۱
 

آفتِ جنبش‌های اجتماعی چیست؟

اکنون چه‌ قبول کنیم - چه‌نکنیم «جنبش رستاخیز تغییر» تک‌قومی است. تاجیکان همه‌کارهٔ این حرکت هستند.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۲ جوزا ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۲۸
آفتِ جنبش‌های اجتماعی چیست؟
  بایسته و واجب است که فارغ از غرض و مرض، با اتکا به‌عقلانیت به رستاخیز خیابان نگاه کنیم. نقد را از غرض‌ورزی تفکیک و انتزاع نماییم. نقد را به‌مثابهٔ روایت و پرچم علم و معرف و یک ارزش اخلاق‌مند ارجمند بداریم. نقاط اصطکاک نهضت‌ها و خیزش‌های عدالت‌طلبانه را شناسایی کنیم. مثلا؛ آبش‌خور غیاب هزاره‌ها را در «جنبش رستاخیز تغییر» تحلیل کنیم و بدانیم.
  در ادبیاتِ سیاسی و اجتماعی هزاره‌ها، واژهٔ «بابه‌مزاری» هم‌چم و هم‌سنگِ «عدالت» است. شما دقت بفرمایید، در پیشانی همهٔ جنبش‌های برابری‌خواهانه هزاره‌ها، عکسِ «بابه‌مزاری» نصب است. این امر در اتحادِ درونی هزاره‌ها خیلی کارآمد و خوب است. دستِ‌کم این تندیس می‌تواند تمامِ آنان را زیر یک سقف جمع بکند. اما از جانبِ دیگر، همین «بابه‌مزاری» می‌تواند یک نقطهٔ اصطکاک باشد، میان هزاره و تاجیک، میان هزاره و ازبیک و… چون هم عصرِ قداست‌گرایی پایان یافته‌است هم «بابه‌مزاری» برای همه اقوام افغانستان قدیس و گرامی نیست. یعنی هیچ رهبری در افغانستان محبوب همه اقوام نبوده و نیست. جنبش روشنایی با همه نقاط قوتی که داشت، یک خیزشی هزاره‌گی بود، پتانسیل جذبِ دیگر اقوام را در آن نهضت نداشت. دستِ‌کم ما شاهد حضورِ غیر هزاره‌ها در متن آن جنبش نبودیم. حضوری که قابل ملاحظه و رویت باشد.
  اکنون چه‌ قبول کنیم - چه‌نکنیم «جنبش رستاخیز تغییر» تک‌قومی است. تاجیکان همه‌کارهٔ این حرکت هستند. حسابِ پشتون‌ها که صاف و پاک است، آنان به‌خیابان باور ندارند، و هیچ الزامی هم نمی‌بینند اکنون. ازبیک‌ها هم‌زمانی به‌خیابان و سنگر می‌روند که «جنرال دوستم» فرمان بدهد. سنت‌گرایی و قدیس پنداری محض یعنی همین. اما هزاره‌ها به‌عنوان کسانی که به‌خیابان باور دارند، چرا اینک خموشی و بی‌طرفی را اختیار کرده‌اند؟ ریشهٔ این شانه‌خالی کردن در کجاست؟ عمده‌ترین دلیل‌شان این است که، جنبش رستاخیز تغییر، خیزش مردمی نیست، اعتراض حزبی است. یعنی در این اتفاق، برنامه‌ریز و همه‌کاره «حزب جمعیت» است.
  راه‌پیمایی چهارراهی ده‌مزنگ یاد همه است. در آن روز سران احزاب سخنرانی کردند. خلیلی، صادق مدبر، جعفر مهدوی… اینان حذف شده‌گان دایرهٔ قدرت بودند و برای قدرت حزبی و شخصی یقه بالا زده بودند تا برای برقِ بامیان. اینک تخطئه کردن «جنبش رستاخیز تغییر» از جانب اعضای «جنبش روشنایی» ناصواب و ناوارد است. همان‌طور که جنبش روشنایی خالی و بری از دخالت احزاب نبود، جنبش رستاخیز تغییر نیز دور از این آفت نیست. پر واضح است که حضورِ احمد ضیاء مسعود و دیگر حذف شدگانِ ساحت قدرت، صلابت این جنبش را به‌زمین زدند، قوه و قدرت این حرکت را خدشه‌دار ساختند. سوگ‌مندانه ساختار احزاب در افغانستان قومی است، وقتی هر نهضتی از سوی یک حزب سیاسی مدیریت بشود، فضا را برای قوم دیگر تنگ می‌کند و امکان هم‌صدایی و هم‌سوی را تقلیل می‌بخشد. تا زمانی که جنبش‌هایی اجتماعی پا فراتر از گلیم قوم و احزاب نگذارند، امکان چند صدایی وجود ندارد.
-سعادت موسوی
کد مطلب: 70070
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/ELdjsF
 


 
112 از بلخ
United States
۱۳۹۶-۰۳-۲۳ ۱۴:۰۹:۰۵
چند نفر تیکه دار قدرت بخاطر حفظ مقام و منزلت شان موضوعات قومی ، مذهبی را در بین مردم دامن میزنند تا بتوانند توده از مردم را دنباله رو خود نمایند تا از این طریق بر بقائی خود ادامه دهند
خوب فکر کنند که ما دنبال کی ها روان هستیم
از کدام رهبر فرزندش در خط مقدم جبه میجنگد
از کدام رهبر اطفالش در داخل کشور مانند اطفال ما درس میخواند
از کدام رهبر فامیل و اقارب نزدیکش در این تحولات کشته و زخمی شده
این است بد بدختی ما
این قصه دوام دارد نه گوسنفدان هوشیار میشوند
و نه گرگ ها سیر میشوند . (17628)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل