیگر حتی خواب رهبر شدن در جامعه ما را نخواهید دید .از خاورخر گوشی برخیز هوا روشن شده. (18608)
 
خلیل
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۷-۰۷-۱۹ ۱۵:۱۵:۴۲
از ادبیات مستهجن و خصومت حیوانی تو معلوم می شود که از همان بی خدایان کافر هزاره هستی. تو باید بدانی که کافران چون تو دیگر با هزاره هزاره گفتن جایی در میان شیعیان هزاره نخواهند داشت. مردم متدین هزاره بیدار شده اند و فتنه های شما عوامل یهود و انگلیس را درک کرده اند. (18614)
 
حسن شریفی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۷-۰۷-۱۹ ۱۵:۲۶:۲۸
منظور از جامعه شما کدام جامعه است؟ اگر جامعه هزاره مسلمان است که توبا اسم مستعار نسیم در آن جای نداری چون کافر هستی و اگر جامعه هزاره غیر مسلمان است که وجود ندارد، در آن صورت بلی نه تنها نویسنده محترم مقاله بلکه هیچ مسلمان دیگر هم در آنجا جا ندارد. اگر منظور شما از سید بودن ایشان است او نیاز به جامعه تو ندارد یک شهروند است و محترم برای سایر شهروندان و از لحاظ نسب هم برتر از تو و امثال توست و محتاج تو و جامعه کفری تو نمی باشد. (18615)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل