نگاهی به ماهیت و دلایل تحول حرکت اسلامی در تونس

النهضه؛ عبور از اسلام اخوانی

پیام آفتاب: مطالعه مدل «حزب عدالت و توسعه مغرب» شاید بتواند تصویرسازی فضای آتی فعالیت النهضه در تونس را برای ما تسهیل کند. «حزب نهضت و توسعه»، «حزب جدید النهضه» یا «حزب ملی النهضه» نام‌هایی است که به نظر می‌رسد این حزب تونسی را در آینده‌ای نزدیک تعریف خواهد کرد.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۲ جوزا ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۱۱
النهضه؛ عبور از اسلام اخوانی
دهمین کنگره جنبش اسلامگرای النهضه پس از ماه‌ها تأخیر از ۲۰ تا ۲۲ مه ۲۰۱۶ تشکیل شد. تشکیل این کنگره با اعلام نهایی جدایی فعالیت سیاسی و اسلامی در این جنبش و تبدیل آن به حزب همراه بود که زمینه‌های ذهنی آن به طور پراکنده طی ماه‌های گذشته از سوی مسئولان آن ایجاد شده بود. کنگره دهم پنج محور اصلی را در دستور کار داشت که شامل ارزیابی تاریخی عملکرد جنبش (در دوره رویارویی با نظام سابق و به دست گرفتن حکومت بعد از تحولات موسوم به بهار عربی)، ترسیم استراتژی جنبش، تعیین منابع و مراجع فکری و نظری، طرح دستورکار سیاسی و بازبینی سازمانی می‌شد. مهم‌ترین نتیجه اعلامی این کنگره، تشکیل یک حزب سیاسی مدنی دموکراتیک و پایان کار جنبش النهضه به عنوان یک جنبش اسلامگرای سیاسی بود. با توجه به اهمیت این جابه‌جایی موضع در یکی از مهم‌ترین بازیگران اسلام سیاسی متأثر از اخوان‌المسلمین، ماهیت و دلایل این تغییر را در چه مواردی باید جست‌وجو کرد؟
آنچه در کنگره دهم النهضه رخ داد بی‌تردید ثمره تحولات یک‌باره نبوده بلکه محصول سال‌ها تحول تدریجی و آرام است. جنبش اسلامی در تونس که به عنوان یک جنبش اعتراضی در مقابل حکومت و یک حرکت اسلامگرای سیاسی با مدل اخوانی در آن کشور ظهور کرد سال‌ها با تکیه بر اصول عمومی ثابت میان جنبش‌های اسلام سیاسی یعنی اجرای شریعت اسلامی و تلاش برای اسلامی‌سازی جامعه و تمرکز بر زوایای اخلاقی و اسلامی در ارایه راه‌حل در مشکلات اجتماعی و اقتصادی، فعالیتی غالباً مسالمت‌آمیز را چه به شکل مخفیانه و چه آشکار طی دهه‌ها در این کشور تجربه کرد. این جنبش با وجود تلاش برای گرفتن مجوز فعالیت قانونی، نتوانست در حکومت‌های قبل از بهار عربی به آن دست پیدا کند و از این رو ماهیت خود را به عنوان یک جنبش یا یک سازمان اسلامی مبتنی بر اصول فوق‌الذکر و با ساختاری شبیه به اخوان‌المسلمین بر اساس وفاداری اعضا به جنبش و بیعت با «امیر» آن حفظ کرد.
ورود النهضه به حیات سیاسی به شکل علنی و قانونی بعد از سقوط نظام «بن‌علی» اتفاق افتاد و حضور آن در حکومت از دریچه انتخابات در اواخر سال ۲۰۱۱ و تشکیل دولت تروییکا، اسلام سیاسی در تونس را در معرض محک اساسی قرار داد. همراه شدن این تجربه با موفقیت در کشوری مثل تونس ساده نبود. ناپختگی جریان اسلام سیاسی در حکومتداری و ابهام در برنامه‌های آن همراه با فشارهای اقتصادی، اجتماعی و فکری در این کشور در مرحله بعد از انقلاب و آزادسازی سریع فضای سیاسی که به طور طبیعی با رشد و قدرت‌گرفتن جریان‌های سلفی و تکفیری همراه بود، نتوانست به انتظارات آن طور که شایسته بود پاسخ دهد. همزمان، سقوط اخوان‌المسلمین در مصر فشار بر النهضه را دوچندان کرد و این درحالی بود که این جنبش توانست همچنان در عرصه سیاسی مقاومت کند و با وجود واگذاری حکومت به رقیب سکولار خود یعنی «حزب نداء تونس»، به عنوان حزب دوم پارلمان به فعالیت خود ادامه دهد تا به دنبال برهم خوردن معادلات اولیه در این حزب، چشم به جایگاه قدرت اول در پارلمان بدوزد.
النهضه در شرایطی کنگره دهم خود را برگزار کرد که اولا چند دهه فعالیت در قالب اسلام اعتراضی را گذرانده و از جایگاه اپوزیسیون به حکومت رسیده بود و ثانیاً نزدیک به سه سال در جایگاه حزب اول نقش مسلط را در حکومتی ائتلافی در دست داشت که در نهایت آن را به رقیب واگذار کرد. از این رو، دلیل اولیه برای تغییر رویکرد النهضه درکنگره دهم، عبور از فضایی سیاسی با ایفای نقش معارض و جنبشی غیرقانونی و ورود به فضای مشارکت قانونی و در واقع عبور از استبداد به دموکراسی است. این نکته از آنجا ناشی می‌شود که دستور کار اصلی کنگره دهم در قالب تبیین رابطه دین با سیاست، از کنگره نهم در سال ۲۰۱۲ (یعنی چند ماه پس از انقلاب) مطرح اما تصمیم نهایی دربارهٔ آن به کنگره دهم موکول شد.
دلایل دیگر را باید در تجربه النهضه در حکومتداری و تحولات همزمان آن جست‌وجو کرد. اگرچه مرور ادبیات راشد الغنوشی طی سال‌های گذشته، میل به عملگرایی سیاسی را در آن نشان می‌دهد اما النهضه به ویژه پس از واگذاری حکومت، خود را نیازمند بازنگری در تجارب گذشته و تطبیق و سازگاری با شرایط جدید می‌داند. همزمان، النهضه با آنچه برای اخوان المسلمین مصر رخ داد چه‌بسا به این درک رسیده است که آینده‌ای برای اسلام سیاسی در کشورش و آینده‌ای برای این جنبش خارج از چارچوب میهنی وجود ندارد. از سوی دیگر، افزایش افراطی‌گری و تحرکات نیروهای اسلامی سلفی و تکفیری، که با زمامداری دولت تروییکا توسط النهضه همزمان بود، انتقادهایی را نسبت به این جنبش برای میدان دادن به این جریان به همراه داشت. افزایش تحرکات این جریان به ویژه در تونس، النهضه را به عنوان یک جنبش اسلامی میانه‌رو به فاصله گرفتن از آنها و حرکت به سوی تغییر و سازگاری بیشتر با محیط و نزدیکی به دیگر احزاب سوق داد. در آخر باید به تمایل النهضه برای بازی در چارچوب قانونی تونس و به طور مشخص قانون احزاب و قانون اساسی این کشور اشاره کرد که بر عدم ترکیب فعالیت حزبی و فعالیت در قالب جمعیت‌ها تأکید دارد.
این مسائل، در نهایت بازخوانی النهضه از هویت و منابع فکری خود را اجتناب‌ناپذیر می‌کند. عبور از این مسیر، هویت النهضه را از هویتی اخوانی به هویتی تونسی سوق می‌دهد. تاکنون مناقشات زیادی در خصوص هویت فکری النهضه و به تبع آن وفاداری این جنبش وجود داشته که نتیجه آن مسیر آینده النهضه و تغییر چهره آن در نگاه طرف‌های سیاسی داخلی و جامعه بین‌المللی را مشخص خواهد کرد. جنبش پیش از این همواره بر پایبندی خود به اصول مصوب در کنگره ۱۹۸۶ مبنی بر «دیدگاه فکری و روش اصولی جنبش النهضه» تأکید داشت. این سند، عقیده اسلامی را خاستگاه فکری و منبع نظری اصلی جنبش می‌خواند. اما سند جدیدی که به عنوان جایگزین سند مذکور به کنگره دهم ارایه شد، سه منبع نظری اصلی را برای جنبش درنظر می‌گیرد: اصول ثابت ملی که قانون اساسی بر آن تأکید کرده است؛ مرجعیت اسلامی؛ دستاوردهای انسانی و ارزش‌های والای آن. در این صورت، النهضه اگرچه عملاً خود را منفک از اسلام نمی‌کند اما با تقسیم منابع فکری و نظری، خود را همزمان به حرکت در چارچوب قانون اساسی ملزم می‌دارد.
اگرچه «حزب النهضه» به سوی تونسی‌شدن حرکت کرده اما هنوز نمی‌توان آن را منفک از اخوان‌المسلمین دانست. النهضه به گفته راشد الغنوشی «از جریان اسلام سیاسی خارج و از یک جنبش عقیدتی به یک حزب سیاسی تبدیل شده» اما برای اقناع طرف‌های سیاسی داخلی اعم از رقبا و مشارکت‌کنندگان در حکومت همچنان با چالش‌های جدی مواجه است. النهضه قرار است پس از این در قالب یک حزب، تنها به فعالیت سیاسی بپردازد و بقیه عرصه‌ها را به جامعه مدنی بسپارد. از این رو آن را دیگر نه یک جنبش عقیدتی که باید یک حزب سیاسی مدنی نامید. اما تغییر هویت از عقیدتی به مدنی نمی‌تواند در سال‌هایی اندک انجام شود بلکه نیازمند زمان و مناقشات عمیق برای رسیدن به ثبات و پختگی است.
مطالعه مدل «حزب عدالت و توسعه مغرب» شاید بتواند تصویرسازی فضای آتی فعالیت النهضه در تونس را برای ما تسهیل کند. «حزب نهضت و توسعه»، «حزب جدید النهضه» یا «حزب ملی النهضه» نام‌هایی است که به نظر می‌رسد این حزب تونسی را در آینده‌ای نزدیک تعریف خواهد کرد.
-محمد عربشاهی، کارشناس مسائل خاورمیانه/ روزنامه اعتماد/ ۱۲ جوزا ۱۳۹۵
کد مطلب: 52777
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/3f01PQ
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل