​برف فراه بر پشت بام کشورهای همسایه

اگر در فراه بخاطر مدیریت منابع آبی جنگ است در مناطق دیگر جنگ بر سر چیست؟ «به شتر گفتند: چرا گردنت کج است؟ گفت کجایم راست است» حکایت افغانستان هم حکایت همان شتر است که فقط گردنش کج نیست بلکه تمام هیکلش کج است
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲ جوزا ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۴۶
هفته گذشته در حادثه‌ای دهشت‌ناک شاهد هجوم گسترده طالبان به شهر فراه و تصرف هرچند کوتاه مدت این شهر توسط این گروه بودیم. بعد از تجربه تلخ سقوط قندز این حادثه بار دیگر شکنندگی و ناپایداری نیروهای دفاعی افغانستان را به اثبات رسانید و از همه مهم‌تر این‌که این حادثه ثابت کرد نیروهای خارجی و حکومت مرکزی نه‌تنها اراده‌ای برای حمله به طالبان و کاهش نفوذ و قدرت آن‌ها در نقاط مختلف را ندارند بلکه در مقام دفاع نیز چندان جدی عمل نمی‌کنند و تا فاجعه‌ای رخ ندهد دست بکار نخواهند شد.
در حملات انتحاری گسترده‌ای که در ماه‌های اخیر شاهد بودیم بارها از سوی مسئولین امنیتی این استدلال را شنیدیم که می‌گفتند طالبان توانایی نبرد رو در رو با ما را ندارند، به همین خاطر به جنگ چریکی و انتحاری رو آورده‌اند، اما با دیدن وضعیت وخیم امنیتی در غزنی، بادغیس، بغلان، غور و... و آخرین مورد آن‌که سقوط فراه و همچنین در آستانه سقوط قرار گرفتن ولسوالی اجرستان غزنی بود، به این واقعیت پی می‌بریم که تمام سیاست‌های امنیتی دولت چه در حوزه دفع حملات چریکی و انتحاری و چه در حوزه حملات نظامی و رودررو با شکست مواجه شده است.
اما عامل این ناکامی‌ها چیست؟ بعد از بازپس‌گیری فراه، وزارت دفاع و داخله و همچنین فرمانده آمریکایی‌شان جان نیکلسون در نشستی خبری سعی نمودند با فرافکنی مسئولیت این شکست را از دوش خود بردارند و «برف خود را بر بام همسایه» بیاندازند و جنگ فراه را جنگ بر سر «منابع آبی» بخوانند و اذهان عمومی را به سمتی منحرف نمایند که هیچ ربطی به مشکل اساسی کشور که همانا بی‌لیاقتی و ناتوانی نیروهای امنیتی به رهبری امریکاست ندارد.
اگر در فراه بخاطر مدیریت منابع آبی جنگ است در مناطق دیگر جنگ بر سر چیست؟ «به شتر گفتند: چرا گردنت کج است؟ گفت کجایم راست است» حکایت افغانستان هم حکایت همان شتر است که فقط گردنش کج نیست بلکه تمام هیکلش کج است، اگر فقط فراه دچار ناامنی و درگیری بود این استدلال قابل تأمل بود ولی مسأله اینست که «کجای افغانستان جنگ نیست؟» و کجای افغانستان امنیت است؟
 این ادعا به قدری خنده‌دار بود که هیچکس آن‌را جدی نگرفت،حتی «عبدالبصیر سالنگی» والی فراه گفت شورای کویته و شورای پیشاور و هم‌چنین آی.اس.آی پاکستان بیشتر در حملات اخیر بر شهر فراه دخیل بوده‌اند، والی فراه تأکید کرد که هیچ سند و شواهدی مبنی بر مداخله ایران و حمایت این کشور از طالبان وجود ندارند. حتی طالبان نیز جنگ فراه را جنگ بر سر حضور نظامی خارجیان در این ولایت عنوان کردند.
تمام استناد مدعیان این دروغ، سخنان وزیرخارجه ایران جواد ظریف بود که در مورد بحران آب و حق‌آبه ایران از افغانستان گفته بود که اگر افغانستان به تعهدات خودش عمل نکند مقابل به مثل خواهند کرد؛ ولی آیا این حرف به معنای مداخله مستقیم و حمایت از طالبان در ناامن‌سازی افغانستان است؟ کدام منطق قبول می‌کند که ایران برای تأمین آب کشور خود در فراه ناامنی ایجاد کند؟ همان‌گونه که سخنگوی وزارت خارجه ایران اعلام نمود ایران برای حل مشکل آب نیازی به اقدامات نظامی ندارد چراکه این مساله با روش‌های دیپلماتیک قابل حل می‌باشد و ایران هیچ‌گاه سابقه روابط دوستانه خود با افغانستان را قربانی این مسأله نخواهد نمود.
اگر ایران با سدسازی در افغانستان مشکل می‌داشت هیچ‌گاه سیمان مورد نیاز بند سلما را تأمین نمی‌کرد و در آن مشارکت نمی‌داشت لذا در مورد بند بخش‌آباد فراه نیز مسأله فراتر از این نخواهد بود که دو کشور بر سر حقوق‌شان از آب‌های بین‌المللی و پایبندی به معاهدات به شکل مسالمت‌آمیز مذاکره نمایند.
تمام تلاش وزارت داخله و دفاع و همچنین فرمانده نیروهای امریکایی در افغانستان این بود تا شکست و ناتوانی‌شان در تأمین امنیت بخش‌های مختلف افغانستان را با مطرح نمودن یک ادعای دروغین مورد فراموشی قرار دهند تا کمتر از سوی مردم و رسانه‌ها به چالش کشیده شوند ولی با تمام این تلاش‌ها باز هم پاسخی در قبال گسترش ناامنی در شهرهای مختلف افغانستان ندارند. باید گفت در رأس همه این ناامنی‌ها حکومت ناتوان مرکزی و نیروهای امریکایی قرار دارند چراکه پیمان استراتژیک منعقد شده میان اشرف غنی و امریکا طی این سال‌ها نه تنها اوضاع امنیتی را بهبود نبخشیده است بلکه افغانستان را به سمت قهقرا پیش برده و هرروز شاهد افزایش تلفات و قربانیان حملات خونین در گوشه گوشه این کشور هستیم.
پیام آفتاب
کد مطلب: 80430
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/BmdKcb
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل