​افغانستان و خطر تجزیه

اکنون دیده می‌شود که احساسات تجزیه‌طلبی به وفور در میان شهروندان مطرح است و برخی نخبگان سیاسی نیز آن را تنها راه نجات افغانستان از بحران موجود می‌دانند.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۸ سرطان ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۲۵
با گسترش ناامنی و دامنه‌ی اعتراضات مردمی در چندین ولایت شمال، اینک زمزمه‌هایی از یک بحث
تیم سیاسی مستقر در ارگ ریاست جمهوری قدرت سیاسی را انحصار کردند و شرکای سیاسی در ساختار حکومت را نیز یکی پس از دیگری کنار زدند.
جدید در محیط سیاسی و اجتماعی کشور مطرح است و آن بحث "تجزیه" است. بحث تجزیه افغانستان و تقسیم آن به چندین کشور بیگانه، امر تازه‌ای است که پیش‌ ازین در بین مردم مقبولیت نداشت. تاکنون هیچ مرحله‌‌ی تاریخی را نمی‌توان سراغ گرفت که در آن حس تجزیه‌طلبی در محیط اجتماعی کشور طرفدار داشته باشد. اما اکنون دیده می‌شود که احساسات تجزیه‌طلبی به وفور در میان شهروندان مطرح است و برخی نخبگان سیاسی نیز آن را تنها راه نجات افغانستان از بحران موجود می‌دانند.
مسئله تجزیه افغانستان در دوران زمامداری اشرف غنی، رییس جمهور فعلی کشور پدیدار شده و طرفدارانی پیدا کرده است. سخن اینست
حکومت در سال‌های اخیر صدها تن از تروریست‌ها را از بند رها کرد و در مقابل موج آدمکشی و جرایم جنگی طالبان و سایر گروه‌های تروریستی سیاست تضرع اختیار کرد.
که چگونه اوضاعی در این دوره حاکم است که‌ بخشی از مردم افغانستان به فکر تجزیه افتاده‌اند و در گوشه و کنار پرچم‌های گوناگون بلند می‌شود؟
برای دریافت پاسخی روشن‌تر بر می‌گردیم به دوران رقابت‌های انتخابات گذشته که در آن آقای غنی یک شعار مشهور داشت. او می‌گفت که "هیچ افغان از افغان دیگر برتر  و هیچ افغان از افغان دیگر کم‌تر نیست." شعارهایی از این دست که نوید رفع تبعیض، بی‌عدالتی و قانون‌شکنی را سر می‌داد، بارها از سوی او سر داده شد، اما آن تعهدات و شعارها هرگز عملی نشدند و چرخه‌ی حاکمیت همچنان کج چرخید.
تیم سیاسی مستقر در ارگ ریاست جمهوری قدرت سیاسی را انحصار کردند و شرکای سیاسی در ساختار حکومت را نیز یکی پس از دیگری کنار زدند. تیم حاکم با در پیش‌گیری
گزارش‌های وجود دارد که دست‌های در درون حکومت عملا هراس‌افکنان را تجهیز و تمویل می‌کنند.
سیاست قومی و حذف چهره‌های قومی که از حمایت مردمی برخوردار بودند، اشتباه بزرگی را انجام داد. این باعث شد که از یک‌سو اعتماد مردم به حکومت کاهش پیدا کند و از سوی دیگر، تنش‌ها در فضای سیاسی کشور نیز روز به روز اوج گیرد. 

در آن‌سوی دیگر، سیاست حمایتی تیم حاکم از هراس‌افکنان نیز تاثیرات منفی روی اذهان عمومی به جا گذاشت. حکومت در سال‌های اخیر صدها تن از تروریست‌ها را از بند رها کرد و در مقابل موج آدمکشی و جرایم جنگی طالبان و سایر
عده‌ای از دولتمردان که منتقد عملکردهای رییس‌جمهور اند، مورد غضب رییس حکومت هستند. برکناری و دوسیه‌سازی شماری از دولتمردان کابینه غنی که بیش‌تر با انگیزه‌های سلیقه‌ای، سیاسی و جناحی همراه‌اند، موجی از دلسردی و انتقادات شهروندان را نسبت به تیم حاکم برانگیخته است.
گروه‌های تروریستی سیاست تضرع اختیار کرد. حتی گزارش‌های وجود دارد که دست‌های در درون حکومت عملا هراس‌افکنان را تجهیز و تمویل می‌کنند. این نوع عملکرد حکومت، که در محیط اجتماعی کشور با انتقادات فراوانی همراه بود، رفته رفته عقده‌های زیادی در دل مردم کاشت و انگیزه‌های نفرت نسبت به حکومت افزایش‌ یافت. 
آنچه که "برتری‌طلبی قومی" گفته می‌شود نیز بخشی از نارضایتی‌های مردم را برانگیخته است. از سال‌ها بدین‌سو تبعیض قومی باعث سرکوب استعدادها و ظرفیت‌های انسانی در کشور شده است. دوران ریاست جمهوری آقای غنی اما بیش‌تر این مشکل برجسته شد. هم‌اکنون وزارت‌خانه‌خانه‌های کلیدی از سوی افراد نزدیک به تیم حکومتی آقای غنی اداره می‌شوند. در این سوی دیگر، عده‌ای از دولتمردان که منتقد عملکردهای رییس‌جمهور اند، مورد غضب رییس حکومت هستند. برکناری و دوسیه‌سازی شماری از دولتمردان کابینه غنی که بیش‌تر با انگیزه‌های سلیقه‌ای، سیاسی و جناحی همراه‌اند، موجی از دلسردی و انتقادات شهروندان را نسبت به تیم حاکم برانگیخته است.
همه این موانع و مشکلات فراراه مردم افغانستان، اینک این باور را برای بخشی از مردم به میان آورده که تنها راه نجات افغانستان "تجزیه" است و فقط از این راه می‌توان به نتیجه رسید.
احمد ذکی پوینده/ پیام آفتاب
کد مطلب: 81813
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/DmqCKt
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل