عالمان دین در برابر طالبان دین/سناریوی نمایشی دولت برای صلح

مساله‌ای که در این اجلاس به آن پرداخته نشده است رفع مبنای مشروعیت جنگ از نگاه طالبان است. مبنای شرعی جنگ در افغانستان از نگاه طالبان حضور نیروهای خارجی و اشغال کشور مسلمان توسط کفار می‌باشد.
تاریخ انتشار : شنبه ۲۲ ثور ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۲۲
در آخرین تلاش‌های صورت گرفته از سوی شورای عالی صلح افغانستان و کشورهای اسلامی برای خاتمه جنگ در افغانستان و کشاندن گروه طالبان پای میز مذاکره، شاهد برگزاری نشست عالمان دینی در اندونیزیا بودیم.
هیئت بیست نفره افغانستان به سرپرستی قیام‌الدین کشاف در کنار هیئتی از عالمان پاکستانی و همچنین عالمان اندونیزیا روز جمعه در بیانیه پایانی این اجلاس حملات انتحاری را محکوم نمودند و آن‌را فاقد جواز شرعی دانستند و از روند صلح در افغانستان حمایت نمودند. زمینه‌ی این نشست در سفری که جوکو ویدودو، رییس جمهور اندونیزیا در زمستان سال گذشته به کابل داشت، فراهم شده بود. اما سوال اساسی این است که این‌گونه اجلاس‌ها تا چه حد می‌تواند در اراده طالبان خلل ایجاد نموده و آن‌ها را پای میز مذاکره بکشاند؟
ما بارها شاهد برگزاری این‌گونه اجلاس‌ها با مشارکت علمای دینی بودیم و طبق گزارش‌های رسیده قرار است اجلاس مشابهی نیز در سال روان در شهر جده عربستان برگزار گردد. برنامه‌هایی با محوریت علمای دینی بر این فرض استوار است که طالبان با توجیه دینی و ایدئولوژیک علیه حکومت در نبرد هستند و اگر این مبنای دینی از آن‌ها گرفته شود لاجرم راهی جز خاتمه دادن به جنگ نخواهند داشت. با فرض قبول این استدلال چند سوال و چالش اساسی فراراه این پروسه وجود دارد که باید در نظر داشت:
1) آیا طالبان، علمایی که علیه جهاد، فتوا صادر می‌کنند را دارای صلاحیت و مشروعیت می‌دانند یا خیر. مسلم است که در جهان اسلام علمای زیادی هستند که با تفکرات متفاوت و گاه متضاد می‌اندیشند و هیچگاه در نظرگاه علما اجماع وجود نداشته است. با این وجود و در شرایطی که مرجع دینی و فکری مورد قبول طالبان علمایی است که حکم به جهاد و انتحار می‌دهند و همچنین عالمان دیگر که با کشورهای متجاوز و اشغال‌گر دست دوستی دراز کرده‌اند را خائن و دین‌فروش می‌دانند، آیا می‌توان توقع داشت که این‌گونه اجلاس‌های نامشروع ـ به باور طالبان‌ـ  از سوی رهبران و یا حتی جنگجویان طالبان مورد پذیرش قرار گیرد؟ تا زمانی‌که مراجع فکری طالبان در این‌گونه نشست‌ها حضور نداشته باشند هیچ‌گاه این اجلاس‌ها به ثمر نخواهد رسید.
2) در بیانیه صادر شده از سوی این اجلاس شعارهای کلیشه‌ای حمایت از صلح و رد جنگ و خونریزی بار دیگر  تکرار شده است. هیچ طالبی خود را مخالف صلح و ثبات نمی‌داند و هیچ طالبی خود را دوست‌دار جنگ و خونریزی نمی‌داند. در قبول صلح و رد جنگ همه جناح‌ها تفاهم دارند ولی مسأله در مانع اصلی این معضل می‌باشد. مشکل اساسی که مانع رسیدن به این مطلوب می‌شود چیست؟ مساله‌ای که در این اجلاس به آن پرداخته نشده است رفع مبنای مشروعیت جنگ از نگاه طالبان است. مبنای شرعی جنگ در افغانستان از نگاه طالبان حضور نیروهای خارجی و اشغال کشور مسلمان توسط کفار می‌باشد. علمای کشورهای اسلامی اگر خواهان توجیه علمای طالبان برای تن دادن به صلح هستند باید ابتدا این معضل را حل نمایند به عبارت دیگر یا باید دست خارجی‌ها را از کشور کوتاه نمایند تا طالبان بهانه‌ای برای جنگ نداشته باشند و یا این‌که ثابت نمایند حضور کشورهای غربی و امریکا در کشور اشغال و تسلط یک کشور مسلمان محسوب نمی‌شود که البته این کار دشواری است.
3) برگزاری برنامه‌های نمادین و بیانه صادر کردن هیچ‌گاه مخالفان را نمی‌تواند مجبور به مذاکره نماید. تا زمانی‌که دولت افغانستان و حامیان خارجی آن‌ها از موضع ضعف و ناتوانی با آن‌ها برخورد نمایند و تا زمانی‌که در کنترل حملات و دهشت‌افکنی آن‌ها ناتوان باشند، طالبان هیچ‌گاه به موجود ضعیفی به نام دولت افغانستان، باج نخواهد داد و همچنان خواهان بیشترین امتیازات خواهد بود. همان‌گونه که در طرح صلح با حکمتیار شاهد بودیم دولت افغانستان در برابر گروهک رو به زوال و نیمه‌جان حزب اسلامی حکمتیار، چگونه امتیازات نامعقول و باج‌های کلانی را پرداخت نمود و عملا نه تنها شاهد بهبود اوضاع کشور نبودیم بلکه زمینه و تریبونی قانونی و علنی برای رجزخوانی‌ها و تهدید‌های  این گروهک فراهم نمودند تا هر روز شاهد تشنج اوضاع سیاسی کشور باشیم.
4) و سخن آخر این‌که راه افغانستان برای رسیدن به صلح از یک مسیر نمی‌گذرد. مسیر علمای دینی شاید بی‌تاثیر نباشد ولی مسلما کم اهمیت‌ترین راه است که البته کارکرد این‌گونه اجلاس‌ها برای شورای بی‌صلاحیت صلح افغانستان و همچنین دولت ناکارآمد وحدت ملی، خاک پاشیدن بر چشمان مردم و نمایش دروغین دولت برای تلاش‌های مداوم صلح است.
 برای رسیدن به صلح باید منابع تمویل اقتصادی طالبان از سوی کشورهای خارجی و همچنین اقتصاد مبتنی بر قاچاق مواد مخدر خشکانده شود و همزمان دولت با تغییر موضع دفاعی در برابر مخالفان، باید مستقیما با آن‌ها وارد جنگ شوند و به سرکوب آن‌ها بپردازد نه آن‌که در شهر‌ها منتظر بمانند تا چه زمانی انتحاری‌ها مردم را قربانی می‌کنند.
موسوی/پیام آفتاب
کد مطلب: 80012
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/pLWSmC
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل