راهبرد آمریکا در افغانستان؛ دورنما و تردیدها / بخش اول‌

تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۸ حمل ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۱۷
در روز برپایی اجلاس ناتو، دود سیاهی بر فراز «استراسبورگ»، شهر شرقی فرانسه دیده می‌شد. در این نشست سران ناتو بر حمایت کوتاه مدت از حضور نیروهای ائتلاف در افغانستان موافقت کردند. ‌
در این نشست با اعزام حداقل نیروها به افغانستان موافقت شد، اما نیکلا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه با اعزام نیروهای کمکی مخالفت کرد. ‌توانایی ناتو برای پیروزی برطالبان درافغانستان یک آزمون حیاتی برای قدرت و هماهنگی ائتلافی است که برای فضای جنگ سرد تشکیل شد و امروز تردید فزاینده‌ای دراروپا درباره این که آیا افزایش نیروهای نظامی در افغانستان ثبات را به این کشور بازخواهد گرداند، وجود دارد. ‌
معترضان در راهپیمایی‌های خود یک هتل را به آتش کشیدند. «میشل اوباما»، همسر رئیس جمهوری آمریکا و «کارلا برونی سارکوزی»، همسر رئیس جمهوری فرانسه به دلیل افزایش ناآرامی‌ها بازدید خود را از بیمارستانی در این شهر لغو کردند. ‌
تظاهرات فرانسویانی که قصد نفوذ به مرکز استراسبورگ را داشتند، با ممانعت نیروهای نظامی و گازهای اشک‌آور مواجه و در نهایت منجر به متفرق شدن این افراد شد. اما دلیل این آشوب گسترده چیست؟‌ برقراری ارتباط با طالبان‌
‌ برای بررسی استراتژی جدید آمریکا در افغانستان باید به فضای قبل از برپایی اجلاس ناتو بازگشت. برقراری ارتباط با طالبان، بخشی از این راهکار است.
درخواست باراک اوباما برای خارج کردن اعضای میانه‌روی طالبان از انزوا با شک و تردید شخصیت‌های برجسته مخالف مواجه شد که هشدار دادند: مادامی که دولت حامد کرزی ضعیف و فاسد بنظر می‌رسد، همکاری با شبه نظامیان با شکست مواجه خواهد شد.
روزنامه ایندیپندنت با انتشار مطلب فوق در این زمینه نوشت؛ باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا، با تکرار استراتژی عراق، ایده برقراری ارتباط با آن دسته از اعضای میانه‌روی طالبان را که از افراط گرایی القاعده بیزارهستند و احتمالا آماده تغییر مواضع خود هستند، مطرح کرده است. ‌
باراک اوباما در مصاحبه‌ای اظهار داشت که بخشی از موفقیت در عراق شامل برقراری ارتباط با افرادی بود که ما آنها را بنیادگرایان اسلامی می‌دانستیم، ولی به خاطر بیزاری از تاکتیک‌های القاعده درعراق مایل به همکاری با ما بودند. ممکن است فرصت‌های مشابهی در افغانستان و پاکستان وجود داشته باشند. ‌
اما شخصیت‌های مخالف هشدار دادند که گروه‌های شبه نظامی زمانی که تصور کنند درحال پیروزی هستند، به ندرت عرصه را واگذار می‌کنند. «اشرف غای احمد زی، وزیر دارایی سابق افغانستان که یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری افغانستان در ماه اوت است، اظهار داشت: من بیاد ندارم که حتی بخشی از روند صلح، از طریق مذاکرات و از موضع ضعف و بن بست با موفقیت حاصل شده باشد. ‌
یک سخنگوی طالبان گفت که این فتح باب ازسوی رئیس‌جمهوری آمریکا یک نشانه‌ ضعف است و با بیان اینکه مبارزان «میانه‌رو» به راحتی تغییر موضع خواهند داد، آب سردی را روی این نظریه ریخت. ‌
‌قاری یوسف احمدی، سخنگوی طالبان نیز گفت: آنها می‌گویند که خواستار گفت‌وگو با میانه‌رو‌های طالبان هستند، ولی نمی‌توانند چنین افرادی را پیدا کنند، زیرا ما در هدف مبارزه برای آزادی و برقراری نظام اسلامی درافغانستان متحد هستیم. ‌وی افزود: سخنان اوباما بازتاب این حقیقت است که آمریکایی‌ها خسته و نگران شده‌اند. ‌
باراک اوباما در مصاحبه‌ای اذعان داشت که اوضاع افغانستان بسیار پیچیده‌تر از وضعیت عراق است؛ اما گمان نمی‌رود که تغییر رویکرد وی در قبال طالبان به معنی یک مذاکره صلح جامع با رهبری طالبان باشد، بلکه تلاش برای کشف فرصت‌ها در سطح محلی برای تشویق شبه نظامیان به گرویدن به دولت است. ‌
‌هارون میر، یک تحلیلگر سیاسی و مشاور سابق احمد شاه مسعود، گفت که حتی شبه نظامیان خرده پا در این برهه که طالبان خود را درآستانه پیروزی در برابر دولت افغانستان و حامیان خارجی‌اش می‌داند، برای به زمین گذاشتن سلاح‌هایشان متقاعد نخواهند شد. ‌
وی افزود: آشتی در سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ که دولت بر طالبان چیره بود، ایده فوق‌العاده‌ای بود، ولی اکنون همه چیز بر وفق مراد طالبان است. آنها در آستانه فتح کابل هستند و هیچ انگیزه‌ای برای پیوستن به جناح دولت ندارند. ‌
اما اظهارات اوباما بیانگر یک تغییر در رویکرد رسمی آمریکا در قبال جنبش بنیادگرایی است که به القاعده در سال‌های منتهی به حملات ۱۱ سپتامبر پناه داد. مقامات آمریکایی تا همین اواخر نگران این بودند که افکار عمومی آمریکا چنین رویکردی را در قبال طالبان تحمل نکند. ‌
حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان، ضمن استقبال از سخنان اوباما آنرا «اخبار خوشی» توصیف کرده و گفت: «این سخنان بیانگر تایید موضع سابق ما است و ما آن را می‌پذیریم و تحسین می‌کنیم؛» اما کرزی اغلب علاقه بیشتری به گشایش باب صلح با رهبران ارشد طالبان نشان داده و حتی به ملاعمر، رهبر طالبان و حاکم افغانستان از سال ۱۹۹۶ تا زمان حمله آمریکا، قول داد که اگر وی به افغانستان بازگردد، از وی در برابر بازداشت احتمالی از سوی آمریکا حفاظت می‌کند. ‌
البته تاکنون تلاش اندکی برای متقاعد کردن شبه نظامیان خرده پا برای تغییر موضع آنها صورت گرفته است. به گفته دیپلمات‌های غربی بر کمیسیون برقراری آشتی تاکنون به شکل ضعیفی نظارت شده است. به رغم اشتیاق اوباما برای یک تلاش مجدد، پیشرفت در این زمینه، احتمالا در افغانستان که افکار عمومی نسبت به طالبان در امتداد سیاست‌های منطقه‌ای و نژادی است، کند پیش خواهد رفت، اما برخی مقامات غربی، از جمله وزیر دفاع فرانسه، معتقدند که مبارزات انتخابات ریاست جمهوری آتی، می‌تواند به انجام گفت‌وگوهای صلح بین شبه نظامیان و دولت کمک کند. ‌ یک هشدار ‌
در این میان، فاکس نیوز با انتقاد از سیاست اوباما در قبال طالبان نوشت: نیروهای طالبان نشان داده‌اند که یکدست هستند و دارای اجزای میانه‌رو نیستند و در چند سال گذشته قدرت زیادی یافته‌اند، اوباما در تلاش است تا آنها را ریشه‌کن کند اما قادر به این کار نخواهد بود. ‌
شبکه خبری فاکس نیوز در تفسیری درباره رویکرد گفتمان اوباما در مسائل خارجی نسبت به گفتگو با عناصر طالبان در افغانستان و پاکستان برال حل وفصل مسائل این منطقه هشدار داد. ‌
در این مطلب آمده است که اوباما چندماه پس از آغاز کار ریاست جمهوری به سمت گفتگو با کشورهایی مانند سوریه، ایران و روسیه روی آورده و بدین ترتیب خواهان عمل به وعده انتخاباتی خود در مورد نزدیک شدن به مخالفین به امید حل و فصل مسائل در مسیر تقویت نفوذ آمریکا در جهان شده است، اما موضوع گفتگو با طالبان بحث انگیز است. ‌وی در مصاحبه با نیویورک تایمز به موفقیت ارتش آمریکا در متقاعد کردن شورشیان سنی در عراق برای رویگردانی از القاعده اشاره کرده و گفته که اقدامی مشابه در قبال عناصر میانه‌رو طالبان در افغانستان و پاکستان را مورد توجه قرار داده است. وی می‌گوید محتملا فرصت های مشابهی در این منطقه وجود دارد، اما برخی از تحلیل گران سیاست خارجی از موضوع گفتگو با طالبان بر آشفته‌اند. ‌
به گفته «دیوید ریتگرز» تحلیلگر خط‌ مشی‌های حقوقی در موسسه «کاتو» که مدت‌ها همراه نیروهای ویژه آمریکا در افغانستان به سر برده، موضوع تماس با طالبان افراطی‌ترین اقدامی است که آمریکا تاکنون در قبال مخالفین خود درنظر گرفته است. به نظر وی، مذاکره با میانه‌روها در سطوح محلی که برخی نیز محتملا زیر چتر طالبان قرار می‌گیرند، امری ممکن و با ارزش است، اما هرگونه تلاش برای ایجاد اختلاف میان طالبان برای غلبه برآنان محتملا شکست خواهد خورد و اوباما با طرح علنی این مطلب به رهبری طالبان قدرت تبلیغاتی داده است.
وی می‌گوید آنان در واقع در یک موضع قدرت برای مذاکره قرار دارند و در این شرایط ما چه چیزی می توانیم به آنها ارائه کنیم. وی می گوید: طالبان در موقعیتی مشابه سنی های عراق قرار ندارند، زیرا به سنی های عراق می‌توان انگیزه مالی داد، اما بسیاری از طالبان پول مواد مخدر را دراختیار دارند و از نظراقتصادی مستقل هستند. ‌
برخی نیز در مورد قلیل بودن تعداد میانه‌روها و میزان نفوذ آنان تردید روا داشته‌اند. «سیمون هندرسون» در موسسه سیاست گذاری خاورنزدیک در واشنگتن می‌گوید که مطمئن نیست عوامل میانه رو در بین طالبان وجود داشته باشند، اما ارزش دارد که کوشش شود به عناصری منعطف در طالبان نزدیک شد. به گفته وی، طالبان رشدی سرطانی داشته که اوباما می خواهد آن را ریشه‌کن کند، اما قادر به این کار نخواهد بود.
‌«بارنت روبین» کارشناس افغانستان در مقاله ای در نشریه «فارین افرز» از دولت آمریکا موکدا می خواهد که میان مخالفین سیاسی آمریکا و تروریست‌های بین‌المللی مانند القاعده فرق بگذارد. ‌
وی توافقی را قابل تصور می داند که بر اساس آن طالبان ازاستفاده ازخاک افغانستان برای اقدامات تروریستی بین‌المللی منع شود و در مقابل آمریکا و ناتو به عملیات نظامی درآن کشور پایان دهند. به گفته وی، هر قراردادی که درآن طالبان یا دیگر شورشیان ازالقاعده تبری جویند، زمینه‌ساز یک شکست استراتژیک برای القاعده خواهد بود. فقدان راهبرد مشخص‌
از دیگر سو، یک نشریه آمریکایی با اشاره به اعلام رئیس جمهوری آمریکا برای اعزام ۱۷ هزار سرباز دیگر به افغانستان و لشکرکشی تازه به این کشور، تاکید می‌کند که اوباما هنوز راهبرد مشخصی برای این کشور ندارد و بدون این راهبرد، امکان موفقیت وجود ندارد.‌
نشریه «پراگرسیو» با اشاره به این که باراک اوباما قبل از تدوین راهبرد، تصمیم به تشدید جنگ نموده، نوشت: «اوباما قبلا اعلام کرده بود که قصد دارد با اعزام ۱۷ هزار نیروی اضافی به افغانستان، جنگ در این کشور را شدت بخشد. اما در سخنرانی خود خطاب به اعضای کنگره تصدیق کرد که هنوز در حال تدوین یک راهبرد جامع برای افغانستان و پاکستان است.‌»
به نوشته این نشریه؛ منطقی است این راهبرد قبل از اعزام نیروها تدوین گردد نه بعد از آن. همانگونه که سناتور دموکرات «ان کری» گفت: اگر فقط به اعزام سرباز بسنده کنیم و ۲۰ یا ۳۰ هزار نفر دیگر را به افغانستان بفرستیم، در این صورت مسیر اشتباهی را پیموده‌ایم.‌
در ادامه این مقاله به تاریخ شکست امپراتوری‌های بزرگ در این کشور اشاره شده و آمده است: افغانستان گورستانی برای امپراتوری‌ها بوده است. انگلیسی‌ها و شوروی درس بزرگی از افغانستان گرفتند. همه این امپراتوری‌ها قبل از اینکه بتوانند در این سرزمین به پیروزی برسند، از آنجا بیرون رانده شدند، پس چرا فکر می‌کنیم که تلاش آمریکا نتایج متفاوتی به بار خواهند آورد؟
حوادث افغانستان نشانی از پیشرفت ندارند. طالبان هشت سال بعد از این که توسط نیروهای آمریکایی از کابل بیرون رانده شدند، باز در حال احیا هستند. یکی از دلایل این امر نارضایتی فزاینده محلی از کشته شدن افغان‌ها به دست سربازان آمریکایی است. ‌
بر اساس گزارش‌های سازمان ملل؛ آمریکا و متحدانش حدود یک هزار غیرنظامی از زن و کودک و افراد سالخورده را مستقیما کشته‌اند. در جولای گذشته، تنها در یکی از حملات هوایی آمریکا، ۴۷ شهروند غیرنظامی که عازم مراسم عروسی بودند کشته شدند. از این تعداد ۳۹ نفر زن و بچه بودند. ‌
این نشریه می‌افزاید: خشم افغان‌ها از نیروهای خارجی در حال افزایش است. تحقیقی که مشترکا توسط شبکه خبری بی.بی.سی و ای.بی.سی تهیه شده بود، نشان داد که ۹۰ درصد افغان‌ها مخالف طالبان هستند، اما تنها نیمی از آنها نظر مساعدی نسبت به آمریکا دارند.‌در حدود ۵۶ هزار نیروی ناتو در افغانستان مستقر هستند که از این تعداد ۱۸ هزار نفر را سربازان آمریکایی در قالب ناتو تشکیل می‌دهند. ضمن این که ۱۹ هزار سرباز دیگر آمریکایی در افغانستان وجود دارند. اما حضور آنها باعث شده است که تعداد بیشتری از افغان‌ها کشته شوند. ‌
پراگرسیو می‌افزاید: «به نظر نمی‌رسد که ۱۷ هزار جفت پوتین دیگر که بدون راهبرد مشخص به افغانستان اعزام می‌شوند، موفقیتی در پی داشته باشند.»‌
به جای سربازان بیشتر باید به دنبال مذاکره و دیپلماسی باشیم که افغانستان، پاکستان، منطقه و تمام گروه‌های درگیر از جمله طالبان را در برگیرد. ‌
ادامه دارد...
کد مطلب: 6896
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل