از کابل تا واشنگتن(2)

مهندس سید محمدباقر مصباح‌زاده
شکافهای طبقاتی را در امریکا، بی خانمانها (Home less) در خیابان‌های واشنگتن، نیویارک و بخصوص لاس آنجلس به وضوح نشان می‌دهند. وضع بی خانمان‌ها، در خیابان‌های واشنگتن و لاس آنجلس، شباهت‌های زیادی با وضع گدایان، معلولان و معتادات بی خانمان در شهر کابل دارد.
تاریخ انتشار : شنبه ۱۰ سنبله ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۰۱
بسم الله الرحمن الرحیم
دربخش قبلی این نوشته بیشتر در مورد دین مسیحیت در ایالات متحده امریکا سخن گفته شد و به نقش مهم و سرنوشت‌ساز  یهودیت و بویژه مسیحیت صهیونیستی پرداخته نشد و حالا هم بنا نیست به این مطلب پرداخته شود. لیکن با اختصار می‌توان گفت که زمام اقتصاد و سیاست در امریکا در دست یهودیان قرار دارد. در شهر بزرگ لاس آنجلس یهودیان حضور پر رنگ دارند و ملکیت‌های زیادی بخصوص در کانتی‌های مهم و اعیان‌نشین به آنها تعلق دارد.
در این بخش بیشتر به وضع اجتماعی و شکاف‌های طبقاتی عمیق در ثروتمندترین و دموکرات‌ترین! کشورجهان اشاره می‌شود. شکافهای طبقاتی را  در امریکا، بی خانمانها (Home less) در خیابان‌های واشنگتن، نیویارک و بخصوص لاس آنجلس به وضوح نشان می‌دهند. وضع بی خانمان‌ها، در  خیابان‌های واشنگتن و لاس آنجلس، شباهت‌های زیادی با وضع گدایان، معلولان و معتادات بی خانمان در شهر کابل دارد.

در ایالات متحده، خانواده‌های زیادی از هم پاشیده، حق و تکلیف پدری، مادری، برادری، خواهری، همسری، فرزندی  و … معنی و مفهوم خود را از دست داده است، فرق انسان با حیوان کاهش یافته است؛ کسی در برابر  کسی احساس تکلیف و مسوولیت ندارد، زن در برابر مرد و مرد در برابر زن به عنوان همسر مسوولیتی ندارند و این سبب شده است که زنان و مردان مسن بیشتر احساس تنهایی نموده و با سگ زندگی گنند. خانه‌های بزرگ و مجلل با یک زن و مرد و یک سگ که او را مانند فرزندشان تر و خشک می‌کنند و جوان‌ترها با سگ‌های بزرگ روابط جنسی برقرار می‌نمایند. مانند حیوانات و پرنده‌ها پدران و دختران، مادران و پسران، وخواهران و برادران حرمت جنسی ندارند و به راحتی با یکدیگر آمیزش نامشروع برقرار می‌نمایند.
پذیرش این وضع مطلوب انسان به عنوان اشرف مخلوقات نیست و انسان مسلمان اگر غیرت داشته باشد به این فضاحت تن در نمی‌دهد، چنان که مرحوم عبدالهادی داوی سفیر افغانستان در برلین در زمان امان الله خان، در این رابطه چنین نوشت: « اگر مدنیت اروپا همین است و ما هم همین را تماما آرزو داریم که در ملک خود رایج کنیم معنای آن این است که آرزومندیم خواهرها و دخترهای ما سر صحنۀ تیاتر اندام خود را نشان داده کاته (فاسق) بخواهند؛ لعنت بر این مدنیت، خدا ملک ما را نجات بدهد...من اروپا دیده ام و نهایت غمگینم و نوشتم که دیگر طلبا(دانشجو) مفرستید.»(سیستانی، مهربان و هاشمی، ص 59)

این وضع دستاورد فلسفۀ لیبرالیسم، اومانیسم و فیمینیسم است که در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و عقیدتی نیز نمود و گسترش یافته است و در کشورهای اسلامی مانند ایران و افغانستان بنام نو اندیشی دینی، تساهل و تسامح، مبارزه با مزخرفات، و به سخره گرفتن تکالیف دینی و اخلاقی و باید و نباید ایدیولوژیک و محکوم کردن و زیر پا گذاشتن ضروریات دینی مانند امر به معروف و نهی از منکر، تولی و تبری  و سر انجام انکار وحی و تفسیر به رای قرآن ، انکار انتظار برای گسترش عدالت در جهان و … تبلیغ و ترویج می‌شود.
ناهنجاری خانوادگی و اجتماعی فوق الذکر زمانی بوجود می‌آید که قالب انسان از غیرت تهی شود. غیرت گلوبول هایی است که خالق هستی برای حفاظت از انسانیت انسان، در خون آدمی به و دیعت گذاشته است. گلوبول‌های  غیرت مانند گلوبول‌های سفید خون از سلامت روحی، روانی، اخلاقی و هویت انسان دفاع می‌کنند.
دفاع از هویت دینی و مذهبی، هویت ملی و فرهنگی وظیفۀ هر انسان آزاده و شرافتمند است. در وضع ناهنجار کنونی اگر گوش دل مان باز باشد شاید این ندای هاتف آسمانی را بشنویم که فریاد می‌زند:
هان ای انسان‌های شرافتمند !
ای مسلمانان راستین!
نگذارید هجوم باکتری‌های ویرانگر فساد فکری، گفتمانی و اخلاقی، گلوبول های سالم غیرت را در وجود شما نابود کنند.


 
 
 
 
کد مطلب: 83542
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/zuuQhJ
مولف : سید محمدباقر مصباح‌زاده
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل