عوامل تجزیه قومی و ریشه‌های تاریخی آن در افغانستان / سید عبدالله رضوی

وضعیت نابسامان کشور در شرایط امروز را اگر به کاوش بگیریم ریشه در پدیده‌های تاریخی صدسال قبل و یا بیشتر از آن دارد. مخصوصاً اسبتداد دوران عبدالرحمن را بزرگترین عامل برای ایجاد شکاف‌های قومی می‌توان ارزیابی کرد. گرچند مدعیانی هم وجود دارد که می‌گویند عبدالرحمن فقط بر اقوام غیرپشتون ظلم نکرد بلکه اقوام و تیره‌های پشتون نیز از ظلم او در امان نماندند. به هرحال این مقطع تاریک تاریخ، حکایت از استبداد شدیدی دارد که این حاکم مستبد علیه اقوام دیگر روا داشت؛ و مخصوصاً هزاره‌ها، بیشتر آسیب دیدند!! و تاجیکان هم بسا، زمین‌های شان درسایه نیات شوم او مصادره و به تاراج رفت.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۲ سنبله ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۵۸
عوامل تجزیه قومی و ریشه‌های تاریخی آن در افغانستان / سید عبدالله رضوی
وضعیت نابسامان کشور در شرایط امروز را اگر به کاوش بگیریم ریشه در پدیده‌های تاریخی صدسال قبل و یا بیشتر از آن دارد. مخصوصاً اسبتداد دوران عبدالرحمن را بزرگترین عامل برای ایجاد شکاف‌های قومی می‌توان ارزیابی کرد. گرچند مدعیانی هم وجود دارد که می‌گویند عبدالرحمن فقط بر اقوام غیرپشتون ظلم نکرد بلکه اقوام و تیره‌های پشتون نیز از ظلم او در امان نماندند. به هرحال این مقطع تاریک تاریخ، حکایت از استبداد شدیدی دارد که این حاکم مستبد علیه اقوام دیگر روا داشت؛ و مخصوصاً هزاره‌ها، بیشتر آسیب دیدند!! و تاجیکان هم بسا، زمین‌های شان درسایه نیات شوم او مصادره و به تاراج رفت؛ و اما مردم هزاره به گواهی تاریخ اکثراً قتل‌عام و بعضاً به بردگی کشانده شدند، و عدهٔ زیادی هم به کوچ اجباری به سمت کویته پاکستان و خراسان ایران مجبورگردیدند! (۱)
این نسل‌کشی واستبداد، گرچه درخاطره تاریخ سپرده شد، اما نسل‌های بعدی این رویداد تلخ را کم‌کم به فراموشی می‌سپردند. تااینکه انقلاب ثور اتفاق افتاد و هرج و مرج سیاسی منجر به خلاء قدرت در کشور گردید و این خلاء قدرت ازسال ۱۳۵۷ش تازمان پیروزی جهاد و ورود مجاهدین درکابل و تشکیل یک حکومت نام نهاد اسلامی ادامه یافت و اگر خودخواهی‌های سران احزاب شیعه و سنی مهار می‌شد و این حکومت تقویت می‌گردید زمینه خوبی بود برای شکل گیری یک نظام سیاسی ایده‌آل که سال‌ها مردم مظلوم افغانستان چشم انتظار چنین حکومتی بودند!
اما متأسفانه این حکومت زیاد دوام نیاورد و عوامل سقوط این حکومت را در این چند سطر نمی‌توان روشن ساخت، زیرا وضعیت پیچیده‌ای داشت و هر کدام از طرف‌های درگیر، خود را ذی‌حق می‌دانستند.
اما به طور جد می‌توان گفت که شالوده قوم گرایی افراطی که بنیادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور را به سمت نابودی کشانید، در همین دوران یعنی دهه هفتاد توسط رهبران احزاب که هر کدام نمایندگان قومیت‌های مختلف کشور بودند پایه ریزی شد، در این میان دو عامل باعث شد شعار قوم گرایی درمیان اقوام غیرپشتون بیشتر جان بگیرد:
اول: انحصار طلبی احزاب جهادی پشتون بخصوص حزب اسلامی حکمتیار
دوم: یادآوری وشکایت ازگذشته‌های تلخ
این دو عامل باعث تحریک احساسات اقوام تاجیک و هزاره و ازبک گردید. در این مورد «دکتر قاسم وفایی زاده» از قول سمسور افغان می‌نویسد: «مسعودخطاب به مردم کوه دامن و شمالی گفت که اگر در مقابل پشتون سکوت کنید همان وضعیت پس از سقوط حبیب‌اله کلکانی بر ما تکرار می‌شود که مردم تاجیک را کشتند و دارایی‌شان را به تاراج بردند و اگر پشتون‌ها بیایند همان کار را خواهند کرد و قلعه‌ها را خواهند سوزاند، پس باید از ما پشتیبانی کنید که این ظلم‌ها تکرار نشود». (۲)
و همین نویسنده دربارهٔ عملکرد و سیاست قوم هزاره می‌نویسد: «عبدالعلی مزاری برخلاف دیگر رهبران سیاسی هزاره در اکثر سخنرانی‌هایش از مصیبت‌های جانگزای هزاره‌ها در طول تاریخ برای تحریک احساسات مردم استفاده کرد و به مردم هشدار می‌داد که از تکرار آن در آینده هراس دارد». (۳)
اما اینکه این شعارها در راستای منفعت مردم هزاره نقطه مثبت به حساب می‌آید یا منفی، نتیجه‌اش را امروز درجای جای کشور می‌بینیم؛ و اما اقوام ازبک و ترکمن در شمال به رهبری عبدالرشید دوستم نیز از پایمال شدن حقوق‌شان در دوران عبدالرحمن برای تحریک قوم‌شان استفاده کرده و دوستم می‌گفت: «ما ازبک‌ها و ترکمن‌ها در شمال افغانستان اجازه نمی‌دهیم تا وضع دوران عبدالرحمن تکرار شود و همه قدرت را پشتون‌ها در اختیار داشته باشند». (۴)
این دوپیش فرض واهی (یادآوری گذشتهٔ تلخ و هراس از آینده)، باعث شد تا رهبران اقوام (مسعود، مزاری و دوستم) ملت‌های‌شان را به جنگ و مقاومت بر ضد پشتون‌ها تحریک کنند که متأسفانه می‌توان گفت پایه ریزی طالبان در همین سیاست نا پخته این رهبران قابل تحلیل است! با این وصف این دغدعه‌ها گرچند تا حدودی واقعیت داشت اما امکان تکرار آن بعید بود!
اما متأسفانه این داعیه‌داران رهبری با این شعارهای تحریک آمیز، مردم شان را به سوی قوم گرایی مخرب سوق دادند که آینده تاریک را برای کل کشور رقم زد؛ و اما پشتون‌ها نیز تحت رهبری گلبدین حکمتیار و عبدالرسول سیاف با شعارهای مشابه با سایر اقوام و کمی متفاوت، سیاست قوم‌گرایی افراطی را دنبال کردند. تفاوت شعارهای رهبران پشتون با دیگران دراین بود که آنها با هراس از دست دادن قدرت بلا منازع‌شان به طرد دیگران شروع کردند. مخصوصاً حکمتیار همواره به سیاست انحصار قدرت فکر می‌کرد، لذا به هیچ راهی حاضر نشد با حکومت ربانی تاجیک ومتحدانش سازش نماید!
از آنچه گفته آمد چنین نتیحه می‌گیریم که همه داعیه‌داران رهبری اقوام بر طبل جدایی بین اقوام کوبیدند و به چالش‌ها و خطراتی که در آینده تمام بنیان‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور را نابود کرد فکر نمی‌کردند و با این شعارهای واهی، فرصتهای یک حکومت برخواسته از جهاد ملت افغانستان رابه نابودی کشانیدند!
و اما اقدام پاکستان و پشتون‌ها در این مرحله از تاریخ:
متأسفانه با استفاده از این فرصت پاکستان با حمایت مذهبی عربستان و تجهیز مالی توسط آمریکا نیرویی به نام طالبان را از مرزهای مشترک به سمت افغانستان گسیل داشت که کشور عملاً به دست همان قوم مستبد حاکم در گذشته افتاد و آنچه نباید بر مردم تکرار می‌شد تکرارگردید. (۵)
و صد البته با شدت هر چه بیشتر و با مولفه‌هایی با رنگ بوی وهابی-پشتونیزم که پوست از کله مردم درآورد و مردم علناً با تفکر قومیت، درسایه حکومت طالبانی به تجزیه اجتماعی کشانده شدند و این تفکر تا جایی نهادینه شد که بعد از فروپاشی حاکمیت طالبان، درکنفرانس بن، عملاً قومیت را لحاظ کردند و چهار ملیت عمده در افغانستان باز هم در تقسیم قدرت به چانه‌زنی پرداختند و این سنت ناپسند هنوز هم در میان ملیت‌های مختلف با رنگ و بوی فاشیسم قومی خودنمایی می‌کند و تک تک داعیه داران رهبری اقوام با شعار نمایندگی از قوم‌شان بر گُرده مردم سوارند و با پر رنگ ساختن شکاف‌های قومی در ناامنی و قربانی ساختن ملت بی‌گناه‌شان مشغول تاخت و تاز هستند؛
و اما راهکار: درفرصت بعدی راهکار این معضل را پیش‌کش خواهد شد.

پی‌نوشت‌ها:
۱-ر. ک. افغانستان درمسیر تاریخ ج ۱
۲-سیاست ورزی قومی و بنای صلح در افغانستان نوشته دکتر محمدقاسم وفایی زاده چاپ کابل صفحهٔ ۲۱۳
۳-همان
۴-همان ص ۲۱۴
۵-ر. ک. طالبان نوشته احمد رشید برگرفته از کتابی به همین نام، چاپ مشهد.
کد مطلب: 34221
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/1kleY2
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل