فرسایش خاک و بیابانی شدن در افغانستان / کریم پوپل

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۱ جدی ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۳۴
فرسایش خاک و بیابانی شدن در افغانستان / کریم پوپل
land degradation and soil erosion on Afghanistan            
فرسایش خاک (Soil erosion) و بیابان شدن (Desertification) یک پروسه منفی است که در مناطق خشک و نیمه خشک و مناطق سیلاب زده رخ می‌دهد. افغانستان در جمله کشورهای خشک تابستان گرم زمستان سرد و دارای رطوبت نسبتی پایین می‌باشد. علت بیابانزایی کمبود آب، استفاده افراط از چراگاه‌ها، خشک سالی پی درپی، بلند رفتن سطح نمکیات، فقر، توسعه شهرها، سیلاب‌ها، از بین رفتن فرش سبز و درختان، توسعه للمزارها، عدم پلان تدابیر دوامدار غرض جلوگیری از فرسایش از طرف دولت می‌باشد.
فرسایش خاک نیز یک عامل منفی طبیعی و غیر طبیعی بوده در نتایج زمین‌های حاصلخیز و قابل کشت را به زمینهای غیر قابل کشت تبدیل می‌نماید. علاوه بر عامل فوق سیلاب‌ها با خودسنگهای بزرک خورد، سنگجل و ریگ را می‌آورند. و برای احیا آن سرمایه و وقت کار است. در این صورت از توان دهقان بلند بوده باعث رها کردن زمینهای زراعتی می‌گردند.
30 سال قبل در دشتهای شمال و کنار دریای آمو درختهای گز ساکساول بته‌ها بلند و غیره انواع بته‌ها و علف دیده می‌شد. فعلاً جز خاکباد دیگر چیزی دیده نمی‌شود حتی شما در لابلای خاک و گرد آفتاب را دیده نمی‌توانید. علت آن کشت للم دوامدار و از بین بردن نبات همان منطقه، چرا مفرط، فقر و گرسنگی می‌باشد. غربت و ناداری باعث آن می‌گردید که مردم غرض بدست آوردن بته و چوب تا فاصله‌ها رفته و آن را از ریشه از بین ببرند.
در ولایت بادغیس 45000 هزار هکتار زمین تحت زرع پسته طبیعی قرار داشت ولی امروزدر معرض نابودی قرار دارد. در قسمت غربی و جنوب غربی هندوکش دشتهای خشک و داغ وجود دارد که در آن نقاط نباتات اصلی منطقه می‌روید امروز نه تنها نبات وجود ندارد بلکه 6 فیصد دشت‌ها توسعه یافته است. طبق گزارش سازمان ملل تخریبات خاک در افغانستان و هندوستان 42-46 فیصد است. یعنی شهری شدن به صورت غیر نرمال وجود دارد که عواقب ناگوار دارد. زیرا هر کس دهقانی را قبول ندارد دهقان اگر همکاری مالی نشود. شهرنشین می‌شود. از دست دادن دهقان با تجربه یکی از مشکلات خواهد بود. فعلاً 80-90 فیصد ساکنان پایتخت از کابل نیستند. زمینهای که حق قانونی ساکنان کابل است به اشخاص که با فرهنگ پایتخت آشنائی ندشته و هیچ وظیفه رسمی ندارند صرف پول دارند توزیع شده است. ساکنان اصلی اهل کابل که طی جنگ‌ها بیچاره و نادار شده‌اند بی‌خانه و در بدر می‌گردند.
 
تاثیرات جنگ ماین و هجرت در بیابان‌زایی
زیاده جوی‌ها نهرها در افغانستان در زمان تیموریان، غزنویان بابریان تیمورشاه و امان‌الله خان اعمار گردید است که این نهرها مطابق به نفوس همان وقت اعیار بود. با ازدیاد نفوس مردم یا دولت وقت طور نرمال ازدیاد نهرها و چاهای آب آشامیدنی را ازدیاد می‌بخشد و کدام تاثیر منفی دیده نمی‌شد. پس از سال 1357 حدود 3 میلیون نفوس که اکثرا مردم دهات و کشت و کار بودند مناطق خود را رها کرده به شهرها یا به کشورهای همسایه پناه آوردند.
در زمان طالبان یک گروه از مردم داخل خاک و گروه بزرگ نیز مهاجر شدند. پس از سال 2001 گروه بالاتر از 4 میلیون مردم با اقتصاد در زمین فرو رفته داخل خاک شدند. اکثر زمین‌ها در اثر سیلاب‌ها و جریان آب خراب و هم مملو از مین گردیده بود. آن عواید که در کشور پاکستان و ایران بدست میاوردند دفعتاً به آن‌ها قابل دسترس نبود. آن قدر پول نداشتن تا دوباره زمین را احیا کنند و منتظر یک یا چنیدین سال بنشینند تا محصول بدست آورند. در این خلا چگونه تامین معیشت نمایند.
در افغانستان دولتی از زمین برخاسته جدیداً در صدد تشکیل بود هنوز توانایی چنین مسائلی را نداشت. بدین وسیله مردم زمین‌ها را رها کرده به شهرها هجوم آوردند. در شهرها فقط تعمیر آباد می‌شود. دیگر همه مسائل کورکورانه نادیده گرفته شده است. فعلاً از کابل تا جبل‌السراج فقط خانه آباد شده و زمینهای زراعتی خیلی قلیل باقی مانده است.
در مزارشریف از نیم راهی تاشقرغان الی میدان هوایی مردم چهار دیواری بدون آدم اعمار نموده‌اند. سیلابهای فاریاب بدخشان مناطق در جنب دریای آمو تلفات زیادی به زمین‌ها وارد نمود که اکثر آن دوباره احیا نگردیده است. اکثر زمین‌های ولایت جوزجان بالاثر کم آب و خشک شدن دریای شرین تگاب نمکی و از کشت برآمده است. این مردم حتی آب آشامیدنی خود را از شبرغان در بشکه‌ها می‌آورند. نمکیات حتی آب چاها را مانند آب بحر تلخ نموده است. شهر کابل مزارشریف هرات از جمله شهرهای پر نفوس میباشد مردم بنا بر عدم دسترسی بر آب آشامینی صحی در خانه‌ها خود چاهای خود سر حفر کرده‌اند که خطر ختم شدن آبهای زیر زمینی احساس می‌گردد به خصوص در شهر کابل بزودی حوادث خشک شدن چاها رخ خواهد داد. زیرا شهر کابل در یک سال بیش از یکصد میلیون آب ضرورت دارد ظرفیت نهایی کابل 44 میلیون متر مکعب در سال است. در صورت عدم جلوگیری کابل دشت خواهد بود. تسلسل طبیعت طوریست اگر در یک منطقه بزرگ اثرات ناگوار وارد می‌شود بالای نقاط همجوار نیز تاثیر منفی وارد می‌کند خشکسال‌ها کم آبی‌ها توسعه شهرها تاثیرات بالای یخچالهای کوه‌های هندوکش و پامیر وارد نموده مقدار یخچال‌ها خیلی کم شده است.

وظایف دولت و سازمانهای بین‌المللی در رفع مشلات فرسایش و بیابان شدن زمینهای افغانستان
وسیله که میواند جلوگیری از بیابان زائی نماید از بین بردن فقر، غرص و زرع درختان، و جلوگیری از تخریب محیط می‌باشد. مسائل فوق مشکلات فردی نبوده بلکه پرابلم ملی و بین‌المللی می‌باشد. داشتن یک طرح و پلان منظم از طرف ارگانهای ذیربط دولت و با همکاری سازمانهای بین‌المللی میتواند جلو این پدیده شوم را بگیرد. کاری نیست آنقدر مشکل فقط احساس مسؤولیت و توجه صلاحیتداران کشور را طلب می‌نماید. مسؤولین دولت تا سال 2009 هیچ توجه به زراعت آبیاری و مالداری کشور ننمودند اصلاً پلان تدابیر باید در سال 2001 روی دست گرفته می‌شد. ولی بازهم سر وقت است. غرس درختان و کمربندهای سبز بهترین مدل غرض جلوگیری از بیابان شدن یک محل است. کمک دهاقانان کشور اولین لازمه کار است. ازدیاد تعلیم و تربیه نیز یک وسیله مهم در جلوگیری این پدیده می‌باشد. در غیر آن هر سال خطرها نزدیک شده می‌رود و عواقب خواهد آمد که جلوگیری آن وقت طولانی را در بر خواهد داشت.
منبع
1.ابو فضل مددی معرفی بیابان زائی در وبگاه
http://www.irandeserts.com/content/درگاه_کویر/موضوع_کویر/کویرشناسی/معرفی_بیابان. htm
2.مشکلات بیابان زائی نوشته دوکتور امیر شاه حسن یار
3. اداره حفاظت محیط زیست سازمان ملل در مورد بیابان شدن
http://postconflict.unep.ch/publications/afg_soe_E.pdf


                 کریم پوپل
کد مطلب: 17066
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل