مؤلفه‌هایی که بر اهمیت روز قدس امسال می‌افزاید

پس از دستور حضرت امام خمینی (قدس سره الشریف) برای نامگذاری آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به نام روز قدس، این روز به نماد اعلام همبستگی مسلمانان جهان با ملت مظلوم فلسطین در آمده است و همه ساله به عنوان یک وظیفه اسلامی - انسانی مردم مسلمان اقصی‌نقاط دنیا در این روز در حمایت از فلسطینیان و محکوم نمودن صهیونیست‌ها به تظاهرات می‌پردازند.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۵ سرطان ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۱۸
مؤلفه‌هایی که بر اهمیت روز قدس امسال می‌افزاید
پس از دستور حضرت امام خمینی (قدس سره الشریف) برای نامگذاری آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به نام روز قدس، این روز به نماد اعلام همبستگی مسلمانان جهان با ملت مظلوم فلسطین در آمده است و همه ساله به عنوان یک وظیفه اسلامی - انسانی مردم مسلمان اقصی‌نقاط دنیا در این روز در حمایت از فلسطینیان و محکوم نمودن صهیونیست‌ها به تظاهرات می‌پردازند.
با این حال هر سال با توجه به تحولاتی که در داخل سرزمین های اشغالی فلسطین ،یا منطقه و حتی در جهان در ارتباط با مسئله فلسطین 
روی می‌دهد ،به روز جهانی قدس رنگ و بوی تازه‌ای می‌بخشد .در این گزارش به هر یک از مؤلفه ها و متغیرهای تاثیرگذار در هر سه سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی پرداخته می‌شود .

مولفه و متغیرهای داخلی تاثیر گذار بر روز قدس امسال 

الف) مؤلفه‌های داخلی 
با توجه به اینکه امروزه سرزمین های اشغالی در سه حوزه جغرافیایی متفاوت و جدا از هم هویت پیدا می‌کند لذا برای بررسی دقیق مسائل فلسطین باید به ناچار مسائل هر حوزه را حداقل برای بررسی دقیق به صورت جدا از هم در نظر گرفت .

1- فلسطین اشغالی 
این بخش 78 درصد خاک اصلی فلسطین را تشکیل می‌دهد که در جنگ سال 1948 به زیر 
اشغال مهاجران صهیونیست و گروههای تروریستی صهیونیستی در آمد.بیشتر جمعیت مهاجران صهیونیست نیز در این مناطق ساکن هستند.اما مسئله مهمی که در این بخش از اراضی اشغالی وجود دارد و ارتباط آن را با بقیه مسائل در دو حوزه دیگر یعنی کرانه باختری و نوار غزه مشخص می‌کند ،حضور فلسطینی ها است که در ادبیات صهیونیستی از آنها به اعراب 48 یاد می شود .نکته مهم در این زمینه افزایش تعداد جمعیت این دسته از فلسطینی هاست که از حدود 167 هزارنفر در سال 1948 به بیش از یک میلیون و 700 هزار نفر افزایش یافته و در حال حاضر بین یک پنجم تا یک چهارم جمعیت سرزمین های اشغالی فلسطین را همین افراد تشکیل می دهند.محاسبات جمعیتی نشان می‌‌دهد که اگر روند رشد جمعیت به همین منوال ادامه یابد در کمتر از دو دهه آینده تعداد جمعیت فلسطینی های ساکن سرزمین‌های اشغالی از تعداد یهودیان آن پیشی خواهد گرفت و لذا اگر ساختار نظام سیاسی این رژیم به شکل کنونی باقی بماند در آن صورت نمایندگان عرب در اکثریت خواهند بود و به صورت اتوماتیک قدرت را باز پس خواهند گرفت. بر همین اساس از چند سال پیش وحشت و نگرانی سراسر وجود صهیونیست ها به خصوص احزاب و دست راستی را فرا گرفته و آنها را بر آن داشته که از هم اکنون به فکر چاره اندیشی باشند و راهی برای مقابله با فلسطینی های ساکن اراضی اشغالی سال 1948 موسوم به اسرائیل باشند .در این زمینه، طرح های مختلف در دستور کار قرار گرفته که برخی از آنها به صورت خزنده اجرا می‌شود اما طرح کلان رژیم صهیونیستی همچنان که از عنوان تشکیل دولت خالص یهودی بر می آید ،خلاص شدن از دست این دسته از فلسطینی هاست و لذا در پی زمان مناسب برای اجرای این طرح است. بنا براین می توان گفت برخلاف آنچه که در ظاهر تصور می‌شود برغم گذشت 67 سال از زمان استقرار موجودیت دولت صهیونیستی در 78 درصد خاک فلسطین اوضاع در این مناطق هنوز به طور کامل تثبیت نشده و وضعیت به آرامش قبل از طوفان شباهت دارد که هر آن می‌تواند دستخوش تحولات غیرمنتظره باشد .

2-کرانه باختری
این منطقه به همراه نوار غزه در جنگ سال 1967 به زیر اشغال ارتش صهیونیستی در آمد و در مجموع 22 درصد از خاک فلسطین را تشکیل می دهد.با وجود اینکه در قطعنامه های متعدد 
شورای امنیت سازمان ملل از جمله قطعنامه های 242 و 338 بر خروج بدون قید و شرط رژیم صهیونیستی از این مناطق در جهت زمینه سازی برای تشکیل دولت فلسطینی در این مناطق تصریح و تاکید شده است اما رژیم صهیونیستی از همان ابتدا با اجرای راهبرد اشغال خزنده کوشید اراضی این مناطق را نیز به صورت گام به گام به احداث مجتمع های صهیونیست نشین اختصاص دهد و بدین ترتیب هم یکپارچگی ارضی این مناطق را از بین ببرد و هم اینکه هویت اسلامی و جمعیتی آن را تغییر دهد.این شهرک ها به گونه ایی ساخته شده اند که در سه نوار امنیتی جداگانه از شمال به جنوب کرانه باختری امتداد می یابند و در حوالی قدس این شهر را از هر چهار سو تحت محاصره شهرک های صهیونیست نشین قرار می دهند .در این شهرک ها بیش از نیم میلیون صهیونیست افراطی ساکن هستند که همگی مسلح هستند و نقش ستون پنجم را برای این رژیم بازی می‌کنند.
هر چند طبق توافقنامه های سازش مسئولیت های امنیتی بین تشکیلات خودگردان و رژیم صهیونیستی تقسیم شده بود اما این تشکیلات فاقد اختیار و اراده لازم برای اداره این منطقه است و حرف اول و آخر را این رژیم می زند .با وجود اینکه این تشکیلات به تشکیل دولت فلسطینی دلخوش کرده است اما رژیم صهیونیستی با توسعه بی وقفه شهرک سازی در این مناطق و سلب اختیارات از این تشکیلات همه شرایط و زمینه های لازم را برای تشکیل دولت فلسطینی از بین برده است .

3- نوارغزه 
در این منطقه با وسعتی بالغ بر 360 کیلومتر مربع بیش از یک میلیون و 800 هزار فلسطینی ساکن است که به علت رشد بالای جمعیت اغلب آنها را کودکان و نوجوانان تشکیل می دهد و این مسئله آسیب پذیری آنها را در بمباران هوایی رژیم صهیونیستی به شدت افزایش می دهد .درحالی که قرار بود سرنوشت این منطقه به همراه کرانه باختری بر اساس قطعنامه های 242 و 338 تعیین شود و این منطقه بخشی از دولت فلسطین باشد اما رژیم صهیونیستی تمام تلاش خود را بکار گرفته است تا تفکیک جغرافیایی میان نوار غزه و کرانه باختری به جدایی سیاسی میان آنها نیز منجر شود و در نتیجه دو حاکمیت سیاسی جداگانه بر این مناطق حاکم شود. از این رو هر زمان که فتح و حماس در جهت آشتی گام برداشته اند بلافاصله با سنگ اندازی این رژیم مواجه شده به گونه ایی که یکی از دلایل حمله گسترده رژیم صهیونیستی به نوار غزه درتابستان سال 93 توافق فتح و حماس برای تشکیل دولت وحدت ملی بوده است . اقدام اخیر این رژیم برای مذاکرات جداگانه با حماس درباره برقراری آتش بس که باعث انحلال دولت توافقی از سوی محمود عباس شد،ترفند برای دامن زدن به اختلافات فتح و حماس بوده است . 
ترفند خطرناک دیگر رژیم صهیونیستی کشاندن پای تکفیری ها به فلسطین اعم از غزه ،کرانه باختری واراضی 48 است تا هم اهداف نظامی و تروریستی خود را به واسطه آنها به پیش ببرد و هم اینکه خود را از واکنش های جامعه جهانی دور کند .یکی از عواملی که موجب شده تل آویو به این سیاست روی آورد این است که اکنون در معرض پیگرد قضایی جنایات جنگی قرار دارد و در عین حال با فشار تحریم غرب روبروست و لذا مثل سابق نمی تواند با طیب خاطر به کشتارهای علنی دست بزند.با این حال این محدودیت های نسبی از بارسنگین جنایات گذشته این رژیم بر دوش نزدیک به دو میلیون فلسطینی ساکن نوار غزه نمی کاهد که از سال ها پیش تحت محاصره اقتصادی قرار داشته اند و با ظهور خطر تکفیری ها در صحرای سینا ،دولت مصر نیز بر محدودیت های خود علیه تردد ساکنان غزه افزوده و در نتیجه غزه اکنون به بزرگترین زندان جهان در آمده است .

ب) منطقه‌ای 

در حالی که زمانی فلسطین در مرکز تقل تحولات منطقه و جهان اسلام قرار داشت اما اکنون گستره بحران ها در خاورمیانه به قدری عمق و گسترش پیدا کرده است که متاسفانه مسئله فلسطین را از اولویت انداخته و از متن به حاشیه رانده است که البته این نمی توانست اتفاقی باشد و یکی از عواملی که نقش رژیم صهیونیستی را در شکل گیری بحران های منطقه ای نشان می دهد این است که این بحران ها تماما به نفع این رژیم تمام شده و حداقل فضای تنفسی را برای این رژیم فراهم کرده است.الان کار به جایی رسیده که عربستان به عنوان مدعی رهبری جهان اسلام و خادم حرمین شریفین دست دوستی به سمت اسرائیل دراز می کند و علت آن را برقراری موازنه در برابر ایران بعد از دستیابی به توافق هسته ای میان ایران و گروه 5+1 اعلام می کند .
از طرف دیگر دامنه خطر تکفیری ها با مدیریتی که از سوی رژیم صهیونیستی صورت می گیرد به تدریج به داخل فلسطین کشانده می شود و آن گونه که از شواهد و قرائن بر می آید این رژیم در تلاش است از این پس در پوشش تکفیری ها به تسویه حساب های خود با فلسطینی ها ادامه دهد .

ج) بین المللی 

بحران فلسطینی در اصل یک بحران بین المللی است و همه عناصر و مولفه های آن را با خود دارد اما رژیم صهیونیستی هموازه در پی این بوده که مسئله فلسطین را از یک مسئله بین المللی و یا اسلامی و عربی به یک مسئله داخلی تبدیل کند و در مذاکرات دوجانبه با استفاده از برتری های خود خواسته های مورد نظر خود بر طرف فلسطینی تحمیل کند .در این راستا این رژیم حتی خود را به اجرای مصوبات کمیته چهارجانبه شامل آمریکا، اتحادیه اروپا ، سازمان ملل و روسیه نیز ملزم نکرده است و حتی با ایفای نقش این کمیته و اعضای آن نیز به شدت مخالفت می کند و در سر راه تلاش های انها سنگ اندازی می کند .به همین ترتیب این رژیم با تحرکات هر نهاد اسلامی و عربی نیز به شدت مخالفت می کند و با تدابیری که طی سال ها و دهه های گذشته بکار گرفته اکنون توانسته است دو نهاد اسلامی و عربی یعنی سازمان همکاری اسلامی و اتحادیه عرب را (که هر دو با هدف حمایت از فلسطین تشکیل شدند و در فلسفه وجودی شان مدیون فلسطین هستند)کاملا بی خاصیت و منفعل سازد . 

نتیجه‌گیری 
از آنچه که گفته شد مشخص می شود که از هر نظر که به مسئله فلسطین نگاه شود اهمیت و ضرورت حمایت از فلسطین به عنوان یک وظیفه انسانی ، اسلامی و ملی نه تنها کم نشده بلکه در مقایسه با گذشته به مراتب افزایش یافته است . به لحاظ داخلی همه فلسطینی ها صرف نظر از اینکه در غزه ، کرانه باختری و یا اراضی 48 ساکن باشند به طور مشترک با تهدیدهای از سوی صهیونیست ها مواجه اند و همچنانکه گفته شد در برخی موارد که در ظاهر چندان ملموس نیست فلسطینی های ساکن اراضی 48 با خطر تسویه نژادی روبرو هستند و اگر ساکنان غزه از این خطر مصون هستند اما آنها بار سنگین محاصره اقتصادی چندین ساله را بردوش می کشند و ساکنان کرانه باختری نیز در میدان جزایری پراکنده و قطعه قطعه شده قرار می گیرند که این مناطق را همانند غزه به زندان های دسته جمعی تبدیل کرده است. در این میان برخی از آوارگان مقیم خارج کشورها در مناطق بحران و جنگی همچون سوریه به آوارگان مضاعف تبدیل شده‌اند و با مصائب بیشتر روبرو شده اند کما اینکه همین وضعیت برای فلسطینی های ساکن غزه نیز روی داده است .
باز اگر از منظر منطقه ای و بین المللی به مسئله فلسطین نگاه شود باز لزوم حمایت از فلسطین اهمیت مضاعف می یابد. در شرایطی که فلسطین از متن به حاشیه رانده شده و مسئولیت های دینی ، اسلامی و عربی به فراموشی سپرده شده روز جهانی قدس فرصتی را برای یاد آوری این مسئولیت ها فراهم می کند و همچون گذشته ملت مسلمان و روزه دار ایران در خط مقدم مسئولیت خواهی و مسئولیت پذیری حاضر خواهد شد و ندای اتحاد در جهان اسلام را با محوریت فلسطین و قدس شریف سر خواهد داد .
کد مطلب: 33674
مرجع : واحد مرکزی خبر ایران
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل