۱
 
به مناسبت بیست و پنجمین سالروز سقوط حکومت کمونیست‌ها در افغانستان

سنگلاخ در بستر جهاد و مقاومت (۱) / مصباح زاده

ارتش اشغالگر شوروی سابق از سال۱۳۵۹ تا سال ۱۳۶۶ بیست و دو بار، به درهٔ سنگلاخ حمله کرد. تعدد چنین حملات گسترده، از یک سو بیانگر اهمیت درهٔ سنگلاخ، و از سوی دیگر بیانگر عظمت جهاد و مردم مجاهد این دره در مقابله و مخالفت با متجاوزان خارجی و مزدوران داخلی آنها می‌باشد.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۷ ثور ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۱۹
درهٔ سنگلاخ دارای موقعیت راهبردی و مردم آن شجاع و متدین هستند. مردم مجاهد سنگلاخ در راه دفاع از دین، ناموس و وطن، خسارت‌های جانی و مالی جبران ناپذیر و زحمت‌ها و مشقت‌های طاقت فرسایی را متحمل شدند. زنان و کودکان سنگلاخ در هر حمله و تجاوز وحشتناک ارتش سرخ شوروی سابق- قوی‌ترین ارتش جهان در آن زمان- در زیر غرش جنگنده‌های میگ ۲۹، سوخو ۲۵، هلی‌کوپترهای توپدار، موشک‌های اسکاد، گلوله‌های توپ و تانک تی ۷۵ و رگبارهای انواع مسلسل‌ها و دیگر سلاح‌های پیشرفتهٔ روسی در میان خاک و خون مانند پرندگان تیر خورده و گُل‌های پرپر شده بر زمین افتادند، و اگر زنده ماندند برای حفظ شرف و عزت‌شان آوارهٔ کوه‌ها، و دره‌ها شده و در میان سنگ‌ها و غارها، نفس نفس زنان پناه گرفتند، و گرسنه و خسته شب‌ها و روزها ماندند تا آتش جنگ فروکش کرده و به خانه‌های‌شان که به تلی از خاک یا گودالی بدل شده بودند برگردند. در برگشت، خانواده‌هایی که عزیزان‌شان را از دست داده بودند به سوگ می‌نشستند و هنوز سوگواری تمام نشده باری دیگر دشمن با تمام قوا حمله می‌کرد و فاجعه دوباره و چند باره تکرار می‌شد. در حملات سال‌های ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵، در هر متر درهٔ سنگلاخ یک بمب و موشک منفجر می‌شد که حیوان و انسان، پرنده و خزنده، سنگ و چوب، درخت و… را از پا درآورده به آتش می‌کشید و زمین و زمان را به لرزه درمی‌آورد.
ارتش اشغالگر شوروی سابق
زنان و کودکان سنگلاخ در هر حمله و تجاوز وحشتناک ارتش سرخ شوروی سابق- قوی‌ترین ارتش جهان در آن زمان- در زیر غرش جنگنده‌های میگ ۲۹، سوخو ۲۵، هلی‌کوپترهای توپدار، موشک‌های اسکاد، گلوله‌های توپ و تانک تی ۷۵ و رگبارهای انواع مسلسل‌ها و دیگر سلاح‌های پیشرفتهٔ روسی در میان خاک و خون مانند پرندگان تیر خورده و گُل‌های پرپر شده بر زمین افتادند، و اگر زنده ماندند برای حفظ شرف و عزت‌شان آوارهٔ کوه‌ها، و دره‌ها شده و در میان سنگ‌ها و غارها، نفس نفس زنان پناه گرفتند، و گرسنه و خسته شب‌ها و روزها ماندند تا آتش جنگ فروکش کرده و به خانه‌های‌شان که به تلی از خاک یا گودالی بدل شده بودند برگردند. در برگشت، خانواده‌هایی که عزیزان‌شان را از دست داده بودند به سوگ می‌نشستند و هنوز سوگواری تمام نشده باری دیگر دشمن با تمام قوا حمله می‌کرد و فاجعه دوباره و چند باره تکرار می‌شد.
از سال۱۳۵۹ تا سال ۱۳۶۶ بیست و دو بار، به درهٔ سنگلاخ حمله کرد. تعدد چنین حملات گسترده، از یک سو بیانگر اهمیت درهٔ سنگلاخ، و از سوی دیگر بیانگر عظمت جهاد و مردم مجاهد این دره در مقابله و مخالفت با متجاوزان خارجی و مزدوران داخلی آنها می‌باشد.
اما این سئوال مطرح می‌شود که چرا درهٔ پنجشیر با هشت حملهٔ نیروهای شوروی سابق، و تحمل خسارات جانی و مالی کمتر از مردم سنگلاخ، چنان پر آوازه شد که با ظهور فرماندهی چون احمدشاه مسعود تحسین جهان را برانگیخت، و از کمک‌های مادی و معنوی برخوردار شد، اما سنگلاخ با ۲۲ حملهٔ شوروی سابق و تحمل آن همه خسارت، که هرگز جبران نشد، نه آن‌طوری‌که لازم بود بلندآوازه شد و نه مسعودی آفرید و دردآورتر این که از نام آن دیگران بلندآوازه شدند و از دستاوردهای درد و رنج مردم آن مستفید، اما فرزندان مجاهد متعلق به این دره بی‌نام و بی‌نشان بر زمین‌خوردند؟!.
باتوجه به پیشگفتار فوق، مجاهدت و استقامت کم‌نظیر مردم سنگلاخ در دو بخش جهاد و مقاومت به شرحی که در پی می‌آید به شکل بسیار مختصر تدوین شده است، چه شرح کامل هر حمله و مقاومتی به تنهایی یک کتاب می‌شود.
 
الف) جهاد
در بهار سال ۱۳۵۸ جهاد مقدس اسلامی به صورت گسترده، مردمی و خود جوش بدون کوچکترین اثری آشکار از گروه‌ها و احزاب سیاسی و نشانه‌ای از دخالت خارجی در هزارستان آغاز شد. جهاد در تاریخ ۱۸حمل ۱۳۵۸ به فرماندهی شیخ محمدحسین صادقی نیلی با شرکت حدود دو هزار مجاهد از مرکز ولسوالی خدیر در ولایت دایکندی (سابق بخشی از ولایت بزرگ ارزگان بود) و هم‌زمان به فرماندهی سید محمدعلی لم‌لم در بلخاب آغاز شد و به مناطق لعل و سرجنگل در ولایت غور، ورس و پنجاب در ولایت بامیان، شهر بامیان و نیز بهسود در ولایت میدان وردک گسترش یافت.
ولسوالی مرکز بهسود در تاریخ ۸/۳/۱۳۵۸ توسط مجاهدین پنجاب، شهرستان و دایکندی و با همکاری مجاهدین و مردم بهسود فتح شد، و ولسوالی حصه اول بهسود در تاریخ ۲۰/۳/۱۳۵۸ توسط مجاهدین پنجاب به فرماندهی استاد محمد اکبری و مجاهدین بهسود به فرماندهی ارباب غریبداد از سلطه کمونیست‌ها خارج ساخته شد. پس از آزادسازی بهسود، ارباب غریبداد و نیروهایش از طریق کوه زنبورک وارد درهٔ حصار در سنگلاخ شدند. مردم سنگلاخ با شور و شوق از مجاهدین بهسود استقبال کردند و مرحوم حجت الاسلام سید میرآقا موحدی از علمای سنگلاخ، مجاهدین سنگلاخ را سازماندهی نموده و قرارگاه مشترک تحت ریاست ارباب غریبداد در منطقهٔ آهنگران در خانهٔ مرحوم رئیس میراحمدشاه تأسیس نمود. مجاهدین سنگلاخ به فرماندهی مرحوم موحدی همراه با مجاهدین بهسود در تاریخ ۱۷/۴/۱۳۵۸ ولسوالی جلریز را فتح کردند و به سوی میدان شهر در درهٔ میدان پیشروی نمودند. مجاهدین سنگلاخ و بهسود در جنگ کوه مارشال در تاریخ ۲۳/۶/۱۳۵۸ نیروهای دولت کمونیست‌ها را شکست دادند و پس از فتح کوته عشرو، مرکز سابق ولایت میدان وردک، بسوی ارغندی و پغمان حرکت کردند و برخی مناطق پغمان را تا آخر ماه سنبله (شهریور) از لوث وجود نیروهای تحت امر دولت کمونیست‌ها پاکسازی نمودند.
 در جنگ‌های میدان علاوه بر آقای موحدی، قوماندان حاجی گل‌حسین حیدریار، شهید قوماندان سید محمدحسن و عدهٔ زیادی مجاهدان سنگلاخ مانند سیدعلی میرزا، سید رضا منگل، شهید سیدمحسن، مرحوم حجت‌الاسلام کربلایی ملا بابرشاه، پهلوان شیرحسین، سید قاسم خیاط، حجت‌الاسلام شیخ باقر از درهٔ حصار، شهید حجت‌الاسلام کربلایی معلم (شیخ گل حسین شریفی)، و… شرکت داشتند. بعد از آزاد سازی درهٔ میدان و نفوذ مجاهدین در پغمان جبههٔ جنگ در اطراف میدان شهر و پغمان قرار گرفت. در پشت جبهه در مناطق آزاد شده و از جمله سنگلاخ کمیته‌ها، و پایگاه‌های جهادی در مساجد، مدارس و حسینیه‌ها برای اداره امور مردم و سازماندهی مجاهدین شکل گرفت.
در سنگلاخ کمیته اسلامی به ریاست مرحوم حجت‌الاسلام موحدی در مکتب ابتدایی سنگلاخ در منطقهٔ قلعهٔ شاه تأسیس شد. عده‌ای از مجاهدان به شمول آقای موحدی به پاکستان سفر کردند تا از احزاب جهادی که تا آن زمان در آن کشور تشکیل شده، و از سوی پاکستان، کشورهای اسلامی و غربی حمایت می‌شدند، سلاح و امکانات دریافت کنند. مجاهدین سنگلاخ ماه‌ها در پاکستان ماندند و به دفاتر احزاب مختلف مراجعه کردند، اما کسی به آنها کمک نکرد. بناچار عده‌ای از مجاهدان سنگلاخ از پاکستان تفنگ‌های یازده تیر تیرایی با پول شخصی خریده و به منطقه برگشتند، و عده‌ای با آقای موحدی به جمهوری اسلامی ایران جهت زیارت و دیدار مهاجرین رفتند.
آقای موحدی در ایران جذب حزب حرکت اسلامی افغانستان به رهبری آیت الله محسنی شده و به سنگلاخ برگشت. ایشان کمیتهٔ مردمی سنگلاخ را به پایگاه حرکت اسلامی تبدیل کرد و هم‌زمان اختلاف قومی پیش آمد و قوم بزرگ شاه نوازخان به ریاست مرحوم حاجی‌ملک سیدصادق و فرماندهی شهید قوماندان محمدحسن کمیتهٔ اسلامی جداگانه تشکیل دادند. در کمیتهٔ اسلامی حاجی‌ملک سیدصادق اقوام نوازخان، جعفرخان و اقوام هزاره درهٔ حصار و سنگ پلک شرکت داشتند؛ و در کمیتهٔ حرکت اسلامی به ریاست آقای موحدی اقوام فیروزخان، شاه شریف و خیرالله
درسال ۱۳۵۸ برای نخستین بار قوای دولت کمونیست‌ها در زمان ریاست جمهوری حفیظ‌الله امین از زمین و هوا به سنگلاخ حمله کرد. در این حمله قوای دشمن با پیاده کردن کماندو توسط هلی‌کوپتر در منطقهٔ قلعهٔ شاه و آهنگران مردم بی‌دفاع را غافلگیر کرد که منجر به شهادت عده‌ای از مردم و مجاهدان شد.
گرد آمده بودند. به زودی اختلاف بین میرعباس الماس از طایفهٔ سیدمیر فیروزخانی و آقای موحدی و ملک میرحسین پیش آمد و میرعباس با جمعی از طایفهٔ خود به کمیتهٔ حاجی‌ملک سیدصادق پیوست.
درسال ۱۳۵۸ برای نخستین بار قوای دولت کمونیست‌ها در زمان ریاست جمهوری حفیظ‌الله امین از زمین و هوا به سنگلاخ حمله کرد. در این حمله قوای دشمن با پیاده کردن کماندو توسط هلی‌کوپتر در منطقهٔ قلعهٔ شاه و آهنگران مردم بی‌دفاع را غافلگیر کرد که منجر به شهادت عده‌ای از مردم و مجاهدان از جمله سیدحسین خواهرزاده آقای موحدی و عبدالاحمد، پسر مرحوم جارو، خادم زیارت سید شاه قباد شد.
در ماه سرطان سال ۱۳۵۸ در زمان حفیظ‌الله امین عده‌ای از رواشکاران بی‌گناه سنگلاخ در میدان شهر توسط کمونیست‌ها دستگیر و به شهادت رسیدند. آنان کارگران و کشاورزانی بودند که بر حسب معمول پس از یک ماه زحمت کشیدن در کوه‌ها و پرورش دادن رواش، محصول‌شان را در بوجی‌ها بسته‌بندی نموده و به موتر (ماشین) بار زده بودند که به شهر کابل جهت فروش ببرند. آنها با توجه به این‌که جوان بودند و کمونیست‌ها جوانان را که از مناطق آزاد شده به سوی شهرها می‌آمدند دستگیر می‌کردند. روی بارهایشان خوابیده و بر روی خود ترپال (برزنت)موتر را کشیده بودند تا دیده نشوند، اما هنگام بازرسی موتر، شناسایی و دستگیر شدند.
در سال ۱۳۵۹ دو بار سنگلاخ مورد تهاجم هوایی و نیروهای زمینی مشترک اشغال‌گران شوروی سابق و نیروهای دولت کمونیست‌ها قرار گرفت که در نتیجهٔ آن عده‌ای از مردم قلعهٔ شاه و گردنه آواره و عده‌ای افراد بی‌گناه دستگیر شدند.
در چنین وضعی اختلاف و وجود دو پایگاه و دو قوماندانی به ضرر مردم و مجاهدان بود، تلاش‌هایی توسط افراد خیرخواه آغاز شد تا یک قوماندانی واحد و قوی ایجاد شده و اختلاف‌ها از میان مردم برداشته شود. در اثر این تلاش‌ها جبههٔ واحدی بنام «جبههٔ اسلامی سنگلاخ» در تاریخ ۲۶/۱۰/۱۳۵۹ تأسیس شد که فرماندهی نظامی آن به عهدهٔ شهید سید محمدحسن، و مسئولیت قضایی آن به آقای موحدی واگذار شد. این جبهه، شورایی اداره می‌شد که اعضای آن را افراد مورد اطمینان دو طرف تشکیل می‌داد. متأسفانه بعد از مدتی در ابتدا حرکت اسلامی و بعد از آن حاجی‌ملک سیدصادق و قوماندان محمدحسن و طرفداران‌شان از جبهه خارج شده و دوباره پایگاه‌های حزبی و قومی خود را فعال ساختند. جبههٔ اسلامی سنگلاخ به ریاست سیدمحمدباقر مصباح‌زاده و فرماندهی قوماندان حاج گل‌حسین حیدریار به کار خود ادامه داد تا این که در سال ۱۳۶۱ به پایگاه امام‌حسین (ع) تغییر نام یافت. پایگاه امام‌حسین (ع) از لحاظ مردمی بر محور دو قوم سیدمیر و شاهی، اعضا و هوادارانی در میان همه اقوام ساکن سنگلاخ از آهنگران تا پیوندا داشت.
ادامه دارد…
کد مطلب: 67974
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/nogwhb
مولف : سید محمدباقر مصباح‌زاده
 


 
سید نجیب الله نجیب
۱۳۹۶-۰۲-۰۸ ۲۰:۵۱:۲۲
سلام خدمت جناب اقای مصباح زاده در بلخاب ایت الله سید محمد علی عالمی رهبر انقلابیون بوده شهید لم لم یکی از قوماندان های او در یکولنگ بامیان بوده که در بامیان شهید شد اصلاح شود خوب می شد (17567)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل