نگذارید آتش اختلافات خانه‌های ویران‏مان را بیشتر از پیش ویران سازد / خلیل صالح‌زاده

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۴ جدی ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۴۷
نگذارید آتش اختلافات خانه‌های ویران‏مان را بیشتر از پیش ویران سازد / خلیل صالح‌زاده
همانگونه که شما دوستان خواننده در جریان قرار دارید، در این اواخر نشریه های چاپی ، الکترونیکی و حتی بعضاً رسانه های تصویری بحث های جدی زبانی و قومی را براه انداخته اند که بدون شک ،جز ایجاد درز و اختلاف میان توده های ساکن در کشور ، هدفی در قبال ندارد . همین روز قبل بوسیلۀ یکی از دوستانم به یکی از صفحات فیس بوک آشنا شدم که در این صفحه عده ای اشخاص مغرض و نا آگاه از روی غرض و یا هم عدم آگاهی ، به تاخت وتاز علیه یکی از اقوام نهایت محترم کشور پرداخته بودند که این عمل ایشان هیچ گونه توجیه منطقی ندارد و به یقین از بیرون مرز های کشور آب میخورد . خوانندگان گرامی نیک می دانند که زبان وسیله ای است برای افهام و تفهیم و یا وسیلۀ به تصویر کشیدن داشته های ذهنی افراد . بناً هرگاه از بعد منطقی به قضیه بنگریم ، در می یابیم که آنچه بیشتر اهمیت دارد چه گفتن است نه چگونه گفتن ، ممکن است یک شخص موضوع واحدی را با چند زبان بیان نماید . در آنصورت چون محتوا عین محتوا می باشد ما نمی توانیم به دلیل نحوۀ ارایه کردن همان محتوای واحد شخص مذکور را مورد تاخت و تاز قرار دهیم . هرگاه شخصی با وجود آگاه بودن ، به این عمل مبادرت می ورزد ، از روی عمد می باشد و ریشه در تحقق اهداف استعمار مبنی بر تجزیۀ افغانستان و سایر کشور های اسلامی دارد. افغانستان کشوری است که باشندگان آن از جهات متعدد دارای اشتراکات انکار ناپذیر می باشند که می توان هریک را چنین برشمرد: اشتراک دینی: خوشبختانه مردم عزیز افغانستان همه مسلمان هستند و فیصدی کمی از نفوس کشور را غیر مسلمانان تشکیل میدهند که ممکن است یک فیصد نیز نباشد بنا برین تقریباً تمامی باشندگان این مرز و بوم به ارزشهای دین مقدس اسلام معتقد هستند و اسلام معیار برتری را تبار وقوم و قبیله نه ، که تقوا و نیکویی می داند. چنانچه خالق متعال در کلام مبارک خویش می فرمایند : ای فرزندان آدم ما شما را از یک مرد و زن آفریده ایم و شعبه ها و قبیله ها برای آنست که شما یکدیگر را بهتر بشناسید هر آئینه مکرم ترین شما نزد خداوند منان با تقوا ترین شما ست و خداوند دانا و آگاه است . دیدیم که اسلام عزیز ما معیار را تقوا و نیکویی می داند نه قوم و نژاد بناً این امر از بعد دینی کاملاً مردود می باشد. دوم اشتراک فرهنگی : مردم افغانستان از دیر باز بدینسو در یک محوطۀ مشترک جغرافیایی زندگی می کنند و اگر فرهنگ را داشته های مادی و معنوی یک ملت بدانیم ، پس مردم کشور مان در تمام داشته های مادی و معنوی خویش شریک اند و در یک کلام می توان گفت که مردم افغانستان یک ملت واحداند چون ملت بر مبنای ارزش های و احد و مشترک شکل میگیرد و مردم این کشور دارای ارزش های واحد اند بناً فرهنگ مان نیز جایی برای اختلاف نمی گذارد. سومین وجه اشتراک میان مردم کشور ما و حتا میان مردمان بیگانه ارزش گوهری است . بدین معنا که انسانها در آفرینش ازعناصرواحد مادی و مهمتر از همه از یک گوهر واحد مایه دارند سعدی چه زیبا سروده است : بنی آدم اعضای یکدیگراند که در آفرنیش زیک گوهر اند چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار منظور از گوهر واحد همانا روحی است که خالق بزرگ از روح خود در وجود آدمی دمیده است چنانچه در قرآن می فرماید: من از روح خود در وجود شما دمیده ام به همین منظور شاعر در جای دیگری چنین فرموده : به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم برهمه عالم که همه عالم از اوست نه فلک راست مسلم نه ملک را پیدا آنچه در سر سویدای بنی آدم از اوست این اختلافات از بعد آفرینشی نیز منتفی گردید پس منبع اختلاف کجاست ؟ و از کدام چشمه آب میخورد؟ بدون تردید بزرگان و جوانان کشور به خوبی پاسخ این سوال را می دانند و درک می کنند که این تفرقه افگنی ها در کجا ریشه دارد ؟ این شعار دیرینۀ انگلیس ،سرگروه استعمار گران است که تفرقه بینداز و حکومت کن . این شعار انگلیس تا هنوز نیز در گوش خورد و بزرگ پیروجوان افغان طنین انداز است و فراموش نشده است چه ایشانند که برای خویش اتحادیه های مشترک المنافع می سازند و منافع موقتی خویش را با هم شریک می سازند پس ما چرا با آنهمه اشتراکات اساسی و دایمی باهم اختلاف داشته باشیم؟ یقین بدانید که این اختلاف افگنی ها راه بجایی نمی برد و به نفع هیچ یک از گروه ها تمام نمی شود جز اینکه مقدمه ای باشد برای تجزیۀ فکری و در مرحلۀ بعد تجزیۀ جغرافیایی افغانستان.پس برادربزرگوار آیا روا می داری که خودت در اینجا باشی و برادرت تابع کشور دیگری باشد ؟ مسلماً که نه !چون منافع مشترک، دین ، فرهنگ ، پیوندهای خانوادگی و صدها پیوند دیگر مانع از این جدایی می شود . از دشمن جز دشمنی بر نیاید و ما نیز انتظار نداریم دشمن بیاید و بین ما صلح کند سوال اینجاست که ما با هم چه کرده ایم ؟ بیایید اندکی فکر کنیم و با تعقل زباله های این آتش را خاموش سازیم تا بیشتر ازاین سرنکشد و خانه های ویرانۀ مان را بیشتر از پیش ویران نسازد. خلیل صالح زاده
کد مطلب: 16996
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل