۱
 

برژینسکی و آپدیت جهل «نفرین شدگان زمین» / محمدعالم افتخار

تاریخ انتشار : يکشنبه ۹ دلو ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۰۱
برژینسکی و آپدیت جهل «نفرین شدگان زمین» / محمدعالم افتخار
خبر – نظر:
خبر: «برژنسکی: آمریکا مانند شوروی سابق در حال فروپاشی است»
 
زیبیگنیو برژینسکی مشاور پیشین شورای امنیت ملی آمریکا تصریح کرد وضع کنونی آمریکا مشابه زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق است و موج انتقادهای مردم آمریکا از رژیم صهیونیستی روز به روز در حال افزایش بوده و سیاست جنگ افروزی محکوم به شکست است.
برژینسکی در کتاب جدید خود به بررسی وضع کنونی آمریکا پرداخته و آن‌را مشابه شرایط حاکم بر اتحاد جماهیر شوروی سابق قبل از فروپاشی دانسته است. برژینسکی در این کتاب با نام «دیدگاه راهبردی آمریکا و بحران بین المللی قدرت» آورده است، باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا می‌تواند در صورت پیروزی در دور دوم ریاست جمهوری خود،‌ روند سازش در خاورمیانه را از سر گیرد.
نویسنده بر این باور است اوباما در این صورت هم زمان مناسب و هم مصونیت تاریخی برای ایجاد کشور فلسطین در کنار اسرائیل را در اختیار دارد. برژینسکی در این کتاب از عملکرد اوباما در دوره اول ریاست جمهوریش انتقاد کرده و بر این باور است که وی می‌توانسته به نحو بهتری در خصوص روند صلح خاورمیانه عمل کند و به راه حل عادلانه ای در این راستا دست یابد.
برژینسکی در این کتاب اذعان کرده است علت شکست اوباما در سازش خاورمیانه،‌ مانورهای اسرائیل در سیاستهای داخلی و خارجی آمریکا بوده و علت این مسئله هم نفوذ گسترده لابی اسرائیل در کنگره آمریکا بوده است. برژینسکی همچنین در این کتاب تاکید کرده است در بسیاری از موارد اسرائیل توان خرید افراد را دارد.
به عقیده برژینسکی مهم‌ترین وجه تشابه میان وضع کنونی آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سابق این است که، هردو نظام دولتی فلج داشته و دارند که توان ایجاد تغییرات جدی در سیاست را ندارند و هزینه‌ها و بودجه‌های نظامی سرسام آور و بی نتیجه‌ای را به مدت یک دهه برای تحت تسلط درآوردن افغانستان هزینه کرده‌اند.
نظر:
شبه حقیقتی در مقایسه‌ی آقای برژینسکی میان نظام‌های دولتی امریکای کنونی و اتحاد شوروی قبلی وجود دارد که فریبنده است.
در این شکی نیست که نظام دولتی کنونی امریکا توانایی و اصلاً اراده‌ی اصلاحات و تغییرات آنچنانی را ندارد ولی با نظام دولتی اتحاد شوروی در دهه‌ی درگیری آن کشور در افغانستان؛ اصلاً همانند نیست.
جنگ در افغانستان برای غول‌های نفتی و اسلحه‌سازی ... و در مجموع انحصارات امریکا بیش از آنچه مصارف و تلفات داشته باشد؛ دستاوردهای استراتژیک دارد و آنان را به اهدافشان خیلی‌ها نزدیک کرده است.
علی‌رغم ظواهر تبلیغاتی؛ بارک اوباما و تیم وی؛ جواسیس و خدمتگاران بیگانه یا «ستون پنجم» و «اسپ تروا» ی دشمن متحارب نیستند و دقیقاً مهره‌های نظام حاکم و مسلط بر امریکا می‌باشند؛ لذا اگر هم فروپاشی قدرت امریکا وقوع یابد به دلیل کارنامه‌ها و کارآیی ها و ناکار آیی‌های اوباما نمی‌تواند بود چنانکه در مورد شوروی به دلیل خیانت و بلاهت و غرور و خود گم کرده گی و کیش شخصیت و آفات دیگر رهبری حزبی و نظام دولتی آن کشور وقوع یافت.
بر علاوه فشار سیاسی - نظامی، روانی و اخلاقیی که شوروی در «جنگ سرد» و مراحل فیصله کن آن؛ متحمل گردید؛ امروز در قبال امریکا وجود ندارد؛ و «دشمن فرضی» تروریستی در همه اشکال آن؛ در چنبره و کنترل خود امریکا و انگلیس و آلمان و متحدان عربی و اسلامی‌شان چون ابرقدرت اقتصادی - مذهبی شرق میانه‌ی اسلامی! (عربستان سعودی وهابی) و بازیگران نوبه دوران رسیده مانند قطر و امارات می‌باشد.
امریکا به هیچوجه در انزوای سیاسی - نظامی - اقتصادی - روانی - اخلاقی چون شوروی قرار نگرفته و در این زودی‌ها هم در چنان وضعی قرار داده شده نمی‌تواند.
لذا این مقایسه‌ها و تحلیلات و نظرات جز دماگوژی و عوامفریبی و اغفال هدفی ندارد و نتایج سیاسی - معرفتی - روانی آن درست برای کاستن فشار‌های حداقلی که بر امریکا هست می‌باشد و نه تولید فشار بیشتر. جادو و هنر امپریالیزم اطلاعاتی منجمله در همین است.
می‌خواهم به هموطنان و همسویان که نگران آینده‌ی خود و بشریت اند و احیاناً آرمان فرا کاپیتالیستی دارند؛ صمیمانه عرض کنم که برژینسکی کمونیست و مارکسیست نشده و هنوز زیر هر چین و چروک صورت او ده شیطان ندیده و ناشناخته خوابیده است.
کتاب‌های این آقا و همردیفان فقط برای آپدیت کردن جهل سیاسی و معرفتی «نفرین شدگان زمین» ساخته و پرداخته می‌شوند و اگر آبی به دهانتان آورد؛ بر سلامت عقل خویش شک کرده؛ لطفاً در صددد درمان و بی آسیب گشتن آن بر آيید!
علی‌رغم حد معین بحران‌های اقتصادی و جنبش‌های نظیر «تسخیر وال استریت»؛ توانایی اقتصاد و بروکراسی و خبر‌گی سیاسی و علمی و امکانات تکنولوژیکی امریکا و در مجموع جهان سرمایه داری را دست کم گرفتن و به سادگی بیش از حد، برژینسکی وار خواب فروپاشی آن دیدن، به معنی فرو رفتن در خواب خرگوشی است و حتی مانع یک دید درست و دقیق و کارا بر عالم واقع و مانع آموزش درست علوم سیاسی و اکانومیکی و نهایتا انحراف از یک جهانشناسی لازمه‌ی عصر فوق‌العاده بغرنج و بغرنج شونده‌ی کنونی می‌گردد.
وضع کنونی ایالات متحده امریکا بیش از آن‌که آبستن فروپاشی نظام انحصاراتی اقتصادی سیاسی آن که بهترین نامش امپریالیزم است، باشد؛ آبستن ماجراجویی بسیار تباهکن راه اندازی جنگ جهانی دیگر است!
در غیر آن؛ نهایتاً امریکا می‌تواند با گزینه‌هایی چون پیش گرفتن شبه اقتصاد کینزی در درون و نمایش موضع و اخلاق بالنسبه کم قلدرانه‌ی دیپلماتیک در خارج؛ از حالت کنونی خارج گردد و در نبود اپوزیسیون و حریف قابل ملاحظه و محاسبه در جهان (داخل و خارج)، همچنان امریکا بماند و ابر قدرت!
بنا بر آن؛ اینکه امریکا را «ببر کاغذی مائوتستنگ»؛ بیانگاریم، به معنای افساد و تباهی شعور سیاسی و دانش بشری کار ساز، می‌باشد.
برژینسکی، درست از مخاطبان خود همین را می‌خواهد.

محمدعالم افتخار
کد مطلب: 17214
 


 
sadeq
۱۳۹۰-۱۱-۰۹ ۱۳:۰۱:۰۰
زوال خود کامگی امریکا نه بخاطر نتیجه گیری برژنسکی بلکه بخاطر اینکه سیاست متشکل از ترفند و دغل بالاخره بزانو در می اید محتمل است و آغای افتخار باید متوجه سرنوشت خود کامگان وابسته به امریکا مانند حسنی مبارک میبود. که با محاسبات ظاهری حمایت حکومت یهود (اسرائیل) که عامل فوق العاده موثر در سیاست گذاری امریکا است و دلسوزی نظام حاکم امریکا نتوانست از سقوط او جلو گیری کند. بالاخره مردم امریکا برعلاوه اینکه دارایی شان را که بعنوان مالیات از ایشان گرفته میشود و فرزندان شان را بخاطر معاملات که نهایتا منتج به هیچ میشود از دست میدهند به ستوه می آیند و خود را غلام حلقه بگوش اوباما و یا امثال وی نخواهند قبول کرد که به بهانه منافع امریکا مال و جان شانرا به تلف دهند و کدام دست آورد قابل قبولی هم برای مردم نشان داده نتوانند به استثای فریب و دغل مانند اینکه طالبان دشمن ما نیست تلفات مالی و جانی ما در مقابل انها صدقه سر همه تان. و یا صدام حسین اسلحه شیمیایی داشت و غیره. لذا محاسبات تخنیکی ظاهری که تنها ماشین جنگی و اقتصادی را می بینند چنین سرنوشتی را برای امریکا بعید میداند ولی انانیکه بر علاوه از ماشین حاضر قدرت انگیره و خواست مردم را نیز از نظر نه انداخته اند احتمال چنین روزی را دور نمیدانند. در پهلوی آن نظام اقتصادی حاکم در غرب هم نظامی نیست که با طبیعت انسان سازگار باشد و همیشه تسلط یک عده را انسان ها تحمل نمیکنند ولو که باور های دینی کامل هم نداشته باشند. به نظر من تغیر عمده در نظام و سیاست پولیس بین المللی بودن از سر انها بدر خواهد رفت و نظامیکه گذشتگان خود را نفرین کند جا گزین نظام فعلی امریکا خواهد شد. (2780)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل