نیرنگ صلح در افغانستان/ عبدالشکور اخلاقی

تاریخ انتشار : شنبه ۱۴ حوت ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۱۰
نیرنگ صلح در افغانستان/ عبدالشکور اخلاقی
در روز های اخیر موضوع گفتگو با مخالفین و یا به تعبیر دقیق تر طالبان، با شدت بیشتری مورد توجه قرار گرفته است. در داخل کشور هم برخی از مقامات عالی رتبه حکومت به این موضوع تاکید دارند و هم شورای صلح. در خارج از کشور نیز نسبت به گفتگو و ارتباط با طالبان طرفدارانی بیشتری یافته است. استقبال از گشایش دفتر ویژه برای طالبان در ترکیه، ‌سفر کرزی و ملاضعیف و دیگر رهبران طالبان برای گفتگو با برنامه ریزی مقامات انگلیسی به لندن،‌ پای فشاری انگلیس‌ها مبنی بر اینکه فشار آوردن بر طالبان راه حل مناسب برای استقرار صلح در افغانستان نیست، همینطور نشست جده بااشتراک گروه خود خوانده تماس بین‌المللی به ابتکار شاه عربستان و وساطت وزیرخارجه افغانستان برای قناعت دادن کرزی برای کسب موافقت و حضور نمایندگان افغانستان در این نشست و....همه نشانه های روشن از یک سری فعالیت های تازه و پرشتاب در جهت آنچه که دست یابی به صلح برای افغانستان یاد می شود حکایت دارد.
چنانچه ما هدف اساسی تلاش برای استقرار صلح و ثبات در کشور را استحکام نظام سیاسی و تقویت مشروعیت آن بدانیم با درنظر داشت فعالیت های فوق این سوال خلق می شود که آیا این کوشش ها متضمن برآورده شدن چنان خواسته های خواهندبود؟ یعنی افغانستان قادر خواهد شد که از طریق روند یاد شده به صلح و ثبات با عزت و مشروعیت بخش دست یابد؟ آیا تلاش های ذکرشده معطوف به مصالح و منافع مردم کشور می‌باشد؟‌و....
واقعیت اینست که هر هدفی به تناسب قداست و راه و وسیله ای که برای رسیدن و دست یافتن به آن کار گرفته می شود دارای اهمیت می باشد. یعنی یک هدف مقدس و ارزشمند فقط از مجاری و طرقی بدست می‌آید که با معیار های هدف تعیین شده تناسب داشته باشد. برای رسیدن به یک هدف، از هر وسیله‌ای نمی توان استفاده نمود؛ یا اینکه هدف وسیله را توجیه نمی‌نماید. بر همین اساس، روند دست یابی به صلح برای کشور نیز باید مطابق به ارزشها و باورهای حاکم بر آن باشد. ارزشهای که بوسیله نظام سیاسی در چهارچوب قانون اساسی پذیرفته شده است.
یکی از دلایل عمده ناکامی تلاش های صلح در افغانستان از نخستین سالهای بحران و جنگ تاکنون این بوده است که بدون استثناء هدف و وسیله رسیدن به آن هرگز با یکدیگر منطبق نبوده و هم خوانی نداشته است. صلح، که یک هدف مقدس و انسانی است همیشه ابزار و وسیله ای گردیده در دست شیادان سیاسی و قدرتمندان فرا مرزی در جهت برآورده شدن خواسته های نامشروع شان. به همین جهت راه و مجاری که برای رسیدن به صلح طرح گردیده است با نفاق، تزویر، نیرنگ و دروغ همراه بوده است.
در این مورد می توان بطور مصداقی سخن گفت: مسئله مبارزه با تروریزم از داعیه های اصلی غرب و هم پیمانان داخلی آنان بود. مقامات واشنگتن و لندن بارها اذعان نمودند که سران تروریزم باید به پای میز عدالت کشانیده شوند؛ ‌طالبان و القاعده دشمنان انسانیت و بشریت اند. باید برای توسعه ارزشهای دموکراتیک تلاش و کوشش های بی وقفه ای را بکار برد. آنان خود را بدون کم ترین تردید پرچم داران وپیشتازان آزادی ودموکراسی در جهان قلمداد نمودند. اما امروز پس از دهسال هم سران واشنگتن و هم مقامات لندن درپی آن هستند که راه مذاکره با طالبان را بگشایند. آنان برای توجیه این عمل خویش گروه جنایت کار طالبان را تا سطح یک نیروی مخالف تنزیل داده و آن را از جنایات شان تبرئه دادند. همینطور گروه القاعده را بکلی در تاق نسیان گذاشتند.
حکومت افغانستان نیز سیاست و روشی مشابه را در پیش گرفته است. مقامات حکومت که تا دیروز طالبان را تروریست و دشمنان صلح و سازندگی کشور میدانستند اکنون از آنان بعنوان برادران ناراضی یاد می کنند. کرزی چندین سال است که بدنبال آدرس ملاعمر سرگردان است؛ استقبال وی از گشایش دفتر طالبان شاید به همین منظور باشد که در ترکیه شاید بتواند بدور از چشم پاکستانی ها ملاعمر را آسانتر پیدا نماید! حکومت به میزانی که خود را به طالبان نزدیک می سازد، به همان پیمانه از مردم و نیروهای سیاسی داخلی فاصله گرفته است. در همین راستا ایجاد شورای عالی صلح نیرنگی دانسته می شود که از طریق آن از یک سوی چهره کریه و ضدانسانی طالبان در افکار عمومی قابل قبول ساخته شود؛ و از سوی دیگر زمینه ای باشد برای انحراف افکار عمومی از آنچه که در خارج از کشور برای شریک ساختن طالبان در قدرت سیاسی میگذرد.
پاکستانی ها و طالبان که اوضاع را بر وفق مراد خویش می دانند از اظهار نظر و موضع گیریهای سخت خود داری ورزیده و بیشتر در پی آن هستند که از ضعف کرزی و سردرگمی غربی ها امتیازات بیشتری برای خود کمایی نمایند؛ که البته تاکنون در این مورد کاملا موفق عمل کرده اند.
بنابر این می بینیم که هیچ یک از مدعیان صلح، به صلح و امنیت در افغانستان باور ندارند. همه به پروژه و برنامه ای فکر می کنند که چگونه منافع شان تامین گردد. مسئله مبارزه با تروریزم و توسعه ارزشهای دموکراتیک همه ترفند و نیرنگی هایی است برای دنبال نمودن اهداف یاد شده؛ صلحی که در پرتو شفافیت و باورمندی طرفین ومبتنی بر ارزشهای انسانی و ملی تامین نگردد، چه سودی بحال جامعه خواهد داشت؟ چه انتظار و امیدی را برای مردم مصیبت زده ما خلق خواهد کرد؟ بدین جهت است که میتوان گفت آنچه در این میان بازهم قربانی می شود انسان افغانستانی است و ارزشهای انسانی!
کد مطلب: 13936
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/7moT61
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل