حزب دموکراتیک خلق افغانستان

14 قوس 1386 ساعت 8:57

حزب دموکراتیک خلق افغانستان (People's Democratic Party of Afghanistan)، بطور نسبی مهمترین، سازمان یافته‌ترین و فراگیرترین حزب سیاسی کمونیستی در افغانستان بود که با انجام کودتای هفتم ثور سال ۱۳۵۷ قدرت سیاسی را در دست گرفت و بحرانی را که منجر به ویرانی ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی افغانستان شد و پیامدهای آن هنوز ادامه دارد آغاز کرد.


حزب دموکراتیک خلق افغانستان (People's Democratic Party of Afghanistan)، بطور نسبی مهمترین، سازمان یافته‌ترین و فراگیرترین حزب سیاسی کمونیستی در افغانستان بود که با انجام کودتای هفتم ثور سال ۱۳۵۷ قدرت سیاسی را در دست گرفت و بحرانی را که منجر به ویرانی ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی افغانستان شد و پیامدهای آن هنوز ادامه دارد آغاز کرد. این بحران سرانجام در سال ۱۳۷۱ به اضمحلال کامل حزب دموکراتیک خلق افغانستان، نیز انجامید. دربارهٔ حزب دموکراتیک خلق افغانستان، فشرده‌ای از مطالبی که در کتاب آغاز و فرجام جنبشهای سیاسی در افغانستان، نوشته شده در این‌جا نقل می‌شود:
«اولین هستهٔ کمونیستی که منجر به تأسیس حزب دموکراتیک خلق افغانستان شد در سال ۱۳۴۲ در کابل، بوجود آمد. نور محمد تره کی، ببرک کارمل، محمد طاهر بدخشی، میر غلام محمد غبار، صدیق‌الله روهی، محمد علی زهما، میر اکبر خیبر و دکتر عبدالهادی محمودی اعضای هستهٔ کمونیستی مذکورکه به نام «کمیتهٔ سر پرست» یاد می‌شد، بودند. کمیتهٔ سرپرست، سی حلقهٔ تشکیلاتی در کابل ایجاد کرد و زمینه را برای تشکیل کنگرهٔ مؤسس حزب دموکراتیک خلق فراهم ساخت. کنگرهٔ مؤسس حزب دموکراتیک خلق افغانستان، در یازدهم جدی (= دی) سال ۱۳۴۳ در خانهٔ نور محمد تره کی در منطقهٔ «کارته چهار» در شهر کابل، مخفیانه برگزار شد. اعضای کنگرهٔ مؤسس ۲۷ نفر و عبارت بودند از: نور محمد تره کی، ببرک کارمل، طاهر بدخشی، غلام دستگیر پنجشیری، شهر الله شهپر، سلطان علی کشتمند، دکتر صالح محمد زیری، دکتر شاه ولی، عبدالکریم میثاق، نور احمد نور، دکتر محمد ظاهر زَدًران، اکرم کارگر، سلیمان لایق، سید عبدالحکیم شرعی جوزجانی، آدم خان زازَیً، ملاّ محمد عیسی کارگر، انجنیر خالیار، وکیل عبدالله جاجی، عبدالقیّوم قویم، عطا محمد شیرزَیْ، غلام محی الدین زرمُلوال، هادی کریم، عبدالحکیم هلال، محمدحسن بارق شفیعی، سید نورالله کلالی، محمد ظاهرافق و عبدالوهاب صافی. در کنگرهٔ مؤسس، نور محمد تره کی، ببرک کارمل، طاهر بدخشی، غلام دستگیر پنجشیری، شهرالله شهپر، سلطان علی کشتمند و دکتر صالح محمد زیرُیً به عنوان اعضای اصلی کمیتهٔ مرکزی و دکتر شاه ولی، کریم میثاق، دکتر عبدالظّاهر و عبدالوهاب صافی به عنوان اعضای علی‌البدل کمیتهٔ مرکزی حزب کمونیست (حزب دموکراتیک خلق افغانستان) انتخاب گردیدند. در این کنگره، نور محمد تره کی منشی اول (= دبیرکل) حزب دموکراتیک خلق و ببرک کارمل منشی دوم حزب، برگزیده شدند و خطوط اساسی برنامه و اساسنامهٔ آن نیز به تصویب رسید.
در سال ۱۳۴۵ کمیتهٔ مرکزی حزب دموکراتیک خلق گسترش یافت و محمد اسماعیل دانش، حفیظ الله امین، شرعی جوز جانی، محمد ظاهر افق، دکتر عبدالمجید درمانگر، محمد حسن بارق شفیعی، نور احمد نور و غلام مجدد (سلیمان لایق) به عضویت علی‌البدل کمیتهٔ مرکزی پذیرفته شدند. همچنین نوراحمد نور و دکتر شاه ولی به عضویت اصلی کمیتهٔ مرکزی درآمدند و دفتر سیاسی کمیتهٔ مرکزی متشکل از تره کی، کارمل، بدخشی، پنجشیری، کشتمند و شاه ولی به وجود آمد و همزمان اختلاف تره کی و کارمل افزایش یافت و حزب دموکراتیک خلق به دوجناح تره کی وکارمل تقسیم شد. در آستانهٔ انشعاب، کمیتهٔ مرکزی حزب دموکراتیک خلق دارای ۹ عضو اصلی و۱۰ عضو علی‌البدل بود. در بهار سال ۱۳۴۶ جناح کارمل با انتشار نشریه ای به نام «پرچم» دو دستگی و انشعاب در حزب دموکراتیک خلق را علنی ساخت و از آن پس جناح تره کی به نام خلقی‌ها و جناح کارمل به نام پرچمی‌ها شهرت یافتند. در حقیقت در تاریخ ۱۲ ثور ۱۳۴۶ دو حزب جداگانهٔ خلق و پرچم تحت عنوان حزب دموکراتیک خلق افغانستان ایجاد شده و به کارشان ادامه دادند. اعضای اصلی و علی‌البدل کمیتهٔ مرکزی جناح خلق عبارت بودند از: نور محمد تره کی، طاهر بدخشی، دکتر صالح محمد زیری، دکتر شاه ولی، کریم میثاق، اسماعیل دانش، حفیظ الله امین، دکتر ظاهر زدران، دکتر درمانگر و محمد ظاهر افق. اعضای اصلی و علی‌البدل کمیتهٔ مرکزی جناح پرچم نیز عبارت بودند از: کارمل، دستگیر پنجشیری، شهرالله شهپر، سلطان علی کشتمند، نوراحمد نور، عبدالحکیم شرعی، سلیمان لایق، حسن بارق شفیعی و عبدالوهاب صافی. در نخستین کمیتهٔ مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان ترکیب اجتماعی و قومی طوری انعکاس یافته بود که اعضای اصلی را سه نفر پشتون، دو تاجیک، یک ازبک و یک هزاره و اعضای علی‌البدل را دو پشتون، یک هزاره و یک تاجیک تشکیل می‌دادند.
حزب دموکراتیک خلق افغانستان، بویژه جناح پرچم آن با وجودی که غیرقانونی بود به‌طور ضمنی مورد حمایت در بار سلطنت و به خصوص سردار محمد داوود خان قرار داشت و در کودتای ۲۶ سرطان (= تیر) سال ۱۳۵۳ به رهبری او، سهم گرفته بود. هر دو جناح حزب دموکراتیک خلق رسماً از این کودتا حمایت نموده و در اولین کابینهٔ رژیم داوود خان عضویت داشتند. در سال ۱۳۵۵ روابط حزب دموکراتیک خلق با محمد داوود خان تیره شد و هر دو جناح خلق و پرچم احساس خطر نمودند. در چنین وضعیتی تلاش‌های مستقیم و غیر مستقیم از سوی حامیان خارجی آنها برای به هم پیوستن دوبارهٔ شان آغاز شد. قبل از همه روزنامهٔ «طریق الشّعب» ارگان حزب کمونیست عراق که در آن زمان انعکاس دهندهٔ نظریات مسکو در مورد افغانستان شناخته می‌شد و با دو جناح حزب دموکراتیک خلق نیز روابط دوستانه داشت در یازدهم سرطان سال ۱۳۵۵ (= ۲۳ جون۱۹۷۶) از آنها خواست که با هم متحد شوند و نور محمد تره کی را به رهبری حزب برگزینند. سرانجام جناح‌های مختلف حزب دموکراتیک خلق با تدویر پلنوم کمیتهٔ مرکزی این حزب، در ماه اسد سال ۱۳۵۶ با هم متحد شدند. در این پلنوم بر سر وحدت براساس تعیینات کنگرهٔ مؤسس توافق شد، که در نتیجه نور محمد تره کی به عنوان دبیرکل و ببرک کارمل به حیث معاون اول (= منشی دوم) حزب دموکراتیک خلق تعیین شدند. با وجود آن اختلافات جناح‌های خلق و پرچم حل نشد. خلقی‌ها خواستار سهم بیشتر در امور نظامی بودند اما پرچمی‌ها بر سر تقسیم مساویانهٔ امور نظامی و رهبری حزب تأکید داشتند و با سپردن مسؤولیت نظامی حزب به حفیظ الله امین، نیز مخالفت می‌کردند. در واقع خلق و پرچم، تحت فشارهای خارجی با هم ائتلاف کرده بودند و این ائتلاف هم، چنانچه بعداً دیده شد بسیار شکننده بود. تجارب ناموفق کمونیستان را متأسفانه گروه‌های جهادی در دوران جهاد و بعد از آن، بارها تکرارکردند و هر بار دردی بر دردهای مردم افزودند. به هر حال، حزب دموکراتیک خلق در حالی که مشکلات داخلی خود را حل نتوانسته بود در پی کسب قدرت با استفاده از زور و خشونت برآمد و در هفتم ثورسال ۱۳۵۷ طی یک کودتای خونین سردار محمد داوود خان و رژیم او را از بین بُرد و به جای آن رژیم کمونیستی را به نام «جمهوری دموکراتیک افغانستان» برمردم تحمیل کرد. رژیم کمونیستی با مخالفت گستردهٔ مردم مسلمان افغانستان روبرو شد و اقدام به قتل و کشتار وسیع مردم نمود، و بحرانی به وجود آورد که به تباهی کشور افغانستان منجر شد. در داخل رژیم کمونیستی، اندکی پس از کودتای هفتم ثور اختلافاتِ دو جناح خلق و پرچم حزب دموکراتیک خلق از سرگرفته شد و جریان پاکسازی پرچمی‌ها از مناصب حزبی و دولتی در سرطان سال ۱۳۵۷ آغاز شد. در مورخهٔ ۲۷ / ۵ / ۱۳۷۵ دفتر سیاسی حزب دموکراتیک خلق افغانستان با انتشار ابلاغیه ای پرچمی‌ها را متهم به توطئه علیه تره کی نمود و از آن پس تعداد زیادی از پرچمی‌ها از کار برکنار شده و دستگیر شدند. پس از تصفیهٔ پرچمی‌ها، اختلافات داخلی خلقی‌ها نمایان شد، طوری که حفیظ الله امین با کشتن نورمحمد تره کی، در مورخهٔ ۲۵ / ۶ / ۱۳۵۸ قدرت را در دست گرفته و طرفداران تره کی را تصفیه نمود. حفیظ الله امین که با کشتن تره کی اعتماد روسها را از دست داده بود قصد داشت به پاکستان و آمریکا نزدیک شود، اما روسها این فرصت را به او ندادند و با لشکر کشی و تجاوز به خاک افغانستان، حفیظ الله امین را سرنگون ساخته و پرچمی‌ها را به رهبری ببرک کارمل بر سرکار آوردند و بقایای جناح خلق را به جناح پرچم پیوند زدند. ناتوانی ارتش سرخ شوروی در سرکوبی نهضت مقاومت اسلامی مردم افغانستان و روی کار آمدن گورباچف در شوروی سبب شد که تاریخ مصرف ببرک کارمل به پایان برسد و دکتر نجیب الله در چهاردهم ثور ۱۳۶۵ جانشین او شود. جناح خلق حزب حاکم که در دوران نجیب الله دوباره جان گرفته بود در مورخهٔ ۱۵/ ۱۲/ ۱۳۶۸ به رهبری ژنرال شهنواز تَنَی وزیر دفاع رژیم کمونیستی اقدام به کودتا نمود. این کودتا که در ارتباط با سازمان اطلاعات ارتش پاکستان و حزب اسلامی حکمتیار صورت می‌گرفت توسط نیروهای دولتی وفادار به رژیم کمونیستی سرکوب شد. بعد از کودتای تَنَی و تلاش نجیب برای تقویت نیروهای پشتون در درون و بیرون از رژیم کمونیستی، مسئلهٔ قومیت در حزب دموکراتیک خلق که در هفتم سرطان سال ۱۳۶۹ به حزب وطن تغییر نام داده بود باعث اختلاف و جناح‌بندی جدید کمونیستان براساس تعلّقات قومی و ملّیتی گردید و سر انجام منجر به کودتای پنجم ثور سال ۱۳۷۱ توسط طرفداران کارمل علیه دکتر نجیب گردید. در نتیجه رژیم کمونیستی سقوط کرد و حزب وطن از سوی مجاهدان غیرقانونی اعلام گردید.» (۱)
کودتای پنجم ثور سال ۱۳۷۱، در آستانهٔ سقوط رژیم کمونیستی از سوی جناح پرچم در داخل حزب وطن صورت گرفت که منجر به فرار نجیب و پناهندگی او به نمایندگی سازمان ملل در کابل شد. بعد از فرار نجیب، حزب وطن اعلامیه ای به این شرح از طریق رادیو و تلویزیون منتشر ساخت:
«اعلامیهٔ هیئت اجرائیهٔ شورای مرکزی حزب وطن: بسم الله الرحمن الرحیم. هموطنان عزیز! حزب وطن به مثابهٔ مدافع منافع علیای ملّی افغانستان همواره به یاری خداوند متعال وپشتیبانی مردم دلیر و آزادهٔ افغانستان، دفاع از حاکمیت ملّی، تمامیت ارضی، استقلال و نوامیس ملّی کشور را در صدر وظایف خود قرار داده‌است. حزب وطن به منظور حل صلح آمیز قضایای افغانستان با جسارت، ابتکار مشی مصالحهٔ ملّی را که منافع مردم مسلمان کشور ما را منعکس می‌سازد اعلام نمود و در راه تحقق آن صادقانه و صمیمانه گام برداشت و به خاطر به ثمر رساندن این هدف شریفانه از هیچگونه مساعی و گذشت دریغ نورزیده‌است. با تأسف برخی از عناصر و نیروها در لحظاتی که پروسهٔ حل و فصل مسئلهٔ افغانستان به مرحلهٔ نهایی خود می‌رسد، به خاطر منافع شخصی خود بر ضد مصالح و منافع افغان‌ها و تصمیم جامعهٔ بین‌المللی قرار گرفته و تلاش نمودند تا برخلاف خواست مردم افغانستان، ذهنیت عامهٔ جهانی و نیروهای صلح خواه جهادی قرار گیرند. به اطلاع هموطنان رسانیده می‌شود که نجیب الله رئیس‌جمهور سابق افغانستان و رئیس حزب وطن که در تحت فشار حزب و ذهنیت مسلط دفاع از صلح در لفظ آمادگی خود را برای حل صلح آمیز قضایای افغانستان نشان می‌داد، اما در عمل درحالی که پروسهٔ حل سیاسی به مرحلهٔ حساس خود رسیده به منظور برهم زدن ثبات و ایجاد به اصطلاح خلاء قدرت و تشتت و پراکندگی در کشور، درحالی که ساعت دو و پانزده دقیقهٔ شب ۲۷/۲۶ حمل می‌خواست فرار نماید از جانب نیروهای مسلح بیدار کشور ممانعت گردید و بعداً نیز بدون در نظر داشت و رعایت قانون اساسی کشور و منافع مردم افغانستان دزدانه فرار نمود. اطلاعات بیشتر در این زمینه بعداً به اطلاع هموطنان رسانیده خواهد شد. از تمام مردم متدین و مسلمان افغانستان، اعضای حزب وطن، قوای مسلح با شهامت کشور، احزاب و تنظیم‌ها و سازمان‌های سیاسی و قوماندانان داخل تقاضا می‌گردد تا به منظور حفظ تمامیت ارضی و وحدت ملّی کشور و دفاع از جان، مال، ناموس و شرف مردم متحد گردند و به هیچ عنصر نفاق افگن و چپاول‌گر مجال ندهند که دست به خرابکاری و توطئه بزند. حزب وطن از پلان = طرح سرمنشی ملل متحد بر حل سیاسی مسئلهٔ افغانستان صادقانه و صمیمانه حمایت نموده و در راه تحقق آن و از هیچ گونه مساعی دریغ نمی‌ورزد که این مسئله به جلالت مآب بنون سوان معاون و نمایندهٔ خاص سرمنشی ملل متحد با وضاحت اطمینان داده شده‌است. ما معتقدیم که اعضای حزب وطن با تمام نیروهای صلح خواه و وطن دوست در یک صف واحد و ائتلاف وسیع در راه حل همهٔ معضله‌های کنونی کشور گام برمی‌دارند و به یاری خداوند متعال و همکاری قاطبهٔ ملّت افغان بر دشواری‌های مرحلهٔ کنونی فایق می‌گردند.
اعضای حزب وطن! در هر جایی که هستید وحدت و یکپارچگی خویش را حفظ نموده و همکاری تمام نیروهایی را که خواستار تأمین صلح در کشور می‌باشند با روحیهٔ عالی ملّی و اسلامی جلب نموده و در فضای جدید سیاسی که به میان آمده‌است با انعطاف‌پذیری در راه تأمین صلح و امنیت مجاهدت نمایید.
برادران مجاهد و وطن دوست کشور! حزب وطن با در نظر داشت وظایف خطیر ملّی خویش آماده است تا با شما یکجا در راه حفظ افغانستان واحد، اسلامی و غیر منسلک، حفظ نوایس ملّی و افتخارات فرهنگی کشور در یک اتحاد وسیع ملّی کار و فعالیت نماید. نگذارید وطن زیبای ما بیشتر از این ویران گردد و خون هموطنان بی گناه ما در شرایطی که آفتاب صلح طلوع می‌کند بیهوده بریزد. همهٔ مسائل را می‌توان از طریق مفاهمه و مذاکره حل نمود؛ و من الله التوفیق.»
حزب دموکراتیک خلق افغانستان، در طول حیات سیاسی خود دارای چندین مرامنامه و اساسنامه بود. اولین مرامنامهٔ حزب دموکراتیک خلق افغانستان تحت عنوان «مرام دموکراتیک خلق» در شش ماده در تاریخ ۲۲/۱۱/۱۳۴۵ در اولین شمارهٔ نشریهٔ «خلق» منتشر شد. متن این مرامنامه از این قرار است: «اصول کلی مرامی: ۱- دفاع از تمامیت ارضی و استقلال سیاسی و اقتصادی و حاکمیت ملی افغانستان. ۲- تمرکز قوای دولتی در دست مردم و استقرار حاکمیت ملت از طریق بوجود آوردن حکومات دموکراسی ملی. ۳- تأمین وسیع حقوق و آزادی‌های دموکراتیک برای خلق، بدون تمایز بخصوص توجه و مراقبت به زندگانی کارگران و دهقانان و تقویهٔ اتحاد خلق‌های کشور بر مبنای اصول دموکراتیک و مساوات کاملاً برادرانه. ۴- انکشاف اقتصاد ملی از طریق اقتصاد دولتی پلانی، تقویهٔ بیشتر سکتور دولتی، ایجاد صنایع اساسی ملی و انحصار تجارت خارجی به دست حکومت و انجام اصلاحات اساسی ارضی و ملی ساختن منابع مهم طبیعی کشور، صنایع بزرگ تولیدی و مؤسسات بزرگ اقتصادی. ۵ – دفاع از حق خود ارادیت خلق پشتون به حیث یک مسئلهٔ ملی و ضد استعماری کهنه و نو، برسمیت نشناختن خط تحمیلی دیورند (۱۸۹۳) و حل این مسئله به اساس ارادهٔ خلق‌های پشتونستان و افغانستان. ۶- تعقیب سیاست خارجی مستقل و صلحجویانه و طرفداری از سیاست بی‌طرفی مثبت و قضاوت آزاد و همزیستی مسالمت آمیز، مبارزه علیه امپریالیزم و استعمار کهنه و نو و عدم شرکت در بلاک‌های تجاوز کارانهٔ نظامی، سیاسی و اقتصادی و تأیید جنبشهای آزادی خواهانهٔ ملل علیه سیاست استعمار و ستم ملی.» (۲)
 اساسنامهٔ حزب دموکراتیک خلق افغانستان یک سال بعد از تأسیس آن در بهار سال ۱۳۴۶ بطور غیر علنی انتشار یافت. در مادهٔ اول این اساسنامه ماهیت حزب دموکراتیک خلق این‌طور تعریف شده بود: «حزب دموکراتیک خلق افغانستان، عالی‌ترین شکل سازمان سیاسی و پیشاهنگ طبقهٔ کارگر و تمام زحمتکشان افغانستان است. حزب دموکراتیک خلق افغانستان، که ایدئولوژی آن جهان بینی علمی مارکسیزم - لنینیزم است، بر اساس اتحاد داوطلبانهٔ بخش‌های پیشرو و آگاه خلق افغانستان یعنی کارگران، دهقانان، پیشه وران و روشنفکران کشور استوار می‌باشد.» (۳)
دومین اساسنامهٔ حزب دموکراتیک خلق در دومین پلنوم کمیتهٔ مرکزی حزب در تاریخ ۲۴/۱/۱۳۵۹ در زمان حاکمیت این حزب به رهبری ببرک کارمل به تصویب رسید. این اساسنامه در تاریخ ۲۴/۱۲/۱۳۶۰ تعدیل و تکمیل شد. در سال ۱۳۶۰ مقام‌های رهبری حزب دموکراتیک خلق افغانستان مجموعاً شصت نفر بودند که اعضای اصلی و علی‌البدل بوروی سیاسی (= دفتر سیاسی) کمیتهٔ مرکزی، اعضای دارالانشا (= دبیر خانه) و اعضای اصلی و علی‌البدل کمیتهٔ مرکزی را تشکیل می‌دادند. ببرک کارمل، دبیرکل کمیتهٔ مرکزی حزب دموکراتیک خلق، سلطانعلی کشتمند، آناهیتا راتب زاد، صالح محمد زیری، غلام دستگیر پنجشیری، نور احمد نور، نجیب الله، محمد اسلم وطنجار، و محمد رفیع، اعضای اصلی دفتر سیاسی کمیتهٔ مرکزی و محمود بریالی و محمد اسماعیل دانش اعضای علی‌البدل دفتر سیاسی کمیتهٔ مرکزی را تشکیل می‌دادند. کارمل، صالح محد زیری، نور احمد نور، محمود بریالی و نیاز محمد مهمند اعضای دارالانشای کمیتهٔ مرکزی حزب دموکراتیک خلق بودند. اعضای اصلی کمیتهٔ مرکزی حزب دموکراتیک خلق عبارت بودند از: ببرک کارمل، اسدالله سروری، امتیاز حسن، آناهیتا راتب زاد، برهان الدین غیاثی، حبیب منگل، خلیل‌الله، راز محمد پکتین، سلطان علی کشتمند، سلیمان لایق، سید محمد گلاب زوی، شاه محمد دوست، شیر جان مزدور یار، صالح محمد زیری، عبدالرشید آرین، عبدالظهور رزمجو، عبدالقادر، عبدالقیوم نورزی، عبدالمجید سربلند، عبدالوکیل، غلام دستگیر پنجشیری، فدا محمد دهنشین، گل آقا، گلداد، لیوال شاهزار، محمد اسلم وطنجار، محمد اسماعیل دانش، محمد حسن بارق شفیعی، محمد حسن پیمان، محمد رفیع، محمد فاروق، محمد هاشم، محمد یاسین صادقی، محمود بریالی، میر صاحب کاروال، نجم الدین اخگر کاویان، نجیب الله، نظام الدین تهذیب، نظر محمد، انجنیر نظر محمد، نور احمد نور و نیاز محمد مهمند که مجموعاً ۴۲ نفر را تشکیل می‌دادند. اعضای علی‌البدل کمیتهٔ مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان ۱۶ نفر به این شرح بودند: بابه جان، جمیله پلوشه، حشمت کیهانی، خدای نور باور، دوست محمد، ستار پردلی، سید امیر شاه زره، سید اکرام پیگیر، سید طاهر شاه پیکارگر، عبدالصمد اظهر، عبدالرشید وزیری، عبدالغفار لکنوال، محمد انور فرزان، محمد الله صافی، نورالحق علومی و هنر غیرت. سومین مرامنامه و اساسنامهٔ حزب دموکراتیک خلق بعد از تغییر نام آن به «حزب وطن» در زمان دکتر نجیب در سال ۱۳۶۹ تصویب و منتشر شد. در این‌جا متن کامل مرامنامه و اساسنامهٔ حزب وطن نقل می‌شود تا علاقمندان و محققان با استفاده از آن بتوانند صداقت، لیاقت و تغییرات فکری، سیاسی و ایدئولوژیک رهبران و رهروان این حزب را از ابتدای تأسیس آن تا کنون که به شاخه‌های مختلف تقسیم شده و با عنوان‌های مختلف با تدوین مرامنامه‌ها و اساسنامه‌های جدید در وزارت عدلیه ثبت شده‌اند مورد بر رسی قرار دهند. متن مرامنامه حزب وطن به این شرح است: مرامنامهٔ حزب وطن (مصوب دومین کنگره حزب، مورخ ۶–۷ سرطان ۱۳۶۹)
«بسم الله الرحمن الرحیم. وطن محبوب ما افغانستان کشور واحد، مستقل، اسلامی دارای تاریخ کهن، مردم با شهامت و سنن پسندیده‌است. افغانستان سرزمین نهضت‌ها و مبارزات ملی و آزادی خواهانه و مهد پرورش رجال و شخصیت‌های نامدار و پر افتخار است. سراپای تاریخ وطن مشحون از مبارزه و مجاهدت آنان به خاطر دفاع از دین، سرزمین، آزادی، ارزش‌ها و نوامیس ملی مردم افغانستان است. ادامهٔ این مبارزات که در نبردهای آزادی خواهانه مردم افغانستان، در کارنامه‌های مشروطه خواهان، در نهضت‌های روشنفکران و در مبارزات احزاب و جریانات سیاسی به خاطر اعتلای کشور، تحکیم وحدت ملی و دموکراسی انعکاس یافته‌است، صفحات درخشان تاریخ ملی وطن ما را زینت می‌بخشند. ح.د.خ. ا [حزب دموکراتیک خلق افغانستان]، به حیث یکی از وارثین و ادامه دهندگان این مبارزات در سال ۱۳۴۳ تأسیس گردید و در ۷ ثور [= اردیبهشت] سال ۱۳۵۷ قدرت سیاسی را به دست گرفت و وظیفهٔ انجام یک سلسله تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را متقبل شد. با ارزیابی حقایق و انکشافات دوازده سال گذشته، این واقعیت روشن می‌شود که انواع مختلف عوامل داخلی و خارجی باعث تشنج اوضاع و رویارویی مسلحانه در کشور گردید. عمده‌ترین این عوامل را می‌توان [چنین] برشمرد:
بلافاصله پس از احراز قدرت توسط ح.د.خ. ا، مقاوت مسلحانه که هسته‌های آن قبل از سال ۱۳۵۷ به منظور مبارزه علیه دولت افغانستان [دولتی که با کوتای خونین حزب دموکراتیک خلق سر نگون شد] در خاک پاکستان ایجاد شده بود، در برابر دولت نوبنیاد [دولت کمونیستی و کودتایی حزب دموکراتیک خلق] به حمایت و سازماندهی کشورها و حلقات خارجی آغاز گردید. انواع مداخلات خارجی، از جمله مداخلهٔ مسلحانه توسط بعضی از دولت‌ها عمدتاً پاکستان و از طریق آن کشور علیه افغانستان سازماندهی شد. در اوضاعی که جنگ سرد بر فضای روابط بین‌المللی مسلط بود، تعدادی از دول دیگر نیز بنا بر علل و انگیزه‌های گوناگون به‌طور مستقیم و غیر مستقیم، در امور افغانستان ذیدخل گردیدند و اوضاع داخل و اطراف کشور را بیشتر متشنج ساختند. از سوی دیگر، بنا بر علل واقعی، از جمله عقب ماندگی عمومی جامعه، سطح نازل پختگی سیاسی و درک ناقص حزب از جامعه، ح. د خ. ا، نتوانست در عمل واقعیت‌های عینی ـ تاریخی جامعه افغانی را دقیقاً در نظر گیرد، سیاست خارجی متوازن را دنبال نماید و مسئله نقش سیاسی حزب و رابطه آن را با خواسته‌های جامعه به درستی حل کند. علاوه بر آن، حزب اصلاحات توأم با عجله و شتاب زدگی و جهش‌های مصنوعی از مراحل ضروری انکشاف اجتماعی _ اقتصادی، با تکیه بر سیستم یک حزبی و محدود ساختن دموکراسی آغاز نمود. از این رو حزب در کلیشه‌های تیوریک و احکام جزمی محصور ماند و به طرف اراده گرایی و فردمنشی لغزید. این امر باعث خرابی و بغرنجی بیشتر اوضاع گردید و مورد سوء استفاده حلقات معین که از مدت‌ها به این سو در خارج کشور با افغانستان خصومت می‌ورزیدند، قرار گرفت [در این تحلیل یک جانبه مخالفت مردم افغانستان با حزب کمونیستی دموکراتیک خلق و حاکمیت نا مشروع آن و آغاز جهاد و مقاومت خود جوش مردم، بدون حمایت خارجی نا دیده گرفته شده‌است]. حضور نظامی شوروی در افغانستان بر پیچیدگی بیشتر اوضاع افزوده، وسیله و بهانه ای برای افزایش و تشدید مداخلهٔ خارجی در امور داخلی افغانستان گردید. در نتیجهٔ آتش مقابله مسلحانه، چنان جنگ خونینی در کشور شعله‌ور گردید که بیشتر از یک دهه است که مردم افغانستان در این آتش می‌سوزند. این امر منتج به ویرانی شدید و برهم خوردن نظم همه عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، مخاصمت و نفاق ملی، اتلاف هزاران هموطن، مهاجرت صدها هزار افغان به خارج و آوارگی ده‌ها هزار هموطن در داخل کشور گردید. بنا بر عوامل یاد شده ح.د.خ. ا، موفق نشد تا اهدافش را در زمینهٔ رشد اقتصادی - اجتماعی و بهبود وضع زندگی مردم که در سر خط برنامه عمومی آن قرار داشت، تحقق بخشد. با تحلیل و تجزیهٔ همه‌جانبه این حقایق و بررسی اثرات بعدی آنها ح.د.ح. ا، مصمم گردید که در برنامه، سیاستها و عملکرد خود تجدید نظر نماید و بدین وسیله در امر بزرگ نجات وطن از مصایب جنگ و تأمین صلح در کشور، حفظ استقلال و تمامیت ارضی و جلوگیری از تجزیهٔ افغانستان نقش شایستهٔ خویش را، ایفا نماید. این نتیجه‌گیری در تصامیم و فیصله‌ها ی کنفرانس سال ۱۳۶۶ ح.د.خ. ا، انعکاس یافت؛ از این رو نقش و وظایف جدید حزب در چارچوب یک سیاست کیفیتاً نوین، یعنی مشی مصالحهٔ ملی تدوین شد که در آن قطع جنگ و دستیابی به صلح به حیث عمده‌ترین و عاجل‌ترین وظیفهٔ ملی مطرح گردید.
حزب به منظور تحقق مصالحهٔ ملی، اقدامات مؤثری را در تمام عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به عمل آورد. به پیروی از مشی مصالحهٔ ملی حزب از انحصار قدرت دست کشیده از سیستم دموکراسی مبتنی بر تعدد احزاب و ادارهٔ ائتلافی پشتیبانی به عمل آورد. حزب در اقدامات عمدهٔ ذیل نقش اساسی ایفا نموده‌است: انجام انتخابات برای ارگان‌های محلی قدرت دولتی، احیای شورای ملی، الغای یک تعداد فرمان‌های قبلی و تعمیم قانونیت در حیات جامعه، اعلام آتش‌بس‌های مکرر، ایجاد تماس و انجام مذاکره و مفاهمه با کته گوری [= طبقه و سطح]‌های مختلف مخالفین و فرا خواندن آنان به اشتراک فعال در امر صلح، عقد موافقتنامه‌های ژنو و خروج قوای نظامی اتحاد شوروی، اتخاذ سیاست خارجی متوازن، تدویر لویه جرگه‌ها و تصویب قانون اساسی، ارائهٔ پیشنهادها و ابتکارات متعدد بخاطر حل صلح آمیز مسائل، طرح یک پیشنهاد جامع به منظور حل سیاسی جنبه‌های داخلی و خارجی مسئلهٔ افغانستان و میکانیزم تحقق آن در نهمین اجلاس سران دول یا حکومات کشورهای غیر منسلک در بلگراد، تشکیل حکومت‌های جدید به اشتراک عناصر و شخصیت‌های غیر حزبی، ایجاد زمینه‌های حقوقی و عملی برای تأسیس احزاب و سازمان‌های سیاسی در کشور، ایجاد شرایط مساعد برای عودت مهاجرین، ایجاد مؤسسات و نهادهای جدید اجتماعی و فرهنگی و از جمله تعمیم تحصیلات عالی در عرصهٔ علوم دینی، تنظیم مجدد مناسبات ارضی و آب، رشد سکتور [= بخش] خصوصی اقتصاد، مسترد کردن ملکیت‌های شخصی و عفو قروض دولت ذمت دهقانان عودت کننده به کشور، جلب کمک‌های بشری و اقتصادی ملل متحد و سایر مؤسسات بین‌المللی به منظور عودت و اسکان مجدد مهاجرین و تلاش در راه اعمار مجدد کشور و فراهم آوری شرایط برای ایجاد تعدیلات بنیادی در قانون اساسی، از عمده‌ترین اقدامات دیگری است که اخیراً در چارچوب سیاست مصالحه ملی انجام یافته‌است. مسلم است که این تعدیلات راه را برای تحقق کامل مشی مصالحه ملی، ایجاد تفاهم بین جوانب درگیر، تحکیم وحدت ملی و احیای مجدد اقتصادی کشور هموار خواهد ساخت و بنیادهای وسیع تر حقوقی را جهت تعمیم مصالحه ملی و تعمیق دموکراسی و سهم‌گیری فعال تمام مردم افغانستان در حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور بوجود خواهد آورد. حقایق و انکشافات بیشتر از سه سال اخیر به وضاحت نشان دادند که علی‌رغم ادامه جنگ و مداخلات مسلحانهٔ خارجی، اقداماتی که حزب در چارچوب سیاست مصالحه ملی انجام داده‌است، مورد استقبال وسیع مردم قرار گرفته و نتایج مثبت و ثمر بخش به بار آورده‌اند. این حقایق و انکشافات، صحت سیاست جدید حزب را به اثبات رسانیده‌اند. فضای دیتانت نوین در مناسبات بین‌المللی، روگردانی از جنگ سرد، انجام اقدامات مؤثر در جهت قطع مسابقات تسلیحاتی و خلع سلاح، تمایل به حل منازعات منطقه ای با وسایل سیاسی و تحکیم ثبات و امنیت جهانی، شرایط بین‌المللی را برای حل سیاسی مسئله افغانستان و اعاده صلح در کشور مساعد ساخته‌است. واقعیت‌ها و انکشافات جدید ملی و بین‌المللی ح.د.خ. ا، را متوجه این امر ساخت که با در نظر داشت منافع علیای کشور، تغییرات اساسی را در برنامه، اساسنامه، نام و سایر مشخصات حزب وارد آورده، فصل نوینی را در تاریخ خود بگشاید و وظایف جدیدی را متناسب با مقتضیات اوضاع، در برابر خود قرار دهد. از آن جایی که در مرحلهٔ کنونی، اهداف و وظایف عمدهٔ حزب را استقرار صلح، اعمار مجدد و تحکیم وحدت ملی کشور تشکیل می‌دهد، حزب دموکراتیک خلق افغانستان که بعد از این حزب وطن نامیده می‌شود، مرامنامهٔ ذیل را که با احکام دین مقدس اسلام، قانون اساسی، ارزش‌ها و مفاخر ملی و اصالت افغانی مطابقت دارد، اعلام می‌نماید و تمام اعضای خود و همه مردم افغانستان را برای تحقق این اهداف و وظایف فرا می‌خواند:
در عرصهٔ سیاسی
مصالحهٔ ملی مشی استراتژیک و معرف طرز تفکر حزب وطن است. حزب اهداف مصالحهٔ ملی را در همه عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در نظر داشته، محتوای آن را بر مبنای معتقدات اسلامی، وطن دوستی و سنن پسندیده مردم و تجارب سیاست عملی انکشاف و تعمیم می‌بخشد. دفاع از استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان واحد و غیرقابل تجزیه از وظایف اساسی حزب به‌شمار می‌رود. حزب به منظور قطع جنگ، استقرار صلح، ایجاد توافق ملی میان افغان‌ها و تحقق تجمع همه نیروهای سیاسی افغانی و تأمین اتحاد طرفداران صلح، فعالانه عمل می‌کند. حزب معتقد است که هیچ حزب یا سازمان سیاسی به تنهایی قادر نیست که وظایف اساسی مصالحهٔ ملی یعنی تأمین صلح، عمران مجدد و انکشاف در کشور را انجام دهد. حزب از تمام اشکال اتحادهای احزاب و نیروهای سیاسی صلح دوست پشتیبانی می‌نماید. حزب می‌کوشد از طریق مبارزه به خاطر صلح سراسری ملی و اعمار مجدد کشور، موقعیت شایسته خود را در جریانات سیاسی آیندهٔ افغانستان بر اساس موازین دموکراسی حفظ کند و تحکیم بخشد. حزب مناسبات خود را با همه احزاب، نیروهای سیاسی و شخصیت‌های اجتماعی کشور، بر اساس همکاری متقابل، تساوی حقوق، رعایت استقلال سیاسی و سازمانی در چارچوب اهداف و اصول مصالحه ملی تنظیم می‌نماید. حزب در راه استحکام نظام دموکراسی مبتنی بر سیستم چند حزبی، که در آن اشتراک آزادانه و بدون تبعیض تمام مردم تأمین گردد، مبارزه می‌کند. لویه جرگه‌ها و جرگه‌ها از اشکال سنتی دموکراسی در افغانستان هستند، حزب از تحکیم و تنظیم این شیوه در کشور پشتیبانی می‌کند. حزب از انتخابات پارلمانی براساس رأی دهی همگانی مساوی، آزاد، سری و مستقیم حمایت می‌کند. حزب بر آن است که سازمان‌های اجتماعی، در جریان مبارزه مردم افغانستان به خاطر صلح و در روند عمران مجدد و انکشاف، دارای نقش و اهمیت بزرگی هستند. حزب از استقلال سازمان‌های اجتماعی حمایت می‌کند. حزب بر مبنای قانون اساسی کشور فعالیت می‌کند و در جهت تحکیم قانونیت در کشور مبارزه می‌نماید. حزب وظیفهٔ خود می‌داند که در جهت ایجاد ادارهٔ سالم و بر ضد رشوه ستانی، اختلاس و بیرو کراسی سوء استفاده از مقام و سایر انواع فساد قاطعانه مبارزه کند. حزب معتقد است که برادران پشتون و بلوچ ما در آن طرف خط دیورند، بنابر علایق و روابط تاریخی، عنعنهٔ دینی، ملی، زبانی و سایر پیوندهای شان با افغانها همواره از پشتیبانی و همبستگی مردم ما برخوردار بوده و حزب از داعیهٔ برحق برادران پشتون و بلوچ پشتیبانی می‌نماید.
در عرصهٔ اقتصادی و عمران مجدد
جنگ صدمات بزرگ بر اقتصاد ملی وارد نموده، تناسب هماهنگی میان رشته‌های مختلف فعالیت‌های اقتصادی کشور را برهم زده و جریان انکشاف را با موانع جدی مواجه ساخته‌است. عمران مجدد افغانستان یک دورهٔ خاص انکشاف اقتصادی - اجتماعی را در بر می‌گیرد. تحقق عمران مجدد افغانستان مستلزم فعال ساختن همه ظرفیت‌های اقتصادی داخلی و همه منابع و سرمایه‌های موجود در کشور و جلب کمک‌های بین‌المللی می‌باشد. حزب کلیه نهادهای موجود اقتصادی در کشور اعم از دولتی، خصوصی، مختلط و کوپراتیفی [= تعاونی] را در نظر داشته از رشد آزاد و هماهنگ آن‌ها بر مبنای میکانیزم بازار آزاد و پلان [= طرح و برنامه]‌های ارشادی حمایت می‌کند. حزب انکشاف اقتصادی را در گام نخست از طریق رشد زراعت، مالداری، توسعه سیستم‌های آبیاری، و صنعتی شدن کشور را از طریق ترجیح دادن رشد صنایع خفیفه متکی بر صنایع تولیدات زراعتی عملی می‌داند. بنابر آن، حزب وطن وظایف و هدف‌هایی را در این عرصه در برابر خود قرار می‌دهد: ۱- حزب در قدم نخست، از اقدامات به خاطر احیای اقتصاد کشور بخصوص عمران مجدد مؤسسات و پروژه‌های صنعتی، زراعتی و خدماتی بخش‌های دولتی و خصوصی پشتیبانی می‌کند و استفادهٔ مؤثر از ظرفیت‌های تولیدی، تکمیل کار پروژه‌های تحت ساختمان و تأمین مواد مورد ضرورت مردم را لازم می‌داند. ۲ - اعمار مجدد محلات، سیستم‌ها و شبکه‌های آبیاری از جمله برای فراهم سازی زمینه‌ها به خاطر عودت مهاجرین و اسکان مجدد آنان. ۳ - جلب مساعدت‌های کشورها و مؤسسات بین‌المللی به خاطر تسریع جریان اعمار مجدد و رشد اقتصاد ملی. ۴ - رشد تولیدات زراعت از طریق تهیه کود کیمیاوی [= شیمیایی]، تخم بذری، ماشین آلات زراعتی و کریدتهای زراعتی. ۵ - بهبود وضع آبیاری و آبادی زمین‌های بکر و بایر، تقویت صنایع ممد زراعتی و ایجاد صنایع پروسس [= عمل آوری] محصولات زراعتی. ۶ - پشتیبانی از سیاست‌های حمایتی به منظور رشد تولیدات داخلی و تقویت و تشویق صنایع ملی و تولیدات پیشه‌وری. ۷ - حزب بر آن است که دولت توجه خود را در عرصهٔ احداث تأسیسات اساسی، تقویت سیستم انرژتیک و سیستم وسیع مواصلات و مخابرات، صنایع کیمیاوی، صنایع استخراج و پروسس مواد مبذول بدارد. ۸ - حمایت از تمام اشکال مالکیت‌های قانونی اعم از دولتی، مختلط، خصوصی، شخصی و کوپراتیفی در کشور. ۹ - حمایت از تشویق و تقویت بخش خصوصی اقتصاد و فراهم آوری زمینه‌ها و شرایط لازم حقوقی برای فعالیت‌های اقتصادی مؤثر سرمایه گذاران خصوصی و متشبثین ملی در عرصه‌های مختلف اعم از زراعت، صنعت ترانسپورت [= حمل و نقل]، ساختمان، بانکداری و خدمات اجتماعی و تأمین ضمانت‌های عملی و قانونی به منظور تشویق سرمایه‌گذاری‌های خارجی. ۱۰ - حمایت از سیاست متنوع رشد صادرات و تعویض واردات. ۱۱ - حمایت از کاستن تورم تشکیلاتی، تورم اداری، تشدید مبارزه علیه فساد اداری و رعایت دسپلین [= نظم] وظیفوی و پلانی. ۱۲ - حمایت از پلان‌های ارشادی در سکتور دولتی و خصوصی و ارائهٔ مشوره‌ها و تدابیر تشویقی برای سکتور خصوصی، اتخاذ سیاست‌های پولی، مالیاتی و گمرکی جهت تأمین هماهنگی میان فعالیت رشته‌های اقتصادی با نظر داشت منافع مردم.
در عرصهٔ اجتماعی
سیاست حزب در عرصه اجتماعی بر مواظبت از اتباع افغانستان، بر اساس موازین عام شناخته شده حقوق بشر متکی است. حزب بر آن است که استقرار صلح و عمران مجدد کشور دارای خصلت همگانی است و به همکاری همه قشرها اجتماعی نیاز دارد. بنا بر آن، حزب در جهت استفاده از همه امکانات اجتماعی کشور مبارزه می‌کند. حزب وطن در عرصه امور اجتماعی از سیاست‌های ذیل پشتیبانی می‌نماید: ۱ – تحکیم وحدت ملی، توسعه و تساوی حقوق و آزادی‌های همه ملیت‌ها، اقوام و قبایل و مشارکت عادلانه آن‌ها در تمام شؤون زندگی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و مبارزه علیه هر گونه برخورد تبعیض طلبانه در عرصه ملی و تحریک خصومت‌های ملی و حمایت از اشکال جدید اداره براساس دموکراسی در محلات و مناطق مختلف کشور. ۲ ـ آزادی تشکیل و فعالیت احزاب سیاسی، آزادی عقیده و بیان و وجدان، آزادی اجتماعات و سایر حقوق و آزادی‌های اساسی اتباع کشور. ۳ ـ ایجاد نهضت‌های اجتماعی مدافع صلح و عمران مجدد کشور. ۴ ـ تقویت نهضت جوانان و روشنفکران، پشتیبانی از نهضت‌های کوپراتیفی و اتحادیه ای و سایر نهضت‌های اجتماعی و اقتصادی که با اهداف تأمین صلح و عمران مجدد مطابقت داشته باشند. ۵ ـ وارسی و مواظبت از معلولیین و معیوبین و بازماندگان قربانیان جنگ. ۶ ـ گسترش مراکز صحی اساسی و فرعی و شبکه‌های حمایهٔ طفل و مادر و توسعه شبکه‌های شیر خوارگاه‌ها، ایجاد زمینه‌های خاص مواظبت و پرورش نو جوانان و جوانان. ۷ - تشویق بخش خصوصی اقتصادی در عرصه فعالیت‌های اجتماعی، از جمله ایجاد شفاخانه‌ها، کلینیک‌ها، لابراتوارها، مکاتب، کودکستان‌ها و تأسیسات فرهنگی چون سینما و تیاتر.
 ۸ ـ حفظ محیط زیست و مبارزه با آلودگی محیط. ۹ ـ مبارزه علیه کشت، تولید، استعمال و ترافیک [= قاچاق] مواد مخدر. ۱۰ ـ مبارزه با مفاسد اخلاقی.
در عرصهٔ فرهنگی
افغانستان دارای فرهنگ غنی و باستانی است. گنجینه تاریخی عظیم فرهنگ ملی ما انعکاس دهنده وطندستی، نوع خواهی، صلح پسندی و آزادی‌خواهی مردم این مرزو بوم است. حزب وطن در سیاست فرهنگی خویش بر آگاهی سرتاسری ملی در امر برقراری صلح و پیشرفت کشور اتکا می‌نماید و در راه ایجاد سیستم معارف عمومی و امحای بی سوادی، در مطابقت با احکام دین مبین اسلام و سنن مردم و نظر داشت مقتضیات اعتلای مزید کشور مبارزه می‌کند. حزب، از احیای تأسیسات فرهنگی، بسط و توسعهٔ شبکهٔ مؤسسات تعلیمی تحصیلی، تحقیقاتی، ایجاد ورزشگاه‌ها و تأمین شرایط لازم برای دسترسی مردم به نتایج و پیشرفت‌های علمی و فرهنگی جهانی پشتیبانی می‌نماید. فعالیت‌های آفرینشی و تحقیقات علمی روشنفکران و دانشمندان در جهت تحکیم دوستی و برادری میان تمام مردم افغانستان، استقرار صلح و اعمار مجدد کشور حایز اهمیت است. حزب از این فعالیت‌ها و آزادی کارهای آفرینشی دفاع می‌کند و از رشد غنای بیشتر زبان‌ها، ادبیات و حفظ فولکلور مردم و اشاعهٔ بهترین فراورده‌های فرهنگی مردم پشتیبانی می‌نماید. حزب به افزایش سهم روشنفکران در همه عرصه‌های زندگی اهمیت قایل است. حزب از توسعهٔ وسایل اطلاعات جمعی و تعمیل و گسترش آزادی مطبوعات بر اساس دموکراسی سیاسی و سیستم چند حزبی، حمایت به عمل می‌آورد. حزب از حفظ، نگهداری و ترمیم آبدات و آثار تاریخی کشور پشتیبانی می‌کند.
در عرصهٔ سیاست خارجی
حزب، در حالی که حفظ و استحکام منافع و مصالح علیای ملی کشور را اساس دایمی سیاست خارجی خود قرار می‌دهد، در راه اهداف اساسی زیرین در عرصهٔ سیاست خارجی مجاهدات می‌نماید: ۱- حفظ و تحکیم استقلال ملی، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی. ۲ – فراهم آوری شرایط مساعد بین‌المللی پیرامون افغانستان به منظور قطع جنگ و استقرار صلح در کشور. ۳ – حزب در تساند با سایر نیروهای سیاسی، ملی و وطن دوست در جهت تسریع فعالیت‌ها به خاطر حل و فصل سیاسی و عادلانهٔ مسئلهٔ افغانستان بر اساس اصول و قواعد شناخته شده بین‌المللی و تبدیل افغانستان به یک زون صلح، بی‌طرف دایمی و غیرنظامی [؟؟] مساعی بخرچ می‌دهد. ۴ – جلب کمک‌ها و مساعدت‌های لازم کشورها و مؤسسات بین‌المللی در امر عودت مهاجرین، اسکان مجدد عودت کنندگان، حل معضلات حاد انسانی و اجتماعی، التیام زخم‌های ناشی از جنگ، اعمار مجدد و تأمین انکشاف اقتصادی- اجتماعی افغانستان. حزب در عرصهٔ سیاست خارجی ازاصول ذیل پشتیبانی می‌نماید: ۱ - پیروی از سیاست عدم انسلاک و بی‌طرفی توأم با قضاوت آزاد در مورد مسائل بین‌المللی. ۲ - پیشبرد دیپلوماسی مستقل، فعال و متوازن. ۳ – رعایت منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر موازین شناخته شدهٔ بین‌المللی. ۴ – تأمین، گسترش و تحکیم مناسبات حسنه و همکاری‌های متقابلاً مفید کشور با تمام دول جهان بخصوص کشورهای همسایه، اسلامی و غیر منسلک بر اساس اصول احترام به استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی، هم زیستی مسالمت آمیز و عدم مداخله در امور یکدیگر. ۵ – تأمین روابط عادلانه و قابل قبول در همه ابعاد مناسبا بین‌المللی براساس اصول و قواعد شناخته شدهٔ بین‌المللی. ۶ – سهم‌گیری در مساعی جمعی جامعه بین‌المللی برای حفظ و استحکام مبانی صلح و امنیت بین‌المللی و حل مسائل عموم بشری مانند پایان دادن به مسابقات تسلیحاتی، خلع سلاح و قبل از همه خلع سلاح هسته ای و امحای سایر انواع سلاح‌های کشتار جمعی و حل سیاسی منازعات منطقه ای. ۷ ـ پشتیبانی از تمام مردمان و نیروهای سیاسی و اجتماعی پیرو دموکراسی و صلح در همه کشورها و دفاع از حقوق و خواسته‌های عادلانهٔ تمام مردمان جهان. ۸ – حمایت از مساعی به خاطر امحای فقر، عقب ماندگی، مرض، بی سوادی، اعتیاد و آلودگی محیط زیست. ۹ – حزب به منظور گسترش و تعمیق شناخت و تفاهم متقابل، همکاری و دوستی افغانستان با همه مردمان جهان، روابط و مناسبات خود را مبتنی بر استقلال، تساوی کامل حقوق، عدم مداخله در امور یکدیگر، احترام متقابل و همکاری‌های متقابلاً مفید با احزاب، سازمان‌ها و جنبش‌های سیاسی و اجتماعی، طرفدار صلح و دموکراسی در تمام جهان، توسعه و تحکیم می‌بخشد.»
با وجودی که حزب وطن (حزب دموکراتیک خلق) بعد از سقوط حکومت دکتر نجیب، غیرقانونی اعلام شد، اعضای این حزب به فعالیت‌های سیاسی خود به اشکال مختلف ادامه می‌دهند. عده ای از پرچمی‌ها پس از مرگ ببرک کارمل، برادر او محمود بریالی را به مقام رهبری حزب برگزیدند ،(۴) و شخصی بنام محمد عیسی اسحاق زی، در سال ۱۳۸۰ در اروپا و در کشور بلژیک خود را رئیس حزب وطن اعلام کرد. شهنواز تنی از جناح خلق، حزب نهضت صلح افغانستان (د افغانستان دسولی غورزنگ گوند)، نورالحق علومی از جناح پرچم، حزب متحد ملی افغانستان، شمس الحق نور شمس از جناح پرچم، مجمع ملی فعالین صلح افغانستان، صبغت الله سنجر، حزب جمهوری خواهان افغانستان، عبدالکبیر رنجبرحزب دموکرات افغانستان، عبدالرشید جلیلی، حزب وحدت ملی افغانستان، غلام محمد، حزب ملی هیواد و … را تشکیل داده و ثبت وزارت عدلیه نمودند. مجموعه‌هایی نیز در اروپا بنام حزب دموکراتیک خلق افغانستان فعالیت می‌کنند. یکی از این مجموعه‌ها به سر پرستی عبدالواحد فیضی در اول جنوری سال ۲۰۰۵ از چهلمین سالروز تأسیس حزب دموکراتیک خلق افغانستان در کشور دانمارک تجلیل به عمل آورد. آقای جلیلی، در این مراسم طی سخنانی دربارهٔ بازسازی تشکیلاتی و ایدئولوژیک حزب دموکراتیک خلق افغانستان چنین گفت: «البته تا جایی که رفقا اطلاع دارند طی این مدت [سه سال اخیر، از ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۰۵ میلادی] پاره ای از نظریات در زمینهٔ آغاز کار و فعالیت مجدد حزب، در اگست سال ۲۰۰۳ و جنوری سال ۲۰۰۴ و اگست سال ۲۰۰۴ در نشریات آزادی، سپیده دم و نشریه‌های فوق‌العاده، باز تاب یافته و به ادامهٔ آن گام‌های اولیه ای نیز در زمینهٔ ایجاد کمیته‌های کار و فعالیت مجدد حزب در داخل افغانستان و عده ای از کشورهای اروپایی برداشته شده و این کمیته‌های کار عملاً ایجاد و به فعالیت آغاز نموده‌اند؛ ولی عده ای از رفقا در یک تعداد کشورها، هنوز هم در حالت تردد و انتظار قرار دارند. به باور من بایست به این صبر ایوبی پایان بخشید و نباید بیش از این فرصت‌های طلایی کار و مبارزه را از دست داد. بایست مطابق به دستور زمان و اوضاع کنونی داخل کشور و جهان، هرچه زود تر این کمیته‌های کار در تمام کشورهایی که اعضای معتقد و مؤمن به آرمان‌های حزب دموکراتیک خلق افغانستان در آنها زندگی دارند ایجاد گردیده، روابط با همی رفیقانه میان همه رفقای کمیته‌های کار در داخل و خارج افغانستان تأمین گردد. بایست در جریان ایجاد کمیته‌های کار و تأمین روابط سیاسی و ایدئولوژیک با همی، این کمیته‌ها از هم‌اکنون روی اعتقاد خارایین اعضای حزب به جهان بینی علمی [جهان بینی کمونیستی] و اندیشه‌های پیشرو عصر [مارکسیزم ـ لنینیزم] اندیشیده، از کمیت بدون کیفیت و گرایش به جانب ناسیونالیزم، سکتاریزم، شوونیزم، لیبرالیزم، اپورتونیزم، دگماتیزم و سایر امراضی که بد بختانه دامنگیر جامعه و حتی عده ای از اعضای حزب ما گردیده، بازار تبلیغاتی بی‌بی‌سی، صدای آمریکا و غیره را طی ۱۳ سال اخیر گرمتر نموده‌است، احتراز نموده، رفقای معتقد به جهان بینی علمی و انترناسیونالیسم راستین که خود را عضو کامل الحقوق خانوادهٔ احزاب مترقی جهان و نهضت رهایی‌بخش جامعهٔ بین‌المللی می‌پندارند آمادگی شان را برای کار و خدمت بوطن و مردم افغانستان از دل و جان ابراز نموده از طریق مشارکت فعال شان در کمیته‌های کار و فعالیت مجدد حزب، رسالت تاریخی شان را در اجرای وظایفی که تاریخ در برابر شان قرار داده‌است ایفا نمایند.» (۵)
ذکر این نکته ضروری است که نه تنها نویسندگان، محققان، ناظران و تحلیلگران سیاسی بیطرف داخلی و خارجی و نیز بعضی از شخصیت‌ها و رهبران حزب دموکراتیک خلق که ایدئولوژی و عملکرد این حزب را نقد می‌کنند، بلکه آن عده از شخصیت‌ها و رهبران این حزب که هنوز پیوند ایدئولوژیک و احساسات خود را با جنازهٔ آن حفظ کرده‌اند به کمونیستی بودن حزب دموکراتیک خلق و نقش اصلی آن در ایجاد بحران در افغانستان و ویرانی این کشور نا خواسته بطور ضمنی اعتراف می‌کنند. دستگیر پنجشیری، یکی از بنیان‌گذاران و رهبران حزب دموکراتیک خلق در پیامی که در جلسهٔ اعضای حزب دموکراتیک خلق در شهر مالموی سویدن در هشتم جون ۲۰۰۳میلادی فرستاد به زعم خود از کودتای خونین هفتم ثور و عملکرد کمونیست‌ها ی حزب دموکراتیک خلق در برهم زدن ثبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی افغانستان مفتخرانه سخن می‌گوید، اما در واقع به ستون پنجم شوروی بودن این حزب در افغانستان، آغاز بحران با کودتا که آن را قیام مسلحانه می‌خواند، ایجاد اختناق، سرکوب آزادی، مبارزه با دین و ارزش‌های اعتقادی مردم و تلاش برای تخریب ساختارهای اقتصادی و سیاسی افغانستان و تحمیل ساختارهای کمونیستی مدل شوروی سابق و … که با مقاومت مردم مسلمان افغانستان مواجه شد و زمینهٔ دخالت و تجاوز بیگانگان را فراهم ساخت اعتراف می‌کند. بخشی از پیام پنجشیری در این رابطه چنین است: «دولت بوروکراتیک ـ نظامی این سردار آزادی کش [محمد داوود خان] نیز به علت میخکوب شدن حقوق و آزادی‌های مردم در قانون اساسی و چرخش دیوانه وار پالیسی خارجی وی، بلا فاصله توسط قیام مسلحانه هفتم ثور ۱۳۵۷ خورشیدی واژگون گردید. حزب دموکراتیک خلق افغانستان و دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان بر سرنوشت خلق کشور حاکم شد و بی درنگ بر زیر بنا و روبنای دولت پوسیده و نیمه فیودالی افغانستان ضربات قاطع، نیرومند و ویرانگرانهٔ خود را وارد آورد [اعتراف به آغاز بحران و تحمیل جنگ و خشونت بر مردم، توسط حزب دموکراتیک خلق]. این دگرگونی‌های تند و شتابنده، همه نیروهای ثبات پرست و کج آهنگ منطقه و جهان را غافلگیر، تلافی جو و برافروخته ساخت.» (۶)
در ادامهٔ بحران، بعد از سقوط رژیم کمونیستی و اضمحلال حزب دموکراتیک خلق، چه در جنگ‌های تنظیمی و قومی که بنام مجاهدین صورت گرفت و شهر کابل ویران شد و چه در دوران طالبان، جناح‌های مختلف و رقیب این حزب نقش غیرقابل انکاری داشتند و این جناح‌ها خود شان در این زمینه علیه یکدیگر افشاگری کرده‌اند. آقای پنجشیری در این رابطه چنین اعتراف می‌کند: «در نتیجهٔ فروپاشی دولت اتحاد شوروی و پیدایی یک تند پیچ قهقرایی و گذرای تاریخی به سود سرمایه سالاری جهانی، داکتر نجیب الله نیز قربانی پالیسی سیطره جویی سیاسی و ملی خود شد و حزب وطن به آهنگ شتابنده منقطب گردید. به هنگام انتقال نا موزون قدرت به فرمانده مسعود و سپس تنظیم‌ها، وزیران دفاع و داخله و دیگر تکیه گاه‌های سیاسی، محلی و منطقه ای داکتر نجیب الله با همه سابقهٔ انقلابی، نظامی، علمی و تعصب طبقاتی خود داوطلبانه به حزب اسلامی حکمیار تسلیم شدند. به این ترتیب، زمینه‌های پراگندگی و زوال حاکمیت حزب وطن و جنگ‌های غیرعادلانه میان هفت تنظیم در هفت اقلیم کشور فراهم گردید. با شرمساری باید گفت: «ماشین جنگی طالبان را این بار، سیطره جویان ملی و سیاسی، طرفداران قبیله سالاری، تنظیم‌های تند رو و کند رو از جمله یاران مخلص و وفا دار حفیظ الله امین به غرش درآوردند.» (۷)

***

۱- آغاز و فرجام جنبش‌های سیاسی در افغانستان، ص ۳۱۴ – ۳۲۰.
۲- پنجشیری، دستگیر، ظهور و زوال حزب دموکراتیک خلق افغانستان، ۱۱جدی۱۳۷۷، پیشاور، چاپ اول، ص۱۶۷ – ۱۶۸.
۳- رهنمای فعالین حزب دموکراتیک خلق افغانستان (سؤالات و جوابات)، ص ۱۳.
۴- هفته نامهٔ میثاق ایثار، شمارهٔ ۲۸، سال ۱۳۷۶.
۵- نشریهٔ «سپیده دم»، سال ۲۰۰۵، عنوان «فرخنده باد چهلمین سالروز ح.د.خ.ا حزب شهیدان و قهرمانان افغانستان»، ص ۵. سایت اینترنتی www.sapidadam.com.
۶- سایت آریایی، فشردهٔ پیام اکادمیسین دستگیر پنجشیری به جلسهٔ تاریخی هشتم جون ۲۰۰۳ میلادی شهر مالموی سویدن، ۲۵/۱۱/۲۰۰۵، ص ۱–۲. www.ariaye.com.
۷- همان منع، ص۲.


کد مطلب: 532

آدرس مطلب: http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/532/حزب-دموکراتیک-خلق-افغانستان

پیام آفتاب
  http://www.payam-aftab.com