مأموریتی ناکام / عبدالشکوراخلاقی

تاریخ انتشار : شنبه ۳۰ اسد ۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۵۱
مأموریتی ناکام / عبدالشکوراخلاقی
پس از وقوع حوادث ۱۱ سپتامبر در سال۲۰۰۱ که برجهای دو قلوی تجارت جهانی در امریکا در اثر ظاهرا عملیات انتحاری منسوب به القاعده فرو ریخت، جورج بوش رئیس جمهور وقت امریکا، اسامه بن لادن رهبر شبکه القاعده را عامل این حملات معرفی کرده و دستور حمله به افغانستان را، که تحت سیطره طالبان قرار داشته و از هم پیمانان استراتژیک القاعده بشمار می رفت، جهت دستگیری وی صادر نمود. این حمله که منجر به سقوط سیطره طالبان در افغانستان گردید، موجب فراری شدن رهبران طالبان و القاعده در نقاط جنوبی کشور و مناطق سرحدی پاکستان گردید؛ از آن تاریخ تا امروز حداقل  ۹ سال می‌گذرد، اما آمریکایی‌ها و هم پیمانان او موفق به دستگیری و یا کشتن هیچ یک از رهبران طالبان و گروه تروریستی القاعده نشده‌اند.
نیروهای متحد غربی با حضور گسترده خویش در کشور نه تنها به اهداف ذکر شده دست نیافتند، بلکه موفق نگردیدند که هیچ یک از شعارها و داعیه های خود را تحقق ببخشند. آنان قادر نگردیدند که حتی دایره فعالیت گروههای تروریستی طالبان و القاعده را محدود سازند. آنان طی چند سال حضور در افغانستان و به مصرف رسانیدن مبالغ هنگفت مالی نتوانستند که زمینه تغییر و نگرش مثبت به آینده را در زندگی افغانها بوجود آورند، جامعه جهانی نه تنها قادر نگردید که نمونه و مدل دموکراسی خود را در افغانستان برای الگو گیری کشورهای آسیای میانه و منطقه پیاده سازد، بلکه همان ساختارهای نیم بند گذشته را هم از بین برد. درافغانستان، امروز نه قانون حکومت می کند و نه دموکراسی تحقق یافته است؛ بلکه نوعی آنارشیسمی حاکم گردیده است که فقط بستر مناسب برای تولد و فعالیت شبکه های مافیایی می باشد. حکومت افغانستان بدون کم ترین تردید در محاصره و تسخیر باندها و شبکه های بزرگ مافیایی است که عمدتا در زمینه های غارت اقتصادی و مواد مخدر فعالیت می نمایند.
در مواجهه با این ناکامی ها است که برخی مقامات نظامی آمریکا با توجه به تجربیات چندین ساله خود به این نتیجه رسیده اند که شکست طالبان امری ناممکن به نظر می رسد. تردید و بروز اختلاف نظر میان مقامات ارشد امریکا در رسیدن به موفقیت در مبارزه با طالبان و القاعده کار را بدانجا رسانیده است که آنان برخلاف داعیه های دیروزی خود، حاضر گردیده اند که از طرح گفتگو و مذاکره بی پشتوانه و بی برنامه حامد کرزی با طالبان حمایت نموده و در این زمینه کم ترین حساسیت را نیز از خود نشان ندهند، همین طور از موضوع دستگیری اسامه بن لادن نیز بسادگی چشم پوشی نموده و او را به بوته فراموشی بسپارند. وزیر دفاع آمریکا در روز های اخیر اعلام نمود که تاریخ تعیین شده برای آغاز خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان در جولای سال ۲۰۱۱ میلادی تغییر نمی کند. هرچند در واکنش به این اعلام، ژنرال پترییوس فرمانده ارشد نیروهای امریکایی و ناتو در افغانستان سخن از تدریجی بودن و در نظر داشتن شرایط خروج نیروهای یاد شده به میان آورده است؛ ولی در اصل موضوع یعنی خروج قطعی نیروهای خارجی از افغانستان اتفاق نظر وجود دارد. بر اساس آنچه بیان گردید واقعیت اینست که طالبان که پس از حمله آمریکا در سال ۲۰۰۱ میلادی ، و ساقط شدن از اریکه قدرت، با حمایت از سوی قدرت های بیرون مرزی، همچنان کنترل بخش های وسیعی از جنوب و دیگر نواحی کشور را در دست دارند و قادر گردیده اند که در برابر ۱۰۰ هزار سرباز امریکایی از خود مقاومت نشان دهند.از سوی دیگر بر اساس نظر سنجی های صورت گرفته در آمریکا، میزان حمایت مردم آن کشور از جنگ نه ساله افغانستان و چگونگی مواجهه اوباما با این مساله، به شدت کاهش یافته است. فرماندهان ارشد امریکایی کوشیده اند تا از طرق مختلف با موفقیت آمیز نشان دادن حضور سربازان امریکایی در افغانستان اعتماد از دست رفته را باز گردانند، ولی دست آورد قابل توجه در این راستا نداشته اند. آمارهای اعلام گردیده حاکی از آنست که از ابتدای جنگ افغانستان در سال ۲۰۰۱ میلادی تاکنون، بیش از دو هزار نظامی خارجی، از جمله ۱۲۲۶ نظامی آمریکایی و ۳۳۱ نظامی انگلیسی کشته شده اند.
سازمان ملل متحد نیز طی آخرین اعلام مواضع خود از افزایش روز افزون تلفات غیرنظامیان در جنگ افغانستان ، بخصوص طی شش ماه آخر اظهار نگرانی نموده  و رقم آن را به ۱۲۷۱ نفر اعلام داشته است که در این میان ۱۹۹۷ افغانی غیر نظامی دیگر نیز در این فاصله مجروح شده اند.بر اساس آمار ارائه شده دیگری گفته شده است که بیش از دو سوم از قربانیان جنگ اخیر (۷۶ درصد) را شهروندان افغان و تنها ۱۲درصد را نظامیان افغان و یا نیروهای خارجی تشکیل می‌دهند. علاوه بر این در ماههای اخیر آمار تلفات نظامیان و غیرنظامیان به شدت افزایش یافته است.
در مجموع ارزیابی ها چنین نشان میدهد که اوضاع جاری هم در افغانستان و هم در امریکا بسود دوام حضور نیروهای خارجی در کشور نیست. مردم امریکا دیگر تحمل پرداخت مصارف هنگفت مالی و از همه مهم تر از دست دادن جان فرزندان خود را در جنگی که هدف و آینده آن هرگز روشن نشده است، ندارند؛ به همین تناسب در داخل کشور نیز با گذشت نه سال هنوز چشم انداز مبارزه با تروریزم و تامین امنیت معلوم نیست . این در حالی است که جهت گیری بسیاری از تغییرات رونما شده بسود مردم و دموکراسی و استقرار در کشور نبوده است. مردم شاهدند که پس از چندین سال بازهم جنایتکاران و آنانی که تروریست خوانده می شدند دوباره به گونه های مختلفی غسل تعمید داده شده و بقدرت بازگردانده می شوند. بنابر این تاریخ سیاسی افغانستان برای چندمین بار شاهد شکست قدرتی است که برای بشریت و آزادی داعیه رسالت می نمود و اینک آن قدرت بلامنازع در برابر اوضاع پیچیده سیاسی و نظامی عاجز آمده و در تلاش آنست که هرچه زودتر جان خود را از معرکه بیرون ببرد، اکنون دیگر ناکام ماندن در انجام ماموریت و رسالت جهانی قباحت خود را از دست داده است.
کد مطلب: 11768
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل