مسير ناهموار مناسبات آمريكا و پاكستان - بخش اول

تاریخ انتشار : شنبه ۲۳ میزان ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۱۴
مسير ناهموار مناسبات آمريكا و پاكستان - بخش اول
پاكستان به عنوان يكي از كشورهاي خاورميانه از دوران جنگ سرد مورد توجه سياست خارجي آمريكا قرار گرفت. از آن زمان به بعد، نگاه روزنامه‌نگاران آمريكايي بر اين جامعه دوخته شد تا گزارش‌هاي آنها يكي از مؤلفه‌هاي تصميم‌گيري سياستمداران آمريكايي در مورد اين كشور باشد.
«بازي با آتش» نام كتابي است كه يك خبرنگار زن آمريكايي به نام «پاميلا كانستابل» آن را به رشته تحرير درآورده است. اين خبرنگار روزنامه «واشنگتن پست» كه مقالات متعددي در مورد اوضاع افغانستان و پاكستان نوشته، مدتي در افغانستان زندگي كرده است.
«پاكستان، خاري در پهلوي طالبان»، «برباد رفتن آرزوي تغيير در افغانستان»، «تمركز بر طالبان و تضعيف مبارزه با مواد مخدر»، از جمله مقالاتي هستند كه از وي در روزنامه‌هاي عربي «الجريده كويت»، «الاتحاد» و «البيان» امارات ترجمه و منتشر شده است.
به نظر مي‌رسد مهم‌ترين ويژگي كتاب كانستابل اين است كه وي، چكيده‌اي از تجارب خود را به عنوان خبرنگار حاضر در عرصه‌هاي سياسي- اجتماعي پاكستان به كار گرفته و در گزارش خود فقط به كتاب‌ها و اسناد موجود در كتابخانه‌ها اكتفا نكرده، بلكه در گفت وگو با گروه‌هاي مختلف جامعه پاكستان به بررسي وضعيت قشر كم‌درآمد و فقير اين كشور و نيز وضعيت زنان در اين جامعه پرداخته است.

نويسنده علاوه بر نام اصلي كتاب (بازي با آتش) يك عنوان فرعي نيز براي آن انتخاب كرده است كه «پاكستان و جنگ با خود» نام دارد.
پاميلا كانستابل درمورد يافته‌هاي خود مي‌نويسد: در اين اثر به رشد روند افراطي‌گري و خشونت در بخش‌هاي مختلف جامعه پاكستان پرداخته و معتقدم در اين چارچوب، به منظور تحقق اهدافي مشخص، از عقايد مردم سوءاستفاده مي‌شود، اقدامي كه نه فقط منافع ملي اين كشور را خدشه‌دار مي‌كند، بلكه با توجه به اينكه پاكستان سلاح اتمي در اختيار دارد، منافع جهان را نيز در معرض خطر قرار مي‌دهد. به عبارت دقيق‌تر با توجه به حضور نظامي گسترده آمريكا در پاكستان، منافع واشنگتن را نيز در معرض تهديد قرار مي‌دهد.
نويسنده در معرفي پاكستان مي‌نويسد: به محض شنيدن نام اين كشور، سرزميني كه به گفته مورخان مهد تمدن هند قديم بوده و سرزمين رودهاي بزرگ آسيا و از كهن‌ترين تمدن‌هاي شبه قاره هند است، به ياد مي‌آيد. پاكستان گذرگاه اصلي شبه قاره هند به نقاط دور دست آسياي مركزي و نيز منطقه عربي و خاورميانه است، از همين رو عجيب نيست كه اين مناطق در طول تاريخ صحنه جنگ‌ها و
يكه تازي‌هاي امپراتوري‌هاي مختلف بوده و از ديرباز، رهبران كشورهاي مختلف به آن چشم طمع داشته‌اند كه معروف‌ترين آنان اسكندر مقدوني بود. اين كشور همچنين به عنوان بخشي از شبه قاره هند در ادوار طولاني تحت استعمار انگليس قرار داشت و به همين دليل جنبش‌هاي مختلف مبارزه با استعمار در آن رشد يافت كه معروف‌ترين آن، جنبش گاندي و دوستان و حاميان او بود.

آمريكا و اهميت پاكستان
به نوشته «كانستابل»، توجه روزافزون آمريكا به وضعيت پاكستان و در درجه نخست، سياست واشنگتن در قبال پاكستان به زمان جنگ سرد ميان ابرقدرت‌ها برمي‌گردد. واشنگتن درآن دوره سياست خود را به گونه‌اي طراحي كرد كه نظام‌هاي حاكم بر اين كشور، از كراچي تا راولپندي و اسلام‌آباد، حامي آن باشند، چرا كه هند در اين مدت حامي مسكو يا طرفدار جنبش غيرمتعهدها بود.
در عين حال مي‌توان گفت كه توجه كنوني آمريكا به مسائل پاكستان، ناشي از حضور در صحنه جنگ در افغانستان يا خاورميانه و نيز مناطق مرزي پاكستان و افغانستان است. مثلاً نبايد فراموش كرد كه عمليات نابودي بن لادن در خاك پاكستان، طراحي و در آنجا انجام گرفت.
نويسنده در يكي از سرفصل‌هاي اصلي كتاب با عنوان «پاكستان از دهه 50» مي‌نويسد: از آنجا كه تاريخ ملت‌ها و كشورها خط سير مستقيمي ندارند، پاكستان نيز از اين قاعده مستثني نبوده و فراز و نشيب و مشكلات متعددي را تجربه كرده است كه از آن جمله مي‌توان به تلاش براي كسب حق تعيين سرنوشت و آزادي ملي اشاره كرد كه در آن زمان به ويژه در بين ملت‌هاي عرب شدت گرفته بود.
در اين فصل، نويسنده همچنين به مشكلات بين هند و پاكستان و استقلال آن پرداخته و در همين بخش به وجهه مسلمانان اين كشور و گرايش‌هاي مذهبي آن به ويژه در بين جوانان دانشجو گريز زده است.
نويسنده در بخش ديگري به معرفي «عبدالسلام» دانشمند پاكستاني و برنده جايزه نوبل فيزيك پرداخته و مي‌نويسد: او فارغ‌التحصيل دانشگاه پنجاب بود و تحصيلات عاليه خود را در دانشگاه كمبريج كامل و پس از آن تلاش‌هاي خود را بر پژوهش در زمينه علم فيزيك نظري در مركز بين‌المللي شهر «تريستا» در ايتاليا متمركز كرد. نكته عجيب اينكه پاكستان از پروفسور عبدالسلام كه در سال 1979 جايزه نوبل فيزيك را برد، يادي نكرد.

پايتخت فرهنگي
نويسنده در ادامه با اشاره به اهميت شهر لاهور، از آن به عنوان پايتخت فرهنگي پاكستان ياد مي‌كند و در فصل ديگري از «بازي با آتش» مي‌نويسد: در سال 2010 از دانشگاه لاهور ديدار و از نزديك شاهد نفوذ انجمن دانشجويان و شعارهاي مذهبي آنان بودم.
اين دانشجويان پاكستاني ضمن مخالفت با ارزش‌هاي جوامع غرب آن را با اصول اعتقادي و ارزش جامعه پاكستان در تعارض مي‌بينند. يكي از دانشجويان به من گفت كه برخي ارزش‌ها و عادات از غرب وارد جوامع مختلف مي‌شود، اما ما هرگز اجازه نمي‌دهيم كه چنين اتفاقي در پاكستان رخ دهد. از جمله اين عادات، استفاده از مواد مخدر، موسيقي، فعاليت رسانه‌اي، يا روابط آزاد دختران و پسران است. كانستابل در اين زمينه با طرح ديدگاه شخصي خود مي‌نويسد: من برخي ديدگاه‌هاي دانشجويان پاكستاني را كاملاً برگرفته از نظر وهابي‌ها نسبت به جهان خارج يافتم.
ادامه دارد

روزنامه اطلاعات
کد مطلب: 16159
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل