پروسه صلح افغانستان و معماهای حل نشده

جای خالی هند و دیگر قدرت‌های منطقه در پروسه صلح افغانستان

تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۹ دلو ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۰۸
جای خالی هند و دیگر قدرت‌های منطقه در پروسه صلح افغانستان
سومین دور گفتگوهای چهار جانبه صلح دولت وحدت ملی با طالبان با حضور نمایندگان امریکا و چین چند روز پیش در اسلام آباد در حالی به پایان رسید که گروه هماهنگی چهار جانبه در اعلامیه پایانی خود تاکید کردند در مورد "نقشه راه صلح افغانستان" به توافق رسیده اند و قرار است تا سه هفته دیگر تاریخ گفتگوهای مستقیم دولت وحدت ملی با طالبان مشخص شود.
جنرال کمپل، فرمانده نیروهای ناتو و امریکا در افغانستان، نیز در اولین جلسه مشترک نیروهای بین المللی با وزارت دفاع افغانستان پیرامون اجرایی ساختن پیمان امنیتی کابل-واشنگتن در کابل اعلام کرد طالبان دشمن مشترک امریکا و افغانستان است و امریکا با آنها مبارزه می کند.
از سویی هم حامد کرزی، رئیس جمهور سابق افغانستان، گفته است کشورهای قدرتمند منطقه به شمول ایران، روسیه و هند نیز باید در مذاکرات صلح حضور می داشتند.
 با در کنار هم قرار دادن موارد بالا و در نظر داشتن سیاست خارجی دولت وحدت ملی، پازل صلح در افغانستان پیچیده تر از گذشته می شود و نوعی پارادوکس (تضاد) به وجود می آید، اینکه پروسه صلح افغانستان به صفحه شطرنجی می ماند که در آن مهره های منافع عناصر بیرونی باید به گونه ای حرکت کنند یا حرکت داده شوند که صلح در افغانستان تامین شود.
نگاهی به تاریخ روابط کشورها نشان می دهد که همسو ساختن منافع چند کشور به طور همزمان کار ساده ای نیست: دولت وحدت ملی نیز از آنجایی که درگیر رقابت های درونی، تحت فشار افکار عمومی شهروندان خود و عمل به تعهداتی که به جامعه جهانی سپرده می باشد، از تمرکز لازم برای اتخاذ تصمیم درست در این زمینه برخوردار نیست و ممکن است اشتباهات فاحشی مرتکب شود.
این نوشته قصد دارد به این سوال که «آیا افغانستان با دعوت نکردن از هند برای مشارکت در مذاکرات چهار جانبه صلح مرتکب اشتباه شده است یا خیر؟» پاسخ دهد.
گروه بین المللی بحران به عنوان یک گروه مستقل و غیر دولتی که در زمینه حل بحران ها در سطح جهان کار می کند در 23 و 24 جنوری سال جاری میلادی نشستی در مورد صلح و امنیت در افغانستان در دوحه قطر برگزار کرد؛ این نشست با نام «کنفرانس پگواش حول علم و امورات جهانی» دایر شده بود. این نشست دومین دور از سلسله نشست های پگواش با موضوع یافتن راه حل های ممکن برای ختم خونریزی و جنگ در افغانستان بود.
 
کنفرانس دوحه
در کنفرانس دوحه که بیش از 55 نماینده به شمول نمایندگان طالبان گردهم آمده بودند راه های ممکن برای دسترسی به یک چهارچوب مناسب برای آشتی ملی در افغانستان مورد بحث و بررسی قرار گرفت؛ نمایندگان طالبان به یافتن راه حلی برای پایان دادن جنگ در افغانستان که اقتصاد این کشور را به کلی از بین برده است علاقه نشان دادند. طالبان همچنین گفتند برای پایان دادن جنگ سی ساله در افغانستان، حاضرند در زمینه های حقوق زنان، موافقت با حضور نیروهای امریکایی در افغانستان و توافق با دولت وحدت ملی برای سهیم شدن در قدرت وارد گفتگو شوند.
این در حالی است که با پایان یافتن سومین دور گفتگو های چهار جانبه صلح با حضور امریکا و چین قرار است طی هفته های آتی تاریخ دقیق مذاکرات مستقیم دولت وحدت ملی با طالبان مشخص شود.
اگر طالبان به وعده هایی که در کنفرانس پگواش در دوحه قطر سپردند عمل کنند، دولت وحدت ملی نیز ممکن است روی ایجاد مکانیزمی برای تقسیم قدرت در چهارچوب آشتی ملی موافقت کند. لحن نرمی که طالبان در کنفرانس پگواش از خود نشان دادند می تواند بیانگر افزایش فشار ارتش پاکستان بر طالبان باشد.
 
تغییر در نگرش سیاسی!
با روی کار آمدن دولت وحدت ملی و رسیدن اشرف غنی به کرسی ریاست جمهوری به نظر می رسد در سیاست خارجی افغانستان یک تغییر عمده ایجاد شده باشد: حامد کرزی از سال 2005 به بعد، دوستی خود با هند را نزدیک و نزدیک تر می ساخت و این کشور را شریک استراتژیک و امنیتی افغانستان قلمداد می کرد. وی از هند می خواست که به افغانستان کمک نظامی بدهد و در پروژه های زیربنایی در افغانستان سهم بگیرد.
اما اکنون اشرف غنی به پاکستان راغب تر است: وی با این ایده که بدون کمک پاکستان نمی توان طالبان را به شرکت در مذاکرات صلح تشویق کرد، از پاکستان در پیش برد پروسه صلح افغانستان طلب کمک کرده است.
نزدیک شدن بیش از حد غنی به پاکستان بدون شک حسادت های هند را بر انگیخته است چون افغانستان همواره هند را دوست و شریک استراتژیک خود خوانده و اینک که مسیر کابل به اسلام آباد پر رفت و آمد شده هند احساس خوبی ندارد؛ هند برای افغانستان ارزش زیادی قائل است و حاضر است کمک های نظامی بیشتری به افغانستان بدهد، در پروژه های زیربنایی افغانستان سهم فعال تری بگیرد و نیروهای امنیتی افغانستان را گسترده تر آموزش دهد.
 غنی بر خلاف کرزی به چین نیز علاقه دارد: غنی نیک می داند که چین روی پاکستان نفوذ دارد بنابراین در سفرش به چین از این کشور خواست برای کشاندن طالبان نه تنها به پای میز مذاکرات صلح بلکه ادغام طالبان در دولت وحدت ملی پا در میانی کند.  
غنی بر خلاف کرزی به خلاقیت چین در ایجاد یک چهار چوب مناسب برای گفتگوهای صلح افغانستان با طالبان اعتقاد دارد: غنی به مذاکرات چهار جانبه صلح با مشارکت امریکا و چین برای پایان دادن جنگ در افغانستان بسیار امیدوار است.
چین با در پیش گرفتن سیاست "یک کمربند، یک جاده" به دنبال رسیدن به منافع خود در منطقه می باشد و در این میان افغانستانی آرام نه تنها این کشور را در رسیدن به منافعش یاری می کند که می تواند به معادن پربار افغانستان دسترسی داشته باشد. در صورت برقراری امنیت در افغانستان خطر شبه نظامیان اسلامی که در منطقه سین کیانگ، منطقه هم مرز با افغانستان و پاکستان، نا امنی ایجاد می کنند به حداقل می رسد.
غنی به خوبی می داند که مدیریت روابط افغانستان با هند و پاکستان به گونه ای که نه سیخ بسوزد و نه کباب کار دشواری است؛ رئیس جمهور افغانستان در تازه ترین اقدام پیشنهاد هند برای ارسال جنگ افزار و قطعات هلی کوپتر به افغانستان و آموزش افسران افغانستان را بدون پاسخ گذاشته و در عوض از پاکستان خواسته است نیروهای امنیتی افغان را آموزش دهد؛ رئیس جمهور اشرف غنی همچنین در مورد گروه تروریستی تحریک طالبان که به عنوان چتر حمایتی دیگر گروه های تروریستی مستقر در مرزهای افغانستان قلمداد می شود نیز با طمأنینه رفتار می کند. گروه تروریستی تحریک طالبان مسئول بسیاری از حملات انتحاری از جمله حمله به مکتب عمومی نظامی در پیشاور که در آن 144 کودک بی گناه کشته شد، می باشد. 
جنرال راحل شریف نیز با سفر به کابل در مورد مبارزه با تروریزم به شمول ورود تروریزم از خاک افغانستان به پاکستان با رئیس جمهور اشرف غنی و رئیس اجرائیه گفتگو کرد. وی همچنین وعده سپرد برای پایان دادن به جنگ افغانستان طالبان را به پای میز مذاکرات صلح بکشاند و علیه گروه های تروریستی که در افغانستان عملیات های تخریبی انجام می دهند اقدام کند.
رئیس جمهور افغانستان با مذاکرات دو جانبه و در برخی موارد دور از چشمان رسانه ها با پاکستان، قصد دارد میزان حضور هند در افغانستان را کاهش دهد؛ به حالت تعلیق در آوردن پیشنهاد هند برای ارسال قطعات هلی کوپتر و دیگر تجهیزات نظامی به افغانستان نیز در همین راستا قابل تعریف می باشد و رد پای فشار پاکستان در آن مشهود است.
با در نظر داشت تمام فاکتور های موثر در مذاکرات صلح باید گفت بهتر بود هند و دیگر قدرت های منطقه نیز در مذاکرات صلح دخالت داده می شدند؛ هند نشان داده است که نسبت به افغانستان حسن نیت دارد.  
حتی اگر افغانستان به کمک هند در مذاکرات صلح نیازی نداشته باشد، هند نباید پا پس بکشد و در گفتگوهای صلح همکاری کامل داشته باشد چراکه افغانستان آرام و مرفه به معنای رفاه و صلح در تمامی منطقه می باشد.
هند باید بداند که اگر گروه های تروریستی بین المللی در افغانستان جای پا باز کند علی رغم تفاوت های ایدئولوژیکی به طالبان افغانستان کمک خواهند کرد.
سود دیگری که هند از ایجاد صلح و ثبات دائمی در افغانستان می برد بهره مند شدن از نعمات خط لوله گاز ایران که سالهاست به تعویق افتاده می باشد.
در نهایت باید گفت اگر دولت وحدت ملی بتواند با نبوغ سیاسی خود کاری کند که پاکستان و هند دست کم در مذاکرات صلح افغانستان همسو شوند و صلح پایدار در افغانستان حاکم شود فصل جدیدی از صلح و رفاه نه تنها در منطقه که در کشورهای جنوب آسیا و آسیای میانه رقم خواهد خورد.
نویسنده: حفیظ الله رجبی 
کد مطلب: 47725
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل