​دکترین شوک و راهبردهای شکست خورده امریکا در افغانستان

پیام آفتاب: امریکا با استفاده از دکترین شوک در حادثه 11 سپتامبر به خاورمیانه وارد شد و در گام اول افغانستان را به اشغال خود درآورد و پس از آن وارد عراق شد و امروز که دیگر بهانه‌های 16 سال قبل رنگ باخته‌اند بار دیگر منطقه نیاز به شوکی بزرگتر دارد و این شوک ظهور گروه دست‌پروده امریکا یعنی داعش است که با پرچم مسلمین سربرآورده و یگانه توجیه‌گر مداخلات روزافزون امریکا در منطقه می‌باشد.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۴ عقرب ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۵۸
امریکا از سال 2001 با استفاده از دکترین شوک و با بهانه مبارزه با تروریزم، توانست همراهی جامعه جهانی را به خود جلب کند و حملات گسترده‌ای را به افغانستان آغاز کند. بزرگترین شعار و هدف امریکا نابودی تروریسم و برقراری صلح در افغانستان بود که نیرو محرکه این تهاجم گسترده شوکی بود که بر اثر حوادث 11سپتامبر به جهانیان وارد شده بود. اما با گذشت بیش از 16 سال شاهد بدتر شدن اوضاع امنیتی در این کشور جنگ زده هستیم. حامد کرزی رئیس جمهور پیشین افغانستان به خوبی، عدم صداقت امریکا در برقراری صلح در افغانستان را درک کرده بود و از همین رو در آخرین سال‌های ریاست جمهوری خود به افشاگری در این زمینه پرداخت و از پذیرفتن پیمان امنیتی با امریکا سرباز زد. وی با این عمل خود به ملت افغانستان و جهانیان این پیام را رساند که نمی‌توان برای رسیدن به صلح چشم امید به امریکا دوخت. پس از گذشت 3 سال از امضاء توافق امنیتی با امریکا شاهد به حقیقت پیوستن ادعاهای حامدکرزی هستیم. وی در آخرین اظهارات خود بار دیگر به این نکته اشاره کرد و گفت: شعارهای آمریکا در افغانستان برآورده نشده و این بدان معناست که آنها در مبارزه با تروریسم موفق نبوده‌اند.
سوال اساسی در این است که چراطی این 16 سال  راهبردهای امریکا موفقیت آمیز نبوده؟ نه تنها راهبردهای امریکا در افغانستان باعث کاهش ناامنی‌ها و نابسامانی‌ها نشده است بلکه شاهد گسترش بی‌سابقه ناامنی در حوزه‌های مختلف هستیم. در ابتدای ورود امریکا به افغانستان تنها گروهی که عامل اصلی ناامنی‌ها و تروریسم خوانده می‌شد طالبان بودند که پس از شکست سنگین در سال 2001 سال‌ها در حالت کُما به سر می‌بردند. اما چه شد که دوباره گروه طالبان تجدید حیات نمود و علی‌رغم حضور نیروهای خارجی و در رأس آن‌ها امریکا، توانستند خود را بازسازی نموده و هر روز قدرتمندتر گردند؟
برای ارزیابی هر راهبرد و عملکردی باید به سراغ اهداف مطرح شده در آن راهبرد رفت و میزان تحقق اهداف آن‌را سنجید. میزان تحقق این اهداف بیانگر شکست یا موفق آن راهبرد خواهد بود. ما امروزه شاهد هستیم نه تنها طالبان در افغانستان شکست نخوردند بلکه در جایگاه قدرتمندتری قرار گرفته‌اند. قدرت‌گرفتن طالبان به یُمن حمایت کشورهایی مانند پاکستان و عربستان که متحدان اصلی امریکا در منطقه محسوب می‌شدند، ممکن گردیدند ولی امروز طالبان با قرار گرفتن در جایگاه برتر نظامی به دنبال مذاکره با دولت افغانستان از این جایگاه هستند تا شاید گام‌هایی در جهت صلح در افغانستان برداشته شود اما با این تفاوت که این‌بار طالبان در جایگاهی بالا قرار دارند که امکان چانه‌زنی و سهم‌گیری در ساختار سیاسی افغانستان را افزایش می‌دهد. اما با تغییر استراتژی طالبان شاهد فاصله گرفتن کشورهای حامی آن‌ها از این گروه هستیم چراکه آمریکا و کشورهای حامی تروریزم در صورتی از طالبان حمایت می‌کردند که همچنان حلقه غلامی آن‌ها را برگردن می‌داشتند ولی شرایط به‌گونه‌ای که این مثلث حامی تروریزم خواهان آن هستند پیش نرفت. لذا استراتژی جدیدی برای ایجاد آشوب بزرگتری در افغانستان روی دست گرفتند و آن چیزی نبود جز تقویت گروهی دهشتناک به نام داعش در منطقه و نهایتاً افغانستان.
طالبان دیگر کارکرد توجیه‌کنندگی حضور امریکا در افغانستان را از داده است و از سوی دیگر شکست راهبردهای امریکا در برابر طالبان، جامعه جهانی و مردم افغانستان را از حضور این کشور در افغانستان ناامید ساخته است، لذا امریکا برای توجیه حضور پررنگ‌تر خود در افغانستان باید بار دیگر از دکترین شوک بهره می‌جست.
دکترین شوک مبتنی بر این فرضیه است که با ایجاد یک شوک در جامعه و به وجود آوردن وحشت و آشفتگی عظیم در یک کشور(چه از لحاظ اقتصادی و چه امنیتی) می‌توان قدرت تحلیل و انتخاب درست را از آن مردم گرفت و این آشفتگی و ترس بهترین موقعیت برای تلقین و تحمیل اهداف و برنامه‌های مورد نظر خواهد بود. شوک ایجاد شده توسط حادثه 11سپتامبر تا سال‌ها توانست مسیر را برای مداخلات گسترده آمریکا در منطقه بگشاید و پای این کشور را در افغانستان و عراق باز کند ولی زمانی‌که اثر این شوک کم‌رنگ شد شوک جدیدی به نام داعش از عراق ظهور کرد و باردیگر جامعه جهانی را دچار اضطراب و نگرانی نمود.
پس از حضور داعش در عراق و سوریه، شوک حضور داعش در افغانستان و حملات انتحاری گسترده آن‌ها به مساجد شیعیان و خطر آغاز جنگ‌های فرقه‌ای در این کشور بهترین موقعیت را برای امریکا فراهم کرد تا بتواند بار دیگر به دولت و ملت افغانستان این ایده را بقبولاند که افغانستان همچنان در معرض خطرهای بزگتری چون داعش قرار دارد، لذا باید امریکا در این کشور حضور پررنگ‌تری داشته باشد.
شایعه حمایت امریکا از داعش دیگر شایعه نیست چراکه بارها از سوی شخصیت‌های آگاه و بانفوذ افغانستان تایید شده است. در مهمترین افشاگری‌ها حامد کرزی در مصاحبه با راشاتودی به این مساله اشاره کرد و گفت که امریکا برای دستیابی به اهداف بزگترش در منطقه از داعش حمایت می‌کند و حتی صراحتا اعلام کرد که امریکا بوسیله بالگردهای ناشناس به‌گونه‌ای مستقیم این کار را انجام می‌دهد.
غلام جیلانی زواک، رئیس مرکز مطالعات استراژیک افغانستان هم راهبرد امریکا در افغانستان را نه برای خاتمه جنگ بلکه برای جنگ‌افروزی بیشتر دانست و تحت فشار قرار دادن طالبان را وسیله‌ای برای پیوستن اعضای این گروه به داعش دانست. وی نیز مانند حامد کرزی راهبرد امریکا را آوردن صلح در افغانستان نمی‌داند بلکه هدف اصلی امریکا حضور پررنگ در منطقه است به گفته وی آمریکا نمی‌تواند از طالبان ضد چین و روسیه استفاده کند، بنابراین با تقویت داعش درصدد است که آنان را با کمک پاکستان به سمت مناطق نزدیک مرز چین و روسیه بفرستد.
اگر هدف امریکا از حضور در افغانستان را برقراری صلح و امنیت بدانیم باید بگوییم راهبردهای امریکا در افغانستان با شکست روبرو شده است ولی اگر با دقت بیشتری به مساله نگاه کنیم خواهیم دید که هدف امریکا هیچگاه آوردن صلح در افغانستان نبوده است بلکه این کشور همواره با استفاده از دکترین شوک، توانسته‌ حضور خود را در منطقه تثبیت کند و کشورهای رقیب خود را تحت فشار قرار دهید. امریکا با استفاده از دکترین شوک در حادثه 11 سپتامبر به خاورمیانه وارد شد و در گام اول افغانستان را به اشغال خود درآورد و پس از آن وارد عراق شد و امروز که دیگر بهانه‌های 16 سال قبل رنگ باخته‌اند بار دیگر منطقه نیاز به شوکی بزرگتر دارد و این شوک ظهور گروه دست‌پروده امریکا یعنی داعش است که با پرچم مسلمین سربرآورده و یگانه توجیه‌گر مداخلات روزافزون امریکا در منطقه می‌باشد.
پررنگ‌تر شدن نقش حکمتیار در بازی افغانستان و راهبرد تازه اعلام شده امریکا در افغانستان نیز در این راستا قابل تحلیل است. سرنوشت افغانستان هیچ‌گاه به صلح و امنیت ختم نخواهد شد بلکه زمینه گسترش جنگ‌ گسترده‌‌تری را در قالب‌های جدیدی همچون داعش فراهم خواهد کرد تا امریکا مداخلات خود را در منطقه توسعه بخشد.
تحریریه پیام آفتاب
کد مطلب: 75299
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/dy4QQG
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل