۴
 

شهادت، مضحکه‌ی سیاست در افغانستان

تاریخ انتشار : شنبه ۸ میزان ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۰۹
شهادت، مضحکه‌ی سیاست در افغانستان
چه کسی شهید است؛ طالب، مجاهد یا کمونیست؟ کی مقصر است؛ اشغالگران خارجی، یا جنگسالاران، قدرت طلبان، زراندوزان و سلطه جویان داخلی در چهره‌ی طالب، مجاهد و روشنفکر کمونیست، سکولار و دموکرات؟

----------------------------- امسال از هجدهم ماه سنبله/شهریور، تا هفتم میزان/مهر، شاهد برگزاری محافل، مجالس و چاپ و انتشار عکس‌ها و پوسترهای تبلیغاتی در رابطه با سالروز وفات برخی شخصیت‌های سیاسی مؤثر در بحران افغانستان در دهه‌های گذشته در داخل و خارج از این کشور بودیم. از سالروز شهادت احمدشاه مسعود به عنوان قهرمان ملی افغانستان همه ساله تجلیل می‌شد و امسال هم به روال گذشته تجلیل شد. از شهادت استاد برهان‌الدین ربانی به عنوان رئیس شورای صلح و شخصیت دینی و سیاسی شناخته شده‌ی افغانستان در سطح ملی و بین‌المللی برای اولین بار تجلیل به عمل آمد. هنوز آثار تجلیل از استاد ربانی به درو دیوار برخی شهرها و رسانه‌های صوتی و تصویری و نوشتاری باقی بود که برای نخستین بار به شکل آشکار عکس و پوسترهای دکتر نجیب‌الله در مناطق مختلف شهر کابل به نمایش درآمد و عده‌ای از اعضای حزب دموکراتیک خلق (حزب وطن) به عنوان شهید از سالروز مرگ ایشان تجلیل به عمل آوردند.
از مسعود و استاد ربانی به این دلیل تجلیل می‌شود که رهبری مبارزه و مقاومت بخش بزرگی از مردم افغانستان را در برابر ظلم و ستم حکومت کمونیست‌ها به رهبری تره‌کی، کارمل و دکتر نجیب، تجاوز ارتش سرخ شوروی سابق به خاک افغانستان و نیز تجاوز و مداخلات مستقیم و غیرمستقیم پاکستان و متحدان عرب و غربی این کشور را به عهده داشتند.
تجلیل از شهادت این شخصیت‌های جهادی با وجود مخالفانی که دارند، مقبولیت عام ملی و بین‌المللی یافته است، اما تجلیل از دکتر نجیب- گرچه توسط طالبان و عوامل پاکستان ناجوانمردانه و خلاف موازین قانونی و شرعی به قتل رسیده است- نه مقبولیت ملی دارد و نه بین‌المللی. دکتر نجیب چه به عنوان رئیس خاد (استخبارات رژیم کمونیستی) و چه به عنوان رئیس رژیم کودتایی کمونیست‌ها، در شکنجه و کشتار صدها هزار مردم بی‌گناه افغانستان دست داشت. علاوه بر آن حاکمیت کمونیست‌ها و به خصوص ریاست دکتر نجیب که دست‌نشانده‌ی روس‌ها بود مشروعیت ملی وبین‌المللی نداشت.
تجلیل از چنین شخصی بسیار گستاخانه است، و فراهم‌شدن زمینه برای چنین تجلیلی در قلب کشور از جنبه‌های مختلف باید مورد توجه قرار گیرد.
اگر مردم افغانستان در چهارده سال جهاد و مقاومت اسلامی علیه اشغالگران شوروی و حاکمیت کمونیست‌های حزب دموکراتیک خلق نقش داشتند و بیش از دو میلیون شهید و زخمی و معلول دادند و میلیون‌ها تن از آنان آواره شدند که این آوارگی هنوز ادامه دارد، در آن صورت تجلیل از سران حزب دموکراتیک خلق و به خصوص شخص دکتر نجیب کج‌دهنی به ملت افغانستان و بی‌حرمتی به شهیدان این ملت محسوب می‌شود.  و اگر مردم افغانستان حامی حزب دموکراتیک خلق و حاکمیت کمونیست‌ها بودند، در آن صورت تجلیل از مجاهدین و رزمندگانی که با این حاکمیت و این حزب مبارزه کردند اهانت به مردم افغانستان تلقی می‌شود!
اگر کمونیست‌های افغانی و سربازان شوروی که با مجاهدین جنگیدند شهید هستند، و مجاهدینی که با کمونیست‌ها جنگیدند هم شهید می‌باشند، اگر کشته‌شدگان جناح‌های متخاصم حزب دموکراتیک خلق و نیز کشته‌شدگان جناح‌های متخاصم احزاب جهادی و اسلامی که با یکدیگر جنگیدند و هم‌چنین کشته‌شده‌های طالبان و کشته شده‌های امریکایی و نیروهای دولتی همه شهید هستند، پس در افغانستان چه کسانی شهید نیستند؟ چه کسانی قاتلان مردم افغانستان هستند؟ چه کسانی صدها هزار کانون گرم خانواده را ویران ساخته و آنان را در داخل و خارج از کشور آواره نموده‌اند؟
چه کسانی ده‌ها هزار دهکده و صدها هزار خانه‌گلی را بر سردست‌های پینه‌بسته و پاهای برهنه و بدن‌های خسته و دردمند مردم افغانستان خراب کرده‌اند؟
چه کسانی ساختار سنتی و مدنی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی افغانستان را ناشیانه برهم زدند و باعث شعله‌ور شدن آتش شرارت شریران و قدرت‌طلبان ستمگر، غارتگران و آدم‌کشان گردیدند.
چه کسانی دست‌های اجانب را در افغانستان از دور و نزدیک دراز کردند که اینک منافع آن‌ها وحدت ملی و دینی و عزت و استقلال و امنیت این کشور را مخدوش ساخته است؟
اگر هیج کس مقصر نیست و همه حق به جانب و مدافع آزادی و مردم هستند، پس باید مردم افغانستان به عنوان قربانیان بازیگری خونین قدرت طلبان و ستمگران داخلی و خارجی مقصر باشند. در افغانستان تا مقصران اصلی  و قاتلان مردم شناسایی و مجازات نشوند و دست آنان از دامن قدرت و ثروت کوتاه نشود، مشکل این کشور حل نخواهد شد و وطن فروشی و مرم فریبی به شغل همگانی تبدیل خواهد شد و بجای شرم و خجالت احساس غرور هم خواهند کرد. چنان که كمونيستان ديروز و ليبرال دموكرات نماهاي امروزي بي‏شرمانه حزب دموکراتیک خلق(حزب وطن) را مدافع مردم و كشور دانسته و ملت افغانستان را كه عليه مظالم و جنايات اين حزب قيام كردند و بيش از دو ميليون شهيد و معلول دادند، با سوء استفاده از عملكرد چند گروه و دسته‏ي سياسي و تروريستي مانند خودشان كه در نتيجه‏ي كودتاي خونين كمونيستان حزب وطن و مداخله‏گران روسي و غربي به‏وجود آمدند، ارتجاع سياه، بنيادگرا و تروريست خوانده محكوم مي‏كنند. اين‏ها آن قدر بي‏انصاف و متعصب هستند كه از خود نمي‌پرسند اگر حزب آن‏ها از مردم دفاع مي‌كرد پس يك و نيم ميليون نفر را در افغانستان در زمان حاكميت اين حزب كي به شهادت رسانيد و هزاران قريه و روستا و خانه را بر سر مردم بي‏دفاع افغانستان در مناطق مختلف كشور با ريختن بمب‌هاي ناپالم كي خراب كرد؟.
 
 
کد مطلب: 18994
 


 
خیراندیش
۱۳۹۱-۰۷-۰۸ ۱۷:۰۹:۰۰
نواندیش نه؛ بلکه کهنه اندیش!منظور از شیعیان چه کسانی هستند؟ با مسعود و ربانی کی جنگ کرد بنام شیعیان؟ آیا غیر از خلیلی و محقق و مزاری و حزب وحدت کدام شیعه با آنان مشکل داشتند. رهبران حزب وحدت و خلیلی و محق امروز ربانی و مسعود را تعریف و تمجید نموده قهرمان ملی و پیشوای جهاد می خوانند سخنرانی ها و مصاحبه های شان را می توانید از طریق رسانه ها ببینید و بشنوید؟ آنها که بنام دروغین شیعه جنگ کردند و مردم هزاره و شیعه را فدای قدرت خود کردندامروز ربانی و مسعود را تعریف می کنند، کهنه اندیش دیگر چه نوع شیعه است که هنوز در دو دهه‌ی پیش زندگی می کند و دیگران را جاهلانه متهم می کند؟ (3748)
 
حسین علیخانی
۱۳۹۱-۰۷-۰۸ ۱۷:۰۹:۰۰
بادار نواندیش حتما امریکا، انگلیس و یهود است. (3750)
 
نو اندیش
۱۳۹۱-۰۷-۰۸ ۱۷:۰۹:۰۰
جناب خیر اندیش! حتما به آن قاعده منطقی آگاهی داری، که میگه اثبات شی نفی ما عدا نمیکند! من با گذاشتن اون مطلب به هیچ وجه نخواستم از عمل کرد، خلیلی و محقق دفاع کنم، من فقط نظرم را در مورد شهید و شهادت، و آنچه که در مورد این سه شخصیت( نجیب، ربانی و مسعود) میدانستم ابراز کردم، همین... (3752)
 
نو اندیش
۱۳۹۱-۰۷-۰۸ ۱۷:۰۹:۰۰
شهید و شهادت واژه های مقدسی است، که نباید از آن سو استفاده گردد و این عنوان معنوی را نباید، به هر کسی که به هر دلیلی، کشته میشود، بخشید.
اما به نظر من، که نه تعلق خاطر به مسعود و ربانی دارم، و نه به نجیب، ولی طبق آنچه خواندم و شنیدم، نجیب متهم به هیچ قتل عام عمدی نبوده، و از روزی که خود به استقلال در تصمیم گیری رسید، هیچ خیانت ملی را مرتکب نشده، برعکس ربانی و مسعود، که قتل عام افشار را در کارناه دارد، و از ای رهگذر هزار نفری دیگر را نیز به قتل رساند...
و اگر کمی با دقت بیشتر و کاملا منصفانه وبی طرفانه به قضیه بنگرید، خوب متوجه میشوید که ما بد بختی های بعد از حکومت نجیب را از تمامیت خواهی و قدرت خواهی جهل و تعصب همین دو داریم، آنگاه که ربانی بعد از صبقت الله مجددی به کرسی ریاست جمهوری نشست و دیگر هیچ وقت هم پایین نیامد که اگر او هم مثل صبقت الله مجددی بعد از اتمام دوره اش کنار میرفت شاید اکنون سرنوشت چیزی دیگری می‌نمود.
بنا بر این نه نجیب شهید است کسی که به هیچ یک از باور های دینی و مذهبی مسلمانان عقیده نداشت، و نه ربانی و مسعود که اگر باوری هم داشت تحت تاثیر قدرت و ثروت جهل و تعصب، عمل صالح نداشتند و عمل صالح گذشته ای جهادی اش را هم با جنگهای داخلی به باد فنادادند رو سیاه دنیا و شرم سار آخرت شدند.
همه نیک میدانید، که در قرآن هر وقت حرفی کلامی وحی ای از ایمان یاد میکند، در کنارش عمل صالح را ضمیمه میکند... چیزی که در وجود هیچ یک از اینها دیده نمیشود.
( یا ایها الذین آمنو وعملو الصالحات!) و توصو باالحق و تواصو باالصبر...
فکر نمیکنم، که این نوشته را نشر کنید نه به این جهت که خلاف باور های خودتان باشد که مطمئن هستم، شما نیز چین باوری دارید، بل خلاف خواسته های باداران تان هست، که عمری، چپن ربانی و پکول مسعود را چسپیدند و از شیعیان مظلوم افغانستا چشم پوشیدند. ولی خوشحالم که حد اقل یک نفر این نظر بنده را خواهد خواند، وشاید عذاب وجدانی بابت نشر این نوشته را در خود احساس کند.
سید رضا نو اندیش. (3753)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل