قمار امریکا و پاکستان بر سر افغانستان / سیداسحاق شجاعی

تاریخ انتشار : سه شنبه ۶ جدی ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۰۳
قمار امریکا و پاکستان بر سر افغانستان / سیداسحاق شجاعی
بیش از ده سال است که امریکا و سازمان ناتو با هدف و شعار مبارزه با تروریسم، طالبان و القاعده و نابود کردن این جریان های افراطی به افغانستان آمدند. کشور ما را اشغال کردند، هزاران زن و کودک و پیر و جوان این وطن در جریان جنگ های ایالات متحده و گروه های افراطی به خاک و خون غلتیدند. با این وجود چگونه قابل پذیرش است که پس از ده سال اکنون امریکا تمام تلاش خود را برای سازش با همین گروه های افراطی به کار گرفته است. آن ها را دوست می خواند و برای مذاکره و کنار آمدن با آن ها تلاش می کند؟
اخیرا معلومات بیشتری از مذاکره امریکا با طالبان در رسانه ها انتشار یافته است. اولین دور این مذاکرات با میانجیگری ترکیه و قطر و مشارکت کشور آلمان  در 28 نوامبر سال 2010 صورت گرفت. به گفته مقامات آگاه در این مذاکرات یازده ساعته که در مونیخ انجام گرفته، نمایندگان وزارت خارجه امریکا ونمایندگان سازمان سیا با نمایندگان طالبان مذاکره کردند. دومین دور این مذاکرات در ژوئیه 2011 بین نمایندگان امریکا و طالبان در پایگاه نظامی العدید امریکا در قطر انجام گرفت. در این مذاکرات ملاعبدالسلام ضعیف، سفیر سابق طالبان در اسلام آباد و آغا طیب، رئیس دفتر پیشین ملامحمد عمر به نمایندگی از "شورای کویته" و گروسمان، نمایندۀ خاص ایالات متحدۀ امریکا در امور افغانستان و پاکستان در مذاکرات دوجانبه و مستقیم اشتراک ورزیدند. یکی از خواسته های اولیه طالبان از امریکا آزاد کردن برخی از زندانیان این گروه و انتقال تعداد دیگری از آنان  از گوانتانامو به داخل افغانستان است. امریکا این خواست طالبان را پذیرفته و از این گروه خواسته که هرچه زودتر از القاعده و تروریسم بین المللی فاصله بگیرد و به مذاکره با دولت کابل تن دهد.
برهمگان معلوم است که طالبان ساخته و پرداخته کشورهای امریکا و پاکستان با حمایت مالی کشورهای خلیج فارس و شیخ های دلاری عرب بوده است. اما پس از فروپاشی اتحاد جماهیرشوروی و پایان یافتن جنگ سرد، پاکستان به خاطر نیازهای خاص منطقه ای خود و نزدیک شدن امریکا به هندوستان، تلاش کرد طالبان را از پیروی از سیاست های امریکا جدا کرده به طور کامل در اختیار بگیرد. این تلاش پاکستان به نتیجه رسید و طالبان در پاکستان و افغانستان در برابر امریکا قرار گرفت و جنگ های افغانستان پیش آمد که یک طرف آن پاکستان و طالبان و طرف دیگرش امریکا و متحدین غربی آن می باشد. اکنون ایالات متحده متوجه این واقعیت تلخ شده است که چگونه پاکستان توانسته طالبان را در اختیار بگیرد و در برابر سیاست های این کشور استعمال کند. به همین دلیل اکنون تلاش ایالات متحده بر این قرار گرفته است که از نفوذ پاکستان بر طالبان بکاهد و طالبان را بیشتر به خود و کشورهای طرفدارش متمایل سازد.
نزدیک شدن طالبان و دیگر گروه های جنگجوی افراطی به ایالات متحده سیاستی است که این کشور در شرایط فعلی دنبال می کند و اگر بتواند این پروسه را به نتیجه دلخواه خود برساند، گام کلانی در جهت برقراری صلح و امنیت در منطقه و نیز نفوذ سیاسی و اقتصادی خود برداشته است.
نزدیک کردن طالبان به امریکا مأموریتی است که کشورهای طرفدار امریکا در منطقه به عهده گرفته اند. کشورهای قطر، عربستان و ترکیه با استفاده از نفوذ منطقه ای خود و نیز دلارهای نفتی و کمک های مالی که از گذشته ها تاکنون برای طالبان کرده اند، توانسته اند طالبان را دور میز مذاکره با ایالات متحده بنشانند. کشور کوچک قطر با استفاده از دلارهای نفتی و موقعیت جغرافیایی خود در قلب خلیج فارس و حمایت های مالی از گروه طالبان در این مسأله نقش محوری را به عهده گرفته است. اعلام شده که به زودی دفتر سیاسی طالبان در کشور قطر ایجاد می شود. این دفتر برای طالبان پس از مذاکرات امریکا با طالبان و با موافقت ایالات متحده امریکا ایجاد می شود. موافقت امریکا با ایجاد دفتر سیاسی طالبان آن هم در کشوری که از طرفداران سیاست امریکا در منطقه است و یکی از بزرگترین پایگاه های نظامی امریکا در آن کشور قرار دارد، نشان دهنده این واقعیت است که یخ های بین طالبان و امریکا آب شده و اعتماد متقابل در بین شان به وجود آمده است. 
در این میان دولت آقای کرزی از این کاروان عقب مانده است. با وجود این که چندین سال است که کرزی و تیم نزدیک به او برای مذاکره با طالبان سینه چاک کرده و میلیون ها دالر به مصرف رسانده و چندین ارگان خرد و کلان مانند شورای عالی صلح به وجود آورده است با این هم از مذاکرات صلح امریکا با طالبان کنار گذاشته شده است. دولت آقای کرزی در جریان مذاکرات امریکا و طالبان قرار نگرفته همچنان که تصمیم ایجاد دفتر طالبان بدون اطلاع او در قطر گرفته شده است. گرچه آقای کرزی برای این که از امریکا در مذاکره با طالبان عقب نماند با ایجاد دفتر برای طالبان موافق بوده اما بارها گفته بود که این دفتر باید در ترکیه و یا عربستان باشد. اما ایالات متحده و طالبان در قطر به توافق رسیده اند. رژیم قطرکپی دیگری از رژیم عربستان است؛ دولتی که سعی می کند در خدمت سیاست های امریکا باشد، در عین این که گروه های افراطی و مخرب و فتنه جو در کشورهای اسلامی را زیر چتر حمایتی دلارهای نفتی خود قرار دهد.
به این ترتیب می توان گفت امریکا حساب ویژه ای روی طالبان در آینده افغانستان باز کرده و به همان اندازه کرزی و دولت او وزن خود را در تحولات آینده افغانستان از دست خواهد داد. در روزهای آینده ما شاهد تنش بیشتری بین ایالات متحده و دولت آقای کرزی خواهیم بود. در این میان احتمالا مواضع آقای کرزی به کشور پاکستان نزدیک تر خواهد شد.
یکی از دلایل تنش های روزافزون اخیر بین ایالات متحده و پاکستان موضوع مذاکرات ایالات متحده با طالبان با استفاده از نفوذ کشورهای مانند قطر و کنار گذاشته شدن پاکستان است. امریکا به این نتیجه رسیده که پاکستان نه تنها در مبارزه با تروریسم صداقت ندارد بلکه تلاش می کند بین طالبان و ایالات متحده دیوار ضخیمی بکشد که هیچگاه به هم نزدیک نشوند. از آن طرف طالبان هم که اکنون خود را تنها در محاصره سیاست های پاکستان و سازمان استخبارات آن کشور می بیند، مایل است که خود را از این محدودیت نجات دهد و در فضای بازتری نفس بکشد.
اما تلاش پاکستان برای کنترل کردن بدون رقیب طالبان همچنان ادامه خواهد یافت. یکی از سیاست های دوام دار پاکستان برهم زدن امنیت و اقدام به ایجاد حوادث خونین در افغانستان به نام طالبان می باشد که تاکنون چندین بار انجام گرفته است. با نزدیک شدن طالبان به ایالات متحده و یا دولت افغانستان، سازمان استخبارات پاکستان اقدام به ترور و اعمال خشونت بار دیگر در افغانستان می کند تاروابط بین طالبان و کشورهای دیگر را متشنج نگهدارد. جنایت های روز عاشورای امسال در شهرهای کابل، مزارشریف و قندهار را می توان کاری دانست که برای برهم زدن مذاکرات طالبان با ایالات متحده توسط استخبارات پاکستان انجام گرفته است. چنان که طالبان خود را از آن جنایت تبرئه کردند و گروهک جنگوی پاکستان که شاخۀ شناخته شده ای استخبارات پاکستان است آن را به عهده گرفت. پاکستان زیر بار هیچ نوع صلح و امنیت در افغانستان نمی رود مگر این که سیاست ها این کشور زیر نفوذ پاکستان باشد.
پس در روزهای آینده باید در انتظار اقدامات خشونت آمیز دیگر سازمان استخبارات پاکستان در افغانستان باشیم. زیرا که پاکستان نیز مانند دولت کرزی از جریان مذاکره ایالات متحده با طالبان کنار گذاشته شده است. خواست پاکستان همیشه این بوده که هرنوع مذاکره و مصالحه با طالبان با درنظر گرفتن سیاست های منطقه ای این کشور و زیر نظر پاکستان باشد. نفوذ بی چون و چرای پاکستان در آینده افغانستان در هرنوع مذاکره و مصالحه درنظر گرفته شود و طالبان چه به عنوان یک گروه پیکارجو و یا یک دولت در افغانستان همچنان زیر فرمان پاکستان باشد و ایالات متحده و غربی ها آن را به رسمیت بشناسند و بر آن وفادار باشند.
واقعیت این است که اگر ایالات متحده بتواند طالبان را از زیر نفوذ پاکستان بیرون بیاورد، و بتواند مذاکرات صلح با طالبان را به دور از خواسته های پاکستان به نتیجه برساند و گروه های متخاصم در افغانستان را به هم نزدیک کند و طالبان را در دولت کابل شریک کند، گام مهمی در جهت تثبیت موقعیت های منطقه ای خود برداشته است. اکنون امریکا برای رسیدن به این هدف تلاش می کند. اما این که ایالات متحده می تواند به این هدف خود در افغانستان برسد یانه؟ در صورت تحقق این هدف، آیا صلح و امنیت نصیب مردم افغانستان خواهد شد و یا بازی های جهانی و منطقه ای به شکل های دیگر ادامه پیدا می کند و افغانستان همچنان میدان رقابت های منطقه ای و جهانی باقی خواهد ماند؟
واقعیت این است که اگر طالبان به امریکا نزدیک شوند، نیروهای نظامی این کشور وسازمان ناتو می توانند آبرومندانه در 2014 افغانستان را ترک کنند. طالبان هم حکومت ارتجاعی و ضد مردمی خود را با حمایت ایالات متحده در افغانستان تثبیت نمایند. سرپرستی و اداره یتیمی به نام افغانستان هم از جانب امریکا به پاکستان سپرده شود. هدف اصلی از مذاکرات یاد شده همین است.
 
کد مطلب: 16924
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل