۱
 

قرارداد استراتژیک یا سند معاملات فروش خانه!؟ / دکتر جهش

تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۲ عقرب ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۴۹
قرارداد استراتژیک یا سند معاملات فروش خانه!؟ / دکتر جهش
تبصره‌ای در مورد قرار داد کرزی – اوباما
چند روز پیش متن کامل به اصطلاح «اعلامیهٔ همکاری‌های استراتژیک کابل – واشنگتن»
توسط تارنمای وزین پیام آفتاب نشر شد اما معلوم نیست که این اصل قرارداد است یا خیر؟ و یا اینکه واقعاً لیک شده و یا جهت تفتیش آرای مردم به نشر داده شده است! به هر صورت ارزیابی آتی در مورد تقدیم است.
در بخش اول کدام چیزی قابل تشویش وجود ندارد.
در بخش دوم، سال 2015 به عوض سال 2014 بیشتر به نظر می‌رسد که یک تاریخ نو و قبلاً یاد نه شده است. در این بخش زیادتر از عملکرد دولت افغانستان جهت اعمار دموکراسی، فراهم ساختن رفاه عامه و اشتراک مردم در حیات سیاسی سخن گفته شده و اگر دقیق شوید درک می‌کنید که این‌ها همه از وظایف دولت‌ها و من جمله از وظایف دولت افغانستان است که تذکر آن در متن این اعلامیه بیجا بوده و به جز آنکه قرارداد را طویل و توجه خواننده را از درک مسایل مهم و حیاتی در این پیمان به دور سازد هدف دیگری ندارد.
در این بخش به امریکا و ممالک ناتو اجازه داده می‌شود تا علاوه بر کابل در شهر‌های دیگر افغانستان نیز نمایندگی سیاسی داشته باشند. طبق تعامل معمول بین‌المللی به ممالک خارجی اجازه داده می‌شود تا در مرکز مملکت سفارت خود را تاسیس نمایند. معمولاً در سفارت‌ها علاوه بر هیئت سیاسی، اتشه نظامی و کلتوری و کنسولگری تجارتی ایفای وظیفه می‌کنند، اما بعضاً بنا بر توسعه روابط تجارتی، به مقصد تسهیلات در امور، تاسیس کنسولگری‌های خارجی در ولایاتی که دارای مراکز عمده تجارتی‌اند اجازه داده می‌شود اما نه به سازوبرگ وسیع نظامی و جاسوسی.
وضع مبهم این بخش به امریکا موقع می‌دهد تا جاسوسان خود را به نام دیپلمات جا زده با نصب دستگاه‌های جاسوسی در ولایات سرحدی افغانستان انگیزه ای دشمنی بین افغانستان و همسایه‌هایش را فراهم ساخته از متد «تفرقه‌انداز و حکومت کن» به نفع خود استفاده کند. در بند دیگر این قرارداد جهت مبارزه با تروریزم به همکاری نزدیک جاسوسی بین دو مملکت تاکید گردیده این بند خطر آن‌را به وجود می‌آورد تا امریکا شعبات جاسوسی خود را در تمام ولایات افغانستان پخش کرده و وزارت امنیت ملی افغانستان به یکی از شعب دستگاه‌های جاسوسی ممالک امپریالیستی تبدیل گردد. همچنان در این بخش از رشد اقتصادی و خودکفایی افغانستان از نظر تولیدات زراعتی سخن آمده است که از طرف امریکا کدام تضمینی وجود ندارد و اکثر جملات با کلمات «خواهد بود و خواهد شد» ختم گردیده و بیشتر مربوط افغانستان می‌باشد.
در بخش سوم دولت کرزی تعهد می‌نماید که قانون اساسی افغانستان را تطبیق کرده اصول دموکراسی و حقوق بشر را مراعات می‌کند. فکر می‌کنم این موضوع مربوط به مردم افغانستان است که چه نوع قانون اساسی و چه قسم حکومت داشته باشند و مکلف نیستند تا در این مورد به خارجی‌ها تعهد بدهند و دیکته ایشان را در حیات سیاسی - اجتماعی خود پیاده کنند، از جانب دیگر تجربه ده سال اخیر نشان داد که جمهوری ریاستی به افغانستان ناکارا بوده و مردم مصممند تا قانون اساسی خود را مطابق به عنعنهٔ تاریخی، روحیه ملی و اسلامی خود تغییر دهند و جمهوری پارلمانی را استوار سازند.
بخش چهارم این قرارداد شامل مسایل بسیار عمده و اساسی است که باعث سلب استقلال افغانستان گردیده آن را منحصراً مستعمره امریکا و ناتو می‌سازد. در یک جای با بی غیرتی به طور خجالت‌آمیز آمده است که «دولت افغانستان از نیروهای نظامی ایالات متحده دعوت به عمل آورده تا به عملیات کمکی خود برای تأمین امنیت... ادامه بدهد» این مطلب باعث می‌گردد تا عساکر امریکا و ناتو به بهانهٔ امنیت افغانستان سال‌های متمادی در افغانستان بمانند. در حالی که رویدادهای ماه‌های اخیر نشان داد که خودشان عامل تروریزم و مخرب اوضاع امنیتی افغانستانند.
در این خصوص باید به همه خاطر نشان ساخت که افغانستان یک مملکت مستقل و بی‌طرف است، انتخاب به مردم افغانستان است که بی‌طرفی و عدم انسلاک خود را حفظ می‌نمایند و یا به سازمان شانگهای می‌پیوندد و یا با ناتو ارتباط قایم می‌کنند، چه نوع اردو می‌سازند؛ از کجا سلاح خریداری می‌کنند... احدی اجازه ندارد تا طبق این نوع قراردادها این موارد داخل حوزه استقلال و خود ارادت را به افغانستان دیکته نماید. زیرا انتخاب این موارد، حق طبیعی و قانونی مردم افغانستان است.
در ماده 5 این بخش آمده است که بعد از سال 2014 امریکا و ناتو نیروهای خود را در افغانستان کاهش می‌دهند اما مشخص نیست که چقدر کاهش می‌دهند در حالی که خواست مردم افغانستان است تا حد اقل در 2014 آخرین سرباز امریکا و ناتو خاک افغانستان را ترک کند.
در ماده 6 این بخش افغانستان تعهد می‌نماید که تأسیسات نظامی خود را به دسترس مداوم نیروهای امریکایی قرار می‌دهد اما در مقابل چیزی که امریکا تعهد می‌کند (در بند الف) مدیریت زندان‌هاست که از ان مشخص نام برده نه شده است.
در تاریخ دیده نه شده است که خارجی‌ها افغان‌ها را در وطن خودشان در زندان‌های علنی و مخفی خود و آن هم به شکل بسیار فجیح آن محبوس و شکنجه نمایند. این یک حقیقت تاریخی است من قضاوت روی این جنایات قبیح را به تمام مردم صلح دوست جهان می‌گذارم.
اصلاً نیروهای متکبر امپریالیستی به مثابه دشمن بشریت در سیاره ما ارزش هچ نوع روابط را ندارند که با ایشان منعقد گردد.
گر چه در بند (ب ماده 6) این بخش امریکا اعلام می‌دارد که در صدد ایجاد پایگاه‌های دایمی نیست اما این یک فریب محض است زیرا در بند الف قبلاً تعهد اجازه استفاده از پایگاه‌های نظامی یعنی میدان‌های هوایی را از افغانستان گرفته است.
این وضع قصه ای را به یادم می‌آورد که خواهرزاده‌ای نزد مامایش رفت، ماما مصروف دانه دادن کفترهایش بود، یکی از کبوترها خوش خواهرزاده آمد از ماما خواهش کرد تا ان کبوتر را برایش بدهد ماما گفت بسیار خوب از تو باشد، در وقت خدا حافظی خواهر زاده می‌خواست کبوتر را ببرد مامایش گفت نه بچیم کفتر از تو باشد اما پیش من. پایگاه هم از افغانستان باشد اما پیش امریکایی‌ها.
طبق بند (ج ماده 6) مانند سابق به امریکا آزادی عمل در عملیات نظامی‌اش که البته بمباران مردم بی‌گناه در شهرها و قصبات، حمله‌های شبانه به خانه‌های مردم بی‌گناه شامل ان است داده می‌شود.
این فقره قرارداد، گفته کرزی را نفی می‌کند که چندی پیش اعلام نمود که با امضای این قرارداد حمله‌های شبانه به خانه‌های مردم بی‌گناه افغانستان قطع می‌گردد.
این ادعای کرزی به ارتباط به این قرارداد خیلی مضحک است از این‌رو ناچارم تا فکاهی در مورد پیشکش کنم.
روزی دزدی به خانه ملا نصرالدین آمد، دزد در وسط اتاق دایرهٔ کشید ملا را در آن دایره ایستاده کرد و گفت اگر پایت را بیرون گذاشتی می‌کشمت و خودش به جمع‌آوری اموال شروع نمود. این قصه را ملا به رفیق خود حکایت می‌کرد رفیقش به ملا گفت که بی‌غیرت تو در دایره ایستاده شدی و هیچ کاری نکردی؟ ملا گفت چرا نی من هم زن پدرش را چطور و چنان کردم.
رفیقش گفت چه کردی؟ ملا گفت هر لحظه که روی دزد دگر طرف می‌شد من پایم را از دایره می‌کشیدم.
در بند (دال ماده 6) افغانستان تعهد می‌نماید که هر جنایتی را که عسکر اجنبی بر ضد مردم افغانستان مرتکب شوند نزد محاکم افغانستان مسئول نمی‌باشند.
در ماده 10 از حمله و تجاوز خارجی بالای افغانستان سخن رفته است. در این فقره امریکا حمایت قاطع خود را از افغانستان تعهد نکرده بلکه موضوع را به تحقیق و مذاکره موکول می‌دارد چنانچه در راکت باران مناطق سرحدی افغانستان توسط پاکستان هیچ حرکتی از خود نشان نداد.
خلاصه بخش چهارم این قرارداد نهادینه سازی و قانونمند ساختن وضع فعلی یعنی اشغال افغانستان و آزادی در کشتار مردم بی‌گناه افغانستان را برای سالیان متمادی برای امریکا و متحد ینش تضمین می‌نماید و افغانستان را به صحنه جنگ‌های استمراری در منطقه تبدیل می‌کند.
در اینجا باید تذکر داد که امپریالیزم در حالت استقرار و استحکام صلح و سلام در جهان به حیات خود ادامه داده نمی‌تواند و به عبارت دیگر این غول خون‌خوار؛ بدون جنگ از بین می‌رود.  بناء ایجاد محراق‌های تشنج و جنگ‌های استمراری (جنگ افغانستان، عراق، لیبی و جنگ‌های دیگر که خواهد آمد) توسعه و پخش نفوذ ناتو در تمام ممالک جهان باعث می‌گردد تا به طور دوام‌دار پول به گاو صندوق‌های کمپلکس صنعتی - نظامی از حساب مردم صلح دوست و بی‌گناه سیاره ما به شمول مردم زحمتکش امریکا و اروپا سرازیر گردد و امپریالیزم از این مدرک تغذیه نماید.
بخش پنجم این پیمان در ظاهر حاوی نکات فریبنده است اما متأسفانه تحقق آن نسبت حضور نظامی خارجی مانند ده سال گذشته غیر عملی خواهد بود. از جانب دیگر این وعده‌های سر خرمن همه دروغ بوده و اصلاً قابل اعتبار نیست چه مقامات امریکائی و خدام و اجیرانشان از ارکان دولت گرفته تا رئیس جمهور همه دروغ میگویند و هر روز با بی مسئولیتی به اظهارات ضد و نقیض می‌پردازند، من جمله عدم در یافت سلاح‌های کشتار دسته جمعی در عراق ثبوت این ادعا است.
از جانب دیگر آن‌ها به بهانه امحای تروریزم، باز سازی افغانستان و اعمار دموکراسی افغانستان را اشغال کردند اما در این ده سال گپشان به قتل مردم بی‌گناه افغانستان، اختلاس، رشوه، دزدی، آدم ربایی، قاچاق و تجارت مواد مخدر و بالاخره مصالحه و آشتی با تروریزم انجامید.
 با در نظر احتجاجات 90% به مقابل 1% در شهرهای عمده ایالات متحده امریکا این یک خیال باطل است اگر فکر کنید که امریکا و ممالک عضو ناتو که خودشان به رکود اقتصادی مواجه بوده میلیون‌ها نفر بیکار، بی سرپناه، ناتوان از دسترسی به تحصیل و کمک‌های طبی دارند بتوانند و یا بخواهند به افغانستان کمک کنند. به نظر من بر عکس آن‌ها به افغانستان آمده‌اند تا افغانستان کمکشان کند.
به اساس بخش ششم این پیمان همه اقدامات دولت افغانستان در مورد انکشاف تجارت، صنعت، زراعت و معارف تحت نظارت و مشورت خارجی‌ها صورت می‌گیرد کدام تضمین مشخص وجود نداشته هر آنچه صورت می‌گیرد تحت شرایط خارجی‌ها می‌باشد.
مطابق بخش هفتم، عنصر عمده ای که استقلال و امنیت دستگاه‌های امنیتی افغانستان را به خطر مواجه می‌سازد تاکید در استخدام شرکت‌های امنیتی خصوصی توسط دولت افغانستان و امریکائی‌ها در این پیمان است که از یک طرف عاید سرشاری را از حساب مردم افغانستان به جیب شرکت‌های خصوصی می‌اندازد و از جانب دیگر باعث بی ثباتی اوضاع امنیتی افغانستان می‌گردد چه امریکائی‌ها می‌توانند از این نیروها هر طوری که بخواهند استفاده کنند.
 در مورد ایجاد کمیسیون‌های خارجی در پهلوی کمیسیون‌های افغانی و یا مشترک باید گفت که این وضع سبب ایجاد یک دولت مشورتی و اداره‌چی در پهلوی دولت افغانستان گردیده از نظر اقتصادی افغان‌ها را تا گلو در قروض خارجی غرق خواهد کرد.
 در ختم آمده است که این قرارداد توسط کرزی و اوباما امضا می‌گردد و درج نه شده که این پیمان بعد از تائید شورای ملی افغانستان قانونی می‌گردد که این هم نقض قانون اساسی و کم بها دادن به آرای عامه و نا دیده گرفتن پارلمان افغانستان است.
 
 
نتیجه گیری:
1- به اساس این قرارداد افغانستان دست بسته به امریکا و ناتو تقدیم گردیده حیثیت مستعمره‌شان را به خود می‌گیرد.
2- امضای این قرارداد هیچ نوع تغیری در وضع فعلی افغانستان نیاورده مانند ده سال گذشته امریکا و ناتو در زمین و هوا هر نوع عملیات نظامی، بمباران، و جنگ استمراری را پیش برده منسوبین آن‌ها مستقل و خود سر باقی مانده و از هیچ نوع جنایت بر ضد مردم افغانستان نزد مقامات افغانی مسئول نمی‌باشند.
3- این پیمان شکل یک سند شخصی بین کرزی و اوباما را داشته مثل آنست که کرزی خانه شخصی خود را به اوباما قباله بدهد.
4- کرزی ریس جمهور قانونی مردم افغانستان نیست. او در اول توسط برچه خارجی نصب و بعداً در یک انتخابات تقلبی و غیر شفاف از طرف خارجی‌ها و با مداخله خارجی رئیس جمهور اعلان شد. بناً امضای او اعتبار قانونی ندارد.
5- مردم افغانستان آزاد بوده و خواهند بود هیچ نیروی حق ندارد تا این‌گونه پیمان‌ها را بالایشان تحمیل نماید.
6- امریکا هیچ دلیل قانونی برای اشغال افغانستان ندارد زیرا هیچ یک افغان در حادثه 11 سپتامبر 2001 دست نداشته، افغانستان مقابل امریکا اعلان جنگ نداده که اکنون امریکا به حیث دولت فاتح شرایط خود را دیکته می‌کند. از نشریات معلوم می‌شود که طالبان دو مرتبه با امریکا تماس گرفتند تا بن لادن را تسلیم کنند اما از اینکه امریکا عمداً قصد اشغال افغانستان را داشت به پیشنهاد آن‌ها وقعی نگذاشت، حتی اگر طالبان را مسئول واقعه غمناک 11 سپتامبر میدانند باز هم مردم افغانستان کدام مسئولیتی ندارند زیرا حکومت طالبان را مردم افغانستان انتخاب نکرده بودند بلکه امریکا و متحد ینش طالبان را خلق کرده بر افغانستان حاکم ساختند از این‌رو مسئولیت متوجه خودشان است نه متوجه مردم افغانستان.
7- امریکا و دستگاه‌های جاسوسی‌اش با تبانی انگلیس، عربستان سعودی و پاکستان از 30 سال بدین طرف به شکل مستقیم و غیر مستقیم در تخریب افغانستان، قتل عام و آوارگی میلیون‌ها افغان بی گناه مرتکب جنایات هولناکی شده‌اند که باید تاوان آن‌را بپردازند. مریضان و معلولین ناشی از استعمال اورانیوم ضعیف شده در افغانستان را مجانی تداوی نمایند.
8- این کاملاً یک دروغ محض است که بعضی از سران غربی شایع می‌کنند که گویا بعد از خروج عساکر اتحاد شوروی افغانستان را فراموش و به حال خودش گذاشتند و بعضی از مبصرین سیاسی ما طوطی‌وار این اراجیف را تکرار می‌کنند. نه، آن‌ها هیچ وقت از سر ما دست بردار نبودند، حتی از زمان سردار محمد داود خان فقید تا حال جهت رسیدن به اهداف استراتژیک به صورت متواتر دسیسه کردند تا افغانستان را اشغال نمایند و اکنون نیز با طرح این پیمان ننگین دسایس‌شان ادامه دارد. البته مشتعل نمودن جنگ داخلی بین گروه‌های مختلف مجاهدین و پروژه طالبان ثبوت این ادعاست.
در اخیر متأسفم به حال آن عده از افغان‌های که با زبونی و خیانت به وطن و مردم در طرح این قرارداد اشتراک کرده‌اند و در پای آن امضا می‌کنند و تا ابد نامشان در لیست سیاه خائنین به وطن درج صفحات تاریخ وطن ما می‌گردد.
 اذعان باید کرد که بیجاست از آن‌هایی که شهامت رهائی خود و وطن را از چنگال اختاپوس مرگ ندارند چیزی بیشتر توقع کرد بی شک که این شعر اقتباس شده از مقاله آقای بغلانی با کمی تغییر خوب به حالشان مطابقت دارد.
چپن پوشی من از غایت راستکاری نیست    پرده‌ای بر سر صد خبث نهان می‌پوشم
پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت          نا خلف باشم اگر من به جوی نفروشم
در آخرین تحلیل تنها مقاومت پیگیر و همگانی تمام نیروهای ملی، مذهبی و تمام مردم افغانستان می‌تواند نیروهای اهریمنی را از سرزمین مقدس ما رانده و افغانستان عزیز را به شاهراه سر بلندی و ترقی هدایت کند.

و من الله توفیق
دکتر جهش
کد مطلب: 16484
 


 
بهمن
۱۳۹۰-۰۸-۲۲ ۱۲:۴۹:۰۰
سخن درست است اگر درست باشد. اما درست نیست پس جناب دکتر شما سر بی صاحب تراشیده اید. زیرا هنوز قطعنامه ای وجود ندارد تا سایت وزین پیام آفتاب آن را منتشر کرده باشد. بنابراین آنچه انتشار یافته پیمان نیست. بلکه شایعه است.پس تحلیل بر اساس یک شایعه بی اساس از شخص عاقل نا روا. دکتر جان فکر بحال خود کن (2576)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل