۵
 
حکمتیار و ایران

حکمتیار چه می‌گوید؟ (بخش اول)

در سالهای اخیر جانبداری قومی و زبانی و تعصب خشک مذهبی آقای حکمتیار به تدریج برجسته تر شد تا این‌که در پیام‌های اخیری که عنوانی پنجشیری‌ها و هزاره‌ها انشار داد، پوستهٔ مصلحت را به‌طور کامل شکافت و به عنوان قوم پرست تکفیری و خصم آشتی ناپذیر فرهنگ و تمدن فارسی به‌طور عام و تفکر مذهبی شیعی به‌طور خاص ظهور کرد.
تاریخ انتشار : شنبه ۹ دلو ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۲۱
سال‌هاست که موضع‌گیری‌های متناقض سیاسی، عقیدتی، و مذهبی جناب آقای حکمتیار امیر «حزب اسلامی افغانستان» ذهن مرا به خود مشغول ساخته بود و به خاطر علاقه‌ای که به ایشان داشتم نظریات نادرست سیاسی، تاریخی و مذهبی او را برای خودم توجیه می‌کردم و مخالفان او را ملامت.
در سالهای اخیر جانبداری قومی و زبانی و تعصب خشک مذهبی آقای حکمتیار به تدریج برجسته تر شد تا این‌که در پیام‌های اخیری که عنوانی پنجشیری‌ها و هزاره‌ها انشار داد، پوستهٔ مصلحت را به‌طور کامل شکافت و به عنوان قوم پرست تکفیری و خصم آشتی ناپذیر فرهنگ و تمدن فارسی به‌طور عام و تفکر مذهبی شیعی به‌طور خاص ظهور کرد. حکمتیار تاجیک‌ها و هزاره‌های افغانستان را مجری برنامه‌های ایران در افغانستان خوانده و از آنان خواسته‌است که به برداشت‌های سیاسی، قومی و مذهبی او تمکین نموده و سلطهٔ قومی را بپذیرند. آنچه گفته شد کنه پیام حکمتیار است که به عبارت‌های متفاوت و به‌طور غیر مستقیم بیان شده‌است.
حکمتیار در حال حاضر، ایران را دشمن افغانستان و متحد آمریکا و غرب قلمداد نموده، فرهنگ و زبان فارسی را مانع سلطهٔ قومی دانسته و عقاید شیعی را شرک و مغایر اسلام می‌داند.
بدیهی است که نظریات و موضعگیری‌های آقای حکمتیار بر اعضا و هواداران این حزب اثر می‌گذارد و این فرزندان اسلام و افغانستان با ریسمان حکمتیار به چاه کج اندیشی و اختلاف فرستاده می‌شوند. باتوجه به این که بسیاری از برادران حزب اسلامی را مجاهد و مخلص می‌دانم از آن‌ها می‌خواهم که ایمان، فداکاری و ایثارشان را قربانی اشتباهات و کج اندیشی‌های جناب آقای حکمتیار ننمایند. شاید برای این برادران سخت و دشوار باشد که بپذیرند حکمتیار آن کسی نیست که آن‌ها شناخته‌اند، اما واقعیت‌های تلخ را باید پذیرفت.
برای اثبات این مطلب توجه عزیزان حزب اسلامی را به نمونه‌هایی از گفتار و رفتار جناب آقای حکمتیار جلب می‌کنم. من این مطلب را بخاطر کدام عقدهٔ شخصی یا استفاده جویی و دستوری نمی‌نویسم. خدا را گواه می‌گیرم که به خاطر رفع مسؤولیت و آگاهی بخشی به جوانان و فرزندان مسلمان این وطن می‌نویسم تا کمتر اشتباه کنند.
در این نوشته تناقض در رفتار و گفتار جناب آقای حکمتیار و کج اندیشی او در رابطه با موضوعاتی کلان، یعنی ایران، تشیع، تاجیکان و هزاره‌ها که در پیام‌های اخیر ایشان مطرح شده‌است مورد مطالعه قرار داده می‌شود.

حکمتیار و ایران
حکمتیار، جمهوری اسلامی ایران را کشور مداخله گر و دشمن افغانستان، وابسته به شوروی سابق و روسیه کنونی معرفی می‌کند. ایشان ایران را در حال حاضر، متحد آمریکا و غرب و اسرائیل برای سرکوب اهل سنت در افغانستان، عراق و فلسطین دانسته و شعار استراتژیک «امام خمینی (ره)» درمورد «شیطان بزرگ» خواندن آمریکا و از بین رفتن اسراییل را به باد مسخره گرفته و آن را ریاکارانه تبلیغ می‌کند.
حال، نظریات حکمتیار را از سال‌های اول جهاد (۱۳۶۰ هجری شمسی) تا سال ۱۳۷۹ در رابطه با امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی و مداخله ایران در افغانستان مطالعه کنید.

الف- امام خمینی (ره)
 «ملت ایران در رهبری و قیادت قاطع امام خمینی (ره) توانست انقلاب خود را به پیروزی برساند. ما خدای رحمان را سپاسگذاریم تا به ملت مؤمن ایران قیادت قاطع عنایت کرد. ما معتقدیم که خط امام، خط اصیل اسلامی است و ما از این خط دفاع می‌کنیم …» (راه حق، ارگان نشراتی حزب اسلامی افغانستان، شماره هفدهم، سال سوم، ۳۰ آذر ۱۳۶۰).
  «ما می‌بینیم که رهبر قاطع ملت مؤمن ایران، با قاطعیت در پهلوی آمریکایی‌ها، روس‌ها را محکوم نمودند و آن را هم به حیث دشمن معرفی کردند. در تمام بیانات خود به این امر اهتمام می‌ورزد و به این امر متوجه است.» (حکمتیار، نهضت اسلامی، ص ۵۷).

ب- انقلاب اسلامی ایران
 «انقلاب اسلامی ایران متعلق به اسلام و همه مسلمین است.» (راه حق، شماره ۱۷، سال سوم، آذر ۱۳۶۰).
  «انقلاب ایران به یمن رهبری مقاوم و آگاه، از همه آزمون‌ها سالم و سربلند بیرون آمد و… موفقیت‌های خلاف انتظار و دستاوردهای بالاتر از همه ناظران دوست و دشمن را در این راستا داشت». (میثاق ایثار، شماره ۲۸).

ج- اعتراف به دشمنی آمریکایی‌ها و روس‌ها با انقلاب اسلامی
«توطئه‌ای که آنها توانستند به راه بیندازند تا از این راه از صدور انقلاب اسلامی ایران به خارج جلوگیری کنند، مجاهدین خلق را از یک طرف آمریکایی‌ها تربیت کردند و از سوی دیگر روس‌ها برای‌شان اسلحه دادند. از یک طرف جنگ عراق را بر ایران تحمیل کردند و از جانب دیگر منافق را در داخل مسلح ساختند. چرا؟ برای اینکه نگذارند انقلاب اسلامی ثمره و میوه‌اش را تقدیم کند، تا مردم از انقلاب اسلامی متنفر شوند…» (عاشورای حسینی، حکمتیار، ص ۳۲).
«پیروزی انقلاب ایران موج تازه‌ای بود برای رستاخیز سرتاسری ملت افغان که از آن جمله می‌توان در همسایگی ایران قیام حماسه آفرین و تاریخی ۲۴ حوت ۱۳۵۷ مردم هرات را شاهد گرفت که درست ۳۲ روز پس از پیروزی انقلاب ایران راه افتید.» (میثاق ایثار، شماره ۵۴).
«انقلاب اسلامی وضع ایران را تغییر داد. نه تنها سلطه آمریکا بر این کشور را پایان بخشید بلکه این کشور را به پایگاه مستحکم اسلام و سنگر مبارزه علیه آمریکا و منافع استعماری‌اش در ایران و منطقه تبدیل کرد … آمریکا ایران را زیر فشار گرفت و سرمایه‌های ایران را در بانک‌ها منجمد ساخت. نه تنها محاصره شدید اقتصادی علیه ایران را اعمال نمود بلکه در جنگ ایران-عراق از بغداد حمایت کرد. برای سرنگونی نظام تلاش‌های گوناگونی را به شمول تشویق و ترغیب افسران نظامی بر کودتا و تمویل مخالفین به کار گرفت. رادیوهای متعددی را در اختیارمخالفین قرار داد. رسانه‌های خبری آمریکا و … در مبارزه علیه ایران با تمام نیرو و توان وارد معرکه شدند و تبلیغات شدید و وسیعی علیه ایران به راه انداختند. (میثاق ایثار، شماره ۲۸، ص ۶)

د- دعوت از ایران به مداخله در امور افغانستان
«ایران در موقعیتی قرار دارد که قادراست نقش مؤثر و تعیین‌کننده‌ای درحل بحران افغانستان ایفا کند. با حمایت از طرح تشکیل جبهه نیرومند سیاسی نظامی مشتمل بر همه گروه‌های افغانی گه جنگجویان طالبان با آنان خصومت دارند می‌توان به بحران خاتمه بخشید و منطقه را از خطر فاجعه وخیمی نجات داد. کمیسیون مشترکی مشتمل بر نمایندگان احزاب افغانی و هیئت با صلاحیت ایران تشکیل گردد.» (میثاق ایثار، شماره ۵۴).
  «ظهور گروه طالبان با افکار ضد جهادی و ضد ایرانی به کارپردازی آمریکا و رژیم‌های متأثر از واشینگتن کافی بود که دست‌اندرکاران جمهوری اسلامی در امور افغانستان خود را تکان داده و برای جلوگیری از بسط و توسعه نفوذ این‌ها با گروه‌های جهادی مخلص همکاری نمایند و با تشویق آن‌ها به تشکیل یک محور سیاسی و نظامی نیرومند و معقول این جریان را در نطفه مهار می‌کردند.» (میثاق ایثار، شماره ۵۴) آنچه در فوق ذکر شد بخشی از گفته‌ها و نوشته‌های آقای حکمتیار در مورد ایران بود. او به دشمنی آمریکا و روس‌ها با ایران و نقش برجسته ایران در گسترش و تقویت جهاد ملت افغان اعتراف می‌کند و از این‌که ایران در افغانستان مداخله همه‌جانبه نمی‌نماید گله دارد. حکمتیار در سال ۱۳۷۸ بیش از ۴۰۰ نفر را برای آموزش نظامی و شرکت در نبرد با طالبان در ایران جمع کرد و آنها را در اردوگاه‌های نظامی ایرانی در خراسان آموزش داد. اختلافی پیش آمد و ایرانی‌ها از اعزام نیروهای حکمتیار به داخل افغانستان خود داری کردند که این امر او را برآشفته و عقده‌ای ساخت.

حالا ببینید حکمتیار در پیامش به پنجشیری‌ها و هزاره‌ها با ۱۸۰ درجه تغییر موضع چنین می‌نویسد: «ایران منافع شومش را با ادامه جنگ در افغانستان گره زده، در اثنای خروج قوای اتحاد شوروی از افغانستان بامسکو سازش کرد، نجیب را به مشهد دعوت نمود، میان کمونیستها، شورای نظار وگروهای وابسته به تهران ائتلاف شمال را ساخت تا مأموریت نیمه تمام نیروهای شوروی در رابطه به ادامه جنگ را به عهده بگیرد، اکمال مالی و نظامی این ائتلاف از سوی مسکو و ازطریق تهران صورت می‌گرفت، و دراثنای هجوم نیروهای صلیبی برافغانستان با واشینگتن سازش کرد و به گروهای مزدورش وظیفه داد تا در کنار نیروهای صلیبی و تحت قومنده افسران آمریکایی علیه برادران افغان خود بجنگند. دفاتر تمامی گروه‌های مزدورش را از تهران به کابل منتقل کرد.»
حکمتیار ایران را متهم به سازش با مسکو در اثنای خروج قوای شوروی از افغانستان نموده و مذاکرهٔ ایران با دکتر نجیب را خیانت به افغانستان قلمداد می‌کند. این در حالی است که خود حکمتیار قبل از ایران با سفارت شوروی در اسلام‌آباد تماس گرفته و خواستار معامله با روس‌ها شده بود. خبر تماس غیرمستقیم حزب اسلامی با سفارت شوروی در اسلام‌آباد در تاریخ ۲۵/۹/۱۳۶۶ توسط یک تلکس خبری چنین انتشار یافته‌است: «به گزارش واصله حکمتیار با واسطه جماعت اسلامی پاکستان، تماس غیرمستقیمی را با سفارت شوروی در اسلام‌آباد آغاز کرده‌است. در این رابطه گزارش شد که در ملاقات اخیر قاضی حسین‌احمد رهبر جماعت اسلامی پاکستان با سفیر شوروی در پاکستان، پیام حکمتیار نیز به روس‌ها منتقل شده‌است. در این پیام با تأکید برمواضع ضد غربی حزب اسلامی از شوروی‌ها درخواست شده که جهت روی کار آمدن حزب اسلامی پافشاری نمایند، زیرا هر کس در افغانستان به غیر از حزب اسلامی روی کار بیاید در دامن غرب خواهد غلطید.» (۱)
قابل ذکر است که قبل از ملاقات قاضی حسین احمد با سفیر شوروی هفت تن از اعضای کمیته سیاسی حزب اسلامی به مدت ۲ ساعت نام برده را درمورد سیاست‌های حزب اسلامی توجیه کرده بودند.
اگر تماس گرفتن و سازش یک کشور مستقل مانند ایران با شوروی خیانت برای افغانستان باشد تماس گرفتن و پیشنهاد معامله کردن حزب اسلامی که خود را مدافع و صاحب افغانستان می‌داند به مراتب خیانت بارتر است. بنا بر این، کسی که خودش به کشورش خیانت می‌کند چگونه می‌تواند دیگران را متهم به خیانت کند؟
در رابطه با نجیب هم، در حالی که آقای حکمتیار اعتراف می‌کند که با او مذاکره کرده و قدرت را تقسیم نموده بود، چگونه می‌تواند ایران را محکوم کند که چرا نجیب را به مشهد دعوت کرده‌است؟ آقای حکمتیار پرده از روی معامله پنهانی خود با نجیب چنین برمی‌دارد؟
«من قبل از سقوط نجیب با ایشان مذاکره کردم و پیشنهاد دادم و دولت و ساختار حکومت آینده را ترسیم کردم … با نجیب الله به توافق رسیدیم اما طرفداران ببرک کارمل علیه او کودتا کردند و ما نتوانستیم به اهذاف خود نائل آییم.» (از سخنان حکمتیار، در جمع مهاجرین در زاهدان، ۱/۶/۱۳۷۶).
علاوه برآن، گزارش‌های مبنی برهمکاری برخی فرماندهان حزب اسلامی با گروه‌های مارکسیستی انتشار یافته‌است. در این رابطه در جزوه «مشت‌ها باز می‌شوند، چهره‌ها عریان» چنین آمده‌است: «در این اواخر که جبهات جمعیت اسلامی افغانستان به عملیات پاکسازی گروه‌های مزدور سازا و سفزا در ورای کوکچه دست به کار می‌شوند، حزب حکمتیار با ملیشه‌های شناخته شدهٔ منطقه و گروه‌های مارکسیستی سازا و سفزا در یک اتحاد ناپاک بعد از اتخاذ پلان مشترکی در کندک قومی میرزا عبدالرحیم که بر فراز آن پرچم سرخ خلقی‌ها در اهتزاز است دست به کار شده و لشکرکشی‌هایی را علیه مراکز جهادی جمعیت در رستاق، چاه آب و شهر بزرگ به راه می‌اندازند… ثبت قومانده بشیر بغلانی به همه سرگروپ‌های حزب حکمتیار در تخار در آرشیف اسناد جمعیت اسلامی موجود است… بشیر ضمن این قوماندهٔ خود می‌گوید: ما بعد از این متحدانه با دولت علیه شورای نظار جمعیت اسلامی می‌جنگیم». (۲)
«ژیل دورونسور، و شانتال لوباتو» در مقاله‌ای تحت عنوان «شبه نظامیان در افغانستان» در رابطه با تعامل حزب اسلامی با رژیم کمونیستی چنین می‌نویسند: «در واقع در شمال طرز رفتار حزب اسلامی ثابت می‌کند که این حزب توافق‌هایی با رژیم به عمل آورده‌است. در ایالت قندز نفرات حکمتیار غالباً از اعضای سابق ملیشیای حفیظ ا… امین تشکیل شده‌اند… همچنین در ایالت بدخشان در ماه‌های اوت و سپتامبر ۱۹۸۸، هنگامی که شهر کشم، جرم و بهارک به دست مجاهدین افتادند، حزب اسلامی با حمایت از پادگان دولتی، امنیت قوای دولتی را تأمین کرد… در هرات نیز جمعه گل پهلوان، از حزب اسلامی بالصراحه با دولت همکاری می‌کند.»(۳)
شهید عبدالحسین اخلاقی در رابطه با همکاری حزب اسلامی با مائوئیست‌ها علیه مجاهدین در غزنی چنین نوشته‌است: «یکی دیگر از مشکلاتی که دامنگیر ما بود، سنگرگیری عناصری از طرف حزب اسلامی در مقابل ما بود که ما هرچه تلاش می‌کردیم مسئولان حزب را متقاعد بسازیم که لا اقل اگر با ما همکاری اسلامی نمی‌کنند، راه ما را قطع نکرده و مانع پیشرفت و موفقیت اقدام مسلمانان علیه ملحدان و دشمنان دین نگردند، به این امر توفیقی حاصل نشد و آن‌ها همچنان به همکاری خویش با مائوئیست‌های چپی ادامه دادند…»(۴)
برادران مجاهد حزب اسلامی توجه کنند در حالی که برخی افراد معامله گر حزب اسلامی با هدایت یا بی‌هدایت آقای حکمتیار در هرات، غزنی، کابل، قندز، بغلان، بدخشان و … به ملیشیاهای نجیب کمونیست و حتی حفیظ‌الله امین پیوسته بودند، جناب ایشان چگونه به خود اجازه می‌دهد که بدون استثناء مجاهدین شیعه را متهم می‌کند که به دستور ایران به ملیشیاهای نجیب پیوسته‌اند؟
حکمتیار، ایران را متهم به سازش با واشینگتن نموده و ادعا می‌کند که گروه‌های مزدور خود را – هدف وی به‌طور عمده گروه‌های شیعه و جمعیت اسلامی است – دستور داده‌است که در کنار افسران آمریکا علیه برادران افغان خود بجنگند.
اولاً همه می‌دانند که بعد از لشکرکشی آمریکا به افغانستان همه گروه‌های جهادی اعم از شیعه و سنی خلع سلاح شدند و نیروی نظامی ندارند. سربازان دولتی که با طالبان و تروریست‌ها می‌جنگند متشکل از اقوام پشتون، تاجیک، ازبک، هزاره و ترکمن است. این ادعای حکمتیار یک تبلیغ سوء و ناجوانمردانه است که اقوام افغانستان را در برابر هم قرار می‌دهد. ایشان در پیام های‌شان کوشیده‌اند چنین وانمود کنند که تاجیک‌ها و هزاره‌ها به دستور ایران با پشتون‌ها (طالبان) می‌جنگند. اما نمی‌گوید که پشتون‌ها و ازبک‌ها به‌دستور کدام کشور با پشتون‌ها (طالبان) می‌جنگند.
از سوی دیگر اگر ایران با آمریکا سازش کرده باشد و همه شعارهای ضد آمریکایی‌اش دروغ باشد در آن صورت کسی می‌تواند انتقاد کند که خودش متهم به سازش و شعارهای دروغ نباشد. حزب اسلامی به اعتراف «دگروال محمد یوسف»، افسر «ای اس ای» در کتاب «خاموش مجاهد» در دوران جهاد ۶۰ درصد کمک آمریکا را به خود اختصاص داده بود. اگر حزب اسلامی دشمن واقعی آمریکا می‌بود و خطری برای منافع آن کشور محسوب می‌شد، آیا اجازه می‌داد که این حزب از کمک‌هایش استفاده کند؟ استفاده حزب اسلامی از کمک‌های آمریکا می‌تواند مسبوق به سابقهٔ روابط آقای حکمتیار با آمریکایی‌ها باشد. چنانچه در کتاب «توطئه علیه افغانستان» آمده‌است که حکمتیار در سال‌های دههٔ شصت میلادی با سازمان سیا رابطه برقرار کرده بود.
در سال ۱۳۵۸ آقای حکمتیار با حفیظ الله امین، کمونیست فاشیست، اجرای یک کودتا را طراحی کرد و قرار بود این کودتا در هشتم جدی همان سال صورت بگیرد. حکمتیار اعتراف می‌کند که قبل از اجرای کودتا با آمریکایی‌ها تماس گرفته و آن‌ها را در جریان طرح قرار داده بود. اگر حکمتیار با آمریکایی‌ها رابطه نداشته و دل بسته نبود چرا از آن‌ها کسب تکلیف کرده بود؟
همین اکنون حکمتیار عملاً تن به حاکمیت صلیبی‌ها و به تعبیر خودش دولت دست نشاندهٔ آن‌ها در افغانستان داده‌است. حزب اسلامی به ریاست آقای ارغندیوال که از دوستان و همفکران حکمتیار است و توسط او به کابل فرستاده شده‌است، با جواز رسمی در کابل فعالیت می‌کند. ارغندیوال در کابینه وزیر است و وزیر سابق وزارت فرهنگ آقای خرم و لوی سارنوال پیشین نیز متعلق به حزب اسلامی حکمتیار بودند. تاکنون لوی سارنوالی و بسیاری از مأمورین عالیرتبهٔ دولتی به حزب اسلامی اختصاص داشته‌است. همچنین ۴۱ کرسی ولسی جرگه رژیم به اصطلاح دست نشانده در اختیار حزب اسلامی است. بسیاری از اعضای شناخته شدهٔ حزب اسلامی در کابل و ولایت‌ها در انجوهای آمریکایی و غربی مشغول کار هستند.
این که حکمتیار خودش درکنار گود قرار گرفته برای دفاع از دین و وطن نیست، اگر زمینه فراهم شود او نیز وارد گود می‌شود که اعزام هیئت و پیام و طرح و مذاکرات پیدا و پنهان بامقام‌های آمریکایی و دولت حامد کرزی و برادر خواندن حکمتیار و کرزی یکدیگر را گواهی بر این مطلب است. اما افسوس که برای امتیازگیری و نفس کشیدن و معامله کردن جان عده‌ای از فرزندان این وطن را بنام دفاع از اسلام! در عملیات تروریستی قربانی می‌کند. چنانچه در روز جمعه گذشته (۸/۱۱/۸۹) تعدادی از هموطنان بیگناه ما را در وزیر اکبرخان با عملیات انتحاری به خاک و خون کشید.

پی‌نوشت‌ها
۱- افغانستان قربانی رفقا و بردران، ص۱۵۹.
۲- مشت‌ها باز می‌شوند، چهره‌ها عریان، ص ۲۸–۲۹.
۳- افغانستان، جنگ و سیاست، ص ۱۲۱–۱۲۲.
۴- نوشته‌ها و اندیشه‌های استاد اخلاقی، ص۱۷۹.

ادامه دارد…

بخش دوم: حکمتیار چه می‌گوید؟ (بخش دوم) / محمد اعتمادی
کد مطلب: 13391
 


 
عبدالهادی
۱۳۸۹-۱۱-۰۹ ۰۹:۲۱:۰۰
متأسفانه چیزی که در مورد برادر حکمتیار صدق مکند این است که ایشان ثبات فکری و عقیدتی نداشته اند و همیشه منافع ایشان مقدم بر عقاید ایشان بوده است (1707)
 
جاوید از کابل
۱۳۸۹-۱۱-۰۹ ۰۹:۲۱:۰۰
جناب اعتمادی بی اعتماد،برادر حکمتیار آنچه در مورد ایرانیها و ایران گفته اند، مطابق همان حال واحوال بوده است که متأسفانه رژیما های ایران آن باورها را حالا فراموش کرده و همیشه چهره دو پهلو را در مسایل افغانها اختیار نموده است، اما در رابطه با به اقوام باید گفت که یگانه حزبی که به هیچ نوع تبعیض قومی و سمتی باور ندارد حزب اسلامی است. حضور اعضای حزب اسلامی در کابینه دولت کرزی ویا پارلمان به معنی قوت و نفوذ مردمی این حزب بزرگ است نه رضایت حزب اسلامی به نظام حاکم. حزب اسلامی بحیث یک قشر بزرگ جامعه افغانی چنانکه در زمان تجاوز شوروی ها آماده مذاکره مستقیم با روسها برای خروج بلاقید و شرط آنها از افغانستان بود، حالا هم برای حل معضل کشور آماده مذاکره با هر جناحی که بتواند برای خروج نیروهای بیگانه از کشور و تأسیس یک نظام اسلامی طبق اراده مردم کمک کند بوده و می باشد و هرگز سلاح جهاد را تا خروج نیروهای صلیبی از کشور بر زمین نخواهد گذاشت. (1708)
 
حنیف
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۹-۰۶-۳۰ ۲۰:۱۶:۱۵
به زودی توجهیات آقای حکمتیار را برای عادی سازی روابط با اسرائیل خواهیم شنید؛ البته اگر وجه کافی به ایشان پیشنهاد شود. امیدوارم آن روز را نبینیم (19600)
 
Emami
۱۳۸۹-۱۱-۰۹ ۰۹:۲۱:۰۰
سلام و درود بشما نو یسنده گران ارج !
من منحیث یک کلمه گوی محمد و بنده الله اقرار میکنم که حکمتیار همان جناب است که یک ملیون دالر را گرفت و وظایف اشرا برای اجنبی ادامه داد.
حکمتیار مجاهد نبود نیست و نخواهد بود ؛ وی در سابق پر چمی بعدا اخوانی و فعلا جلاد است وچون همه راه ها را خداوند برایش بند ساخته با تملق و دست جبر و قتل میخواهد با اعضای فا میل اش دوباره بیاید که حا لا بسیار نا وقت است و هر کس وی را اسلام بداند به یقین شرک می آورد.
چندی قبل جناب عبقری و استاد نسیم اسیر اشعار شانرا به چاپ رسانده بود که واقعا ما هیت آقای حکمتیار را تصویرکرده بود.
اسلام عریز توسط اینان به زانو نشسته و بهتان ترور دامن مبارکش را از دست همین شیادان رنگین به نظر میرساند.
خداوند سمع و بصیر است و جهان دار فانی.
والسلام
حبیب امامی (1711)
 
مات ومبهوت
۱۳۸۹-۱۱-۰۹ ۰۹:۲۱:۰۰
من براین باورهستم که آقای حکمتیانه به نفع اسلام است ونه به نفع افغانستان بلکه به منافع اجنبی ها خدمت میکند وحیات وممات اش دردسست آی اس ای هست هرگاهی که بخواهند اورا مطرح میکنند واگر نخواهند میکشندش اورفیق قاضی حسین احمدپاکستانی است که اوجز به منافع پاکستان به هیچ دینی باورندارد (1721)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل