​چرا ترامپ با طالبان گفتگو کرد؟

اعلام خبر مذاکرات محرمانه معاون وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا و نمایندگان گروه طالبان در دفتر سیاسی این گروه در دوحه قطر واکنش‌های زیادی را به دنبال داشت.
تاریخ انتشار : جمعه ۱۲ اسد ۱۳۹۷ ساعت ۲۱:۰۸
​چرا ترامپ با طالبان گفتگو کرد؟
اعلام خبر مذاکرات محرمانه معاون وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا و نمایندگان گروه طالبان در دفتر سیاسی این گروه در دوحه قطر واکنش‌های زیادی را به دنبال داشت. درحالی که دو طرف خبر برگزاری این مذاکرات را تأیید کردند، اما جزئیاتی از آن  منتشر نشد. در روزهای گذشته کارشناسان و تحلیل گران بسیاری به بررسی این موضوع پرداختند و از زوایای گوناگون آن را تحلیل کردند. اما چیزی که در بسیاری از این تحلیل‌ها نادیده گرفته شد، هدف ترامپ از مذاکره مستقیم با طالبانی بود که چند ماه پیش از گفتگوی با آن‌ها سر باز زده بود. چند ماه پیش که طالبان اعلام کرده بود که تنها با آمریکا حاضر است بر سر صلح مذاکره کند، دولت آمریکا اعلام کرده بود که به هیچ وجه با طالبان گفتگو نمی‌کند و این گروه می‌بایست با دولت افغانستان گفتگو کند. اما چه شد که نظر ترامپ عوض شد؟
در نزد افکار عمومی آمریکا و جهان، ترامپ به دیوانگی مشهور است. وی رئیس جهوری است که تقریباً تمامی حرکات و فعالیت‌های و ی مورد تمسخر دیگران قرار می‌گیرد. درحالی که هیچ‌کس سیاست‌های وی را جدی نمی‌گیرد، تحلیل گران نگران این هستند که کلید سلاح‌های اتمی آمریکا در دست یک دیوانه است. اما آیا ترامپ دیوانه است؟ اصولاً یک دیوانه می‌تواند در نیویورک به یکی از ثروتمندترین مردان دنیا تبدیل شود؟ یک دیوانه می‌تواند در میان پیچیدگی‌های صحنه سیاست آمریکا به مقام ریاست جمهوری برسد؟
ایالات متحده آمریکا از آغاز قرن بیست و یکم با مشکلات بسیاری روبرو شد. مشکلاتی که عامل بوجود آمدن بسیاری از آن‌ها خود این کشور بود. خیزش چین به عنوان یک ابرقدرت اقتصادی، قدرت گرفتن روسیه به عنوان رقیب سنتی آمریکا، تبدیل شدن ایران به یک قدرت بلامنازع منطقه ای و رفتن به سوی تبدیل شده به قدرتی جهانی، ظهور گروه‌های تروریستی در مقیاس جهانی، افزایش اختلاف میان کشورهای اروپای غربی به عنوان متحدان سنتی، فقر، بیکاری، کاهش قدرت اقتصادی، تضعیف اسرائیل، جنگ عراق، جنگ یمن، جنگ سوریه و دیگر بحران‌های خاورمیانه و همچنین ده‌ها مشکل دیگر که آمریکا را با سرعت از جایگاه هژمون جهان به سمت کشوری ورشکسته می‌برد، از جمله جنگ افغانستان. آمریکا با درک این مشکلات کمرشکن و درحالی که پولی برای هزینه کردن نداشت، نیاز داشت بدون صرف هزینه زیاد و در زمانی اندک، مشکلات خود را از مسیر خود بردارد. اما حل کردن این مشکلات نیاز به انعطاف‌پذیری‌هایی دارد که خود نشان دهنده ضعف آمریکاست و این چیزی نیست که خوش آیند استراتژیست‌های آمریکایی باشد. اما اگر این مشکلات، با سرعتی زیاد و با نشان دادن انعطاف از سوی مردی به ظاهر دیوانه صورت گیرد، کسی آن را به حساب ضعف آمریکا نمی‌گذارد. این شد که ترامپ به ظاهر دیوانه آمد تا بخشی از مشکلات آمریکا را ولو با دادن امتیازاتی، حل کند.
اما ترامپ یک استراتژی ساده داشت. وی برای رسیدن به هدف خود ابتدا به طرف مقابل فشار وارد می‌کند و منتظر می‌نشیند تا وی امتیاز مورد نظر را بدهد و مشکل آمریکا با وی حل شود، اما اگر طرف مقابل سرسخت باشد، این ترامپ است که پا پیش می‌گذارد و با دادن امتیازاتی تلاش می‌کند تا مشکلی از مشکلات آمریکا را حل کند.
به عنوان نمونه پس از اینکه آمریکا تصمیم گرفت به جای خاورمیانه تمرکز خود را بر جنوب شرق آسیا بگذارد، همپیمانان آمریکا در خاورمیانه به دلیل ترس از امنیت خود به شدت با این امر مخالفت کردند. این شد که آمریکا مجبور شد همچنان در این منطقه بماند. اما ماندن در این منطقه هزینه داشت و این یکی از مشکلات آمریکا بود. ترامپ در یکی از اولین اقدامات خود در خاورمیانه همپیمانان خود را از ایران به شدت ترساند و سه حرکت انجام داد. ابتدا گفت هزینه ماندن آمریکا در خاورمیانه را باید همپیمانان بدهند وگرنه ما می‌رویم. دوم قراردادی ۴۰۰ میلیارد دلاری با عربستان بست و خزانه خالی آمریکا را پر کرد و سوم همپیمانان خود را به سمت تشکیل ائتلافی برد که مدیریت آن با آمریکا باشد و هزینه‌های آن با دیگر اعضای ائتلاف. این اقدام ترامپ بسیاری از مشکلات آمریکا در خاورمیانه را حل کرد. در اقدامی دیگر ترامپ به سراغ کره شمالی رفت. یکی دیگر از مشکلات آمریکا. وی ابتدا کره شمالی را به شدت تحریم و تهدید کرد و منتظر نتیجه ماند. کره شمالی هم گویا از این مرد دیوانه ترسید و به مذاکره با آمریکا تن داد. این شد که این مشکل بزرگ آمریکا نیز تا حد زیادی حل شد و ترامپ با سرعت با رئیس‌جمهور کره شمالی دیدار کرد. وی همچنین در رابطه با ایران از برجام خارج شد و این کشور را نیز تهدید به تحریم و حمله نظامی کرد. سپس پیشنهاد مذاکره به ایران داد و اکنون منتظر است واکنش ایران را ببیند. اگر برخلاف تصورات ایران پا پیش بگذارد، می‌بایست برای مقابله با تهدیدات ترامپ امتیازاتی بدهد اما اگر به روال همیشه مقاومت کند، ترامپ با بسته‌ای از امتیازات مختلف دست دوستی به سمت ایران دراز خواهد کرد؛ و اما افغانستان. افغانستان از آغاز قرن بیست و یکم به یکی از بزرگترین مشکلات آمریکا تبدیل شده‌است. هزینه زیادی که این کشور در افغانستان کرد هیچ نتیجه ای جز قدرت گرفتن طالبان نداشت. درحالی که آمریکا در باتلاق افغانستان گیر کرده بود، روسیه و چین بیشترین بهره را از این وضعیت می‌بردند. بر همین اساس ترامپ ابتدا تلاش کرد تا با گرم کردن جبهه نبرد و کشتن شماری از رهبران طالبان به این گروه فشار وارد کند. در جبهه دیگر دولت افغانستان نقش پولیس خوب را بازی کرد و به طالبان پیشنهاد صلح داد. طالبان درحالی که از یک سو فشار آمریکا و از سوی دیگر صلح حکومت وحدت ملی را می‌دیدند دست دوستی غنی را پس زدند و به آمریکا پیشنهاد صلح دادند. اما آمریکا نمی‌خواست خود را درگیر پرونده ای دیگر کند. به همین خاطر از گفتگو با طالبان سر باز زد، اما پس از اینکه سماجت طالبان بر گفتگوی مستقیم با خود را دید فرصت را از دست نداد و بدون هیچ پیش شرطی سر میز مذاکره با طالبان نشست.
واقعیت این است که آمریکا ضعیف شده‌است و از سر ضعف با طالبان به گفتگو پرداخته‌است. این کشور از سوی دیگر نمی‌داند با مشکل افغانستان چه کند و از سویی دیگر پولی برای هزینه در افغانستان ندارد. ظاهراً طالبان نیز به این امر پی برده‌است و در یکی از اولین قدم‌های خود توانسته امتیازاتی از آمریکا بگیرد. هفته گذشته بود که گزارش شد آمریکا از حکومت افغانستان خواسته تا نظامیان خود را از مناطق کم جمعیت خارج کند. امری که طالبان سال‌ها به دنبال آن بود و همیشه به عنوان یکی از پیش شرط‌های صلح خواستار واگذاری بخش‌هایی از کشور توسط حکومت به خود می‌شد. آمریکا آمده‌است تا به جنگ افغانستان پایان دهد، ولو با دادن امتیازات زیادی به طالبان، ولو با دادن بخش‌هایی از خاک افغانستان به این گروه تروریستی. آمریکا و حکومت وحدت ملی تکلیف خود با طالبان را روشن کرده‌اند. اما آیا اپوزیسیون نیز تکلیف خود با طالبان و آمریکا را روشن کرده‌اند؟
/عمار
کد مطلب: 82646
مولف : عمار
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل