بلخاب، چرا جنگ داخلی؟!

سید اسحاق شجاعی
از دو سال به این طرف بسیاری از احزاب در بلخاب در میان هواداران خود سلاح توزیع کرده‌اند؛ آن‌هم به بهانه خطر طالبان و ... امّا درواقع برای بسط نفوذ و گسترش قدرت خود در بلخاب. البته هرکس به اندازه قدرت و امکانات خود این کار خلاف قانون را انجام داده‌اند. تجارت سلاح در بلخاب آزادانه صورت می‌گیرد و چون بلخاب در مرز دو منطقه مهم شمال و مرکز است، تبدیل به بازار بزرگ تجارت سلاح شده است.
تاریخ انتشار : شنبه ۳ سنبله ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۵۳
در روزهای اخیر وضع امنیتی ولسوالی بلخاب در ولایت سرپل به شدّت خراب شده و این ولسوالی در یک‌قدمی جنگ داخلی قرار گرفته است. می‌خواهیم عوامل مؤثر در این مسأله را بررسی کنیم.
حوادثی که در شش ماه اخیر در ولسوالی بلخاب جریان داشته، تخریبی و بحران‌آفرین بوده است. این حوادث، نمی‌توانست بدون پیامد باشد و حالا ما شاهد پیامدهای تحرّکات احزاب و سران آن‌ها در یک سال و شش ماه گذشته در بلخاب می‌باشیم. برخی از صاحب‌نظران و دلسوزان شش ماه پیش این خطرات امنیتی را برای منطقه پیش‌بینی کرده و آن را در فضای عمومی و شبکه‌های اجتماعی منعکس کرده بودند.
مهدی نام با اختلافات جزیی زمین و آب، توسط حکومت محلی بازداشت و به اتّهام طالب بودن و تروریست بودن به زندان افتاد. مهدی در زندان، شاگرد مولوی‌های طالب گردید و حفظ قرآن و تفسیر و حدیث خواند و حالا به او مولوی مهدی می‌گویند. پس از رهایی از زندان، به او پول و موتر و سلاح دادند به این امید که گذشته‌ها را فراموش کند و به سمت و سوی دیگران نرود؛ امّا او نه تنها گذشته را فراموش نکرد بلکه با آموزه‌ها و اهداف جدید، خود را برای آینده آماده کرد.  
مهدی
مهدی با استفاده از حمایت‌های حزب قدرتمند در بلخاب و احتمالاً رابطه با استادان خود در زندان، به عنوان یک قدرت در برابر حکومت ناکارامد و فاسد محلی برخاست و امیدی برای مردم ستم کشیده بلخاب گردید.
در ابتدا مبارزه با فساد و بی‌عدالتی را شعار خود قرار داد و این شعار در بیخ گوش حکومت فاسد و بی‌کفایت بلخاب توجّه مردم را به خود جلب کرد و جمعی در اطراف مهدی گرد آمدند. مهدی با استفاده از حمایت‌های حزب قدرتمند در بلخاب و احتمالاً رابطه با استادان خود در زندان، به عنوان یک قدرت در برابر حکومت ناکارامد و فاسد محلی برخاست و امیدی برای مردم ستم کشیده بلخاب گردید.
حکومت محلی و حزب حامی او تاکنون فکر می‌کردند مهدی در خدمت آن‌هاست و از آن‌ها تبعیت می‌کند؛ اخیراً برای‌شان آشکار شده است که مهدی تابع آنان نیست و هدف خود را دارد و راه خود را می‌رود. به همین دلیل از مرکز حزب به حکومت محلی دستور مقابله با مهدی داده شده است. از آن‌طرف مولوی مهدی نیز خود حالا یک قدرت است و حامیان خود را در پیش و پس گردنه دارد. نتیجه این شده است که بلخاب در آستانه جنگ داخلی قرار بگیرد.
امّا اگر بخواهیم به صورت عمیق‌تر و جامع عوامل ناامنی و اختلافات را در بلخاب بررسی کنیم لازم است عوامل زیر را در قضایا دخیل بدانیم:
اختلافات قومی؛ در بلخاب سه قوم عمده زندگی می‌کنند؛ هزاره‌ها، سادات و تاجیک‌ها. هزاره‌ها می‌گویند: «با این‌که اکثریت ساکنان بلخاب هزاره‌ها هستند؛ امّا در چهل سال گذشته نقش‌های اوّل و مهم؛ چه مثبت و چه منفی را سادات داشته اند. مبارزه با حکومت خلقی‌، مقاومت در برابر حکومت طالبان و نیز جنگ‌های داخلی. پس از سقوط طالبان، حکومت همیشه در اختیار تاجیک‌ها بوده و هنوز نیز چنین است.» هزاره‌ها از این وضعیت سخت ناراضی هستند.
هرچند در رأس حزبی که بلخاب را اداره می‌کند یک هزاره می‌باشد. بی‌گمان در زیر پوست حرکت مهدی این موضوع نهفته می‌باشد؛ چه اظهار بکند یا پنهان نگه‌دارد. افرادی نیز از دور و نزدیک با مهدی در رابطه هستند که این موضوع را دامن می‌زنند.
انتخابات؛ عامل دیگری که در ناامنی‌های جدید بلخاب مؤثر است مسأله انتخابات است. نامزدان انتخابات در بلخاب هرکدام می‌کوشند نفوذ خود را در میان مردم گسترش
مردم هرچه از شهرهای بزرگ دورتر و از رسانه‌ها محروم‌تر باشند، تغییر ذهنیات‌شان مشکل‌تر و دیرتر صورت می‌گیرد. به همین علت است که مردم بلخاب حزبی‌ترین مردم افغانستان است
دهند و در نهایت بتوانند رأی بیشتری بگیرند. طبیعی است که در دره تنگ بلخاب تصادم و تشنج و درگیری پیش می‌آید. تا پایان انتخابات ممکن است این ناامنی‌ها اوج بگیرد و با توجّه به مسلّح بودن افراد مسلّح غیر مسوول، اگر بزرگان پیش‌گیری نکنند ممکن است به درگیری‌های خونین و برادرکشی‌های غیرقابل پیش‌‌بینی منجر شود.
نقش احزاب؛ مردم هرچه از شهرهای بزرگ دورتر و از رسانه‌ها محروم‌تر باشند، تغییر ذهنیات‌شان مشکل‌تر و دیرتر صورت می‌گیرد. به همین علت است که مردم بلخاب حزبی‌ترین مردم افغانستان است. آن‌ها گاهی اوّل حزب و بعد خدا می‌گویند؛ اما حزب را پس از خدا قطعا اطاعت می‌کنند. می‌دانیم سران احزاب که در کابل یا مزار یا جای دیگر تشریف دارند، تنها به قدرت و نفوذ خود فکر می‌کنند و این‌که در انتخابات بتوانند رأی بیشتری بگیرند و در حکومت محلی جایگاه بهتری داشته باشند. تنها چیزی هم که برای آن‌ها اهمیت ندارد امنیت و آرامی و جان مردم است.
از دو سال به این طرف بسیاری از احزاب در بلخاب در میان هواداران خود سلاح توزیع کرده‌اند؛ آن‌هم به بهانه خطر طالبان و ... امّا درواقع برای بسط نفوذ و گسترش قدرت خود در بلخاب. البته هرکس به اندازه قدرت و امکانات خود این کار خلاف قانون را انجام داده‌اند. تجارت سلاح در بلخاب آزادانه صورت می‌گیرد و چون بلخاب در مرز دو منطقه مهم شمال و مرکز است، تبدیل به بازار بزرگ تجارت سلاح شده است.
بیشتر این سلاح‌ها هم در اختیار افراد بی‌بند و بار و جنگی است؛ یعنی کسانی که نان و آب و شهرت خود را از جنگ به دست آورده و سرشان برای هر جنگی درد می‌کند. این را اضافه کنید به تشنگی سران کابل نشین احزاب به گسترش نفوذ خود به هرقیمتی. خوب نتیجه معلوم است.
حکومت محلی بلخاب که در بیشتر 18 سال پس از طالبان، نتوانسته رضایت مردم را جلب کند. فساد و رشوه‌خوری و بی‌قانونی، سوء استفاده از قدرت و بی‌بازخواستی گوشه‌ای
بیشتر این سلاح‌ها هم در اختیار افراد بی‌بند و بار و جنگی است؛ یعنی کسانی که نان و آب و شهرت خود را از جنگ به دست آورده و سرشان برای هر جنگی درد می‌کند. این را اضافه کنید به تشنگی سران کابل نشین احزاب به گسترش نفوذ خود به هرقیمتی.
از این فساد است. مردم بلخاب از فساد و ناکارآمدی حکومت خود چشم گریان و دل بریان دارند؛ امّا ناله‌شان به جایی نمی‌رسد. از یک‌طرف کوه‌های اطراف بلخاب بلند است و فریادها را به خود مردم باز می‌گرداند و نمی‌گذارد به بیرون برسد؛ از جانب دیگر خداوندان قدرت در کابل می‌خواهند حکومت در اختیار یک حزب باشد؛ وقتی آن‌ها چنین بخواهند طبیعی است که آنچه به جایی نخواهد رسید فریاد است. برای مولوی مهدی و دیگران این فساد دلیل موجّهی برای مبارزه با حکومت محلی است.
در هر گوشه و کنار این کشور که ناامنی ایجاد می‌شود، دست گروه‌های مخالف خصوصاً طالبان را می‌توان در آن دید. گمان نمی‌کنم بلخاب از این قاعده مستثنی باشد. حالا که طالبان نفوذ خود را گسترش داده و عملیات نظامی را همگانی کرده و تعدادی از ولسوالی‌ها را هم تصرّف کرده‌اند، چرا بلخاب با آن جایگاه مهم در این طرح‌ها نباشد و چرا این ولسوالی به نفع طالبان سقوط داده نشود.
اگر مولوی مهدی رابطة خود را با طالبان هم‌چنان حفظ کرده باشد، این احتمال قوت می‌گیرد. هم‌چنان فراموش نکنیم که برخی از شخصیت‌های بلخابی در زمان حکومت طالبان، به این گروه پیوسته بودند و از فرماندهان نظامی این گروه بودند. با بسط قدرت طالبان در سراسر کشور، آیا ممکن نیست این افراد باز به سمت طالبان بروند؟
ولسوال طالبان برای بلخاب که دو سال پیش در زندان درگذشت، در اعترافات خود لیستی داده بود از بلخابی‌های که با طالبان رابطه دارند. این لیست شامل افراد سرشناس و مؤثر بلخاب می‌شد. پس ممکن است که در حوادث اخیر بلخاب، طالبان حضور داشته باشند. طالبان فراموش نکرده‌اند که در گذشته آرزوی تسلط‌‌شان به بلخاب به یأس مبدل شد. آن‌ها می‌دانند که پیش از اقدام به عملیات برای تسلط بر سانچارک، باید بلخاب را در اختیار داشته باشند؛ در غیر این سانچارک را هم نمی‌توانند نگه دارند.
بنابراین علما و بزرگان بلخابی و سران احزاب که برای حفظ امنیت و جلوگیری از جنگ در بلخاب تلاش می‌کنند، لازم است به عوامل ناامنی خصوصاً فساد حکومت محلی به طور جدّی بپردازند و برای برداشتن این عوامل بکوشند. در غیر این صورت، تلاش‌شان نتیجة قطعی و درازمدت نخواهد داشت.
 
کد مطلب: 83354
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/QdR57w
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل