۱
 

هیدروپولتیک افغانستان؛ فرصت‌ها و چالش‌ها / دکتر حسنی

آب مایه حیات، بنیاد آبادی و آبادانی و ضرورت توسعه اقتصادی و اجتماعی است با این حال توزیع منابع آب در سراسر جهان، متاثراز میزان بارش و دسترسی به روان آبهای سطحی برای اجتماعات انسانی مختلف متفاوت می باشد.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۷ جوزا ۱۳۸۷ ساعت ۰۵:۱۷
هیدروپولتیک افغانستان؛ فرصت‌ها و چالش‌ها / دکتر حسنی
آب مایه حیات، بنیاد آبادی و آبادانی و ضرورت توسعه اقتصادی و اجتماعی است با این حال توزیع منابع آب در سراسر جهان، متاثراز میزان بارش و دسترسی به روان آبهای سطحی برای اجتماعات انسانی مختلف متفاوت می‌باشد. همین تفاوت در برخورداری از منابع آب زمینه ساز بسیاری از درگیریها و ستیزهای طایفه‌ای، قومی و ملی بوده است.
علاوه بر این موقعیت جغرافیایی افغانستان و مجاورت آن با آسیای مرکزی، خاورمیانه و شبه قاره هند و قرار گیری آن به عنوان کریدوری برای دسترسی به آبهای آزاد (مطابق وصیت نامه پطر کبیر) و حمل انرژی، موجب نزاعهای فراوانی برای تصاحب آن در طول تاریخ بوده است.
پس از وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر، بی شک یکی از اهداف استراتژیک ایالات متحده در افغانستان، علاوه بر تسلط بر ذخایر هیدروکربن آسیای مرکزی؛ کشت، تولید و صدور خشخاش با توجه به استعداد زمینهای زراعی سراسر خاک افغانستان بوده است. به دیگر سخن، افغانستان همواره قربانی داشته‌ها و نداشته‌های خود بوده است: دارایی‌های ژئواستراتژیک و فقر فکری، فرهنگی و اطلاعاتی اکثریت قریب به اتفاق مردم آن.
افغانستان کشوری توسعه نیافته به شمار می‌رود و معیشت مردم از طریق باغداری، کشاورزی، دامداری، گله داری و استخراج معدود مواد معدنی تأمین می‌شود. با توجه به تمرکز مدرنیزه شدن افغانستان در شهرهای بزرگ و زندگی %۸۳ مردم در روستاها و یا به صورت عشایر چادرنشین، عقب ماندگی مناطق روستایی به لحاظ اقتصادی و اجتماعی کاملاً هویداست.
در افغانستان به علت زیادی ارتفاع و شیب کوهها، سرعت و شتاب آب رودخانه‌ها در بسیاری از مناطق زیاد بوده و برای تولید انرژی و برق مناسب می‌باشد. در ارتفاعات هندوکش همواره برف وجود دارد. حتی درتابستان‌ها نیز قله‌ها و یخچال‌ها پربرف است.
مهمترین رودهای افغانستان عبارتند از:
۱- آمودریا به طول ۲۵۰۰ کیلومتر که از کوههای پامیر سرچشمه گرفته و به دریاچه آرال می‌ریزد. ۱۱۲۶ کیلومتر از این رودخانه، مرزهای افغانستان با کشورهای تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان را تشکیل می‌دهد. در بنادر واقع در سواحل این رودخانه به نامهای شیرخان بندر و بندر حیرتان، کالاهای صادراتی یا وارداتی افغانستان با ممالک آسیای مرکزی مبادله می‌شود. این رودخانه دارای آبشارهای متعددی می‌باشد و برای تولید برق قابل استفاده است. در حال حاضر میزان بسیار کمی (تنها %۱۱ از میزان مصوب در معاهده ۱۹۴۶ با شوروی سابق) از آب این رود استفاده می‌شود ولی بازسازی سیستمهای آبیاری می‌تواند به رونق اقتصادی حواشی آن کمک شایانی نماید.
۲- هیرمند به طول ۱۴۰۰ کیلومترکه از کوههای پغمان و بابا سرچشمه گرفته و به دریاچه هامون در جمهوری اسلامی ایران می‌ریزد.
۳- هریرود به طول ۸۵۰ کیلومتر که از کوه بابا سرچشمه گرفته و وارد خاک ترکمنستان می‌گردد و در ریگزارهای ترکستان فرو می‌رود. این رود برای سدسازی و تولید نیروی برق دارای زمینه‌های مساعد است.
۴- کابل رود به طول ۶۴۰ کیلومتر که از کوههای شرقی و مرکزی افغانستان سرچشمه گرفته و نهایتاً وارد خاک پاکستان می‌گردد. سایر رودهای مهم عبارتند از کندوز، مرغاب، ارغنداب، فراه، پل خمری، پنجشیر و بلخ؛ بنابراین بسیاری از رودهای افغانستان از کشور خارج شده و کارکردی بین‌المللی می‌یابند.
در این خصوص ارتفاع بیشتر و موقعیت فرادستی افغانستان، بارها ثبات ملی و منطقه‌ای کشورهای فرودست را به چالش کشیده است. در سال۲۰۰۱ رژیم طالبان با ایجاد موانعی بر روی رودخانه هیرمند باعث خشکی آن در محدوده جاری در ایران شد. خشکسالی، کاهش جریان آب و ساختن سد و مصرف بیش از حد آب هیرمند نیز در ایجاد بحران آبی منطقه سیستان ایران مؤثر بوده است.
منابع آب زیر زمینی افغانستان نسبتاً غنی است. در شهر کابل، آب در عمق چهار- پنج متری از سطح زمین قرار دارد؛ ولی به دلایل فنی آب زیر زمینی کمتر استفاده می‌شود.
مردم در اکثر نقاط افغانستان برای تهیه آب با مشکل روبرو هستند؛ هم آب آشامیدنی و هم آب کشاورزی به طوریکه میزان دسترسی به آب سالم مصرفی ۲۳درصد مردم را تشکیل می‌دهد و از هر ۸ کودک یک نفر به سبب نوشیدن آب آلوده جان خود را از دست می‌دهد.
در آخرین بازدید راقم این سطور، رقت بارترین صحنه‌ها در این رابطه حتی در پایتخت نیز مشاهده گردید.
از سویی دیگر این کشور هرچند سال یکبار دچار خشکسالی می‌گردد که بالطبع باعث بیکاری جمع کثیری از کارگران زراعتی، فقر روستایی، فساد و ناامنی، تضعیف اقتصاد فردی و اجتماعی، مهاجرت، تراکم نفوس شهری، وجود شغل‌های کاذب و روی آوردن به مواد مخدر می‌شود. به عنوان مثال کاهش ریزش باران در سال ۸۵، بسیاری از محصولات دهقانان به خصوص گندم را که اول محصول سالم آنان است، از بین برده و بسیاری از مجامع هشدار دادند که در صورت عدم اقدام در حل این معضل، بحران انسانی ناگواری در افغانستان بروزخواهد نمود.
خشکسالی سالهای۱۹۹۶ تا ۲۰۰۰ میلادی در افغانستان در تاریخ ۴۰ ساله اخیر این کشور بی‌سابقه بود وعلاوه بر وارد ساختن لطمات جبران ناپذیری به زمینهای زراعی این سرزمین، بخش وسیعی از مراتع طبیعی و چراگاه‌های افغانستان را از بین برد و تلفات سنگینی به بخش دامپروری و مالداری این کشور وارد آورد.
بدون یک منبع پایدار آب، بیشتر رستنی‌های طبیعی حاشیه رودخانه‌های سیستان خشک شدند و یا به عنوان سوخت مصرف شدند. این مسأله باعث فرسایش خاک و جابجایی عظیم توده‌های شن به سمت جاده‌ها و همچنین ته‌نشینی آنها در حوزه‌های آبی شده است. همچنین سالهای متمادی خشکسالی تأثیر شدیدی بر الگوی زندگی در افغانستان داشته و سوء تغذیه را نیز باعث شده است.
افغانستان علی رغم داشتن تعداد قابل توجهی رود، از لحاظ سدسازی خیلی عقب مانده است. کمبود تخصص و اعتبار و نیز جنگهای داخلی در این امر سهیم بوده به صورتیکه از ۷۵ میلیارد متر مکعب آب سالهای عادی، تنها %۳۰ آن مورد استفاده قرار می‌گیرد. تعدادی سدهای آبی و برق آبی بر روی بعضی از رودخانه‌ها ساخته شده از جمله سدهای سروبی و نغلو بر روی رود کابل و سد کجکی برروی رود هلمند، سد ارغنداب برروی رود ارغنداب.
هیدروپولتیک افغانستان ارتباط تنگاتنگی با ساماندهی روان آبهای سطحی این کشور داشته است. به گونه‌ای که در صورت ایجاد یک سیستم منظم و جامع توسط دولت که بتواند از هدر رفتن آب جلوگیری کند، دیگر مشکلی به نام کم آبی در کشوری که غنی از منابع آبی است وجود نخواهد داشت. این مسأله با توجه به افزایش جمعیت و تقاضای روزافزون آب اهمیت مضاعف یافته است.
در این راستا وزارت آب طرحهای بلندمدت چندمنظوره‌ای در امور آب تنظیم نموده است که شماری از آنها عبارتند از:
۱- پروژه آب و برق سلما در ولایت هرات به حجم ۶۵۰ میلیون مترمکعب و تأمین آب برای ۴۰ مگاوات برق و آبیاری ۷۳ هزار هکتار زمین.
۲- سد ذخیره کیله گئی رود بغلان برای تولید ۵۰ مگاوات برق و آب مورد نیاز برای ۵۰ هزار هکتار زمین.
۳- سد آب و برق کامه با همکاری شرکت مهاب قدس جمهوری اسلامی ایران برای تولید ۵۰ مگاوات برق و آبیاری ۱۲هزارهکتار زمین
۴- پروژه کوچه سفلی برای تولید ۹ مگاوات برق و آبیاری ۴۹ هزار هکتار زمین.
۵- پروژه آبیاری خوش تپه برای ۱۰۰ هزار هکتار زمین.
۶- پروژه دشت گمبری بر رود کنر.
۷- سربند نهر افغان در ولایت کاپیسا برای آبیاری ۶۵۰۰ هکتار زمین.
۸- پروژه حوزه رودهای مرغاب و هریرود مجموعاً برای آبیاری ۶۰۰۰۰ هکتار زمین.
۹- پروژه سد ذخیره گلبهار رود پنجشیر و باز سازی سد سلطان ولایت غزنی مجموعاً برای آبیاری ۷۰۰۰۰ هکتار زمین.
براساس برآورد دولت، به منظور تأمین انرژی برق در سراسر کشور، ده سال وقت و بیست میلیارد دلار هزینه مورد نیاز است. هم اکنون تنها %۶ مردم افغانستان از انرژی برق برخوردار می‌باشند. پیش بینی می‌شود افغانستان به صورت بالقوه توانایی تولید ۲۴هزار مگاوات برق را داراست که در صورت تحقق، افزون بر نیاز داخلی خواهد بود.
همچنین در صورت بکارگیری علمی منابع آب و خاک محصولات کشاورزی می‌تواند به ۵۰ میلیون تن افزایش یابد و این کشور به عنوان صادر کننده آب شیرین تبدیل شود.
وضعیت اجتماعی کشور افغانستان به عنوان خاستگاه رودهای فرامرزی به گونه‌ای است که بیش از %۸۵ درصد جمعیت این کشور در بخش دامداری و کشاورزی اشتغال دارند ولی با این وجود این کشور در تأمین امنیت غذایی خود ناتوان است و به بازار مصرف سایرکشورهای دور و نزدیک تبدیل شده است.
چنانچه دولت و نظام سیاسی حاکم بر افغانستان، پرداختن به امور زیربنایی به ویژه سکتور برق و تأمین آب را در برنامه آبادانی و اولویت راهبردی خود قرار دهد آینده خوشبینانه‌ای فراروی مردم رنجدیده و خسته از جنگ و آوارگی سرزمین افغانستان است. چنین آینده‌ای مبتنی و مشروط بر پیش فرضهای زیر است:
۱- برقراری و تداوم دولتی سالم، صالح، باثبات و برخوردار از حمایت جامعه جهانی. مع الاسف واقعیت غیرقابل انکار حال حاضر جامعه افغانستان، فساد شدید اداری است که کور سوی امید را برای رشد و پیشرفت خاموش ساخته است.
۲- تأمین نظم و امنیت و ایجاد حکومت قانون و عدالت در افغانستان و تشویق گروههای مسلح به زمین گذاشتن اسلحه وپیوستن به دولت و در غیراین صورت مبارزه و مقابله با این گروهها که در راس آنها گروه طالبان و شبکه القاعده است. گرچه سود بی‌ثباتی این کشور به جیب قدرتهای بزرگ واریز خواهد شد اما تهدیدی جدی برای امنیت جهانی محسوب شده و کل منطقه را بی‌ثبات می‌کند.
۳- ترغیب و مجاب ساختن کشورهای خارجی از جمله آمریکا، انگلیس، پاکستان و عربستان به دست کشیدن از سیاستهای دوگانه خود در حمایت از طالبان و القاعده و زمینه سازی خروج نیروهای اشغالگر. خوشبختانه مردم به این نکته واقف شده‌اند که اشغالگران نه برای آنها که برای خود به افغانستان آمده‌اند و پیش بینی می‌شود به سبب نارضایتی مردم از عدم تحقق شعارهای توخالی غرب در هنگامه اشغال، دیر یا زود تحرکات عمومی برای خروج آنها آغاز گردد.
۴- تعهد مالی، فنی و سیاسی جامعه جهانی به مقوله بازسازی و نوسازی افغانستان. در این خصوص لازم است اعتبارات تأمین شده از طرف کشورهای خارجی، مصروف پروژه‌های داخلی و مردم گردیده و از خروج آن توسط NGOهای تشکیل شده توسط کشورهای خارجی ممانعت به عمل آید. متأسفانه تابحال اعتبارات خارجی بدلیل موصوف، تأثیر مثبتی در سطح زندگی قاطبه مردم نداشته است.
۵- تشریک مساعی کشورهای فرودست رودهای افغانستان در تقویت مناسبات آبی که از این منظر منافع برآمده از رودهای برون مرزی برای کشورهای منطقه جذابیت لازم برای ییگیری این موضوع را خواهد داشت و نگرانی کشاورزان ذینفع را از بابت استفاده بیش از حد آب رودها در داخل افغانستان خواهد کاست. خوشبختانه با این دیدگاه هیدروپولتیک افغانستان با وجود رقابت‌های شدید منطقه‌ای برای بهره‌برداری جهت استفاده‌های کشاورزی که نکته اتکای اقتصاد منطقه آسیای مرکزی است، تنش زدا بوده وپشتیبانی مالی و سیاسی کشورهای منطقه را در پی خواهد داشت. اقبال کشورها به سرمایه‌گذاری در امور زیربنایی (به خصوص پس از استقلال کشورهای آسیای مرکزی) با توجه به نیازهای فزاینده منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای چشم انداز روشنی در این خصوص ترسیم نموده است؛ که از جمله می‌توان به ساخت نیروگاه دشت جم برروی رودخانه مرزی «پنج» در مرز تاجیکستان با افغانستان از سوی کشور ترکیه اشاره نمود که به اقتصاد و کشاورزی افغانستان کمک بزرگی خواهد کرد.
۶- ایجاد بسترهای مناسب برای بازگشت سرمایه‌های انسانی و مادی یعنی متخصصان و سرمایه داران و تشویق آنها به سرمایه‌گذاری در امور زیربنایی. بدیهی است اصلی‌ترین وظیفه بازسازی افغانستان و نجات آن از روی میزی لرزان در کشتی توفان زده تایتانیک (تعبیر لاری سامپلر «L. Sampler» مسوول سابق دفتر نمایندگی سازمان ملل در افغانستان) در عین زمان بَر بودن، بر دوش این دو قشر توانمند جامعه است و به قول بان کی مون دبیرکل سازمان ملل؛ در افغانستان راه درازی در پیش است و فداکاری زیادی لازم. قدر مسلم، نشستن به امید اصلاح توسط کشورهای غارتگر و از دور دستی بر آتش گرفتن، آب در هاون کوبیدن است.
۷- در نهایت و شاید مهمتر از همه فرهنگسازی و توسعه نظام آموزشی برای شکل گیری تخصص‌ها و تبدیل هویت قومی به هویت ملی جهت اجتناب از کشمکش‌های داخلی ناشی از تعصبات قومی و قبیله‌ای که بذر آن را استعمار پیر انگلیس، از ۱۳۰ سال پیش بدینسو در جامعه عقب گذاشته شده افغانستان کاشته است. از شاخصه‌های پیشرفت یک کشور وجود نظام تحصیلات عالی نیرومند است و رشد اقتصاد، فرهنگ و توانایی یک جامعه مدرن به وسیله تحصیلات و کسب تخصص شهروندان و اتباع آن میسر می‌باشد.
به طور خلاصه منافع و فرصتهای هیدروپولتیک افغانستان را می‌توان به تقویت اقتصاد داخلی، ایجاد اشتغال و امنیت اقتصادی و خروج از انزواء و تعامل با اقتصاد بین‌المللی و ایجاد وابستگی متقابل در روابط خود با کشورهای همسایه با مدیریت منابع آب و قرار دادن خود در موقیعتی که بر منابع آب خویش تسلط کامل پیدا کرده و در صورت ضرورت، از آب به عنوان ابزار دیپلماتیک در برابر همسایه‌ها استفاده کند؛ برشمرد. چنان‌که برنامه ویژه اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی (SPECA) تصمیم گرفت افغانستان به عنوان یک عضو با حقوق مساوی در روابط اقتصادی آسیای مرکزی در نظر گرفته شود.

منابع:
۱- کتاب آسیا ویژه افغانستان پس از طالبان – انتشارات مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران ۱۳۸۳.
۲- گزارش پژوهشی پژوهشکده مطالعات راهبردی وزارت علوم تحقیقات و فناوری جمهوری اسلامی ایران ۱۳۸۵.
۳- کتاب افغانستان – انتشارات دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزرات امورخارجه جمهوری اسلامی ایران ۱۳۸۶.
۴- وب سایت رسمی امیرمحمد اسماعیل خان وزیر انرژی و آب افغانستان: http://www.hambastgi.com
۵- کتاب تحولات سیاسی و اجتماعی افغانستان: فاروق انصاری - انتشارات مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی تهران ۱۳۸۱.
۶- روزنامه همشهری شماره ۴۰۲۴ (۱۲/۴/۸۵)، ص ۲۳.
۷- روزنامه ایران، شماره ۳۸۵۳ (۱۴/۱۱/۸۶)، ص ۲۱.
۸- روزنامه سرمایه، شماره ۶۵۱ (۲۴/۱۰/۸۶)، ص ۱۷.
۹- روزنامه سرمایه، شماره ۶۴۳ (۱۲/۱۰/۸۶) ص ۱۲.
۱۰- "Integrated Water Resources Management for the Sistan Closed Inland Delta, Iran,Forecasting the Flow from Afghanistan", Water Research Institute, Version ۱٫۲ April ۲۰۰۶.
۱۱- "Hirmand Hydropolitic and Its Effect on the Political Relations of Iran and Afghanistan", Hafeznia M.R. , Mojtahidzadeh P. , Alizadeh J. , Tarbiat Modares University, Tehran, Iran. Summer ۲۰۰۶.
۱۲- "The Gendered Politics of Water: Stories of Afghan Widows", Deborah Zalesne. http://www.beyondthe۱۱th.org
۱۳- "Central Asia: Water and Conflict", ICG Asia Report No.۳۴, Osh/Brussels, ۳۰ May ۲۰۰۲.
۱۴- "Afghanistan – The Facts About Health", www.who.int/disasters/repo/۷۵۴۳.doc

-سیدعلی حسنی؛ دانشجوی دوره دکتری دانشکده فنی دانشگاه تهران
hasani@engmail.ut.ac.ir
کد مطلب: 3004
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/amcGN3
 


 
انجنیر عبدالقیوم ناصری
۱۳۸۷-۰۳-۰۷ ۰۵:۱۷:۰۰
از مقاله علمی آقای داکتر حسنی مستفید شدم.خداوند(ج)چنین جوان های دانشمند افغان را حفظ نماید.مطلبی را خاطر نشان می سازم که امید است مورد توجه قرار بگیرد. و آن این که عمق آب در شهر کابل 30 سال پیش 4-5 متر بود فعلاً به عمق 20 تا 50 متر تنزل یافته است.مطلب دیگر این که فعلاً بخاطر نبودن آب لوله کشی و مخزن های آب و خشک شدن دریای کابل و رودخانه هااز آب زیر زمینی بطور کامل و بسیار بیش از حد و بی رویه استفاده می شود که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند سفره های زیر زمینی آب در این شهر به سرعت خشک خواهد شد. (50)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل