سناریوهای آمریکا برای اوضاع پیچیده افغانستان‌ (بخش اول‌)

تاریخ انتشار : دوشنبه ۷ ثور ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۱۳
سناریوهای آمریکا برای اوضاع پیچیده افغانستان‌ (بخش اول‌)
مترجم: اسماعیل اقبال  به رغم مواضع مبهم دولت جدید آمریکا در قبال بسیاری از مسائل منطقه، و عدول از سیاست گذشته واشنگتن در بسیاری از پرونده‌ها در عرصه داخلی و بین‌المللی، انتظار می‌رود موضوع افغانستان در اولویت نخست جدول کاری دولت جدید قرار گیرد، چون باراک اوباما در خلال تبلیغات انتخاباتی و پس از پیروزی در انتخابات چهارم نوامبر گذشته، بخش عمده اظهارات خود را به موضوع افغانستان اختصاص داده بود.
از نظر اوباما، افغانستان جبهه اصلی جنگ با تروریسم است. اوباما مانند رئیس جمهوری پیشین آمریکا جورج بوش، عراق را جبهه مرکزی برای جنگ با تروریسم نمی‌داند. وی تعهد کرد تا نیروهای آمریکا را از عراق فرا بخواند و آنها را با هدف سرکوب طالبان و شبکه القاعده به کمک نیروهای نظامی‌اش به افغانستان بفرستد. اوباما اعلام کردکه نیروهای آمریکایی دست به حملات نظامی پیشگیرانه به مناطق تحت نفوذ طالبان و القاعده در پاکستان خواهد زد، حتی اگر اسلام‌آباد با آن مخالفت کند.
در داخل آمریکا درخصوص استراتژی جنگ در افغانستان دو جریان اصلی وجود دارد: جریان نخست دعوت به عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی از این کشور می‌کند و معتقد است که اداره امور این کشور باید به مردم واگذار شود. جریان اول چنین استدلال می‌کند که هیچ قدرتی در طول تاریخ نتوانسته است براین کشور سلطه پیدا کند. این جریان می‌گوید که واشنگتن باید کمک کند تا به یک مصالحه سیاسی با جناح میانه‌رو جنبش طالبان دست یابد. این امر می‌تواند تضمین کننده عدم استفاده از خاک افغانستان برای شروع حملات تروریستی برضد متحدان آمریکا باشد، اما عقب‌نشینی آمریکا از افغانستان از نظر این جریان، به معنای عدم تلاش برای تعقیب شبکه القاعده نیست. گروهی از تحلیلگران و استراتژیستهای واشنگتن طرفدار این جریان هستند.
جریان دوم که اکثر تحلیلها ونوشته‌های محافل سیاسی و رسانه‌ای آمریکا آن را بیان می‌کنند، برضرورت حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان تاکید دارد. این جریان براین باور است که مسئله افغانستان با بسیاری از مسائل اساسی موردنظر آمریکا چون جنگ برضد تروریسم، منازعه برسر انرژی در آسیای میانه، پرونده هسته‌ای ایران و مقابله با محور چینی - روسی، پیوستگی و ارتباط نزدیک دارد. بدین علت این جریان خواستار افزایش تعداد نیروهای آمریکایی و بین‌المللی در افغانستان با هدف سلطه برآن و رهایی از القاعده و جنبش طالبان است.
اما کمکهای قریب‌الوقوع نظامی آمریکا به افغانستان، راه حل نیست، چون افزایش نیروهای نظامی در افغانستان، اوضاع را مانند آنچه که در عراق اتفاق افتاد، دگرگون نخواهد کرد.
آمریکا با اجرای طرح افزایش نیرو در عراق، اوضاع بحرانی این کشور را دگرگون ساخت. براساس برخی از آمارها، این افزایش نیرو موجب شد تا عملیات مسلحانه در خلال دو سال ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ تا ۸۰ درصد کاهش یابد. از سوی دیگر این امر موجب شد تا شرایط برای مصالحه سیاسی و توسعه اقتصادی و اجتماعی عراق فراهم شود. تفاوت‌های دو کشور
اینکه این طرح چرا در افغانستان مانند عراق عملی نخواهد شد، دلایل متعددی دارد که به برخی از آنها در ذیل اشاره می‌شود:‌
۱‌- افغانستان هفت سال پس از جنگ آمریکا برضد تروریسم، همچنان از بسیاری مشکلات غیرقابل حل نظامی چون افزایش شورشهای متمرکز در مناطق روستایی رنج می‌برد. پناهگاههای امن برای شورشیان در پاکستان بخصوص در مرزهای این کشور با افغانستان افزایش یافته است، ضعف و ناتوانی دولت افغانستان در انجام ماموریتهای امنیتی و عمرانی‌اش این مشکلات را مضاعف کرده و لازم به یادآوری است که تجارت مواد مخدر و تخریب زیرساختهای این کشور به شدت افزایش یافته است.
۲- علت دیگر اینکه چگونگی شکل‌گیری دو دولت در دو کشور عراق و افغانستان متفاوت است. عراق دارای یک دولت مرکزی است که از تمامی مضامین و معانی سیاسی که بر یک دولت حمل می‌شود، برخوردار است، در حالیکه این معانی و مضامین برافغانستان که دارای ماهیت قبیله‌ای است، قابل انطابق و اجرا نیست. در این کشور وابستگیها و عصبیت‌های قبیله‌ای و فرقه‌ای، بر وابستگی به دولت و حکومت مرکزی رجحان دارد و طبیعی است چنین گرایش‌ها و وابستگی‌هایی، برماهیت دو دولت و حیات آن‌ها تاثیر دارد.
کشور عراق به عنوان یک کشور با ویژگیها و امتیازات شهری توصیف می‌شود. این امر کمک کرده است تا آمریکا نیروهای خود را در شهرها و مناطق‌حیاتی این کشور مستقر سازد. در حالیکه افغانیها در روستاها و شهرکهای کوچک زندگی می‌کنند. این امر می‌تواند فرصتهای یک پیروزی استراتژیک نظامی در افغانستان را از بین ببرد.‌
۳‌- دیگر اینکه باید به اختلاف حجم نیروهای مسلحی که در کنار نیروهای آمریکایی در دو کشور می‌جنگند، اشاره کرد. بنابر آمارهای متفاوت، در کنار افزایش نیروهای آمریکایی در عراق، نزدیک به ۴۰۰هزار نفر در نیروهای امنیتی عراق حضور دارند، اما در افغانستان کاملا عکس است. تنها ۱۵۰ هزار نفر در نیروهای امنیتی افغانستان مشغول به فعالیت هستند، علاوه بر اینکه این نیروها به فساد کشیده شده‌اند و از شایستگی‌های لازم برای نبرد با شورشیان برخوردار نیستند. برغم تلاشهای آمریکا و جامعه بین‌المللی برای افزایش تعداد نیروهای امنیتی افغانستان تا دوبرابر، این افزایش به موفقیت استراتژی نظامی آمریکا در افغانستان منجر نخواهد شد، زیرا شرایط در افغانستان، عکس چیزی است که در عراق وجود دارد. علاوه بر این، دولت افغانستان به ریاست حامد کرزی، بر بسیاری از مناطق این کشور تلسط کافی ندارد.
۴- در زمانی که واشنگتن و پایتختهای اروپایی با بحران مالی مواجه هستند، این سوال اساسی مطرح می شود که هزینه نیروهای آمریکایی و افغانی که جامعه بین‌المللی درصدد افزایش آن است، چگونه تامین خواهد شد؟ افغانستان یکی از فقیرترین کشورهای جهان است. نیمی از بودجه سالانه این کشور از کمک‌های خارجی تامین می‌شود و این بودجه نیز برای تامین هزینه نیروهای امنیتی و ارتش کافی نیست. دقیقا عکس آنچه که در عراق است، چون عراق از درآمدهای نفتی برخوردار است و این درآمدها برای تامین نیروهای امنیتی و بازسازی و توسعه این کشور کفایت می‌کند. شکست استراتژی نظامی آمریکا در افغانستان ایجاب می‌کند تا دولت جدید آمریکا استراتژی جدیدی را اتخاذ کند که صرفا بر اقدام نظامی اتکاء ندارد. محورهای مهم این استراتژی به ترتیب زیر است: ‌ محورهای استراتژی‌
۱ - ضرورت بهره‌برداری دولت جدید آمریکا از سرمایه سیاسی موجود و حمایت جهانی بدست آمده از انتخاب باراک اوباما به عنوان رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا.‌
دولت جدید باید آرزوها و آرمانهای پیچیده و دشوار را به کناری نهد تا بتواند تغییرات مورد نیاز را در سیاست خارجی آمریکا بوجود آورد. این تغییرات باید به شکلی باشد که بتواند حمایت و پشتیبانی تعداد زیادی از کشورها و متحدین آمریکا را از تلاشهای این کشور در برخورد با چالشها، موانع سیاسی و اقتصادی و توسعه در افغانستان بدست آورد.
۲- تلاش در جهت کمک به دولت افغانستان تا این دولت بتواند به نیازهای شهروندانش پاسخ گوید و با فساد و تجارت مواد مخدر مقابله کند.
دولت جدید آمریکا در دستیابی به یک مصالحه سیاسی میان نیروهای دیگر در افغانستان، باید نقش اساسی ایفاء کند. همچنین باید تمایل دولت جدید را به گفتگو و مذاکره با آن دسته از عناصر جنبش طالبان که حاضر به کنار گذاشتن سلاح و توقف خشونت هستند، اعلام کند و از سوی دیگر با قبایل افغانی که پناهگاههای امن در اختیار القاعده و طالبان قرار می‌دهند، گفتگو داشته باشد. ادامه دارد ..
--------------------------------
منبع: روزنامه «الحیات» چاپ لندن‌
کد مطلب: 7099
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل