​بررسی چالش‌های معاصر افغانستان

هنگامی که حامد کرزی این عبارات را هنگام آغاز به کار دولت موقت در تاریخ ۲۲ دسامبر ۲۰۰۱ بر زبان راند، همه ملت افغانستان به بازسازی کشور و بهبود اوضاع امیدوار شدند. اکنون با تشکیل دولت جدید بار دیگر این امیدواری به وضوح در میان مردم و نخبگان دیده می‌شود. اما قطعاً چالش‌ها و مشکلات فراوانی پیشاروی افغانستان خواهد بود. در این مقاله سعی شده به مهم‌ترین چالش‌های معاصر افغانستان اشاره شود.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۴ حوت ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۲۸
​بررسی چالش‌های معاصر افغانستان
«کشور ما در نتیجه جنگ طولانی گرفتار آشفتگی شده است. ما به کار سخت تمام افغان‌ها نیاز داریم. ما باید دوستانه و برادر وار دست به دست هم دهیم و گذشته دردناک مان را به فراموشی بسپاریم.»

هنگامی که حامد کرزی این عبارات را هنگام آغاز به کار دولت موقت در تاریخ ۲۲ دسامبر ۲۰۰۱ بر زبان راند، همه ملت افغانستان به بازسازی کشور و بهبود اوضاع امیدوار شدند. اکنون با تشکیل دولت جدید بار دیگر این امیدواری به وضوح در میان مردم و نخبگان دیده می‌شود. اما قطعاً چالش‌ها و مشکلات فراوانی پیشاروی افغانستان خواهد بود. در این مقاله سعی شده به مهم‌ترین چالش‌های معاصر افغانستان اشاره شود.

نهادینه سازی مردم سالاری

اولین عامل کلیدی برای ایجاد کشوری با ثبات، این است که بتواند پشتیبانی و اقبال مردم را با خود همراه سازد. اگرچه حکومت‌های مستبد می‌توانند دست کم مدتی از طریق ارعاب و زور به برقراری نظم بپردازند، اما ملل امروزی جهان درک می‌کنند که نظام مردم سالار، که در آنها شهروندان خود مسائل و راه حل‌ها را تعیین می‌کنند، بهترین روش برای استقرار وضعیتی پایدار است. ویژگی تاریخ افغانستان، نوسان گسترده بین حکومت‌های مستبد و سرکوب گر مرکزی تا هرج و مرج بوده است. اما امروز نظامی بر پایه رای مردم به وجود آمده که می‌تواند نقطه امیدی برای ملت افغانستان باشد.

اگرچه در انتخابات اخیر نیز مشکلات فراوانی به وجود آمد که نشان می‌داد هنوز راه زیادی تا نهادینه شدن مردم سالاری باقی است، اما گمان می‌رود در سال‌های آتی با اصلاح روند انتخابات و فرهنگ سازی، مردم سالاری نیز کاملاً نهادینه شده و افغانستان نیز مسیر خود را به خوبی طی نماید. به هر حال استقرار و تحکیم دموکراسی امری است که نیاز به زمان دارد و قطعاً یکی از چالش‌های معاصر افغانستان محسوب می‌شود.

اصلاح نظام آموزشی

امروزه نظام آموزشی افغانستان در وضعیت خوبی به سر نمی‌برد. به جرات می‌توان گفت این امر در زمان طالبان رو به نابودی کامل بود اما اکنون کمی اوضاع بهبود یافته است. با این وجود مسیری طولانی در جهت اصلاح نظام آموزشی و کارآمد کردن این امر مهم وجود دارد.

سطح سواد در جامعه افغانستان به خصوص در میان دختران بسیار پایین است. چند روز پیش «بی بی حوا خوشی وال» رئیس امور زنان ولایت پکتیا اعلام کرد که تنها دو درصد از دختران این منطقه با سواد هستند. این مسأله به خوبی نشان می‌دهد چقدر اوضاع آموزشی کشور وخیم است. مناسب است مسئولان عالی رتبه کشور، تصمیمات مهمی در این جهت اتخاذ کنند و اوضاع نابسامان آموزش را بهبود ببخشند.

ناچیز بودن سطح آموزشی و تحصیلات در افغانستان عوامل مختلفی دارد. حتی اگر دولت جدید روی این مسأله متمرکز شود و بخواهد در بحث آموزش تحول و دگرگونی به وجو دبیاورد، باز هم آثار بی سوادی و سطح نازل تحصیلی، تا مدت‌ها دوام خواهد داشت.

اولین اثر این است که تقریباً یک نسل از افغان‌ها بی سوادند. قسمت عمده کشور ما از جوانان تشکیل می‌شود. طبق برخی برآوردها درصد کمی از کودکان می‌توانند بخوانند و بنویسند؛ آنهایی نیز به به اصطلاح سواد دارند، با آموزش‌های سطحی و فاقد تأثیر گزاری در عصر حاضر رو به رو بوده‌اند و تحصیلاتشان فاقد عمق بوده است. این نسل در آینده‌ای نزدیک نسلی را تشکیل می‌دهند که کشور به آنها وابسته خواهد بود. معلمان، پزشکان، کارکنان دولت و ... باید از همین نسل برخیزند.

بهداشت، سلامت و خدمات درمانی

ملموس‌ترین نیاز فوری کشور، فراهم کردن خدمات اجتماعی برای ساکنان این سرزمین است. سطح بهداشت و سلامت افغان‌ها بسیار پایین است. متوسط عمر در کشور ما ۴۶ سال است که جای شگفتی دارد و سی سال از متوسط عمر در آمریکا کمتر است.

نبود آب شیرین، سطح پایین بهداشت و فقر غذایی سبب شده است که مرگ و میر کودکان در افغانستان بیشترین میزان را در سراسر جهان داشته باشد که آن هم غالباً به علت بیماری‌هایی رخ می‌دهد که به آسانی قابل درمان است. نظام بهداشتی ـ درمانی افغانستان به دلیل سال‌ها جنگ گرفتار آشفتگی است و قطعاً این مسأله یکی از مهم‌ترین چالش‌های معاصر افغانستان به حساب می‌آید. توقع می‌رود دولت وحدت ملی، عنایت ویژه‌ای به این امر مهم و اساسی داشته باشد.

ایجاد اقتصادی خودکفا

طبق استانداردهای جهانی، افغانستان حتی در بهترین دوران خود نیز کشوری فقیر بوده است و بازسازی آن کار بزرگی است. یکی از مشکلاتی که دولت با آن رو به روست استوار کردن زیرساخت‌های اقتصادی است به طوری که بازرگانی، از فروش دکان‌های کوچک بازارهای محلی گرفته تا صنایع بزرگی که افغانستان باید جذب کند، سودآور باشد و سود آن دوباره به اقتصاد کشور سرازیر شود.

امروزه واردات کشورمان به مراتب بیشتر از صادرات است و همین امر سبب افزایش تصاعدی بدهی‌های افغانستان می‌گردد. این وضعیت باید بهبود یابد و الا کشور نه تنها فقیر می‌ماند، بلکه به کمک‌های خارجی وابسته می‌شود و به همین دلیل نخواهد توانست به منافع خودش در حالتی که با منافع ملل ثروتمندتر در تضاد قرار می‌گیرد بیندیشد.

-سید مصطفی موسوی مبلغ
کد مطلب: 32164
مولف : سید مصطفی موسوی مبلغ
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل