​باید فکر ترور را از میان برداشت!

چندپاره‌گی سیاسی_اجتماعی و نبود یک چهره قابل قبول برای تمامی شیعیان در جهت سردمداری این تشکل نیز یک چالش دیگر است که نمی‌توان به سادگی آن را حل کرد.
تاریخ انتشار : جمعه ۲۶ اسد ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۱۱
​باید فکر ترور را از میان برداشت!
رویداد خونین مرکز آموزشی موعود واقع در منطقه دشت برچی کابل، موجی از واکنش‌های منفی را در پی داشت. از دیروز بدین‌سو فریاد نارضایتی مردم از هرسو بلند است و همه در اندیشه که چگونه در برابر سیل کشتار هراس‌افکنان، طرحی بریزند و بیش از این نظاره‌گر تراژدی مرگ‌شان نباشند!
طرح‌های زیادی از قیام و ایستادگی مردمی گرفته تا طرح جدایی‌طلبی و تقسیم افغانستان به چندین جزیره قومی همه و همه اکنون سر زبان‌هاست. یکی وجود یک نیروی قدرتمند نظامی را در جامعه‌ی شیعه نیاز می‌داند و دیگری سخن از تجزیه افغانستان دارد! 
اما بیایید ببینیم این دو طرح و ایده‌ تا چه حدی با واقعیت‌های جامعه‌ی ما همخوانی دارد: امروزه در افغانستان بیش‌تر از هر مجموعه‌ای، شیعیان در تیررس حملات هراس‌افکنان و گروه‌های تروریستی قرار دارند. این امر دلایل زیاد دارد. آن‌ها با کشتار شیعیان، اهداف خاصی را دنبال می‌کنند. شیعه‌ستیزی و شیعه‌هراسی بخشی از پروژه بزرگ جهانی برخی از قدرت‌های غربی و لابی‌های منطقه‌ای آن‌هاست. این پروژه وسعت جهانی دارد و در صورت نیاز و هدف‌سنجی، سخت‌ترین لایه‌های امنیتی را نیز در می‌نوردد. این‌که تا چه حدی دولت و مردم می‌توانند مانع کشتار و پلان‌های شوم تروریست‌ها شوند حرف جداست، اما واقعیت اینست که گروه‌های مخالف شیعه در افغانستان نیز ناراضی از بروز چنین فجایع نیستند. وضعیت شیعیان در افغانستان در حدی نیست که بتوانند در مقابل گروه‌های تروریستی بسیج شوند و تشکل نظامی‌ای را راه بیاندازند. آن‌ها نه حامی درونی و دولتی دارند و نه هم از پشتیبانی قوی و مطمئن کشورهای خارجی اینک برخورداراند. از نظر جغرافیایی نیز شیعیان در یک زندان جغرافیایی گیر افتاده‌اند که به مرزهای بیرونی دسترسی ندارند. چندپاره‌گی سیاسی_اجتماعی و نبود یک چهره قابل قبول برای تمامی شیعیان در جهت سردمداری این تشکل نیز یک چالش دیگر است که نمی‌توان به سادگی آن را حل کرد. 
از سوی دیگر، قابلیت تقسیم افغانستان به دو و یا بیش‌تر از دو کشور هم طرحی پر از دشواری به نظر می‌رسد. در وحله‌ی اول، شرایط اجتماعی افغانستان پذیرای این طرح نیست و حوزه‌بندی‌های اجتماعی و قومی نیز به‌گونه‌ای نیست که بتوان افغانستان را مثلا به دو بخش و یا بیش‌تر از آن تقسیم کرد. حس جدایی‌طلبی افغانستان زمانی تقویت و منتج به نتیجه می‌شود که حامی بیرونی و پایه‌ی محکم داخلی و اجتماعی داشته باشد. هم‌اکنون اما این حس در میان توده‌ی مردم تا حدی ناشناخته است و هواخواه چندانی هم ندارد. گیریم که این ایده از سوی مردم هم استقبال شود، در آن‌صورت آیا نیروی خارجی که ما را در رسیدن به هدف‌مان تقویت کند، وجود دارد؟ در این‌صورت، می‌توان گفت که وضعیت شیعیان افغانستان تا جایی با حس جدایی‌طلبی مردم اقلیم کردستان عراق شباهت دارد که سال گذشته با شکست مواجه شد و مسعود بارزانی مسئول آن بود. 
در کنار این، سخن از راه سومی نیز هست و آن نه تشکیل نیروی نظامی و نه‌هم جدا شدن افغانستان به دو و یا چندین بخش است. راه سومی رویکرد و نگاه فرهنگی به جنگ افغانستان دارد. در این نگاه، تروریست، تا زمانی دست به کشتار و ترور می‌زند که تفکر تروریستی داشته باشد. بنابراین، نیاز است تا در اولین گام، نهادها و نیروهای مختلف کوشش کنند که از هر راه ممکن با افکار هراس‌افکنانه، سلفی و وهابی که بیش‌تر شیعیان را هدف قرار می‌دهند، مبارزه کنند. با این رویکرد، مبارزه فکری تنها راه بقا و دوام ماست... این راه شاید دیر نتیجه بدهد، اما کم‌هزینه است و از خرابی بیش‌تر و شکننده‌گی اوضاع جلوگیری می‌کند. 
سیدمحمدضیاموسوی
کد مطلب: 83165
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/9i7x1f
مولف : سید ضیاء موسوی
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل