ملاعمر و حکمتیار، دو روی سکه‌ی انحصارطلبی

تاریخ انتشار : شنبه ۶ عقرب ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۳۷
ملاعمر و حکمتیار، دو روی سکه‌ی انحصارطلبی
پیام آفتاب، در این روزها که بحث خروج نیروهای ناتو از افغانستان و سرنوشت این کشور بعد از سال 2014 در محافل سیاسی و رسانه‌های مختلف مطرح می‌شود، برخی تحلیلگران و مخالفان نظام سیاسی کنونی پیش‌بینی می‌کنند که افغانستان بار دیگر گرفتار جنگ‌های گسترده‌ی داخلی خواهد شد. گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی که در دو دوزه بازی کردن مهارت خاصی دارد با ارسال نامه‌ای برای رهبران جهادی سابق از آن‌ها خواست که با حزب اسلامی یکجا راه‌حلی برای بحران افغانستان جستجو کنند.
حکمتیار در نامه‌اش وضعیت افغانستان را بحرانی خوانده و پیش‌بینی کرده است که حکومت فعلی بعد از خروج نیروهای ناتو در سال 2014 سقوط خواهد کرد. او هم‌چنین امریکا و بریتانیا را متهم به تلاش برای تجزیه‌ی افغانستان و راه‌اندازی جنگ داخلی با همکاری برخی حلقات داخلی نموده است؛ جنگی که در آن پاکستان، ایران هند و روسیه نیز دخیل ساخته خواهند شد.
رهبر حزب اسلامی، به سلسله طرح‌های گذشته‌ی خود – از دوران جهاد تاکنون – طرحی رای نیز برای حل بحران افغانستان بعد از سال 2014 ارائه کرده است. در این طرح تغییر نظام سیاسی، انتخابات آزاد ریاست جمهوری، پارلمان و شورای ولایتی، انحلال احزاب متعدد و ایجاد دو یا سه حزب بزرگ، کنترل رسانه‌ها توسط دولت و ... مدنظر قرار داده شده است.
بعد از نامه‌ی حکمتیار، ملامحمد عمر رهبر طالبان به مناسبت عید سعید قربان (اضحی) پیامی عنوانی ملت افغانستان منتشر کرد و اعلام کرد که پیروزی نزدیک است. او فرماندهان طالبان را دعوت به اتحاد نموده و از کارمندان دولت خواست که به طالبان تسلیم شوند. ملاعمر از سازمان همکاری‌های اسلامی، نهادهای بین‌المللی و کشورهای اسلامی خواست که برای استقلال افغانستان همکاری کنند.
رهبر طالبان در این پیام گفته است که نه انحصار قدرت و نه تصور جنگ داخلی را دارد، بلکه برای تعیین سرنوشت سیاسی افغانستان به دست افغان‌ها و بدون مداخله‌ی کشورهای بزرگ و همسایه تلاش می‌کند.
در پیام ملاعمر به تأسیس نظام اسلامی و ملی متمرکز، اجرای شریعت، تضمین حقوق زن و مرد، سرکوب تجزیه‌طلبان و ادامه‌ی جهاد تا پایان کامل اشغالگری اشاره شده است.
وجه مشترک نظریات ملاعمر و حکمتیار در رابطه با آینده‌ی افغانستان انحصار قدرت توسط گروه قومی و سیاسی خاص است که در پیام ملاعمر با ابزار تأمین امنیت، اجرای شریعت، حاکمیت متمرکز و اتهام تجزیه‌طلبی علیه مخالفان انعکاس یافته و در نامه‌ی حکمتیار با ابزار تمرکز اجباری احزاب و حاکمیت، تغییر نظام سیاسی، کنترل رسانه‌ها و اتهام تجزیه‌طلبی برخی حلقات داخلی، منعکس می‌شود.
وجه اختلاف نظریات ملاعمر و حکمتیار در صداقت و اعتماد به نفس شأن می‌باشد. ملاعمر با وجود برخی تغییرات و تعبیرات جزئی سیاسی که در اظهارنظرهای اخیرش مشاهده می‌شود کما فی‌السابق به ادامه‌ی جنگ تا به دست آوردن انحصاری قدرت تأکید داشته و به پیروزی خود و سرکوب مخالفان اطمینان دارد. طالبان به هیچ صورت، چه مستقیم و چه غیرمستقیم تفاهم و مذاکره‌ی آشکار و پنهان با دولت و نظام سیاسی کنونی را نپذیرفته و این دولت را مردود و دست‌نشانده می‌داند. طالبان، نیروهای نفوذی در داخل دولت از کاخ ریاست جمهوری تا واحدهای کوچک و بزرگ نظامی و امنیتی دارد، اما مشارکت سیاسی این گروه در دولت، به طور رسمی ثابت شده نمی‌تواند.
و اما حکمتیار، نه صداقت دارد و نه اعتماد به نفس؛ موقعی که بعد از لشکرکشی ناتو به افغانستان با پیامی که از طریق بی‌بی‌سی منتشر کرد خود را مخالف اشغالگری و مدافع قوم خود اعلام کرد، چنین می‌پنداشت که این بار می‌تواند افتخار مبارزه با ناتو و امریکا را به خود اختصاص داده و از این طریق سرانجام به قدرت برسد.
به همین دلیل تمام گروه‌های جهادی و رهبران آن‌ها را خائن و مزدور و دولت حامد کرزی را دست‌نشانده خواند، اما زمانی که از عهده‌ی این کار برنیامد و طالبان دوباره سربلند کردند، به مذاکره و مفاهمه با دولت دست‌نشانده‌ی امریکا – به تعبیر خودش – پرداخت و با اعزام هیأت‌هایی به کابل و برادر خواندن آقای کرزی در قدرت سیاسی مشارکت نمود. حزب اسلامی در کابل به ریاست موقتی فاروقی و بعد ارغندیوال راجستر شد و کادرهای این حزب در پست‌های وزارت، ریاست، مدیریت و دادگاه عالی (استره محکمه) مقرر شدند. در عین حال برای گرفتن امتیازات در آینده، حکمتیار خودش را به عنوان مخالف مسلح نظام و دولت در دامن پاکستانی‌ها حفظ نمود و با استفاده از فرصت در راستای اهداف قدرت‌های سلطه‌گر غربی در منطقه، به تفرقه‌افکنی قومی و مذهبی از طریق مصاحبه‌ها، پیام‌ها و مقاله‌ها و انتشارات جزوه‌ها و کتاب‌ها پرداخت. او پنجشیری‌ها، تاجیک‌ها، ازبک‌ها و هزاره‌ها را مزدور و متحد امریکا و ناتو خوانده و خائن به افغانستان قلمداد نمود و شیعیان را فاسد و مشرک خواند.
حالا که مسأله‌ی خروج نیروهای خارجی از افغانستان مطرح است و حکمتیار نمی‌تواند به عنوان مخالف امریکا و ناتو به قدرت برسد، و از سوی دیگر به دو دوزه بازی هم نمی‌تواند ادامه دهد، متوسل به همان رهبران جهادی که آن‌ها را مزدور و خائن می‌نامید شده است، و شاید فکر می‌کند که در این صف در غیاب مسعود و استاد ربانی، که قربانی هم‌فکران مذهبی،سیاسی و قومی او شده‌اند، می‌تواند به عنوان محور تبارز یافته و به قدرت دست ‌یابد.
انتهای پیام/.

کد مطلب: 19305
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل